
    <marc:collection xmlns:marc="http://www.loc.gov/MARC21/slim" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/MARC21/slim http://www.loc.gov/standards/marcxml/schema/MARC21slim.xsd">

    <marc:record>
        <marc:leader>000000000000000000000000</marc:leader><marc:controlfield tag="008">00000000000000000000000000000000000Per00</marc:controlfield><marc:datafield tag="245" ind1="1" ind2="0" ><marc:subfield code="a">چگونه انسانى که در طول زندگى خود در انحراف و گناه و... بوده، به وسیله احسان و نیکى و دعاى دیگران و...، وضعیت او در آخرت بدون این‌که خودش نقشى داشته باشد عوض می‌‏شود؟</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="500" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">[1] تفسیر نمونه، ج 6، ص 415.<br />[2] احزاب، 30<br />[3] کافی، ج 2، ص 428.<br />[4] تفسیر نمونه، ج 14، ص 406.<br />[5] کافی، ج 2، ص 433.<br />[6] "الکبائر التی اوجب الله عزوجل علیه النار"؛ گناه کبیره آن است که خداوند آتش جهنم را بر آن واجب کرده است. کافی، ج 2، ص 276.<br />[7] "ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سئیاتکم و ندخلکم مدخلاً کریماً"، نساء، 31، ترجمه مکارم شیرازی.<br />[8] شرایطی که گناهان صغیره را به گناهان کبیره تبدیل می کند عبارت اند از:<br />1. در صورتی که گناه صغیره تکرار شود، امام صادق (ع) فرمود: "لاصغیرة مع الاصرار" یعنی هیچ گناهی با اصرار بر آن (تکرار) صغیره نخواهد بود. (به کبیره تبدیل می شود). کافی، ج 2، ص 88.<br />2. در صورتی که گناه کار، گناه صغیره را کوچک بشمارد و آن را تحقیر کند، کبیره می شود. حضرت علی (ع) فرمود: "اشد الذنوب ما استهان به صاحبه"[8] یعنی بزرگ ترین گناهان، گناهی است که کسی که آن را مرتکب می شود، آن را کوچک بشمارد. وسائل الشیعة، ج 15، ص 312، باب 43.<br />3. در صورتی که گناهکار از روی طغیان و تکبر و گردن کشی مرتکب گناه شود قرآن می فرماید: "فاما من طغی و اثر الحیوة الدنیا فان الجحیم هی الماوی"؛ اما آن کسی که طغیان کرده و زندگی دنیا را مقدم داشته مسلماً دوزخ جایگاه اوست. نازعات، 37.<br />4. در صورتی که گناه صغیره از افراد بزرگ و صاحب موقعیت اجتماعی سر بزند، قرآن درباره همسران پیامبر (ص) می فرماید: "اگر شما کار زشتی انجام دهید، مجازات آن را دو برابر خواهید دید". احزاب، 30، ترجمه مکارم شیرازی.<br />5. در صورتی که گناهکار از انجام آن مسرور باشد، پیامبر اکرم (ص) فرمود: "ر کس گناهی کند در حالی که خندان باشد در آتش وارد می شود در حالی که گریان است". وسائل الشیعة، ج 15، ص 305، باب 40.<br />6. در صورتی که گناهکار عدم مجازات سریع خداوند را دلیل بر رضایت خداوند از خود بداند. قرآن از قول بعضی از گناهکاران مغرور نقل می کند که آنها در پیش خود می گویند چرا خداوند ما را مجازات نمی کند (شاید خداوند از کار ما راضی است) سپس قرآن اضافه می کند که آتش دوزخ برای آنها کافی است. مجادله، 8.<br />تفسیر نمونه، ج 3، ص 359 به بعد.<br />[9] البته این مطلب با شمول شفاعت نسبت به مرتکبین کبیره منافات ندارد. علامه طباطبائی در باره این که شفاعت به چه چیز تعلق مى‏گیرد؟ می گوید: شفاعت دو قسم بود، یکى تکوینى که عبارت است از تاثیر هر سببى تکوینى در عالم اسباب و یکى تشریعى که مربوط است به ثواب و عقاب. حال می گوییم از این قسم دوم بعضى در تمامى گناهان از شرک گرفته تا پایین‏تر از آن اثر مى‏گذارد؛ مانند شفاعت و وساطت توبه و ایمان. البته توبه و ایمان در دنیا و قبل از قیامت. بعضى دیگر در عذاب بعضى از گناهان اثر دارد؛ مانند عمل صالح که واسطه می شود در محو شدن گناهان. اما آن شفاعتى که مورد نزاع و اختلاف است؛ یعنى شفاعت انبیا و غیر ایشان در روز قیامت، براى برداشتن عذاب از کسی که حساب قیامت، او را مستحق آن کرده است و در گذشته - در بحت عنوان شفاعت در حق چه کسى جریان مى‏یابد- ، گفتیم که این شفاعت مربوط است باهل گناهان کبیره، از اشخاصى که متدین بدین حق هستند و خدا هم دین آنان را پسندیده است. ترجمه المیزان، ج 1 ، ص 264.