جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 967
مطالعه تطبیقی عشق از دیدگاه مولوی و رویسبروک
نویسنده:
محسن رحمانی نژاد، قربان علمی، محمدهادی امینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برای مطالعه ی عشق، ابتدا باید جان را شناخت. زیرا اصل الهی انسان، جان اوست. عشق به جان تعلق می گیرد و کلید بازگشت جان به عالم قرب الهی است. انسانی که دچار سقوط و هبوط به ظلمتکده دنیا شده است راه نجات و بازگشت به الله را از طریق عشق می پیماید. آدمی باید سراسر جان شود و جان سرشار از عشق گردد تا این جانی که اسیر و گرفتار تن شده است با کمک عشق به سوی الله باز می گردد زیرا اصل انسان از آنجاست. جان با عشق، پله پله عروج و صعود می کند و متعالی می شود تا به آخرین مرحله می رسد که فنا و نیستی وجود عاشق است. و آنجا عالمی را درک می کند که عالم عشق می باشد. زیرا هیچ موجودی آنجا نیست فقط معشوق است. پس عشق نزد مولانا و رویسبروک، مدل و سبکی از زندگی نیز است که فقط مختص عاشقان می باشد. عشق مانند دین تعریف واحدی ندارد و برداشت های متفاوتی ارایه شده است. بهترین تعریف برای عشق، چند بُعدی کردن آن است. از دیدگاه مولانا، عشق شامل پنج مولفه و بُعد درد، آتش، مستی، شمس و نیستی است و از دیدگاه رویسبروک هفت مولفه و بُعد شامل یکی شدن خواسته ی بنده با خواسته ی خداوند، فقر، پاکی جسم و جان، تواضع، کوشیدن برای ورود به شکوه الهی و بارگاه خداوند، اتحاد با تثلیث همراه با مراقبه ی محض و آخرین مورد فنا در ذات خداوند می باشد.
دیالکتیک غم و شادی در اندیشه عطار و مولوی
نویسنده:
مژده شریعتمداری، ناصر گذشته، قربان علمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی امکان خوانش دیالکتیکی از غم و شادی در تجربه عطار و مولوی پرداخته است. با بررسی سیر تاریخیِ دیالکتیک در یونان و غرب، از افلاطون تا کانت و هگل و با تبیین تفاوتِ نگاه های دیالکتیکی هگل و سورن کیرکگور– از آن رو که یکی از دغدغه های اگزیستانسیالیستی احوالات و انفعالات روحی آدمی ست. – تلاش شده است، راه را برای درک مفهوم ِ دیالکتیک و شهود دیالکتیکی در تجرب? عطار و مولوی هموار کنیم، و مدعی شویم بیان دیالکتیکی ایشان از عیان دیالکتیکی شان برآمده است. سپس غم و شادی را در زیست جهان ِ این دو عارف بررسی کرده ایم، معیارها و اصول آنها در شناخت غم و شادی و دلایل و عوامل عارض شدنِ این احساسات بر آدمی را نام برده ایم و نشان داده ایم که اندوه و یا خرسندی آنگاه که روی در دنیا داشته باشند ، غم نُما و شادی نُما هستند . و آنگاه که فرد از تعلقات زمان مند و مکان مند این عالم خود را رها کرد همه گریه و خنده اش ، قبض و بسطش ، فرح و ملالش و غم وشادی اش از جنس دیگری می شود. اگر با نگرشی دیالکتیکی به این تجرب? عطار و مولوی نظر افکنیم، در خواهیمیافت که چگونه غرق شدگی در عشق و زیست در بیکرانگی انسان را در موقعیت های زیست? متفاوتی قرار می دهد که رنگ و بوی نوینی به آن خواهد بخشید . به مدد همین نظرگاه دیالکتیکی ست که در مییابیم چرا عطار سراسر دردمندی و اندوه است و هر که را غم دار تر است، مقرب تر می بیند و چرا اساسا مولوی در عشق یکسره سخن از طرب و دست افشانی دارد. و سرانجام خدمات غم و شادی را در همین راستا بهم اشاره کرده ایم تا بتوانیم به نتایج عملی و مطلوب تری از پژوهش نائل آییم . کلید واژه : دیالکتیک، غم ، شادی ، عطار، مولوی، عشق، زیست جهان
نیستی و مقایسه آن در اندیشه مولانا و مارتین هایدگر
نویسنده:
مریم محمدرضائی، ناصر گذشته
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
