<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">24487</controlfield><datafield tag="210" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">قم</subfield><subfield code="d">1424 ق</subfield><subfield code="c">موسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم</subfield></datafield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a"> رئیس الأخباریین محمّد امین بن محمّد شریف استرآبادی (متوفّای 1036 هـ. ق[1]) در ابتدای امر مشی اصولی داشت، چنان‌چه گفته‌اند نزد سیّد تقیّ الدین محمّد نسّابه به مدّت چهار سال شرح عضدی خوانده است[2]. این کتاب در آن زمان در حوزه‌های شیعی مرسوم بود، شاید همین امر موجب شد که در ذهن او علم اصول فاقد اصالت شیعی به حساب آید.<br />او با نگارش کتابی موسوم به «الفوائد المدنيّة في الردّ على من قال بالاجتهاد والتقليد»[3] حرکتی را در برابر اصولیون آغاز نمود که در زمان حیات او و خصوصاً بعد از وفات او مورد اقبال محافل علمی شیعه آن زمان واقع شد و جریانی فراگیر را در میانۀ قرن یازدهم تا نیمۀ دوّم قرن دوازدهم رقم زد. وی کتابی به زبان فارسی به نام «دانش‌نامه شاهی» نگاشته است که مشتمل بر چهل مسأله در علوم مختلف بوده و آن را به شاه صفیّ صفوی (1052 هـ. ق) ـ نوۀ شاه عبّاس اوّل ـ هدیّه نموده است[4]. در کتاب مزبور نوشته است: «... تا آنكه نوبت به اعلم علماء المتأخّرين در علم حديث ورجال و اورعهم، استاذ الكلّ فی الكلّ ميرزا محمّد استرابادی ـ نوّر الله مرقده الشريف ـ رسيده پس ايشان بعد از آنكه جميع أحاديث را بفقير تعليم كردند، اشاره كردند كه: "احياء طريقه اخباريين بكن، وشبهاتى كه معارضۀ با آن طريق دارد رفع آن شبهات بكن، چرا كه اين معنى در خاطر می‌گذشت، لكن رب العزّة تقدير كرده بود كه اين معنى بر قلم تو جارى شود " پس فقير بعد از آنكه جميع علوم متعارفه را از اعظم علماء آن فنون اخذ كرده بودم، چندين سال در مدينه منوّره سر به گريبان فكر فرو ميبردم، وتضرّع به درگاه رب العزّة می‌كردم، وتوسّل به ارواح اهل عصمت ـ عليهم السلام ـ مى‌جستم، ومجدّداً نظر به احاديث وكتب عامّه وكتب خاصّه مى‌كردم، آرزوى كمال تعمّق وتأمّل، تا آنكه به توفيق ربّ العزّة و بركات سيّد المرسلين وائمۀ طاهرين ـ صلوات الله عليه وعليهم أجمعين ـ به اشاره لازم الاطاعه امتثال نمودم، و به تأليف " فوائد المدنية " موفّق شده، به مطالعۀ شريف ايشان مشرّف شد، پس تحسين اين تأليف كردند، وثناء بر مؤلّفش گفتند، رحمه الله[5].<br />بررسی کتاب «الفوائد المدنیة» کتاب شاخص دورۀ اخباریون<br />گفته‌اند که محدّث استرآبادی کتاب مزبور را ابتداً در مکّه به صورت حاشیه‌ای بر کتاب «تمهید القواعد» شهید ثانی نوشته بود و سپس در مدینه با افزودن «فوائد» بسیاری آن را به صورت کتابی مستقل درآورد[6]، شاید از این رو است که دیده می‌شود که وی در مواردی عبارات شهید در تمهید را عیناً نقل می‌کند و سپس با «وأنا أقول» آنها را نقد می‌کند[7]. و در جایی وی را در اصطلاحات و قواعد و تعریفات هم مسلک عامّه به حساب می‌آورد[8] و در جای دیگر نظر وی را در کنار شافعیه می‌نهد[9].<br />در این کتاب سه امر جلب توجّه می‌کند:<br />1 ـ متّهم کردن فقهای برجستۀ شیعه به تبعیت از عامّه<br />در جایی وی ابن جنید را با وصف «عامل به قیاس»، به همراه ابن ابی عقیل عمّانی به عنوان «اوّلین کسانی که‌ از طریقۀ اصحاب ائمّه علیهم السلام غفلت کرده‌اند و بر فنّ کلام و اصول فقه که هر دو مبتنی بر افکار عقلی متداول بین عامّه (اهل سنّت) است، اعتماد نموده‌اند» معرّفی می‌کند، سپس در ادامه می‌گوید: «شیخ مفید حسن ظنّی که به آن دو داشت را میان اصحاب خود ـ سیّد مرتضی و رئیس طائفه (شیخ طوسی) ـ اظهار داشت، و همین موجب شد که طریقۀ آن دو در بین اصحاب قرن‌ها ادامه یابد، تا آنکه نوبت به علامۀ حلّی رسید، وی در کتب خود به اکثر قواعد اهل سنّت متلزم شد، و شهیدان (اوّل و ثانی) و شیخ علی (محقّق کرکی) از وی تبعیت کردند[10]»، وی سپس ابن ادریس را با عنوان «اوّلین کسی که گمان کرد احادیث موجود در اصول (کتب روایی) اخبار آحاد بوده و خالی از قرائن موجب قطع به ورود آنها از اصحاب عصمت ـ علیه السلام ـ است» مورد نکوهش قرار داده و از خداوند می‌خواهد که از تقصیرات خودش و او درگذرد[11].