جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 32
درسگفتار تأثیر دین در منش آدمی
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بخش‌هایی از درس‌گفتارهای تأثیر دین در منش آدمی: انسانی که در زندگی این جهانی، کارهای خوب و بد انجام می‌دهد، وقتی می‌میرد، پاداش و کیفرهایی که در آن جهانِ دیگر، به او داده می‌شود، حال آیا این پاداش و کیفرها، قراردادی است یا طبیعی؟ رأی ما این است که طبیعی است و هیچ‌گونه قراردادی در کار نیست. مراد این است که اگر انسانی کار بدی در این دینا انجام می‌دهد، خودش دارد با دست خود، ضربتی به خود، وارد می‌کند. انسانی که می‌میرد، درواقع او را به‌خاطر این ضربت، به جهنم نمی‌برند؛ بلکه ضربت را در حالی به خود وارد کرده است که توجه به آن ضربت نداشته است، وقتی می‌میرد متوجه می‌شود که چه ضربتی داشته به خود می‌زده است. اعتقاد بسیاری و از جمله بنده در این است که وقتی ما می‌میریم ما را کشان‌کشان به جهنم نمی‌برند یا دعوت به بهشت نمی‌کنند. وقتی می‌میریم خود را در جهنم می‌یابیم یا خود را در بهشت می‌بینیم، طبیعتاً یا تکویناً. اعتقاد بنده بر این است که وقتی می‌میریم، به جای کشیده نمی‌شویم و به جایی نیز دعوت نمی‌شویم، فقط اگر بهشتی می‌زیسته‌ایم، در اینجا وقتی می‌میریم ، ناگهان به بهشتی بودن خود پی می‌بریم و اگر در این دنیا، جهنمی می‌زیسته‌ایم، ناگهان پی می‌بریم که جهنمی هستیم و این معنایش این است که نتیجه آن طبیعی است. اگر نتیجه طبیعی است، آن سه اثر نتیجه طبیعی باید در اینجا مترتب شود. اول این بود که نتایج طبیعی کم و بیش پذیر نیست، اگر این هم نتیجه طبیعی باشد، لذا کم و بیش بشو نیست؛ بلکه باید مدار و مسیر خودش را طی کند. اگر دستتان سوخته است، برای اینکه دردش کم شود، باید طول بکشد و هر چه مدت زمان بگذرد، این درد کم‌تر می‌شود و بعد از ۷ الی ۸ ساعت دیگر احساس دردی نمی‌کنید؛ اما بالاخره قراردادی نیست که بتوان با یک امر و نهی، این درد را از خودتان بگیرید. دین از مخترعاتِ انسان است. منظور از مخترع بودن دین، جعلی بودن آن نیست؛ بلکه بدین معناست که مثل خط و زبان می‌ماند، تا بشر به دین، احساس نیاز نکند، دین به‌وجود نمی‌آید یا اگر هم به‌وجود آمد، زمانی‌که به آن احساس نیاز نکنند، از بین خواهد رفت. البته اینکه دین از مقولۀ مخترعات است، هیچ وهنی برای دین به‌حساب نمی‌آید. اگر مخترع بودن زبان، برای زبان وهن است؛ پس مخترع بودن دین نیز برای دین، باید وهن به‌حساب آید، آن نیست و به‌تبع این هم نیست. لذا تا هر مرحله، از مراحل تاریخ که دین وجود دارد، باید بفهمید هنوز بشر به دین، احتیاج دارد. همان‌طور دربارۀ خط، تا وقتی در جهان هست، باید یقین کنید بشر به خط احتیاج دارد و از غیر از خط، آن احتیاج، برآورده‌شدنی نیست. تا وقتی هم که دین وجود دارد، بدانید نیازی هست که آن نیاز هنوز هم از دین برآورده می‌شود. یعنی اولاً نیازی هست که دین آن‌را برمی‌آورد و ثانیاً هیچ پدیدۀ دیگری آن نیاز را مثل دین برآورده نمی‌کند. وگرنه دلیل نداشت دین وجود پیدا بکند و به وجود خود ادامه بدهد. معنای شفاعت این است که به‌نحو تکوینی – طبیعی – یکسری اِنعام‌هایی از مجرای بزرگان دینی و عرفانی و عالمان اخلاق از طرف خدا بلااستثناء به همه بندگان می‌شود. مثال می‎زنم. خدای متعال را نفوذ بالله به‌عنوان مخزن آبی در نظر بگیرید که پر از آب است و آب را نماد بر همه انفضال‌ها، انعام‌ها تفضلاتی که خداوند متعال به هر یک از بندگان خودش بلااستثنا دارد. فرض کنید خود این منبع، یک سلسله مجراهایی داشته باشد که این آب‌ها از طریق این مجراها، به بیرون نفوذ بکنند. هر یک از این مجراها، را نعوذبالله یکی از بزرگان دین، اولیا و انبیاء، مردان پاک خدا بدانید. خدای متعال، نظام تکوینی را چنان تصویر کرده است که انعام‌ها و افضال‌های او گاهی اگر نگوییم همیشه، از طریق یک مجراهایی به بندگان خدا می‌رسد. هر نعمتی از هر مقوله‌ای باشد، از طریق یک مجرایی به بندگان خدا می‌رسد. این مجراها به روی همه انسان‌ها گشوده شده است؛ یعنی این مجراها اختصاصی کسی نیست، مثلاً برای استفاده مردان یا فقط زنان یا فقط شیعیان یا فقط سنیان و قس‌علی‌هذا؛ بلکه برای استفاده همه انسان‌ها نصب شده است، منتهی یک اختصاصی از ناحیه خود ما پیدا می‌کند و آن اختصاص این است که هر کسی که بخواهد استفاده کند، باید دست بگیرد و این شیر را باز کند. شفاعت یعنی انسان کاری کند که به‌وسیله آن کار، آن شیر به سویش باز شود، هر کسی در هر کیشی، آئینی، قومی، قبیله‌ای کاری کرد که چنان است که می‌تواند شیر را باز کند، آن شیر برای او باز شده است. وقتی‌که ما این شیرها را با اعمال خودمان بر روی خود بسته‌ایم، می‌آییم کنار می‌ایستیم و چاپلوسی خود شیر را می‌کنیم! و این همان چاپلوسی حضرت امام حسین (ع) است، چاپلوسی حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) است، چاپلوسی هر مرد خدایی است.