فاقد چکیده
معنای زندگی (مفهوم هدف و ارزش زندگی ) در نگاه مولوی
نویسنده:
میلاد تدین موسوی، اعظم پویازاده، ناصر گذشته
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از ”معنای زندگی“ یکی از مهم ترین مسائلی است که در طول تاریخ همواره مطرح بوده است، اما طرح آن و نحوه ی پاسخ گویی به آن در دوران جدید به صورت جدی تر مورد توجه قرار گرفته است. امروزه ضرورت پرداختن به این پرسش بیش از گذشته احساس می شود؛ چرا که قلمرو بی معنایی روز به روز در حال گسترش و نابودی پیکره های معنا در اطراف ماست. از طرفی دیگر نحوه ی درگیری ما با این پرسش مهم و تلاش هایی که برای پاسخ بدان انجام می دهیم، تعیین کننده ی مسیر اصلی زندگی و سرنوشت ماست؛ که این، ضرورت پرداختن به این موضوع را برجسته تر می سازد . در این نوشتار به بررسی دو تقریر اساسی از پرسش ”معنای زندگی“، یعنی ”هدف زندگی“ و ”ارزش زندگی“، در نگاه مولوی پرداخته شده است. مراد از ”هدف زندگی“، غایتی است که مولانا در زندگی به عنوان مقصد نهایی در نظر می گیرد و مراد از ”ارزش زندگی“، عامل یا عواملی است که به واسطه ی آن ها زندگی ارزش زیستن می یابد؛ و نهایتا ما را به مقصود غایی رهنمون می گرداند. مولوی به غایت مندی هر چیز در عالم معتقد است. برای او تئوری ”زیستن برای زیستن“ بی معنا است. بنابراین او وقتی با چشم آخِربین خود به مسیر زندگی می نگرد، مقصدی می بیند؛ مقصد نهایی مسیر زندگی وی ”عدم“ است. از طرف دیگر در نگاه مولوی آن چه به زندگی ارزش زیستن می بخشد، وسیله یا وسایلی است که ما را در جاده ی زندگی، به مقصد نهایی می رساند. عشق، مصاحبت بزرگان و فطام سه ارزشی هستند که زندگی را سزاوار زیستن می سازند. مولوی کمال عشق را نیست و عدم گردیدن در معشوق، کمال مصاحبت بزرگان را در باختن هستی خود در هستی آنان و کمال فطام را قطع تعلق از تعلقات مرحله ی کنونی وجود، جهت نیل به غایت زندگی(عدم) می داند.
سمع در آثار مولانا ، مفهوم و جایگاه
نویسنده:
لعبت جوادی، ناصر گذشته، قربان علمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بشنو این نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند تحقیق حاضر در خصوص بررسی پدیدار شناسانه سمع در سه اثر مولانا، مثنوی، فیه ما فیه و دیوان شمس است .توجه خاص مولانا به سمع و جایگاهی که او برای این حس در میان حواس بشری قائل است ، جلال الدین را به وادی سماع ، این مطلقِ شنیدن که متعالی ترین شکل شنیدن است می کشاند. اَشکال سمع در قالب های وحی و الهام ، این ودیعه های آسمانی در زمین و اوقات عرفانی که بر این نوع شنیدن مترتب است و همچنین سمع و سخن الهی و تنیدگی سمع و صدا و صوت ، از دیگر مباحثی است که به آن پرداخته شده است. هستی با شنیدنِ خطاب کلمه کُن ِالهی آغاز شده است و رابطه دیالکتیکِ گفت و شنود و یا به عبارتی سمع و کلمه الهی نیز اساس این کار قرار گرفته است. هستی با یک کلمه و صدا آغاز شد و با صدا و نفخه حق در شیپور اسرافیل نیز به انجام می رسد. بررسی آثار محققان دین پژوه و مولوی شناس در این باره نیز موید اهمیت سمع و شنیدن از تکوین ازلی تا دنیای کنونی است و ما را در اثبات فرضیه ها یاری می دهد. عالم، سمیعِ نغمات الهی است و حکم حق چنین است که نمی آفریند مگر آنکه قابلیت آن را عطا نموده باشد. چه اگر نغمه ای هست، پس گوشی نیز لازم می آید که صدای او را بشنود. هستی مُسخر آدمی است و مولانا با خطاب آغازین بشنو در نی نامه بر آن است تا با تصویر کردن او که از اصلش جدا مانده است، یادآور شود که هیچگاه نبوده است که عالم بوده باشد و آدم نبوده باشد.
