جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
روح اله مظفری پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی و نقد اخلاق فناوری در دیدگاه پساانسان‌گرایی می‌پردازد. پساانسان‌گرایی، به عنوان یک چارچوب نظری، دیدگاه‌های سنتی متمرکز بر انسان را چالش می‌دهد و رابطه در حال تکامل بین انسان‌ها، فناوری و اخلاق را بررسی می‌کند. تلاش برای غلبه بر انسان محوری و نیز رد موقعیت ممتاز اخلاقی انسان ها یکی از ویژگی های اساسی پساانسان گرایی می باشد. نظریه‌های پساانسان‌گرایی با تأکید بر پیوند انسان‌ها و موجودات غیر انسانی از جمله فناوری، تفکرات ما را درباره اخلاق فناوری تغییر می‌دهند. در دیدگاه پساانسان گرایی، ما انسان ها تنها سوژه ی عامل در جهان نیستیم؛ ما در جهان درهم تنیده ای از موجودات انسانی و غیر انسانی هستیم که عاملیت ما را تحت تاثیر قرار می دهند. در این پژوهش بر اندیشه های کارن براد یکی از پیشگامان پساانسان گرایی تاکید می شود که معتقد هر گونه پژوهش و تولید فناوری، نوعی تولید واقعیت و دخالت در پیکربندی جهان است و دارای پیامدها و مسوولیت های اخلاقی می باشد
صفحات :
از صفحه 85 تا 107
نویسنده:
سیدعلی اصغری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ما نسبت به همه‌ی انسانها به صرف انسان بودنشان، حداقلی از وظیفه‌ها را داریم، مثلاً این وظیفه که نباید به آنها آسیب بزنیم. اینها وظیفه‌های عام هستند. نسبت به برخی انسانها وظیفه‌های «خاص» نیز داریم زیرا بین ما و آنها تعاملهایی پدید آمده است (مانند عهدی که با کسی می‌بندیم) که بین ما و دیگران پدید نیامده است. این هر دو نوع وظیفه، مبتنی بر اصلهای عام اخلاقی هستند، با این تفاوت که در اصلهای عام مربوط به وظیفه‌های خاص، تعاملْ مندرج است. آیا ما نسبت به کسانی که با آنها «رابطه» داریم، علاوه بر دو نوع وظیفه‌ی فوق، «وظیفه‌های طرفداری» نیز داریم که نه بر اصلهای عام اخلاقی بلکه بر خیرهای همان رابطه مبتنی هستند؟ هدف این مقالهْ دفاع از پاسخ مثبت به این پرسش است؛ برخی از وظیفه‌های ما به فرزند، والدین، و مانند اینها، از حیث فرزند بودن و... است. روش مقاله، بررسی ارکان و ساختار فروکاستِ وظیفه‌های طرفداری به وظیفه‌های خاص، نقد مهمترین استدلال و پشتوانه‌های آن، و بررسی ارکان و ساختارعدم‌فروکاستِ وظیفه‌های طرفداری به وظیفه‌های خاص و طرح برخی استدلالها به نفع آن است. نتیجه به‌اختصار این بوده که فروکاستْ از وجاهت قابل‌قبولی برخوردار نیست، و در مقابلْ عدم‌فروکاستْ دست‌کم نه فقط موضعی شایسته‌ی تأمل است بلکه از وجاهت قابل‌قبولی بهره‌مند است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 54
نویسنده:
روح‌الله آقایانی چاوشی ، محسن جوادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تفسیرهایی که در هرمنوتیک قرن بیستم از مفهوم فرونسیس ارسطویی، به خصوص در آثار گادامر، انجام شده است نشان دهندۀ ارتباطی معنادار میان این مفهوم و زیباشناسی است. درحالی که مراجعه به عبارت‌های ارسطو در اخلاق نیکوماخی شواهد روشنی برای پشتیبانی از این تفسیرها به دست نمی‌دهد. اینک بخشی از آثار ارسطو که دربردارندۀ نظریات وی درباب زیبایی و هنر بوده از دست رفته است و از آن جز اندکی در دست ما نیست، اما در اخلاق ارسطویی نشانه‌هایی وجود دارد که شاید بتوان با تکیه بر آن‌ها جایگاهی برای زیبایی در اخلاق ارسطو یافت. اگر این نشانه‌ها برای آشکار کردن ارتباطی زنده و مؤثر میان نظریۀ اخلاقی ارسطو و زیبایی قدرت کافی را داشته باشد، می‌توان گفت تفسیرهای هرمنوتیکی، به طور مشخص تفسیر گادامر، به شکلی روشن در سیاق عبارت‌های ارسطو جای می‌گیرد. بررسی شواهد متنی حاکی از آن است که این تفسیرها در نگاه اول از سیاق عبارت‌های ارسطو برنمی‌آید، اما در جهت خلاف چارچوب ارسطویی نیز قرار ندارد و نمی‌توان آن‌ها را منافی سنت متنی ارسطو قلمداد کرد. در حقیقت متون اخلاقی ارسطو در خصوص زیبایی منفعل و ساکت است و اثر مستقل او درباب زیبایی نیز در دست نیست. این تفسیرها با بهره‌گیری از خلائی که در متون ارسطو وجود دارد و تأکید کردن بر جنبه‌هایی در عبارت‌های ارسطو که در تفسیرهای پیشین خاموش مانده است راه خود را گشوده‌اند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 25
نویسنده:
وحید دهقانی فیروزآبادی ، مسلم زمانیان ، معصومه دشت‌آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این نوشتار به روش توصیفی–تحلیلی و با هدف تحلیل روان‌شناختی سوءظن و مقایسه آن با اختلال شخصیت پارانوئید به لحاظ همپوشی و اختلاف‌هایی که در نشانه‌شناسی و درمان دارند؛ به بررسی این دو مفهوم در منابع اسلامی و روانشناسی پرداخته‌ و علاوه بر تبیین مفهوم سوءظن، مهم‌ترین عوامل و علل آن، نشانه‌ها و روش‌های درمانی سوءظن از منظر منابع اسلامی و روانشناسی را نیز بررسی نموده‌ است. نتایج نشان می‌دهد که سوءظن در آموزه‌های دینی، گستره مفهومی وسیع‌تری از اختلال شخصیت پارانوئید را شامل می‌شود و البته در روان‌شناسی نیز، هرچند سوءظن به‌صورت یک پیوستار ذهنی و رفتاری و نه فقط در قالب اختلال شخصیت پارانوئید تحلیل می‌شود؛ اما اختلال شخصیت پارانوئید تنها نقطه‌ی انتهایی و شدید این پیوستار است. به لحاظ نشانه‌شناسی نیز سوءظن و پارانوئید، در کلیت و شالوده اصلی یعنی رفتارها، افکار، هیجانات برآمده و مترتب بر بدگمانی و بدبینی نسبت به افراد تقریباً یکسان می‌باشند؛ هرچند برای هرکدام نشانه‌های اختصاصی دیگری نیز بیان شده و نشانه‌شناسی پارانوئید به جزئیات بیشتری نیز اشاره دارد. در منابع اسلامی، به علل شناختی یعنی همان ضعف در ایمان، عدم تعقل، جهل، هم‌نشینی با بدان و آلودگی و پلیدی نفس برای سوءظن اشاره شده؛ درحالی‌که در مورد اختلال شخصیت پارانوئید؛ بر علل مختلفی ازجمله علل ژنتیکی، علل شناختی ازجمله فرض‌ها و شناخت‌های ناسازگار، علل فرهنگی و علل روان‌پویشی تأکید شده است. در خصوص روش‌های درمانی نیز، در هریک از منابع، روش‌های خاص شناختی و رفتاری توصیف شده، مضاف بر این‌که برای درمان شخص پارانوئید به درمان‌های دارویی نیز اشاره شده است.
