جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
  • تعداد رکورد ها : 58
نویسنده:
ابوالقاسمی محسن, دارا مریم
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
کتیبه فرمان کوروش تاکنون اساس پژوهش های فراوان قرار گرفته، ولی به نقش خدای نبوی بین النهرینی در این کتیبه از منظر اسطوره شناختی عنایت چندانی نشده است. کتیبه فرمان کوروش آسیب هایی دیده و نبو و مردوک تنها خدایانی هستند که نامشان در این نوشته باقی مانده است. خدای نبو، صاحب خویشکاری توکل بر خط، کتابت، خرد، محافظت از کاتبان و تا حدی شادی بخشی، گاه وزیر و گاه فرزند مردوک انگاشته می شد. هدف نگارنده در این مقاله بررسی این موضوع است که چرا کوروش هخامنشی در فرمان (استوانه) مشهور خود، که به هنگام فتح بابل دستور نگارش آن را صادر کرد، در کنار نام مردوک از خدای نبو یاد کرده و انگیزه کوروش یا کاتبان تحت فرمان او در استفاده از نام این خدا، به جای نام خدایان دیگر، چه می توانسته باشد. با این هدف ابتدا به معرفی خویشکاری ها و معبد و خاستگاه نبو می پردازیم و سپس نقش او در جاهای مختلف و متون پادشاهی در طول زمان و همچنین اهمیت آمدن نام نبو و مردوک را در کنار یکدیگر ذکر می کنیم. آنگاه به بررسی تقش نبو در استوانه کوروش می پردازیم و نتیجه می گیریم که به احتمال فراوان نبو، به دلیل جانشینی مردوک، حفاظت از پادشاهی کوروش و جانشینش کمبوجیه، توکل بر خرد و عمر طولانی و شادی و قدرت بخشیدن و مشروعیت بخشیدن به کوروش وجانشینانش در این کتیبه به جایگاه دوم پس از مردوک دست یافته است.
صفحات :
از صفحه 17 تا 35
نویسنده:
جعفری مذهب محسن
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 25 تا 34
نویسنده:
وثوقی محمدباقر, سلیمانی محمدحسین
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
یکی از مهم ترین دستاوردهای دوره مغولان، تسهیل در امر تبادل تجربیات مختلف ملت ها و در نتیجه رشد و توسعه برخی از فنون و علومی بود که مورد علاقه و توجه پادشاهان آن سلسله قرار داشت، صنعت «نساجی و پارچه بافی» در دوره مغول نیزاز این امر مستثنی نبود و شواهد و مدارک تاریخی نشان می دهد که تبادل انواع پارچه ها و منسوجات بین ایران و چین در دوره مغول افزایش یافته و علاوه بر آن، تجربیات فنی «پارچه بافی» ایران و چین نیز در این دوره به خوبی رد و بدل شده که از این میان سهم ایران در این تبادلات بسیار قابل ملاحظه است. فنون پارچه بافی ایرانی در دوره مغول توسعه یافته و صادرات انواع منسوجات ایرانی به چین در این دوره سهم قابل توجهی در مبادلات دو کشور ایفا می نمود. با همه اهمیتی که صنعت نساجی در این دوره دارد، هنوز مطالعه ای بایسته در این مورد به انجام نرسیده که یکی از دلایل آن کمبود اطلاعات در منابع تاریخی است، بر این اساس شناسایی و معرفی این گونه مراجع و منابع می تواند کمک موثری در تداوم مطالعات مرتبط با صنایع دوره مغول باشد، در این مقاله سعی شده تا یکی از منابع مهم دوره ایلخانان معرفی شده و اسامی پارچه های مختلف آن دوره با تکیه بر دیگر متون تاریخی عصر شناسایی شود. اساس این مقاله بر نسخه خطی «المرشد فی الحساب» استوار بوده و در دو بخش تنظیم شده است، که در بخش نخست، نسخه خطی «المرشد فی الحساب» و ویژگی های نسخه شناسی آن معرفی شده و در بخش دوم اسامی پارچه های موجود در این نسخه با بهره گیری از دیگر متون تاریخی قرائت و به شناسایی آن ها پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 175 تا 190
