<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">300055</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1] . مانند این حدیث: امام على (ع) می فرماید که من نزد کعبه نشسته بودم، ناگاه دیدم پیرى کمر خمیده که از سالخوردگى ابروانش روى چشمانش افتاده و عصائى بر دست و کلاه سرخى بر سر و روپوش موئین بر تن دارد آمد و نزدیک پیامبر (ص) رفت که پشت به خانه کعبه داشت و گفت: یا رسول اللَّه! براى من آمرزش بخواه، پیامبر (ص) فرمود: پیرمرد، تلاشت سودى ندارد و آن حضرت دانست که او گمراه است و چون آن پیر پشت کرد و رفت، پیامبر به من فرمود: اى ابا الحسن! او را می شناسى؟ گفتم نه، فرمود: این لعین ابلیس است. على (ع) می فرماید: به دنبالش دویدم تا به او رسیدم و به خاکش افکندم و بر سینه‏اش نشستم و دست به نایش فشردم تا او را خفه کنم، گفت: اى ابا الحسن! مکن که من تا روز وقت معلوم مهلت دارم، به خدا اى على! من به حقیقت تو را دوست دارم. (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 72، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 27، ص 148 و 149 و ج 60، ص 244 و 245، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق).<br />[2] . مازندرانی، ابن شهرآشوب، المناقب، ج 2، ص 251 و 252، مؤسسه انتشارات علامه، قم، 1379 ق.<br />[3] . ر.ک: سوره های بقره، 34 – 36؛ اعراف، 11 – 16؛ کهف، 50؛ اسراء، 62 – 65؛ حجر، 30 – 43.<br />[4] . شیخ صدوق، الأمالی، ص 625-624، اسلامیه، تهران، 1362 ش. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیا شیطان نسبت به امام علی (ع) علاقه و دوستی می ورزد؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">portal_lib</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">portal_lib</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>