
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>آیا بدون مراجعه به سنت و تنها با استفاده از قرآن می توانیم نیاز انسان ها به امامان را اثبات کنیم؟</title>
            
            
        </titleInfo>
        
        
                <subject>
                    <topic>ضرورت وجود امام</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>کتاب و سنت (فقه)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>آیات امامت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>وجوب امامت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>حدیث ثقلین</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>مسایل جدید امام شناسی (مسائل جدید کلامی)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic> اصطلاحنامه علوم قرآنی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>اسباب نزول</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>رابطه قرآن و سنت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>دلایل اثبات امامت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>قرآن و امامت</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">Persian</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            
            
            
            
        </originInfo>
        <note>1 . قول، فعل و تقریر معصومان ‏(ع)، تفسیر قرآن و تبیینِ نوعى روش تفسیرى است و این که در حدیث ثقلین کتاب خداوند عز و جل در کنار عترت مطرح مى شود یعنى قرآن در کنار سنت طرح مى گردد، ناظر به همین است که قرآن نیاز به یک تفسیر معیار و به اصطلاح استاندارد دارد. آن تفسیر معیار در مکتب تفسیرى اهل بیت‏(ع) تجلى مى کند.,2 . نکته‏اى که باید مدّ نظر داشت این است که آنچه در بحث‏هاى اصول در زمینه سنت مورد بحث قرار مى‏گیرد، حجت بر سنت است نه ذات سنت. اصول از حجیت طرقى که از آنها مى‏توان سنت را کشف نمود، سخن مى‏گوید. بنابراین حجیت خبر واحد، حجیت سیره عقلا، حجیت ارتکاز عقلا، حجیت سیره و ارتکاز متشرعه و حجیت اجماع، بحث‏هاى اصولى خواهند بود، اما حجیت ذات سنت (اقوال و افعال و تقریرات معصوم علیه السلام) از بحث‏هاى کلامى است.,[3] . سرّ این که بحث از حجیت سنت یک بحث کلامى است در همین نکته نهفته است.,[4] . دانش معصومان ‏(ع) به مراد جدى خداوند و حقایق دین از ناحیه خود خداوند و بدون واسطه الفاظ حاصل شده است و در واقع علم آنها علم لدنى است. بنابراین آنچه مى‏گویند، کلام خداوند است.,[5] . مقصود از تفسیر، معناى مصطلح امروزى در بین مفسران قرآن نیست، بلکه مراد از تفسیر، دریافت حقایق قرآن و ارایه شیوه معیار و استاندارد براى فهم قرآن و دین است؛ یعنی تبیین و تفسیر به معناى امروزى که در دانش هرمنوتیک مطرح است. از این شیوه به اجتهاد تعبیر شده است، پس از دیدگاه شیعه اجتهاد به عنوان یک منبع مستقل نیست و آنچه مورد تأیید قرار گرفته، اجتهاد به عنوان یک روش است.,[6] نک: هادوی تهرانی، مهدی، &#171;تأملات در علم اصول فقه&#187;، سلسله درس هاى خارج اصول، دفتر ششم، صص 75-80.,[7] . واقعه، 75- 79.,[8] احزاب، 33 &quot;إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً&quot;.,[9] شأن نزول,[10] نک: بابایی ، علی اکبر، مکاتب تفسیری، ج 1، صص 106- 108، چاپ اول ، پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، زمستان 1381ه ش.,[11] بقره ، 158 .,[12] جناح معرب گناه است .,[13] نک: تفسیر عیاشى، ج1، ص 70، نرم افزار جامع التفاسیر نور.,[14] باید توجه داشت که شان نزول اعم از سبب نزول اسـت هرگاه به مناسبت جریانى درباره شخص و یا حادثه اى، خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا دربـاره فـرض احـکـام، آیه یا آیاتى نازل شود همه این موارد را شان نزول آن آیات می‌گویند، مثلا می‌گـویـنـد کـه فـلان آیـه درباره عصمت انبیا یا عصمت ملائکه یا حضرت ابراهیم یا نوح یا آدم نازل شده است که تمامی‌این‌ها را شان نزول آیه می‌گویند اما سبب نزول، حادثه یاپیش آمدى است کـه مـتـعـاقـب آن، آیـه یا آیاتى نازل شده باشد و به عبارت دیگر آن پیش آمد باعث و موجب نزول گردیده باشد لذا سبب، اخص است و شان اعم .,[15] نک: معرفت، محمد هادی، التمهید، ج1، ص 243 به بعد .,[16] رعد، 7.,[17] رعد، 7.,[18] ینابیع المودة ، ص114 – 115 – 116.,[19]   . مائده، 67.,  [20] برای آگاهی از اینکه چرا نام امامان به صراحت در قرآن نیامده است، مراجعه شود به نمایه: نام امامان‏علیهم السلام در قرآن.,[21]     برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: دلایل اعتقاد به امامت و امامان.,[22] . &quot;و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین&quot;، بقره، 124.,[24] بعنوان نمونه&quot; هشام بن سالم&quot; از&quot; امام صادق&quot; ع نقل مى‏کند که فرمود:,قد کان ابراهیم نبیا و لیس بامام، حتى قال اللَّه إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی فقال اللَّه لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ، من عبد صنما او وثنا لا یکون اماما:,&quot; ابراهیم پیامبر بود پیش از آن که امام باشد، تا این که خداوند فرمود من تو را امام قرار مى‏دهم، او عرض کرد از دودمان من نیز امامانى قرار ده، فرمود:,پیمان من به ستمکاران نمى‏رسد، آنان که بتى را پرستش کردند امام نخواهند بود&quot;. اصول کافى، ج 1 ، باب&quot; طبقات الانبیاء و الرسل&quot;، ح 1.,در حدیث دیگرى&quot; عبد اللَّه بن مسعود&quot; از&quot; پیامبر&quot; ص نقل مى‏کند که: خداوند به ابراهیم فرمود: لا اعطیک عهدا للظالم من ذریتک، قال یا رب و من الظالم من ولدى الذى لا ینال عهدک؟ قال من سجد لصنم من دونى لا اجعله اماما ابدا، و لا یصلح ان یکون اماما!:,&quot;من پیمان امامت را به ستمکاران از دودمان تو نمى‏بخشم، ابراهیم عرض کرد: ستمکارانى که این پیمان به آنها نمى‏رسد کیانند؟ خداوند فرمود: کسى که براى بتى سجده کرده هرگز او را امام نخواهم کرد و شایسته نیست که امام باشد&quot;. امالى شیخ مفید و مناقب ابن مغازلى، طبق نقل تفسیر المیزان ذیل آیه مورد بحث.,[25] لقمان، 13 .,[26] تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 444 – 443.</note>
        
        
        
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        
        
                <name  type="corporate">
                    
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="local">question and answer</genre>
           
        
        

        

        
                <targetAudience>adult</targetAudience>
           
                <targetAudience>specialized</targetAudience>
           

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1395-08-02</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1395-11-03</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
