جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
مهدی حیاتی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
رسول اکرم(ص) از جنبه های علمی و عملی اسوه حسنه و الگوی مسلمانان است.مسئله این پژوهش آن است که به جز قرآن، علم رسول اکرم(ص) از چه منبع وحیانی دیگری منشأ گرفته است؟ برخی منشآ علم نبوی را وحی غیر قرآنی می دانند وبعضی دیگر آن را منبعث از اجتهاد آن حضرت دانسته اند. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه­ای انجام گرفته است. دامنه این تحقیق آثار و کتب تفسیری و حدیثی شیعه و اهل سنت است. هدف از این مقاله بررسی نقش وحی غیرقرآنی در علم رسول اکرم(ص) در منابع فریقین است.که از آن به وحی بیانی در منابع شیعه و وحی السنه یا وحی غیرمتلوّ در منابع اهل سنت یاد شده است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته است در خصوص وحی غیرقرآنی، تفاسیر و منابع حدیثی اهل سنت عمدتاً به روایتی استناد می­کنند، که مشهور به حدیث اَریکه است. این روایت در منابع حدیثی و تفسیری شیعه هم مطرح شده است. بررسی مصادر و منابع، سند و دلالت این روایت، روشن می­کند که خاستگاه بحث وحی غیرقرآنی، در خصوص علم رسول اکرم(ص) میان اندیشمندان فریقین مشترک است. نتیجه آنکه فریقین منشأ علم رسول اکرم(ص) را وحی قرآنی و وحی غیرقرآنی می­دانند.
نویسنده:
محسن حبیبی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
نویسنده:
سید علی محمد موسوی ، علی رجب زاده
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از مهمترین مباحث فلسفی وکلامی، بحث درباره صفات خداوند است؛ زیرا بی تردید شناخت خداوند، بدون شناخت صفات او غیر ممکن خواهد بود. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی این پرسش بنیادین است: چگونه می‌توان علم ازلی خداوند را به امور حادث و جزئی تطبیق داد و کیفیت اراده پروردگار، چگونه است؟ هدف پژوهش، دستیابی به منظومه‌ای تطبیقی از آرای این سه اندیشمند است که بتواند طیفی از راه‌حل‌های ممکن در برابر این مسائل را با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس منابع کتابخانه ای، ترسیم کند. یافته‌های پژوهش: عبده معتقد است صفات الهی از خود ذات فهمیده می‌شوند و چیزی جز تعبیری از کیفیت وجود نیستند. او از ورود به بحث فهم کیفیت علم الهی نهی می‌کند و در مورد اراده الهی نیز معتقد است که تصور اراده‌ی پروردگار، ریشه در نظریه‌ی علم الهی و صدور ممکنات از خداوند دارد. در مقابل علامه و جوادی آملی معتقدند که باید معانی صفات را که بیانگر کمال است به خدا نسبت دهیم. ایشان علم خداوند را از سنخ علوم حضوری می‌دانند و اراده را از صفات فعل دانسته و اراده بنده را در هر فعلی، وابسته به اراده الهی می‌دانند. در نتیجه می‌توان گفت که تفاوت در مبانی معرفت‌شناختی (مانند قبول یا رد علم حضوری) و هستی‌شناختی (مانند عینیت یا عدم عینیت صفات با ذات) در آرای کلامی این سه اندیشمند، منجر به تمایزات اساسی در تبیین صفات علم و اراده الهی شده است.
نویسنده:
محمد اسماعیل عبداللهی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
مسئله: نظریه امامت در کلام امامیه با چالش‌های تبیینی درباره چیستی حضور فعال امام در جهان و نسبت ایستایی مقام امام با پویایی هستی مواجه است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال ارائه چارچوب هستی‌شناختی نوین برای امامت با استفاده از فلسفه فرآیند آلفرد نورث وایتهد است. روش: داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و با رویکرد تطبیقی-تأویلی تحلیل شدند؛ در این روش مفاهیم کلیدی وایتهد با آموزه‌های امامت، ولایت و عصمت تطبیق یافته‌اند. یافته‌ها: تحلیل‌ها نشان می‌دهد که امام می‌تواند به‌عنوان نهاد فعال پدیدارشناختی در جریان هستی عمل کند و با همراهی مستمر با جهان، آن را به سوی کمال هدایت نماید. نتایج: بازسازی امامت به شکل فرآیندی، مفهوم ولایت مستمر را به‌عنوان سازوکاری پویا برای هدایت هستی تبیین می‌کند و محدودیت‌های دیدگاه‌های ایستا در کلام امامیه را برطرف می‌سازد. نوآوری پژوهش در تلفیق فلسفه فرآیند با کلام شیعه و ارائه چارچوب هستی‌شناختی جدید برای امامت است.