طبیعت از دیدگاه روان‌شناختی و نگاه عرفانی مولوی در دیوان کبیر
نویسنده:
فاطمه بیان فر، یوسف عالی عباس آباد
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تعامل انسان با طبیعت بخش عمده زیست انسانی است که به دلیل آسیب­های جدی در این حوزه نیازمند تجدیدنظر و ارائه رویکردهای مؤثری است که این تعامل را به شکلی پایدارتر و معنادارتر ترسیم کند. یکی از این رویکردهای مؤثر، نگرش عرفانی مولانا در دیوان کبیر است که بر جایگاه ویژه انسان در عالم و پیوند با آن تأکید دارد. رویکرد مؤثر دیگر، رویکرد روان­شناختی به طبیعت است. هدف این مطالعه بررسی طبیعت از دیدگاه روان­شناختی و نگاه عرفانی مولوی در دیوان کبیر بود. نتیجه­گیری: استفاده از طبیعت در مراکز درمانی، ادارات دولتی و بخش­های خصوصی به عنوان راهکاری مؤثر جهت کاهش تنش­های شغلی و محیطی و ارتقاء و رضایت شغلی قلمداد می­شود. طبیعت­درمانی نیز به عنوان یکی از درمان­های مؤثر در اختلالات مهارت­های ارتباطی مانند اتیسم، اختلالات اضطرابی، استرس، کاهش توجه و تمرکز مانند اختلال بیش­فعالی، کم­توجهی، تکانش­گری می­باشد. همچنین در جهان­بینی عرفانی مولانا، انسان باید طبیعت را در باطن، همانند خود تجلی اسماء و صفات گوناگون الهی دانسته و در مقام خلیفه الهی، نگهبان آن باشد. درنتیجه با درک درست جایگاه ویژه انسان و شناخت ویژگی­های انسان و طبیعت، چگونگی ارتباط همدلانه وی با طبیعت از دیدگاه مولانا در دیوان کبیر آشکار شد.
صفحات :
از صفحه 175 تا 195
بررسی تاثیر عوامل غیر معرفتی بر معرفت از دیدگاه مولانا جلال الدین رومی
نویسنده:
زهرا مستوفی اشتیانی، امیر عباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
فاقد چکیده
بررسی تطبیقی مساله بیان ناپذیری تجربه عرفانی از نظر فلوطین و مولانا
نویسنده:
مهدی علیمیرزایی، امیر عباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
فاقد چکیده
نظر به اوصاف باری تعالی از دیدگاه مولوی در مثنوی معنوی
نویسنده:
طاهره اشراقی، احد فرامرز قراملکی، عبدالرسول کشفی، نادیا مفتونی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از مباحث مهم فلسفه دین است. دانشمندان از یونان باستان تا امروز رویکردهای «اوصاف الهی» گوناگونی به این مبحث دارند. رویکرد و رهآورد مولوی در اوصاف الهی موضوع این رساله است. با تحلیل محتوایی ابیات مثنوی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل گزارهای و نیز شرح مثنوی با مثنوی، 041 تعبیرِ دال بر اوصاف خدا را بدستآوردهایم. این 041 تعبیر، گستر? نسبتاً وسیعی از اوصاف خداوند است. مولانا بر مبنای مشیِ عرفانی خود، تعابیرِ کنایهایِ بسیاری را به خداوند نسبت میدهد. این بدین معناست که وی قائل به توقیفی بودن صفات الهی نیست. در میان این جدول اوصاف، سه صفت کرم، رحمت و لطف به نحو قابل توجّهی بیش از اوصاف دیگر تکرار شدهاند. در واقع خدای مولوی گرچه دارای صفات بیشماری است امّا صفات محوری وی این سه وصف است که تحلیل دیگر صفات