نویسنده:
منوچهری عباس, روستایی مجتبی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 111 تا 145
نویسنده:
عباسی جواد, دلریش بشری, معینی یزدی ربابه
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
تیمور، در ابتدا با بخشی از سپاهیان اولوس جغتای، در مسیر کسب قدرت گام نهاد. سپس، همزمان با گسترش قلمرو خود، به این سپاه وسعت بخشید. در این مسیر، او اقوام و گروه های مغلوب را نیز به خدمت گرفت. از سوی دیگر، همزمان با تصرف کامل ایران و سرزمین های همجوار، حکومت هایی محلی - خانوادگی را در ایالات متصرفی خود به وجود آورد. این سنت سیاسی؛ یعنی ایجاد امیرزاده نشین های تیموری، در زمان جانشینان تیمور تداوم و گسترش یافت. هر یک از این حکومت های ایالتی، دارای تشکیلات سیاسی و نظامی شدند که با گذشت زمان، از استقلال عمل زیادی برخوردار شدند. از آن جا که مورخان، بیشتر بر سپاه تیموری از منظر تحولات مربوط به حکومت مرکزی تیموری توجه کرده اند، مسایل درونی و جزییات مربوط به سپاه های ایالتی، چندان مورد توجه قرار نگرفته است؛ حال آن که در عمل، مجموعه ای از این سپاهیان بودند که قلمرو تیموریان را حفظ می کردند و در لشکرکشی های حکومت مرکزی نیز نقش آفرین بودند. بر این اساس، ترکیب افراد این سپاه، چگونگی اداره آن و نسبت و رابطه آن با سپاه اصلی حکومت تیموری، از مهمترین پرسش هایی هستند که این مقاله، به روش توصیفی - تحلیلی، به دنبال پاسخ آنهاست. آگاهی های به دست آمده، شامل تنوع قومی سپاه های ایالتی است که بسته به مناطق، با تفاوت هایی همراه بود. در زمینه اداره سپاه نیز نمونه ای کوچکتر از تشکیلات حکومت مرکزی در ایالات وجود داشت. رابطه سپاه ایالتی با سپاه مرکزی نیز، با گذشت زمان رو به کاهش گذاشت.
صفحات :
از صفحه 153 تا 172
نویسنده:
زرین کوب روزبه, خزائی سهم الدین
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
ارتباط زمینی میان ایران و مصر مدت ها پیش از دوره هخامنشی برقرار بود. در زمینه برقراری ارتباط دریایی نیز پیش از دوره هخامنشی تلاش هایی توسط فراعنه مصر صورت گرفته، ولی به دلایل مختلفی این تلاش ها ناکام مانده بود. با فتح مصر توسط کمبوجیه (529-522 ق.م)، در سال 525 ق.م این کشور تحت تابعیت شاهنشاهی هخامنشی درآمد. پس از مرگ کمبوجیه، داریوش اول (522-486 ق.م) با شکست دادن گومات مغ به پادشاهی رسید. داریوش با اطلاع از اقدامات انجام گرفته در زمینه حفر آبراهه سوئز در دوران قبل، تصمیم گرفت تا این کار بزرگ را به نتیجه برساند. وی با فراهم آوردن مقدمات لازم، کار نیمه تمام فراعنه را دنبال کرد و با جدیت تمام توانست طی مدت 10 سال حفر آبراهه سوئز را با موفقیت به انجام برساند. با حفر این آبراهه، دریای مدیترانه، دریای سرخ، خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند به هم متصل شدند و ارتباط دریایی میان مصر و ایران و هند برقرار شد. پس از افتتاح آبراهه سوئز، روابط بازرگانی بین سه کشور مزبور و همچنین مناطقی که بین آن ها قرار داشت، گستردگی بیشتری پیدا کرد و آبراهه سوئز محل گذر کالاهای تجاری مناطق مختلف غرب به شرق شد.
