جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
باقر ریاحی مهر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
وحی قرآنی، به‌مثابه بنیادی‌ترین تجلّی الهی در تمدن اسلامی، همواره در مرکز توجه شرق‌شناسان و اسلام‌پژوهان واقع شده است. در دهه‌های اخیر، شماری از مستشرقان کوشیده‌اند با برجسته ساختن مشابهت‌های مفهومی، روایی و زبانی میان قرآن و متون یهودی و مسیحی، منشأیی بشری برای قرآن قائل شوند و آن را برگرفته یا متأثر از دانش دینی پیشین معرفی کنند. این دیدگاه بیش و پیش از همه، بر قیاس میان قصص پیامبران، آموزه‌های شرعی و لغات مشترک استوار بوده است؛ حال آن‌که بررسی جامع بستر تاریخی، فرهنگی و زبانی عصر نزول، اشکالات جدی بر پیکره این نظریه وارد می‌سازد. یکی از مهم‌ترین نقدها بر نظریه اقتباس، به مسأله فقدان ترجمه‌های موجود، معتبر و در دسترس از متون مقدس یهودی و مسیحی به زبان عربی در شبه‌جزیره عربستان پیش از اسلام بازمی‌گردد. بر پایه یافته‌های جدید پژوهشگران غربی نظیر سیدنی گریفیت، کهن‌ترین ترجمه‌های عربی عهد جدید و عهد قدیم، مربوط به چند قرن پس از عصر پیامبر(ص) است. همچنین قرائن تاریخی مؤید آن است که پیامبر اسلام(ص) نه تنها به متون مکتوب اهل کتاب دسترسی نداشته، بلکه خود جوامع یهودی و مسیحی شبه‌جزیره، غالباً فاقد آگاهی مستقیم از تمامی کتاب‌های مقدس‌ بودند. در این مقاله، ضمن بازخوانی انتقادی آرای شاخصِ شرق‌شناسانی چون توری، کاش، ونزبرو، کرون و گریفیت، و استناد به تحلیل‌های تاریخی و متنی، نشان داده می‌شود که تشابهات موجود، نه دلایل اقتباس و تأثیرپذیری، بلکه نشانه‌هایی از منشأ واحد ادیان ابراهیمی است که در قالبی نو و مستقل در قرآن جلوه یافته‌اند. بر این اساس، استقلال ساختاری و معنایی قرآن، نقد بر منابع نقدپذیری غربی، و فقدان شواهد معتبرِ دسترسی به متون پیشین، واقعیت وحیانی و اعجاز جاودانه این کتاب آسمانی را تأکید می‌بخشد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 18
نویسنده:
بهناز درویشی ، رمضان مهدوی آزادبنی ، محمود دیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می‌پردازد که آیا می‌توان میان نظریة «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفة اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریة «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان‌شمولی اخلاق و امکان گفت‌وگوی بین‌ادیانی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعة عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه‌ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها در سه سطح صورت گرفته است: ۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛ ۲. سطح نظری (بررسی ادلة هر دو طرف)؛ ۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت‌های بین‌فرهنگی و امکان‌سنجی گفت‌وگوی ادیان). یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو دیدگاه، علی‌رغم تفاوت‌های زمینه‌ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش‌های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان‌ها و ‌ادیان مطرح می‌سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی‌گرایی اخلاقی را به چالش می‌کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین‌ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می‌آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه‌های اخلاق مقایسه‌ای، الهیات گفت‌وگو و فلسفه تطبیقی هموار می‌سازد و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش‌های مشترک بشری بهره جست.
صفحات :
از صفحه 19 تا 32
نویسنده:
محمدحسین نقی زاده ، محمد شعبان پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش پیش رو به بررسی و نقد تفاسیر علمی محمد راتب نابلسی از آیات قرآن در کتاب «آیات الله فی الآفاق» می­پردازد که در آن، آیات قرآنی با یافته­های علوم تجربی تطبیق داده شده ­است. نویسندگان با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه­ای، سه مورد از مضامین تفسیری نابلسی را مورد ارزیابی قرار داده­اند: تطبیق «سَقفاً مَحفوظاً»در آیۀ 32 سورۀ انبیا به معنای جوّ زمین؛ نابلسی این عبارت را به لایه­های جوی محافظ زمین مرتبط می­داند؛ در حالی که نقدهای نحوی، سیاقی و تفسیری نشان می­دهند این برداشت با ظاهر آیه و سیاق آن ناسازگار است و معنای اصلی، حفظ آسمان از زوال است. 2.تفسیر «سُکِّرَت أبصارُنا» در آیات 14 و 15 سورۀ حجر به معنای پراکندگی نور؛ این تفسیر با سیاق آیات که بر انکار معجزه توسط کافران تأکید دارد، همخوانی ندارد و آیات، بیشتر درصدد اشاره به عناد کفّار معاصر پیامبر (ص) هستند. تطبیق «وَردَةً کَالدِّهان» در آیۀ 37 سورۀ الرحمن دالّ بر پدیده ابر نو اختر؛ این تفسیر با سیاق آیه که مربوط به قیامت است، با داده­های نجومی و استعاره­های مفهومی آیه ناسازگار است و تحلیل ریشه­شناختی نشان می­دهد «وَردَةً» به معنای جریان و روان شدن است، نه گل سرخ.