صفحات :
از صفحه 55 تا 84
نویسنده:
حمید زنگنه ، سیدجلال هاشمی ، سیدمنصور مرعشی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بازخوانی و بازاندیشیِ مفهوم «وظیفه‌ی اخلاقی » در چارچوب سنت اسلامی انجام شد تا الگویی تلفیقی، زمینه‌مند و کاربردی برای تربیت اخلاقی ارائه دهد. در این راستا، سه مکتب شاخص اخلاق هنجاری، یعنی پیامدگرایی ، وظیفه‌گرایی و فضیلت‌گرایی به‌صورت تحلیلی و انتقادی بررسی شدند و کاستی‌های آن‌ها در تبیین موقعیت‌های اخلاقیِ پیچیده و چندفرهنگیِ جهان معاصر تحلیل گردید. نتایج نشان داد که هر یک از این مکاتب، با وجود دستاوردهای فلسفی، در ارائه‌ی الگویی جامع برای هدایت عامل اخلاقی ناکام مانده‌اند. بر پایه‌ی مبانی انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی اسلام، به‌ویژه نظریه‌ی فطرت در اندیشه‌ی علامه طباطبایی، اخلاق نه مجموعه‌ای از الزامات بیرونی، بلکه فرآیندی درونی، تدریجی و هویت‌ساز تفسیر شد. روش پژوهش، «تحلیل استعلایی–مقایسه‌ای» بود که بر اساس آن، پنج مؤلفه‌ی بنیادینِ وظیفه‌ی اخلاقی شامل توانمندی اخلاقی و واقع‌گرایی، اراده‌ی مسئولانه، تثبیت منش، زمینه‌مندی فرهنگی–اجتماعی و تعامل عقلانی میان اصول، پیامدها و منش شناسایی گردید. یافته‌ها نشان داد که سیر سه‌مرحله‌ایِ خودسازی اسلامی (تزکیه، تهذیب و جهاد اکبر) می‌تواند وظیفه‌ی اخلاقی را از سطح الزام صوری به تعهد وجودی ارتقا دهد. بر این اساس، الگوی پیشنهادی با تلفیق عقلانیت، معنویت و عاملیت اخلاقی، افق تازه‌ای برای بازسازیِ نظری و تربیتیِ اخلاق اسلامی گشوده و می‌تواند زمینه‌ی تقویت سرمایه‌ی معنوی و پرورش انسانِ خودآگاه، مسئول و فضیلت‌مدار را فراهم سازد.
صفحات :
از صفحه 109 تا 133
نویسنده:
بابک عباسی ، آرام عطاردی ، امیرحسین خداپرست
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امروزه فرزندخواهی و فرزندآوری یکی از مسائل مهم و تأثیرگذار اخلاقی، اجتماعی و حقوقی در جوامع بشری است و افزایش یا کاهش میزان آن موضوع نزاع موافقان و مخالفان است. در این پژوهش دلایل و استدلال‌های مخالفان فرزندآوری از منظر اخلاقی به شیوۀ تحلیلی- انتقادی بررسی شده است،. در این مقاله به نقد این دلایل و جنبه‌های گوناگون آن می‌پردازیم. چنانکه می‌دانیم، عدم تمایل به فرزندآوری به موضوعی جدی در جوامع بشری تبدیل شده است، زیرا فرزندان به‌طور طبیعی محدودیت‌ها و فشا‌رهای روانی و اقتصادی متعددی را به خانواده تحمیل می‌کنند که این امر موجب افزایش خانواده‌های بدون فرزند شده است. در مجموع، دلایل مخالفان برای فرزندآوری را می‌توان چنین برشمرد: ١) مسئولیت سنگین فرزندآوری؛ ٢) معلولیت، نقص و بیماری؛ ٣) جهان آکنده از درد و رنج؛ ٤) بحران محیط زیست و خطرات زیست محیطی؛ و ٥) انفجار جمعیت. مخالفان فرزندآوری معتقدند که بنا بر این دلایل، تولیدمثل و به‌و‌جودآوردن انسانی جدید به این دنیای پر از فقر و رنج و بیماری و جنگ اخلاقاً خطا است. با این حال، بررسی نقادانه‌ی ما نشان می‌دهد که هیچ‌یک از این پنج نوع دلیل نمی‌تواند مدعای خود را به مقام اثبات برساند و نشان دهد افراد از نظر اخلاقی ملزم‌اند فرزندی نداشته باشند. در واقع، این استدلال‌ها، اگرچه مطلقاً نادرست نیستند، به‌تنهایی برای تحمیل یک تکلیف اخلاقی عام برای اجتناب از فرزندآوری ناکافی‌اند و تصمیم در این حوزه تابع ترجیحات شخصی، زمینه اجتماعی و ظرفیت‌های فردی باقی می‌ماند.