نویسنده:
مریم محمدی ، محمد معینی فر ، حسین رضائیان بیلندی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
مسئله‌ی خداباوری در علم کلام، افزون بر ابعاد معرفت‌شناختی و الهیاتی، ناظر به تبیین نسبت خداوند با کنش انسانی و معنای فاعلیت انسان در جهان است؛ امری که واجد پیامدهای انسان‌شناختی بوده و می‌تواند دلالت‌هایی روان‌شناختی نیز به همراه داشته باشد. با این حال تفاوت‌های بنیادین میان خوانش‌های کلامی از خداباوری، به‌ویژه در سنت‌های امامیه و اشاعره وجود دارد که در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای کمتر به‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و تطبیقی و با تمرکز بر تحلیل مفهومی متون کلامی، به مقایسه‌ی این دو خوانش می‌پردازد و دلالت‌های روان‌شناختی آن‌ها را نسبت با بهزیستی انسان بررسی می‌کند. در این مسیر، مدل بهزیستی روانی ریف صرفاً به‌عنوان چارچوبی نظری برای صورت‌بندی مؤلفه‌های بهزیستی این دو خوانش به‌کار گرفته شده است. تحلیل‌ها بر سه مؤلفه‌ی خودمختاری، زندگی هدفمند و پذیرش خود متمرکز است. یافته‌ها نشان می‌دهد تأکید کلام امامیه بر نظریه‌ی «امر­بین‌الامرین» و تفسیر خاص آن از فاعلیت انسان، ظرفیت بیشتری برای تبیین معناداری کنش، مسئولیت اخلاقی و تجربه‌ی مثبت از خود فراهم می‌آورد؛ در مقابل قرائت اشعری از خداباوری و نظریه‌ی «کسب»، با اولویت‌بخشی به توحید افعالی، به الگویی متفاوت از فاعلیت انسانی می‌انجامد که دلالت‌های روان‌شناختی متمایزی، به‌ویژه در سطح هدفمندی زندگی و پذیرش خود، به همراه دارد. نتیجه این پژوهش نشان داد که تفاوت خوانش امامیه و اشاعره از خداباوری، به‌ویژه در تبیین فاعلیت انسان، به دو الگوی متمایز از تجربه روان‌شناختی می‌انجامد؛ به‌گونه‌ای که نظریه امر بین‌الأمرین در کلام امامیه، زمینه‌ساز تقویت خودعاملیت و معنا در زندگی است، در حالی که نظریه کسب در کلام اشعری، بیشتر با پذیرش، تسلیم و آرامش در برابر اراده الهی پیوند می‌یابد. بر این اساس، تحلیل کلامی می‌تواند مبنایی معتبر و غیرتقلیل‌گرایانه برای تبیین دلالت‌های روان‌شناختی خداباوری فراهم آورد.
نویسنده:
محمدرضا دفتری ، کاوس روحی برندق ، کاظم قاضی زاده ، مینا شمخی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
صفات خبریه الهی همانند «محبت»، «رضایت» و «غضب»، که در قرآن و روایات برای خدا به کار رفته‏‏اند، چالش اعتقادی بزرگی ایجاد کرده‌اند؛ زیرا ظاهرشان با عواطف انسانی هم‌خوانی دارد و مکاتب مختلف را به اختلاف می‏کشاند. سلفیه بر اثبات ظاهری بدون کیفیت اصرار دارد، اشاعره راه میانه اثبات و تأویل می‌جویند، معتزله به تأویل مجازی صرف روی می‌آورند. ضرورت تحقیق از شبهات فرقه‌ای معاصر در فضای مجازی و مناظرات علمی سلفی-شیعی برمی‌خیزد؛ جایی که اثبات بلا کیف سلفیه ممکن است به تصور عواطف انسانی برای خدا منجر شود. وجود چنین اختلافاتی وحدت امت را تهدید می‌کند. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی-انتقادی دیدگاه‏های سلفیه و امامیه، گفتگوی علمی میان مذاهب اسلامی را تسهیل می‌نماید و بنا دارد با روش تحلیلی-انتقادی ضمن بررسی مختصر دیدگاه‏های لغوی و تفسیری درباره صفات محلّ بحث، براساس روایات فریقین، دیدگاه‏های شرح‏الحدیثی سلفیه و امامیه را مقایسه و ارزیابی نماید. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که شارحان حدیث سلفیه صفات یاد شده را حقیقی و ظاهری برای خدا اثبات می‌کنند. براین اساس، محبت علاقه واقعی همراه با نصرت است و رضایت نیز خشنودی پایدار بدون کیفیت انسانی است. از نگاه شارحان سلفی، غضب نوعی تنبیه ارادی خداوند بر بندگان است که شباهتی با خلق ندارد اما امامیه محبت را افاضه فیض خدا دانسته است، رضایت را به تجلّی خشنودی خدا در رضایت اولیایش می‏داند و غضب را قطع موقت رحمت الهی معنا می‏کند. در نتیجه، نگاه امامیه ضمن تنزیه مطلق خدا از صفات انسانی، سازگاری بیشتری با آیات محکم قرآنی، روایات و دلایل عقلی نشان می‏دهد.