صفحات :
از صفحه 67 تا 90
نویسنده:
صفر نصیریان ، حسن رضایی ، حبیبه منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پل ام کاب (Paul M. Cobb) خاورشناس امریکایی درباره حضرت هود(ع) در قرآن به تحقیق پرداخته است. پژوهش کاب در این زمینه، به رغم جدید بودن روش بحث آن، دچار آسیب‌هایی شده است که ضرورت ارزیابی آن را ایجاب می‌کند. از این رو، هدف جستار حاضر، بررسی دیدگاه­های پل ام کاب درباره حضرت هود(ع) در قرآن، با روش توصیفی-تحلیلی است. طبق بررسی انجام شده، دیدگاه‌های وی درباره حضرت هود(ع) در قرآن و نقد آن‌ها عبارتند از: کاب درک درستی از ارتباط پیامبران پیشین با پیامبر اسلام(ص) ندارد، در حالی که ارتباط بین داستان زندگی حضرت هود(ع) و پیامبر(ص) در قرآن، بیان‌گر فلسفه تاریخ است؛ وی در نقل جزئیات داستان حضرت هود(ع)، به هیچ وجه از کتب شیعه استفاده نکرده و به سراغ کتاب­های نویسندگانی چون کسایی، ثعلبی و طبری رفته که برخی روایات این کتب، از اسرائیلیات محسوب می­شوند؛ کاب داستان زندگی حضرت هود(ع) را ابداع خود پیامبر(ص) دانسته است، در حالی که دلایل قرآنی، روایی، تاریخی و عقلی، گواه حقیقت تاریخی این داستان و نفی هر گونه تصرف در آن توسط پیامبر(ص) هستند. اعتقاد وی به این که حضرت هود (ع) هیچ دلیل روشنی برای اثبات ادعای خویش نداشته است، با ضرورت بعثت پیامبران همراه با دلایل عقلی و معجزات از دیدگاه عقل و قرآن منافات دارد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 66
نویسنده:
نیر زکی دیزجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرآن کریم ضمن تأکید بر مشترکات انسانی به ویژگی‌های منحصربه‌فرد روحی و عاطفی مخصوص جنسیت نیز بها می­دهد که می‌تواند توانمندی افراد در کنترل چالش‌های روحی را افزایش دهد. پژوهش حاضر با این پیش‌فرض که توجه به تفاوت­های زنان و مردان و استعدادهای خاص هرکدام در مدیریت این چالش‌ها و نحوه کنترل آن‌ها، متغیر مهمی در تعیین تکالیف، مدیریت انتظارات و واگذاری مسئولیت‌ها به افراد دو جنس محسوب می­شود درصدد پاسخ بدین سؤال است که از منظر قرآن کریم، زنان و مردان چگونه از معناگرایی برای مدیریت چالش‌های روحی و روانی و افزایش تاب­آوری خود در مشکلات بهره می­برند؟ بدین منظور در این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا، آیات برگزیده از قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت نتیجه گرفته شد که معناگرایی یک الگوی مداخله روان‌شناختی- فلسفی در رفع تنش­های درونی است که در زنان و مردان عملکرد یکسانی ندارد؛ بدین ترتیب که مردان معمولاً سعی می­کنند از طریق عمل‌گرایی و تلاش برای تغییر شرایط بیرونی و تسلط بر محیط، عوامل تنش‌زا را رفع کرده و چالش­های درونی پیش‌آمده را برطرف ‌کنند، درحالی‌که اغلب زنان به مهار احساسات مرتبط با جنسیت و کنترل عواطف خویش می‌پردازند. توجه به این قابلیت­ها، می­تواند در افزایش تأثیر مشاوره­های روان‌شناختی و ارتقای جایگاه رویکرد مذهبی در آن نقش اساسی داشته باشد.