صفحات :
از صفحه 184 تا 167
نویسنده:
راحله کوهستانی ، امیر غفوریان شاگردی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این پژوهش بررسی تأثیر جو سازمانی، شفافیت نقش، قصد ترک شغل بر تصمیمات غیر اخلاقی و خود شکوفائی حسابرس می باشد. پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و بر حسب روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش حسابرسان مشهد بوده که نمونه آماری شامل 384 نفر از حسابرسان مؤسسات حسابرسی جامعه حسابداران رسمی سطح شهر مشهد انتخاب شد. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده است. ابزار پژه شپرسشنامه استاندارد بوده که روایی و پایایی آن تایید شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدلیابی معائلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS3 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که جو سازمانی بر خودشکوفایی حسابرس و تصمیمات غیر اخلاقی وی تاثیر معناداری دارد. شفافیت نقش بر تصمیمات غیر اخلاقی تاثیر معناداری دارد اما تاثیر آن بر خودشکوفایی حسابرس تایید نشد. قصد ترک شغل بر خودشکوفایی حسابرس و تصمیمات غیر اخلاقی وی تاثیر معناداری دارد.
صفحات :
از صفحه 135 تا 165
نویسنده:
محمدمهدی صادقی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
موضوع این مقاله، قابلیت توجیه مجازات شخص حقوقی در بستر نظریه‌های فلسفه‌ی مجازات به مثابه شاخه‌ای از فلسفه‌ی اخلاق هنجاری است. این شخص، موجودی اعتباری می‌باشد که از سوی گروهی از انسان‌ها در قالب عناوینی چون هیأت مدیره، مدیرعامل و سهامدار تشکیل و اداره می‌گردد و می‌تواند همانند انسان‌ها مرتکب جرم شود. به منظور توجیه مجازات شخص حقوقیِ مجرم، سه دسته‌ی کلی از نظریه‌ها مورد تحلیل قرار گرفتند که عبارتند از سزاگرایی کلاسیک و نوین، بازدارندگی و سلب توان بزهکاری. نظریه‌های سزاگرایی، ارتکاب جرم را نقض اخلاق تلقی می‌کنند و حسب مورد، مجازات برابر یا متناسب با جرم را به دلیل احیای نظم اخلاقی جامعه موجه می‌شمارند. نظریه‌های بازدارندگی دست‌کم به دو دسته‌ی خاص و عام تقسیم می‌شوند. بازدارندگی خاص هدف از مجازات را جلوگیری از ارتکاب مجدد جرم از سوی مجرم می‌داند و نظریه‌های بازدارندگی عام به طور کلی، مجازات را به این دلیل که موجب ترساندن مجرمان بالقوه و اجتناب آن‌ها از ارتکاب جرم می‌شود، توجیه می‌کنند. سرانجام، به موجب نظریه‌‌های سلب توان بزهکاری، تحمیل مجازات با هدف پیشگیری از تکرار جرم یا تقویت قانون‌مداری و آگاهی حقوقی اعضای جامعه موجه است. طبق یافته‌های پژوهش، نظریه‌های سزاگرایی کلاسیک، بازدارندگی خاص و عام و سلب توان بزهکاری نمی‌توانند مجازات اشخاص حقوقی را توجیه کنند. از میان چهار توجیه ارائه‌شده از مجازات در سزاگرایی نوین، تنها طبق نظریه‌ی «احساسات تنبیهی جامعه» مجازات اشخاص حقوقی به دلیل ارتکاب جرایم بسیار شدید و خطرناک توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد.