<br />جالب آنکه وی بعد از تنقیص و نکوهش این طیف وسیع از اعاظم فقهای شیعه به جرم اتکاء بر عقل، بلافاصله سیّد بن طاووس، علی بن موسی حسنی حلّی (589- 664 هـ. ق) را با عنوان «صاحب کرامات و مقامات و منامات(!)» تکریم می‌کند[12] که حاکی از تقدّم «خواب» بر «عقل» در نظام فکری اوست.<br />به دو شخصیت بیش همه معترض است، یکی به علامۀ حلّی با بیانی نسبتاً مؤدّبانه، و دیگری به ابن ادریس حلّی با بیانی گزنده و تند.<br />2 ـ استشهاد به خواب<br />وی به نقل از سیّد بن طاووس خواب‌های متعدّدی را از کتاب ابو الحسن خازن[13] نقل می‌کند که یا خود وی دیده است یا دیگران دیده‌اند[14]. سپس هدف خود را از اطاله‌ای که در ذکر این خواب‌ها به خرج داده است، چنین عنوان می‌کند: «تا بدانی که امام زمان، ناموس عصر و اوان، به طور عموم از جمعی از اصحاب ما که در بعضی از فتاواشان بر غیر نصوص ائمّه اعتماد کرده‌اند، و به طور خاصّ از عجول جسور ابن ادریس حلّی خشمگین هستند»[15].<br />وی هم‌چنین در صفحۀ 279 خوابی از بدرالدین زرکشی، برای اثبات رأی مختار خود، و در صفحۀ 534 و 535، خوابی در مذمّت علامۀ حلّی نقل می‌کند.<br />همچنین در صفحات 108، 280، 535، 536 خوابهای را در تأیید خود بیان می‌کند که یا خود دیده است و یا آنکه دیگران برای او دیده‌اند. به عنوان مثال کسی برای او خواب دیده است که امام هشتم ـ علیه السلام ـ بیست سال قبل از تألیف کتاب الفوائد المدنیة، به خطّ خود جهت او ورقه‌ای فرستاده‌اند و سفارش به حفظ آن نموده‌اند و گفته‌اند چیزی دیگری باقی مانده است که بعد از آنکه به مکّه آمد، در مکّه به او خواهیم گفت[16]. یا شخص دیگری برای او خواب دیده است که امام ـ علیه السلام ـ به او امر کرده است که در مکّه به خطّ خود احادیث کتاب کافی را بنویسد[17]. یا خود خوابی می‌بیند که متضمّن دو نکته بوده است، یکی اینکه خداوند به او خانۀ بلندی در بهشت داده است و وی در آن ساکن شده است، و دیگری اینکه بوستانی را دیده است که یک درخت در میان درختان آن از همه بلندتر است و ریشه‌ای محکم دارد، پس ناگهان هاتفی به او می‌گوید که این درخت تو هستی و باقی درختان هم فضلای مجتهد هستند. همۀ مجتهدین در آن بوستان حضور داشته‌اند و میهمان وی بوده‌اند[18]. یا در کودکی خواب دیده است که امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ به وی امر به قرائت سورۀ فاتحه کردند و وی تمام سوره را بر امام خوانده است[19]. باز خواب دیده است که امام هشتم ـ علیه السلام ـ برای او سه سطر در بالای دفتر درسش نوشته اند[20]. وی در نهایت با ذکر این خواب‌ها نتیجه می‌گیرد که کتابش مورد تأیید خداوند علام بوده و به کمک اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نوشته شده است[21].<br />3 ـ بیان خطابی و تهییج کننده<br />مصنّف به کرّات سعی می‌کند با مخاطب قرار دادن خوانندگان خود، آنان را تحت تأثیر بیان احساسی و خطابی خود قرار داده و به تأمّل وادارد، به عنوان نمونه عبارتی که او در آخرکتاب خود آورده است را عیناً نقل می‌کنیم:<br />«وأنا أقول: أيها الأخ اللبيب والحكيم الأديب! انظر وتدبر كيف اطلع أهل التحقيق من الصوفية المتشرعين ومن الفلاسفة الإسلاميين على المذهب الصحيح والحق الصريح؟ وكيف تغافلت أو غفلت عنه أقوام من العرب، الوالهون في تشييد أركان الرئاسة، الحريصون في رجوع الخلق إليهم في أحكام الشريعة؟ فضلوا وأضلوا، فاستحبوا العمى على الهدى وهم عارفون، ثم تبعهم الغافلون.<br />والمعصوم أرباب العصمة. ومن تمسّك بهم في كل مسألة لا يمكن عادة أن يقع (٥٤٣) فيها غفلة أو زلة، وذلك فضل الله يؤتيه من يشاء».