درسگفتار منشأ دین
مدرس:
مصطفی ملکیان
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
درسگفتار حکومت دینی:  امکان و ضرورت حکومت دینی در جهان مدرن
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
وضعیت نشر :
مدرسه آزادفکری,
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ برخی از اندیشمندان و از جمله دکتر کچویان حکومت دینی را جایگزینی ضروری برای تمدن غرب و مدرنیته و در تقابل آشکار با آن می بینند. به عبارتی در این دیدگاه ها نقد غرب و بنیان های معرفتی، فرهنگی و اقتصادی آن است که نقش حکومت دینی را با معیارهایش بیش از پیش روشن می نماید. نقد تمدن غرب جزء لاینفک این دیدگاه در تبیین تمدن اسلامی است و همواره حکومت اسلامی بنیانی جدید برای افکندن تمدن نوین در جهان دیده می شود. محور های نقد این دیدگاه نسبت به تمدن غرب عناصری همچون سوبژکتیویسم، تقدس زدایی، سرمایه داری و ... است و حکومت اسلامی و تمدن اسلامی در پی تعریف عناصری در تقابل با این عناصر مدرن است. اما علی رغم نگرش انتقادی نسبت به تمدن غرب، برخی دیدگاه ها از جمله دیدگاه دکتر عبدالکریمی امکان تاسیس حکومت دینی (با خوانش رایج و موجود) در این جهان را بر نمی تابند و آن را ممکن نمی بینند. از نظر دکتر عبدالکریمی حکومت دینی در معنای رایج آن یک نگاه کلامی و ایدئولوژیک است که به هیچ عنوان امکان پیاده سازی در جهان مدرن و سکولار معاصر را ندارد و تنها منجر به تولید خشونت می گردد.
درسگفتار نسبت دین و اخلاق: ارائه و گفتگو میان دیدگاه‌هایی درباره نسبت دین و اخلاق
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
وضعیت نشر :
مدرسه آزادفکری,
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ معمولا برای همه ما پرسش هایی از ین قبیل به وجود آمده است: «آیا این حکم دینی غیر عقلانی نیست؟ آیا این حکم شرعی با عقل سلیم موافق است؟ آیا اسلام حقوق بشر را می پذیرد؟ آیا همه انسان ها در اسلام مساوی هستند؟ آیا حقوق اقلیت های دینی در اسلام رعایت شده است؟ آیا مجازات های اسلامی خشونت آمیز نیستند؟ آیا زن ها و مردها در اسلام حقوق برابری دارند؟ و ...» اینها برخی سوالاتی است که گاه و بی گاه در ذهن ما پر رنگ شده اند و احتمالا به آنها اندیشیده ایم و شاید هم کمی درباره­شان مطالعه کرده باشیم. اما اگر بخواهیم همه این موضوعات را ذیل عنوان واحدی قرار دهیم می توان آن را «نسبت دین و اخلاق» نامید. متفکرانی که در این حوزه صاحبنظر هستند تلاش می کنند پاسخ هایی به این سوالات ارائه دهند، البته از راههای مختلف: برخی معتقدند ایرادات اخلاقی عیانی در برخی احکام شرعی و دینی که توسط علمای دین اعلام می شود وجود دارد که نشان دهنده ایرادی در استنباط این احکام است. پس با توجه به اینکه قطعا خداوند دستور به امر غیر اخلاقی و غیر انسانی نمی دهد باید این احکام را نقادی کرد و احکام اخلاقی ای جانشین آنها نمود. در مقابل برخی معتقدند گرایش ما درباره غیر انسانی بودن برخی احکام و اعتقادات اسلامی ناشی از گمان ها و احتمالات کم ارزشی است که هیچ گاه توان خدشه وارد کردن به ایمان و اعتقاد راسخ ما به صحت روایات و آیات اسلامی ندارد و در خصوص سوالاتی که این احکام صریح اسلامی برآمد از آیات و روایات را به چالش می طلبد باید به دنبال حکمتی بود که این احکام در پرتو آن حکیمانه می گردند، نه در پی تغییر حکم. در هر صورت با این نظرات و نظرات دیگری که در این حوزه وجود دارد طیف بزرگی از دیدگاه ها پدید می آید که تلاش می کنند پاسخی برای سولات یاد شده فراهم کنند. در یک دیدگاه کلان تر این دیدگاه ها در باب «نسبت دین و اخلاق» مبتنی بر یک «فلسفه دین» و «فلسفه اخلاق» است که به صورت کاملا ویژه ای دیدگاه ما درباره دین را معین می کنند و تفسیر ما از دین را با خود متناسب می سازند. بنابراین می توان گفت تامل در چنین موضوعی علاوه بر تعیین تکلیف بسیاری از پرسش های ما، سازنده ابعاد وسیعی از دیدگاه ما درباره دینی و چیستی و قلمرو آن است. ما در این درس-گفتگو به همراه دو نفر از اساتید که تا حدی نماینده دو دیدگاه یاد شده هستند، به این موضوع خواهیم پرداخت.