صفحات :
از صفحه 91 تا 106
نویسنده:
سید جعفر صادقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم «برکت» به‌عنوان نشانه‌ای از لطف الهی در ادیان ابراهیمی، در فهم رابطه انسان با خدا و نعمت‌های الهی نقش ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی مفهوم برکت در قرآن و عهد عتیق، به بررسی تعاریف، کارکردها و دلالت‌های الهیاتی و فرهنگی این مفهوم می‌پردازد تا اشتراکات و تفاوت‌های آن در اسلام و یهودیت را روشن کند. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی کیفی با استفاده از تحلیل لغوی، متنی و بررسی زمینه‌های اسلامی و یهودی در متون اصلی و تفاسیر معتبر است. یافته‌ها نشان می‌دهند که برکت در هر دو متن، نعمتی الهی با ابعاد مادی و معنوی است که از خدا سرچشمه می‌گیرد و به ایمان، تقوا یا اطاعت از احکام مشروط است. شباهت‌ها شامل منشأ الهی، جامعیت مادی و معنوی و نقش برکت در انسجام اجتماعی است. با این حال، برکت در قرآن جهانی‌تر و اخلاق‌محور است، در حالی که در عهد عتیق این مفهوم غالباً قوم‌محور و قانون‌محور است و تمرکز بیشتری بر نعمت‌های دنیوی دارد. از منظر اخلاق و حقوق بشر، رویکرد قوم‌محور عهد عتیق چالش‌های حقوق بشری، مانند انحصارگرایی و نابرابری ایجاد می‌کند، در حالی که قرآن بر کرامت انسانی تأکید دارد.
صفحات :
از صفحه 33 تا 48
نویسنده:
ابراهیم نوئی ، فاطمه حسینی نیافر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دیدگاه متفاوت انسانها درباره­ی مرگ مبنای مواجهه­ی آنها با این مسئله و سازنده­ی جهان­بینی فرد در زندگی اوست. مرگ در کنار اموری مانند تنهایی، پوچی و فقدان آزادی از رنجهای بشر شمرده می شود. تحقیق حاضر از این جهت که می تواند بشر را از گرفتاری به این رنج رهایی بخشد، دارای اهمیت است. به طور کلی مواجهه‏های انسان نسبت به مسئله‏ی مرگ از نظر مسکویه، به سه دسته تقسیم می‏گردد: ترس، حزن و شوق. ترس و خوف نوعی عرض نفسانی­ است نسبت به امری که انتظار می‏رود در آینده رخ دهد ولی هنوز رخ نداده است. حزن نیز نوعی عرض نفسانی است که به دنبال از دست دادن امری مطلوب در گذشته، رخ می‏دهد. از نظر مسکویه درست­ترین مواجهه با مسئله­ی مرگ، مواجهه از سنخ شوق است که در این مقاله – با روشی توصیفی و تحلیلی- بدان خواهیم پرداخت. مسکویه به طور کلی ریشه­ی ترس از مرگ را، جهل نسبت به حقیقت انسان و مرگ دانسته است. در بیان علل حزن نسبت به مرگ نیز دو عامل الف) ترک اولاد و اموال و ب) بی­اطلاعی از سرانجام اموال و اولاد را برشمرده است که ریشه­ی این دو دسته حزن نسبت به مرگ در واقع جهل نسبت به عالم ناپایدار و غیرثابت دنیا و بعد مادی وجود انسان است. در مقابل مسکویه بیان می‏دارد که دو دسته از انسان­ها نسبت به مرگ اشتیاق دارند: الف) کسانی که به حقیقت انسان و عالم دیگر آگاهی و بصیرت یافته باشند و ب) کسانی که در زندگی دنیوی خویش گرفتار رنج­های دشواری گردیده باشند، این دو دسته مرگ را بر زندگی در این عالم ترجیح داده و نسبت به مرگ شوق پیدا می‏کنند و امورات زندگی خود را بر مبنای همین مواجهه نسبت به مرگ، سامان می‏دهند.
صفحات :
از صفحه 67 تا 84
نویسنده:
محسن رفعت ، فاطمه ژیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بر اساس آموزه‌های دینی یاد پایدار و پیوسته مرگ برای انسان امری مطلوب است، اما گاه نزول سختی‌ها و دشواری‌های زندگی موجب می‌شود که انسان کم‌طاقت شده و بخاطر عدم دستاویزی برای پناه بردن به آن دست به دعا برداشته و به جای استمداد از خداوند، آرزوی مرگ می‌کند. مفهوم تعدادی روایات مشتمل بر دعاها و آرزوها، با آموزه‌های دیگر برجا مانده از ایشان سازواری ندارد. چنانچه طلب و آرزوی مرگ ناشی از بی‌تابی در برابر مشکلات دنیایی صورت پذیرد، ضمن عدم جواز صادر شده از جانب ایشان با امر ابتلاء معصومان نیز همسویی ندارد، چه اینکه منتج به عجز و ناتوانی خواهد بود و این نیز با مقام عصمت تنافی خواهد داشت. این مقاله با رویکردی تحلیلی- انتقادی کوشیده است تا منابع و اسناد این روایات را بر اساس منابع فریقین در سنجه نقد نهد و در تلاش‌است با کاوش در دیگر مصادر و یافتن بسامد و گونه­های حدیثی و تاریخی، تحلیل یا ارزیابی نماید. روایات مزبور، ضمن تعارض با برخی اخبار واردشده در منابع شیعی و سنت معصومان، از نظر ادله­ قرآنی، عقلی، رکاکت معنا محل مناقشه‌است. تعدادی از روایات مشتمل بر آرزوی مرگ از سند و منبع معتبر برخوردار نیست و در مواردی نیز تعابیر کنایی‌است از اظهار نهایت ناراحتی و تأسف بر وقوع ماجراهایی که موجب انحراف امت اسلامی را فراهم می‌آورد.