<br />[10] قرآن می فرماید: "انما التوبة علی الذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم..."؛ پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند، سپس زود توبه می کنند خداوند توبه چنین افرادی را می پذیرد. نساء، 17، ترجمه مکارم شیرازی.<br />[11] مفسران با استفاده از آیات و روایات، اسباب آمرزش گناهان را این طور بر شمرده اند:<br />1. توبه و بازگشت به سوی خدا توأم با پشیمانی از گناهان گذشته و تصمیم بر اجتناب از آن در آینده. قرآن در این زمینه می فرماید: "و الذی یقبل التوبة عن عباده و یعفو عن السیئات..."؛ او کسی است که توبه را از بندگانش می پذیرد و بدی ها را می بخشد و آنچه را انجام می دهید می داند. شوری،  25، ترجمه مکارم شیرازی.<br />2. انجام کارهای نیک فوق العاده که سبب آمرزش اعمال زشت می شود: "ان الحسنان یذهبن السیئات"؛ حسنات، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند. هود، 114، ترجمه مکارم شیرازی.<br />3. شفاعت: حقیقت شفاعت دعای پیامبر اکرم (ص) یا یکی از ائمه طاهرین (ع) در حق گناهکار است تا مورد عفو و آمرزش الاهی قرار گیرد. جعفر سبحانی، بحوث قرآنیه، ص 117-118.<br />اگرچه شفاعت را یکی از اصول مسلم اسلام است که در آیات قرآن و احادیث مطرح شده است و موجب غفران بندگان گناهکار می شود، ولی این شفاعت دارای شرط هایی است و شامل هر کس نمی شود، بلکه شامل کسانی می شود که نسبت به انجام واجبات دینی خود و مخصوصاً نماز سهل انگار نباشند و خداوند نیز اجازه شفاعت درباره آنها را داده باشد و همین طور شامل همه گناهان نمی شود. (شرایط شفاعت و جزئیات آن در جای خود آمده است).<br />4. پرهیز از گناهان کبیره باعث آمرزش گناهان صغیره می شود. نساء، 31.<br />5. عفو الاهی که شامل کسانی است که شایستگی آن را داشته باشند. عفو الاهی مشروط به مشیت الاهی است و دارای شرایط و قیودی است و به کسانی تعلق می گیرد که شایستگی خود را عملاً به نوعی به اثبات رسانیده باشند.<br />از این جا معلوم می شود که چرا خداوند متعال فرموده است "شرک" بخشیده نمی شود؛ زیرا مشرک ارتباط خود را با خداوند به طور کلی قطع کرده است و مرتکب کاری شده است که بر خلاف تمام اساس ادیان و نوامیس آفرینش است.<br />در میان اسباب آمرزش گناهان که برشمردیم، شاید قوی ترین سبب، توبه باشد که در آیات زیادی "خداوند بندگانش را به توبه دعوت کرده است". تحریم، 8؛ هود، 60؛ نور، 31. و فرموده است که "توبه کنندگان را دوست دارد".بقره، 222. و "کسانی را که توبه کنند گناهانشان را به حسنه تبدیل خواهد کرد". فرقان، 70.<br />اما همین توبه باید با شرایط خاص خود و در وقت مناسب انجام پذیرد تا مؤثر واقع شود. از جمله این که گناهکار باید: 1. از عمل خود واقعاً نادم و پشیمان باشد. 2. عمل ناشایست خود را جبران نماید (اگر حق مردم را ضایع نموده آن را جبران کند و یا رضایت آنان را جلب نماید. 3. تصمیم داشته باشد که دیگر به آن گناه باز نگردد. 4. در فرصت کافی توبه کرده باشد نه به هنگامی که مرگ خود را حتمی می داند.<br />[12] کارهای نیک<br />[13] "ان الحسنات یذهبن السیئات". هود، 114، ترجمه مکارم شیرازی.<br />[14] وسائل الشیعة، ج 2، ص 445 ،ح 2603و 2605و 2606 ؛ ج 3 ، ص 200 ؛ ج6 ، ص 219 ؛ ج 11 ص204.<br />[15] نک: میزان الحکمة، حرف التاء، موضوع التوبة.<br />[16] البته گناه شرک حساب ویژه ای دارد. قرآن مجید در این باره می فرماید: "مسلمانان حق ندارند براى مشرکان استغفار کنند اگر چه بستگان و نزدیکان آنها بوده باشند، سپس براى این که کسى استغفار ابراهیم را در باره آزر دستاویز قرار ندهد، چنین مى‏گوید: "و ما کان استغفار ابراهیم لابیه الا عن موعدة وعدها ایاه فلما تبین له انه عدو لله تبرء منه" توبه، 114. استغفار ابراهیم براى پدرش ( آزر ) فقط به خاطر وعده‏اى بود که به او داده بود. تفسیر نمونه، ج 5 ، ص 304.<br />[17] برای آگاهی بیشتر از معنا و شرایط و... شفاعت، رجوع شود به: تفسیر نمونه، ج 13، ص 304 ؛ ج 9 ، ص 90 ؛ ج 1 ، ص 228 ؛ ج 1 ، ص 229 ؛ ج 1، ص 235 و ترجمه المیزان، ج 1 ، ص 238- 265.<br />[18] تفسیر نمونه، ج 22 ، ص 555 – 556.<br />[19] ترجمه المیزان، ج 1 ، ص 240. </marc:subfield></marc:datafield>

