
    <marc:collection xmlns:marc="http://www.loc.gov/MARC21/slim" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/MARC21/slim http://www.loc.gov/standards/marcxml/schema/MARC21slim.xsd">

    <marc:record>
        <marc:leader>000000000000000000000000</marc:leader><marc:controlfield tag="008">00000000000000000000000000000000000Per00</marc:controlfield><marc:datafield tag="245" ind1="1" ind2="0" ><marc:subfield code="a">رابطه خاتميت و امامت با تأکيد بر ديدگاه‌هاي مفسران</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="260" ind1="" ind2="" ><marc:subfield code="a">‫قم </marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="260" ind1="" ind2="" ><marc:subfield code="b">‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، جامعة المصطفی العالمیة</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="260" ind1="" ind2="" ><marc:subfield code="c">‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، جامعة المصطفی العالمیة</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="500" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">  </marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="520" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">‫عده‌اي از دانشمندان اسلامي با استناد به خاتم انبيا بودن پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و اينکه بعد از ايشان وحي بر کسي نازل نمي‌شود و حکمي تشريع نمي‌گردد، ادعاي تنافي خاتميت و امامت را مطرح کرده‌اند. آنان مي‌گويند: صفاتي که شيعيان براي امامان خود قائل هستند، همان خصوصيات انبياست؛ پس اعتقاد به امامت، منجر به پذيرش نبوت امامان خواهد شد؛ بدين ترتيب، ناخواسته به نفي خاتميت گرفتار ‌مي‌شويم. نويسنده در اين تحقيق تلاش مي‌کند با استناد به آيات قرآن، روايات تفسيري و نظرات دانشمندان و مفسران، اين ادعا را نقد و ابطال کند و رابطه خاتميت و امامت را در سه فصل به اثبات برساند. درآغاز، روابط ممکن بين خاتميت و امامت را در سه صورت تلازم، تلائم و تنافي تصوير کرده و واژه‌هاي امامت و خاتميت را تعريف کرده است. پس از آن، جايگاه امامت را از ديدگاه قرآن کريم بيان نموده و ملازمه خاتميت و امامت را با تکيه بر براهين «لزوم اتمام حجت» و نيز آيه تبليغ به اثبات رسانده است. وي به اين نتيجه رسيده است که خاتميت و امامت ملازم هم هستند و جدايي‌شان ممکن نيست؛ زيرا اعلان خاتميت بدون نصب امامي که رهبري و مرجعيت جامعه را بر عهده گيرد، به منزله عدم اتمام حجت است. قرآن نيز با توجه به اهميت جايگاه چنين مرجع و امامي، نصب آن را لازم شمرده و عدم نصبش را به منزله عدم ابلاغ رسالت تلقي کرده است. در ادامه، نظريه «رابطه تنافي» را بررسي و نقد مي‌کند، و به دليل اينکه نظريه‌پردازان تنافي، دليل خاصي براي نظريه‌شان ارائه نکرده‌اند و فقط به ذکر محورهاي تنافي خاتميت و امامت بسنده نموده‌اند، نگارنده محورهاي مذکور را مطرح و بررسي مي‌کند. عصمت، وجوب اطاعت از امام، علم گسترده امام و ارتباطش با عالم غيب، و منصوب بودن امام از طرف خداوند، محورهايي است که آنان مطرح کرده‌اند. نويسنده در پايان نتيجه گرفته است که: 1.تنافي ادعا شده مبتني بر پيش‌فرض‌هاي ناتمامي چون «بلوغ عقلي بشر» است؛ 2.ويژگي‌هايي که شيعيان براي امامان خود قائل هستند، هيچ‌يک منافاتي با خاتميت ندارد.</marc:subfield></marc:datafield>

        
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">دین خاتم</marc:subfield></marc:datafield>
        
        
        
                    
            
        
        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2="" tag="720"><marc:subfield code="a">نظری, حبیب‌الله (دکترای علوم قرآن جامعة المصطفی العالمیه)</marc:subfield></marc:datafield>
                
                <marc:datafield ind1=" " ind2=" " tag="710"><marc:subfield code="e">Descriptor</marc:subfield></marc:datafield>
            

        
            <marc:datafield tag="655" ind1="" ind2="7">
                <marc:subfield code="a">Thesis</marc:subfield>
                <marc:subfield code="2">local</marc:subfield>
            </marc:datafield>
           

        

        

        
        
        
        

    </marc:record>
    
    
</marc:collection>