نویسنده:
سید حاتم مهدوی نور ، عبدالوحید وفائی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
در کلام اسلامیِ امامیه، «برهان فطرت» بر خداجویی و خداشناسیِ سرشتی انسان تکیه دارد. پرسش این است که این برهان چگونه از گرایش فطری به تصدیق وجود خدا می‌رسد و نسبت آن با «معرفت‌شناسی اصلاح‌شده» چیست. هدف تبیینِ تقریرهای امامیه از برهان فطرت و سنجش آن با نظریهٔ «باور پایه» در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (به‌ویژه نزد پلانتینگا) برای روشن‌سازی عقلانیت باور به خدا بدون اتکای پیشینی بر براهین کلاسیک است. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و تطبیقی با روش کتابخانه‌ای است؛ مفاهیم قرآنی، روایی و فلسفیِ فطرت در منابع امامیه استخراج و به‌صورت نظام‌مند با مؤلفه‌های معرفت‌شناسی اصلاح‌شده مقایسه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد برهان فطرت بر دو مؤلفه استوار است: (۱) گرایش فطری به کمال مطلق و امر قدسی (عشق به خیر، حقیقت و عبادت)، (۲) بینش/تصدیق فطری نسبت به مبدأ هستی. متفکرانی چون ملاصدرا، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و جوادی آملی، این گرایش/بینش را نشانهٔ وجود واقعیِ متعلق آن می‌دانند. در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده نیز باور به خدا می‌تواند باور پایه و معقول باشد و از کارکرد صحیح حسّ خداشناسی پدید آید. اشتراک دو رویکرد در خدادادی‌بودن و غیراکتسابی‌بودن ایمان است؛ تفاوت در این‌جاست که امامیه غالباً بر جنبهٔ حضوری و وثاقت تصدیق تأکید می‌کند، حال آن‌که معرفت‌شناسی اصلاح‌شده بیشتر بر معقولیت/توجیه باور تکیه دارد نه اقناعِ برون‌گرا. در نتیجه می‌توان پل معناداری میان برهان فطرت و معرفت‌شناسی اصلاح‌شده ساخت: باور به خدا «برون‌داد طبیعیِ» سازوکارهای فطریِ سالم انسان است؛ ازاین‌رو، هم قرینه‌ای وجودشناختی به سود الهیات امامیه فراهم می‌شود و هم مدلی معاصر برای تبیین عقلانیت خداشناسیِ فطری.
نویسنده:
داود خوش باور ، محمدحسین توکلیان ، حمید اسفندیاری ، حسین ضیایی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
‌احباط موسوم به حبط عمل در کلام اسلامی،. به طور محوری به تبیین و تحلیل رابطه‌ی پیچیده‌ی میان ایمان و عمل صالح و ناشایست از یک سو و سعادت و شقاوت اخروی از سوی دیگر می‌پردازد. اگرچه مفهوم دقیق احباط با جزئیات کلامی آن در آموزه‌های مسیحیت یافت نمی‌شود، اما شباهت‌های مفهومی میان این آموزه‌ها وجود دارد. عمده‌ی اختلاف میان این دو سنت فکری، در کیفیت وقوع و دامنه‌ی تأثیر احباط است. این مقاله با هدف بررسی تطبیقی حبط عمل به عنوان یکی از بنیادی‌ترین و پرچالش‌ترین مباحثی که در حوزه‌ی کلام اسلامی و الهیات تطبیقی بوده که با تاکید بر آموزه های امامیه و مسیحیت مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی و اسنادی، به بررسی دیدگاه‌های مختلف اسلام به ویژه امامیه و مسیحیت پرداخته است. حاصل این بررسی به همسویی قابل توجه کلام امامیه و الهیات مسیحیت کاتولیک تأکید دارد؛ به گونه‌ای که هر دو، احباط را بر معنای مجازی حمل کرده و منکر احباط کلی اعمال هستند. این همسویی، افق‌های جدیدی برای مطالعات تطبیقی در الهیات می‌گشاید. در برآیند این نوشتار اینچنین به دست می‌آید که از نگاه اسلامی هر عمل حسنه یا سیئه، حساب خاص خود را دارد و گناه لزوماً به نابودی کامل عمل نیک نمی‌انجامد ؛ همچنین هیچ یک از شاخه‌های اصلی مسیحیت نیز قائل به ابطال اعمال گذشته نیست، حتی کلیسای کاتولیک راه‌هایی مانند آیین توبه (اعتراف) را برای ترمیم رابطه با خدا پس از گناهان فراهم نموده است.