خداوند نیز باید با توجّه به این صفات صورت بگیرد. البته با تحلیل مفهومی این سه صفت، میتوان گفت که این صفات، تجّلی و ظهور یک صفت مادرند که شاید آن صفت مادر، صفت عشق باشد. مولوی، سبق رحمت گشت غالب بر غضب/ ای بدیع « ، رحمت الهی بسیار بیشتر از غضب او به میان میآورد و لذا تصویر خدا در مثنوی خدایی است زیبا، بسیار مهربان و دوستداشتنی که در » افعال و نیکوکار رب مقابل خدای قهر و غضب زُهّاد قرار دارد. مولانا دربار? مسأله اوصاف الهی نیز مانند دیگر مسائل تنها به جنب? نظری اکتفا نکرده و رویکرد عملی و کاربردی اوصاف را وجه? همت خویش قرار دادهاست. وی اوصاف الهی را مؤثر در اخلاق و رفتار انسانها میداند و نظری? اخلاقی خود را بر پای? اوصاف الهی بنا مینهد. به عنوان مثال، رحمت الهی مبنای رفتار ارتباطی بین شخصی)مهربان بودن با دیگران میگردد.
رنج وعشق وایمان در اندیشه مولانا جلالدین بلخی و سورن کرکگور
نویسنده:
مهدی سعادتمند، امیر عباس علیزمانی، قاسم علی کوچنانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده: ایمان موهبتی الهی است که بررسی آن با رویکردی روان شناختی از این جهت اهمیت می یابد که نفس، به عنوان محل عروض ایمان، حالات متفاوتی به خود می گیرد. دو عنصر «عشق» و «رنج» به لحاظ جاذبه و دافعه ای که دارند، تأثیر مستقیم بر ایمان می گذارند که این تأثیر به گونه ای دو سویه خودنمایی می کند. مهمترین انگیزه از تطبیق آرای مولانا جلال الدین بلخی و سورن کیرکگور در باب نقش رنج و عشق در ایمان، توجه خاص آنها به ابعاد روانی نفس و نگاه تازه آنها به ایمان است؛ نگرشی که در نهادینه شدن ایمان در زندگی بشر امروزی و معنابخشی به زندگی او نقشی کلیدی دارد. در نظر مولوی رکن اساسی و کاشف از ایمان حقیقی عشق است. وی ایمان عاشقانه خود را مرهون سوز و گداز درونی خود و دورافتادگی از اصل خویش می داند که در این مسیر عقل جزوی و کوته اندیش، قاصر از فهم مطلب است، عشق در پیوندی ضروری و تلازمی قطعی با ایمان کامل قرار می گیرد. ایمان از عشق بالنده می شود، چرا که حقیقت آن از دید مولانا جز عشقی رنج آلود نیست. از سوی دیگر، کیرکگور با تأکید بر عنصر رنج، ایمان را «رنج عاشقانه» می داند،‌ مبنای فکری کیرکگور در رنج گرایی، تن دادن به پارادوکس عظیم ایمان؛ یعنی اعتقاد به تجسد خدا در مسیح است. در پیش مؤمن، عقل و به تبع آن رفتارهای اخلاقی مبتنی بر عقل به تعلیق کامل درمی آید. به باور مولوی و کیرکگور، رنج، عشق و ایمان، اموری آگاهانه و قابل انتخاب اند که ریشه در فطرت انسانی دارند. ایمان شوری بزرگ است که به زندگی معنا می بخشد و عقل را تحقیر می کند، اگرچه هر دو اندیشمند در ضدیت با عقل متفاوتند و مولوی از این حیث موضع متعادل تری دارد. از دید مولوی نقش عشق در ایمان، اولی و ذاتی و نقش رنج، ثانوی و بالعرض است، حال آنکه کیرکگور اصالت را با رنج می داند، ایمان در ملازمه ای ضروری اولاً و بالذات با رنج و ثانیاً و بالعرض با عشق همراه است.
  • تعداد رکورد ها : 967