
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>بینامتنیت قرآن و نهج البلاغه در موضوع انسان شناسی دینی با رویکرد تربیتی</title>
            
            
        </titleInfo>
        
        
                <subject>
                    <topic>انسان شناسی Human nature</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic> اصطلاحنامه علوم قرآنی</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">Persian</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            
            
            
            
        </originInfo>
        <note>,بینامتنیت,انسان شناسی,تربیت </note>
        
        
        <abstract>متون مختلف ازگذشته با یکدیگر ارتباط وتبادل زبانی و معنایی داشته‌اند. این ارتباط بین متون، دستاورد جدیدی نیست بلکه ازدیربازمطرح بوده‌است. نمونه این تبادلات درکلام و آثار پیشینیان قابل مشاهده است. اما این دیدگاه(بینامتنیت) به صورت رسمی توسط ژولیا کریستوا و بعدها با همراهی گروهی از اندیشمندان و ادبای روسی مطرح شد. براساس این نظریه، هر متنی با متون قبل (وحتی بعد) از خود پیوندی ناگسستنی دارد، به گونه‌ای که به آن معنا می‌بخشد و این سیر طبیعی نگارش متون ادامه دارد که هر متنی از متون ما قبل خود تأثیر می‌پذیرد ومطمئناً بر نوشته‌های بعد از خود نیز مؤثر است. کتب دینی از جمله قرآن ونهج‌البلاغه نیزاز این قاعده مستثنی نیستند. اگرچه قرآن کتابی وحیانی و آسمانی است، اما پیرو قواعد زبان‌شناختی وزیبا‌شناسی است ونهج‌البلاغه نیزکه کلام فصیح و بلیغ حضرت امیر است، تأثیر شگرفی ازقرآن پذیرفته‌است وبه جرأت می‌توان گفت مباحث مرتبط با انسان وارتباطات او شامل ارتباط با خود، خدا، طبیعت ودیگری جزء مباحث مهم واصولی در این دو کتاب می‌باشد. حال در این مجال، با دیدی تازه و از دریچه شناخت تعاملات انسانی با در نظر گرفتن بینامتنیت قرآن و نهج‌البلاغه با هدف تربیت انسانی پرداخته می‌شود. مطمئناً ثمره توجه به روابط گوناگون انسانی در این دو کتاب، با روش بینامتنی به جهت تنظیم صحیح وعقلایی کلیه ارتباطات انسانی است که به تربیت ورسیدن به رشد و تعالی منجرمی‌شود. ضرورت این امر به لحاظ تربیت‌پذیری انسان در همه شئون ودر تمام روابط، خود دلیل قاطع و محکمی است که اهمیت موضوع را می‌رساند. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش‌کتابخانه‌ای است که با استفاده از کتب اخلاقی و انسان‌شناسی و تربیتی مطالب گردآوری شده‌است. نتایج حاصله از این پژوهش گشوده‌شدن دریچه‌هایی جدید به مقوله شناخت روابط فردی و اجتماعی انسان است که در سایه پیوند عمیق و جاودانه قرآن و نهج‌البلاغه بدست‌می‌آید و این شناخت زمینه را برای تربیت ورشد و بالندگی هرچه بیشتر فراهم می‌کند.</abstract>
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        
        
                <name  type="corporate">
                    <namePart>نویسنده:مریم عرفان؛ استاد راهنما:مهدی حبیب‌الهی؛ </namePart>
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="local">Thesis</genre>
           
        
        

        

        

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1398-10-24</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1403-05-20</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
