<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">229427</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a"> [1]. یعنى آن‌که به معناى واقعى برسد دو پاداش و آن‌که خطا کند یک پاداش خواهد داشت.<br />[2]. تاکید می‌شود: «لااقل در وادى احکام شرعى»؛ چون برخى معتقدند در بحث‌هاى خارج از دایره فقه و احکام فرعى، فى المثل در بیان معارف بلند و معانى ژرف فلسفى عرفانى و اصولاً در حوزه عقاید، خداوند داراى زبانى خاص بوده و با رمز و تمثیل با بندگان سخن گفته است.<br />[3]. توجه شود که این بحث غیر از مسئله بطون قرآن است؛ زیرا اوّلاً بطون قرآن عمدتاً در بیان معارف - غیر از آیات فقهى – است. ثانیاً: آن معانى متعددى که در پس یکدیگر قرار دارند - چه طولى و عمقى و چه عرضى و متباین با یکدیگر به فرض تحقق - همگى مراد الهى‏ هستند و چنان نیست که روزگارى یک معنا و روزگارى دیگر معناى دیگرى مراد باشد. به همین جهت است که برداشت‌هاى شخصى برخى عارفان از پاره‌اى آیات را که مستند به هیچ دلیل شرعى نیست، نمی‌توان بطن و مراد الهى دانست.<br />[4]. ر.ک: صدر، سید محمد باقر، المعالم الجدیده، ص 51 - 54.<br />[5]. هادوى تهرانى، مهدى، مبانى کلامى اجتهاد، ص 33 – 41، قم، مؤسسه فرهنگی خانه خرد، چاپ اوّل، 1377ش. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">قرآن که یکى از منابع اجتهاد است؛ آیا فقیه بدون هیچ پیش فرضى می‌تواند به قرآن تمسک کند؟ </subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>