نویسنده:
علی عابدی رنانی ، سارا جهانشیری
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
پژوهش حاضر به تبیین مبانی کلامی نقد فرهنگستان علوم اسلامی قم بر مدرنیته می‌پردازد. فرهنگستان با ابتنا بر الهیات شیعی و با تأکید بر سه اصل بنیادین «جامعیت حداکثری دین»، «ولایت الهی» و «هستی‌شناسی توحیدی»، مدرنیته را نه صرفاً یک پدیده تاریخی، بلکه نظامی الهیاتیِ رقیب در برابر توحید تفسیر می‌کند. از منظر این جریان، مدرنیته بر سه مؤلفه اومانیسم، لیبرالیسم و راسیونالیسم استوار است که هر یک به‌گونه‌ای جایگزینی انسان به جای خدا، اراده بشری به جای اراده الهی و عقل خودبنیاد به جای عقل ولایی را تثبیت می‌کنند. مساله تحقیق حاضر این است که مبانی الهیاتی نقد فرهنگستان علوم اسلامی قم بر مدرنیته چیست؟ هدف مقاله شناسایی مبانی کلامی نقد فرهنگستان بر مدرنیته و نسبت آن با حریان اصولی شیعه است. روش پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل متن/تحلیل مفهومی (Conceptual-Textual Analysis) با رویکرد کلامی–گفتمانی است. داده‌ها به شیوهٔ کتابخانه‌ای گردآوری شده و شامل آثار اصلی فرهنگستان (حسینی هاشمی، میرباقری) و پژوهش‌های تحلیلی مرتبط است. یافته پژوهش این است که فرهنگستان سکولاریسم مدرن را انکار جامعیت دین و نفی ولایت الهی دانسته و آن را مصداق شرک تمدنی تلقی می‌کند. نتیجه پژوهش این است که نقد فرهنگستان بر مدرنیته ماهیتی بنیادین و تمدنی دارد، اما در تبیین جایگاه عقل با جریان اصولی شیعی تطابق کامل ندارد.
نویسنده:
نرگس شکوری ، اکبر باقری ، محمد حسین مظفری
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
مسئله تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های اخیرعلی‌رغم تکثر گفتمان‌ها و ابتکارهای نهادی، همچنان با چالش ناپایداری، واکنشی بودن و محدود ماندن به سطوح نمادین مواجه است. بخش قابل‌توجهی از این ناکامی‌ها ناشی از فقدان چارچوبی نظری برای مدیریت پایدار اختلاف مذهبی است؛ چارچوبی که بتواند میان روایی ( مشروعیت دینی ) و همگرایی مذهبی، پیوند برقرار کند. این پژوهش با تمرکز بر این خلأ به تحلیل تطبیقی-انتقادی اکومنیسم مسیحی(به‌مثابه یک همگرایی درون دینی درسنت های مختلف مسیحی) و تقریب مذاهب اسلامی به‌عنوان دو پاسخ الهیاتی به مسئله اختلافات عقیدتی می‌پردازد. پرسش‌محوری پژوهش آن است که آیا می‌توان از منظر مبانی اسلامی برای اکومنیسم نوعی روایی الهیاتی قائل شد و مرزهای شاخص این روایی چیست. پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه تحلیل اسنادی و با اتکا به متون رسمی اکومنیکال (شورای جهانی کلیساها، واتیکان دوم)، اسناد الهیات مسیحی معاصر و منابع اسلامی، سازه‌های مفهومی هر دو گفتمان را بازسازی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه اکومنیسم و تقریب در سطح «الهیات وحدت» و «مدیریت اختلاف» واجد همگرایی مفهومی‌اند، اما اکومنیسم در جایگاه مدلی اعتقادی برای وحدت، به دلیل تعارض با مبانی توحیدی و منطق وحیانی اسلام، فاقد روایی الهیاتی برای الگوگیری است. بااین‌حال، برخی عناصر فرایندی و مدیریتی اکومنیسم، پس از مرزبندی الهیاتی و بومی‌سازی انتقادی، می‌توانند به‌صورت گزینشی در چارچوب گفتمان تقریب مورداستفاده قرار گیرند.