        
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">گناه کبیره</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">گناه صغیره</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">قیامت</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">بهشت و جهنم</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">حق الناس</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">طلب آمرزش و مغفرت</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">حقوق دیگران</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">حق الله</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">آثار دعا</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">علامه طباطبایی: سید محمدحسین طباطبایی</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">شفاعت</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">معاد(کلام)</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">شفاعت مقبول</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">شمول شفاعت</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">مرگ گناهکاران</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">وعده شفاعت</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">علامه طباطبایی</marc:subfield></marc:datafield>
        
        
        
                    
            
        
        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2="" tag="720"><marc:subfield code="a">طباطبایی(علامه طباطبایی), سید محمد حسین (فیلسوف نوصدرایی معاصر، حکمت متعالیه، مفسر بزرگ؛ صاحب تفسیر المیزان، &#171;بدایة الحکمة&#187;، &#171;نهایة الحکمة&#187; و &#171;اصول فلسفه و روش رئالیسم&#187;) , 1281ش. تبریز ##1360ش. قم</marc:subfield></marc:datafield>
                <marc:datafield ind1=" " ind2=" " tag="710"><marc:subfield code="d">1281ش. تبریز ##1360ش. قم</marc:subfield></marc:datafield>
                <marc:datafield ind1=" " ind2=" " tag="710"><marc:subfield code="e">Descriptor</marc:subfield></marc:datafield>
            

        
            <marc:datafield tag="655" ind1="" ind2="7">
                <marc:subfield code="a">question and answer</marc:subfield>
                <marc:subfield code="2">local</marc:subfield>
            </marc:datafield>
           

        

        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">adult</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">specialized</marc:subfield></marc:datafield>
           
        
        
        

    </marc:record>
    
    
</marc:collection>