صفحات :
از صفحه 35 تا 55
نویسنده:
علی قدردان قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
متون دینی به وضوح بر شکرگزاری تأکید دارند و به ارتباط آن با افزایش نعمت‌ها اشاره می‌کنند. با این حال، به دلیل عدم مشاهده‌ی ملموس و آنی افزایش نعمت‌ها در برخی موارد، ممکن است در وجود ارتباط میان شکرگزاری و افزایش نعمت‌ها تردیدهایی به وجود آید. در حالی که این ارتباط در آیات قرآنی و سخنان معصومین (ع) به طور ویژه‌ای تأکید شده و با توجه به صدق وعده‌های الهی، افزایش نعمت‌ها به دنبال شکرگزاری تحقق خواهد یافت، لذا ضروری است تا با تبیین ارتباط تکوینی میان الگوی اسلامی شکرگزاری و افزایش نعمت‌ها، به این سوال پاسخ داده شود که شکرگزاری چگونه می‌تواند موجب افزایش نعمت‌ها گردد؟ هدف این پژوهش، تحلیل و تبیین هستی‌شناسانه این ارتباط تکوینی است تا ضمن روشن شدن ابعاد مختلف مسأله و نقش علل و عوامل مختلف عالم هستی در افزایش نعمت، انگیزه‌ای قوی برای عمل به الگوی اسلامی شکرگزاری در افراد ایجاد کند. نگارنده در این تحقیق برای نخستین‌بار با رویکرد هستی‌شناسانه به تحلیل ارتباط شکرگزاری و افزایش نعمت‌ها پرداخته است. این پژوهش، تحقیقی مسأله محور و نظری است. اطلاعات مورد نیاز آن از طریق مطالعه کتابخانه‌ای گردآوری شده است. از روش‌های تحلیل عقلی، فلسفی و نقلی با رویکرد هستی‌شناسی برای تحلیل و تبیین ابعاد مختلف موضوع استفاده شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ارتباط تکوینی میان الگوی اسلامی شکرگزاری و افزایش نعمت‌ها وجود دارد که موجودات مختلف عالم هستی به صورت علّی سبب آن می‌شوند. تأثیر شکرگزاری بر افزایش نعمت‌ها، به دو شکل طبیعی و فراطبیعی قابل تبیین است. هرچند که نقش عوامل طبیعی در این زمینه قابل توجه است؛ اما نقش عوامل فراطبیعی مانند تکامل نفس، صورت باطنی شکرگزاری و خواست و اراده الهی در افزایش نعمت‌ها بسیار حائز اهمیت است. این یافته‌ها سبب شده تا ضمن از بین رفتن ابهامات نظری در مسأله شکرگزاری و فزونی نعمت‌ها، انسان‌ها اقبال بیشتری به شکرگزاری و عمل به این الگوی اسلامی داشته باشند.
صفحات :
از صفحه 29 تا 47
نویسنده:
رمضان مهدوی آزادبنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از عصر جدید پژوهش های فلسفی درباره اخلاق بیشتر مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است و در دوره کنونی نیز گسترش اطلاعات در مورد تفاوت ها از جمله تفاوت های اخلاقی میان جوامع، سبب ظهور مجدد شکاکیت اخلاقی گردید. در واقع با گسترش ابزار ارتباطی، شواهد تجربی مهمی که از تفاوت جوامع مختلف در حوزه ارزش های اخلاقی حکایت داشت بدست آمد. گروهی از فیلسوفان با تکیه بر شواهد تجربی بدست آمده تلاش نمودند تا از شکاکیت اخلاقی دفاع نمایند. مساله ای که در پژوهش حاضر بدان پرداخته شد بررسی این مساله است که آیا شواهد تجربی منطقا به شکاکیت اخلاقی منجر می شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد انتقادی تلاش نمود تا نشان دهد که استدلال مبتنی بر شواهد تجربی در دفاع از شکاکیت اخلاقی از ضعف و نقص منطقی رنج می برد و بر این نتیجه تاکید نمود که نسبیت گروی توصیفی منطقا نمی تواند به شکاکیت اخلاقی منجر گردد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 12