
    <marc:collection xmlns:marc="http://www.loc.gov/MARC21/slim" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/MARC21/slim http://www.loc.gov/standards/marcxml/schema/MARC21slim.xsd">

    <marc:record>
        <marc:leader>000000000000000000000000</marc:leader><marc:controlfield tag="008">00000000000000000000000000000000000Per00</marc:controlfield><marc:datafield tag="245" ind1="1" ind2="0" ><marc:subfield code="a">بررسی تأثیر آیین میترایی بر آراء شیخ اشراق</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="500" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">,میترا,سهروردی </marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="520" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">خداوندگار روشنایی یعنی میترا در ایران زمین به مهر و در سرزمین روم به میتراس مشهور شد. یک قرن قبل از میلاد مسیح در امپراطوری رُم میترائیسم رواج یافت. فرانتس کومن معتقد است آیین میترایی ریشه‏های شرقی و ایرانی دارد اما دیوید اولانسی نظر کومن را نپذیرفته و معتقد است ریشه‏های آیین میترایی را باید در غرب جستجو کرد. اما آنچه مسلم است در ایران و هند ایزدی با نام میترا در گذشته‏های دور حتی قبل از پیامبری زرتشت در میان آریاییها از احترام خاصی برخوردار بوده است. در نوشته‏های ریگ ودا نام میترا همراه با ورونه آمده است و در نوشته‏های اوستا یشتی نسبتاً طولانی مختص به ایزدمهر است. بدین ترتیب گمان می‎‏رود قبل از زرتشت، مهرپرستی دین غالب مردمان ایران زمین بوده باشد. در پژوهش حاضر سعی شد، شباهت‏های افکار سهروردی با آیین میترایی بررسی گردد. احتمال می‏رود یکی از همانندی‏های آیین میترایی و حکمت سهروردی، خورشید باشد که سهروردی به آن هورخش می‏گوید. میترا در نگاه محققین گاهی خود خورشید، گاهی هم به باطن و ملکوت خورشید معنا شده است. هورخش نیز در آثار سهروردی گاهی به معنای آفتاب عالمتاب، گاهی هم به معنای روحانیت خورشید، در لسان شارحین سهروردی دچار همان سرنوشت میترا گردید. همچنین در اوستا خورشید چشم اهورامزدا است و به نحو متناظر سهروردی هورخش را وجه الله می‏داند. خورشید و مهر بخشنده‎‏ی فرّ هستند، هورخش نیز معطی فرّ است. فّر یکی از عناصر آیین میترایی است که بعدها در اندیشه‏های زرتشتی، مسیحی و اسلامی به شکل نوری دور سر قدیسان، نفوذ کرد. مهر با لقب «خشثرپان» به معنای «فرمانروای شهر آرزو شده» و شهریور به معنای «شهرآرزو شده» بوده و هورخش طلسم شهریر و مقصد والای صعود سالکان است. مهر، نماد انسان کامل و جایگاه انسان کامل در «شهرآرزو» شده است. جایگاه مهر طبق آنچه در مهریشت آمده یعنی مکانی که به یاری خورشید ساخته شده و نه سرما و نه گرما در آن راه ندارد؛ قابل انطباق با عالم مثال در آثار سهروردی و مدینه‏ی فاضله‏ در لسان فلاسفه‏ی اسلامی است. این اندیشه را در آثار اگوستین قدیس با نام شهر ملکوت می‏توان جستجو کرد. هورقلیا آسمان عالم مثال است. برای واژه‏ی هورقلیا در آثار سهروردی معنای مختلفی ذکر شده است که سه معنای ذیل بیش از بقیه قابل اعتنا است آن سه معنا عبارتنداز: الف – سرزمین خورشیدی ب – جسم خورشیدی ت – قلعه‏ی خورشیدی. سه معنای هورقلیا با شهریر، ایزدمهر و هورخش در ارتباط می‏باشند. سهروردی در آثارش آفرینش را بر اساس مهر و قهر تبیین می‏نماید. همچنین سهروردی در رساله‏ی مونس‏العشاق مهر را همان عشق می‏داند و می‏نویسد: عشق هر مدتی بر اقلیمی نظر افکند. قبل از ورود عشق در آن شهر باید گاوی را قربانی کنند تا عشق قدم در آن شهر نهد. در آیین میترایی نیز میترا گاو مقدس را قربانی می‏نماید. بدین ترتیب قربانی شدن گاو مقدس و حیات دوباره‏ی طبیعت توسط اعضای گاو قربانی شده در نگاره‏های آیین میترایی و قربانی گاو نفس و تولد دوباره‏ی انسان حاکی از تشابه دو اندیشه می‏باشد. در مجموع برخی بندهای مونس العشاق قابل تطبیق با برخی فقرات مهریشت است.</marc:subfield></marc:datafield>

        
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">میتراییسم (ادیان آریایی ایران باستان)</marc:subfield></marc:datafield>
        
        
        
                    
            
        
        

        

        
            <marc:datafield tag="655" ind1="" ind2="7">
                <marc:subfield code="a">Thesis</marc:subfield>
                <marc:subfield code="2">local</marc:subfield>
            </marc:datafield>
           

        

        

        
        
        
        

    </marc:record>
    
    
</marc:collection>