صفحات :
از صفحه 135 تا 159
نویسنده:
سپیده بادامچی ، ابوالفضل فرید ، اکبر علیلو
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
بشر از دیرباز به این دانش رسیده است که زندگی کردن بر اساس اخلاق سبب تأمین سلامت روان، بهبود روابط اجتماعی و تعالی انسان می شود. اصول اخلاقی همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را فرا می گیرد که تعامل اخلاقی با خویش، اخلاق خانواده، اخلاق شهروندی، اخلاق مشاغل، اخلاق در فعالیت های سیاسی و مناسبات بین المللی نمونه هایی از ابعاد زندگی اخلاقی را نشان می دهند. اصول برای سازماندهی برنامه ها و تبلور فعالیت ها یک چهارچوب فلسفی به وجود می آورد. بنابراین اخلاق حرفه ای، مجموعه ای از اصول و استانداردهای سلوک بشری است که رفتار افراد و گروه ها را تعیین می کند. از آنجا که دامنه موضوعات در حوزه ی اخلاق حرفه ای بسیار گسترده و متنوع است، پژوهش حاضر با توجه به مسئولیت خطیر دستگاه آموزش و پرورش در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، به بررسی اخلاق حرفه ای از منظر مشاوران مدارس پرداخت چراکه بسیاری از رفتارها و اقدامات مشاوران و روانشناسان، متأثر از ارزش های اخلاقی است و عدم توجه به اخلاق کار در مشاوران و روان شناسان می تواند معضلاتی بزرگ برای مدارس به وجود آورد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی بود
صفحات :
از صفحه 67 تا 109
نویسنده:
امیرحسین خداپرست
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم زخم اخلاقی، که نخست در روان‌پزشکی نظامی ظهور یافت و، سپس، به دست نانسی شرمن در چارچوب فلسفه‌ی اخلاق بسط یافت، ناظر به نوعی رنج درونی و پایدار است که در پی مشارکت فعالانه یا منفعلانه‌ی فرد در عملی پدید می‌آید که از منظر اخلاقی برای او قابل پذیرش نیست. در این مقاله، با تکیه بر تحلیل نظری شرمن در کتاب پس از جنگ: التیام زخم‌های اخلاقی سربازانمان، می‌کوشیم تجربه‌ی جنگ اخیر بین اسرائیل و ایران را از منظر اخلاقی بازخوانی کنیم. از رهگذر تحلیل سه‌لایه‌ای (تجربه‌ی سرباز، عملکرد فرماندهان نظامی و سیاسی، و واکنش جامعه‌ی مدنی)، نشان می‌دهیم که چگونه جنگ می‌تواند زخم‌هایی اخلاقی بر جای بگذارد که صرفاً با درمان‌های روان‌شناختی یا بازنمایی‌های قهرمان‌گرایانه قابل فهم یا التیام نیستند. سپس، توضیح می‌دهیم که زخم اخلاقی زمانی عمیق‌تر می‌شود که زبان گفت‌وگوی اخلاقی در جامعه غایب باشد، ساختارهای فرماندهی شفافیت نداشته باشند و مسئولیت‌پذیری جمعی سرکوب یا فراموش شود. در نهایت، با استفاده از آثار مکملی از متفکرانی چون مارگارت اوربن واکر، چشر کالهون و جف مک‌ماهان، امکان‌پذیری ترمیم اخلاقی را در سطح فردی و نهادی بررسی خواهیم کرد. هدف اصلی مقاله نه صدور حکم سیاسی درباره‌ی مشروعیت جنگ بلکه ارائه‌ی چارچوبی فلسفی برای فهم پیچیدگی اخلاقی تجربه‌ی جنگ در بافت اجتماعی ایران و تأمل در امکان بازسازی معنا و اعتماد در وضعیت پساجنگ است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26