<br /> <br />در ردّ کتاب الفوائد المدنیّة، سیّد نورالدین علیّ بن علی بن الحسين‏ عاملی (970- 1068 هـ. ق) کتاب مختصری با نام «الشواهد المکّیة» نگاشته است[22]، او از طرف پدر برادر صاحب مدارک، و از طرف مادر برادر صاحب معالم است.<br /> <br /> <br />[1] . در اعیان الشیعة، ج9، ص137 تاریخ وفات وی 1023 هـ. ق ثبت شده است که بر خلاف مشهور است. بنگرید: امل‏الآمل، ج‏2، ص: 246.<br />[2] . زندگی‌نامۀ افزوده بر کتاب الفوائد المدنیة، ص14.<br />[3] . نام کتاب در ابتدای آن ص29، چنین آمده است، امّا در انتهای کتاب ص544 آمده است: «وقد وقع الفراغ من تحرير "الفوائد المدنية وحقائق قواعد الأصول الدينية"...». در کتاب الشواهد المکّیة، ص545 از کتاب مزبور با نام «الفوائد المدنيّة والفوائد المحمّدية» یاد شده است.<br />[4] . تعلیقة امل الآمل، ص247.<br />[5] به نقل از زندگی‌نامۀ افزوده بر کتاب الفوائد المدنیة، ص11.<br />[6] . تعلیقة امل الآمل، ص246 و 247.<br />[7] . به عنوان نمونه، بنگرید به صفحات: 396، 397، 399، 402.<br />[8] . الفوائد المدنیة، ص401: «والشهيد الثاني ـ رحمه الله ـ سلك في كتاب "تمهيد القواعد" مسلك العامّة في اصطلاحاتهم وقواعدهم وتعريفاتهم بأدنى تصرّف فيها، ولمّا أراد تغييرَ عباراتهم عن نسقها بحذف أو بزيادة أو بتقديم أو تأخير، قصرت عباراته في مواضع كثيرة عن إفادة المراد. والعبارة الواضحة الغير القاصرة في هذا المقام ما ذكره الفاضل المدقّق بدرالدين الزركشيّ الشافعي في أوائل شرحه لـ "جمع الجوامع" حيث قال: ...».<br />[9] . الفوائد المدنیة، ص352: «ما اشتهر في كتب الشافعية وجمع من متأخّري الخاصة كـ"تمهيد القواعد" للشهيد الثاني ـ رحمه الله ـ من الفرق بين الطهارة وبين حلّية الأكل ...»<br />[10] . الفوائد المدنیة، ص78.<br />[11] . الفوائد المدنیة، ص78 و 79. جالب آنکه وی در ص84 نیز خوابی را که ابوالحسن خازن در توبیخ ابن ادریس توسّط حضرت حجّت ـ سلام الله علیه ـ دیده است از قول سیّد بن طاووس نقل می‌کند.<br />[12] . الفوائد المدنیة، ص89.<br />[13] . از «ابوالحسن خازن» اطلاعی در دست نیست، امّا از این که سیّد بن طاووس در رساله‌ای می‌گوید جدّ من (مادری) ورّام بن ابی فراس حلّی (متوفّای 605 هـ. ق) به او در نماز اقتداء می‌کرده است، می‌توان حدس زد که در قرن ششم می‌زیسته است. در همین رساله، سیّد بن طاووس وی را از «الصادقین الذین لا بتشبّه بهم شیء من الشیاطین» و «رجل عدل متّفَقٌ علیه» توصیف می‌کند. بنگرید: الفوائد المدنیة، ص84؛ بحار الأنوار، ج85، ص331. سیّد محسن امین نیز در اعیان الشیعة، ج2، ص325 دربارۀ او می‌نویسد: «في رياض العلماء هو الشيخ الشيعي، ذكره حسن بن سليمان تلميذ الشهيد في كتابه المحتضرّ و نسب اليه كتاب المجموع، و يروي عن كتابه المذكور بعضَ الأخبار...».<br />[14] . بنگرید: الفوائد المدنیة، ص84 تا 90.<br />[15] . الفوائد المدنیة، ص91.<br />[16] . الفوائد المدنیة، ص535 و 536.<br />[17] . الفوائد المدنیة، ص536.<br />[18] . همان.<br />[19] . همان.<br />[20] . همان.<br />[21] . همان.<br />[22] . نام کامل کتاب در اعیان الشیعة ج9، ص137 «الشواهد المكّية في مداحض حجج الخيالات المدنيّة» ثبت شده و وجه تسمیۀ آن را مجاورت مؤلّف در مکّۀ معظّمه به هنگام تألیف کتاب دانسته است، کتاب مزبور در سنوات اخیر به همراه الفوائد المدنیّة توسّط انتشارات جامعۀ مدرّسین چاپ شده است.   </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">فوائد المدنیة في الردّ على من قال بالاجتهاد والتقليد</subfield><subfield code="a">محمد امین استرآبادی، نورالدین موسوی عاملی؛ محقق: رحمت الله رحمتی اراکی</subfield><subfield code="b">book</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Arabic</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>