صفحات :
از صفحه 97 تا 116
نویسنده:
احمدی فرج اله
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
نویسنده:
ایمان پور محمدتقی, علی زاده کیومرث
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
پارسی ها، یکی از اقوام هند و ایرانی بودند که در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و در بخش های جنوبی و جانب شرقی کوه های زاگرس ساکن شدند. آنان پس از سال ها سکونت پشت مرزهای شرقی ایلام و با استفاده از اوضاع سیاسی منطقه، به تدریج وارد سرزمین انشان شدند. به نظر می رسد تهاجمات مکرر آشوریان علیه همسایگان شرقی خود؛ یعنی مادها، پارسی ها و به خصوص علیه ایلام در طول قرن هشتم و اوایل قرن هفتم پ.م.، منجر به برقراری روابط دوستانه میان پارسی ها و دولت ایلام، در قالب اتحادهای سیاسی - نظامی، برای مقابله با خطر آشوریان شد. از طرف دیگر، حضور پارسی ها در پشت مرزهای انشان و تهاجمات مکرر آشوریان علیه سرزمین های غربی ایلام که باعث غفلت ایلامی ها از سرزمین شرقی خود؛ یعنی انشان شد، باعث گردید که پارسی ها از فرصت پیش رو استفاده کرده و به تدریج وارد سرزمین انشان شوند.در این مقاله، تلاش شده است با استناد به کتیبه ها و منابع میان رودان، ایلامی، پارسی قدیم و شواهد باستان شناسی و با استفاده از شیوه پژوهش های تاریخی، به بررسی چگونگی ورود پارسی ها به انشان و روابط آنها با ایلام پرداخته شود و در آن نشان داده شود که به دلایل تهاجمات مکرر آشوریان علیه سرزمین ایلام، آنها سعی کردند برای مقابله با آشوری ها و با استفاده از توانمندی های نظامی پارسی ها، از همان ابتدا روابط دوستانه ای با آنها برقرار کنند. همچنین، حملات مکرر آشوریان علیه مرزهای غربی ایلام، از اوایل قرن هفتم پ.م.، منجر به غفلت آنها از مرزهای شرقی و ضعف دولت ایلام شد و این، فرصتی برای پارسی ها فراهم کرد که به تدریج و ظاهرا بدون برخوردهای شدید نظامی، وارد سرزمین انشان شوند و سرانجام این که حتی با وجود این حوادث، روابط دوستانه میان پارسی ها و ایلامی ها، همچنان تا پایان حیات حکومت ایلام حفظ گردید.
صفحات :
از صفحه 21 تا 38
نویسنده:
دادفر سجاد
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 71 تا 86
نویسنده:
صیامیان گرجی زهیر
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در منابع و تحقیقات تاریخی، شخصیت امین در میان خلفای عباسی، به عنوان خلیفه ای که متصف به رذائل اخلاقی است شناخته می شود. این تصویر منفی از وی به واسطه گزارش های متون تاریخ نگاری مسلمانان در قرون نخستین اسلامی از جمله اخبارالطوال دینوری ایجاد شده و تحقیقات تاریخی معاصر درباره خلافت عباسی نیز با اعتماد به آن گزارش ها، این تصویر را به عنوان واقعیت تاریخی وی پذیرفته اند. اما با استفاده از رویکردهای تفسیری انتقادی نقد متون می توان دریافت دینوری در بازنمایی شخصیت امین و رویدادهای منجر به قتل وی، به دلیل ویژگی های خاص این واقعه، فرم بیان «حکایت» را در پردازش و بازنمایی رویداد به کار گرفته است تا به واسطه وجه تعلیمی فرم بیان حکایت تاریخی و کارکرد عبرت آموزی مطالعه «تاریخ» در فرهنگ اسلامی، تفسیری از مساله جبر و اختیار و نسبت آن با حقایق اخلاقی بر اساس کلام معتزلی را اثبات کند. به نظر می رسد همین پیش فرض های عقیدتی، انتخاب فرم بیان حکایت و بازنمایی آن رویدادها را به صورت «واقعیت استعاره ای» موجب شده است.
صفحات :
از صفحه 117 تا 136
  • تعداد رکورد ها : 58