درسگفتار بازخوانی جریان روشنفکری دینی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
وضعیت نشر :
مدرسه آزادفکری,
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ نام صاحبنظرانی مانند عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان و ... برای ما بسیار آشنا هستند. شاید بتوان چنین افرادی را (با وجود مخالفت برخی از آنان) هسته اصلی جریان روشنفکری دینی پس از انقلاب نامید. این صاحبنظران که بعضا روشنفکران سکولار نیز نامیده می شوند تلاش میکنند قرائتی از دین ارائه دهند که با ویژگی های دنیای سکولار و غیر دینی جدید هماهنگ باشد. اما این نظریات که تحت عناوینی «هرمنوتیک کتاب و سنت»، «قبض و بسط تئوریک شریعت»، «بسط تجربه نبوی»، «معنویت و عقلانیت» و غیره مطرح شده اند مخالفت های زیادی را برانگیخته اند. مخالفان این روشنفکران که طیف بزرگی از صاحبنظران مانند فیلسوفان اسلامی و متکلمان و فقیهان و عالمان متعارف دینی را شامل می شود معتقدند این نظریات اساسا بساط دین و دینداری را جمع می کند و حجیت و قرآن و متون معتبر دینی را منتفی می سازد. این انتقادات و موارد مانند آن از جمله مسائلی است که بحث درباره آنها از ابتدای حضور این جریان آغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد. این نظریات به سبب آنکه واجد هویتی فلسفه اند تمام ابعاد شناخت و تفسیر ما از دین را تغییر می دهند و جهانِ دین ما را متحول می سازند. اساسا یکی از دلایل چالش بر انگیز بودن این نظریات این است که به علت تسری آنها در حوزه های مختلف همچون سیاست و مخالفت آنها با نظریه سیاسی دینی رایج، همواره در سطحی از اهمیت قرار می گرفتند که موافق و مخالفشان را مجبور به اظهار نظر و یا دفاع و نقد می کردند. البته گستره نفوذ این نظریات تنها عرصه سیاسی نبوده و ابعادی مانند فقه، اخلاق، حقوق و ... را نیز در بر می گیرد. در این درس-گفتگو تلاش خواهد شد با مرور این نظریات اصلی جریان روشنفکری دینی ارزیابی و نقد آنها را نیز از زبان مخالفانشان بشنویم.
درسگفتار دین در زمانه مدرن: ارائه و گفتگو میان دیدگاه‌های مختلف در باب تطورات دین در جوامع مدرن
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
وضعیت نشر :
مدرسه آزادفکری,
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ کم‌توجه‌تر شدن نسل‌های جدید نسبت به ارزش‌ها و باورهای دینی از یک طرف و جایگزینی ارزش‌ها و باورهای بدیل آن از سوی دیگر، در بدو امر خبر از کاهش نقش دین در زندگی مردم می‌دهد. از طرف دیگر وقوع حوادث و رخدادهایی در کشور ما و دیگر نقاط جهان، این مطلب را با خدشه روبرو می‌کند؛ اتفاقاتی نظیر انقلاب اسلامی ایران و حضور دین در عرصه سیاسی و مدیریت اجتماعی و پررنگ‌ترشدن برخی مناسک و مناسبات دینی می‌تواند موید افزایش نقش دین لااقل در برخی سطوح و در میان بخشی از جامعه ما باشد. به تعبیر یکی از جامعه‌شناسان دین، «علی‌رغم پیش‌بینی‌های قاطعانه برخی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان علوم اجتماعی قرن نوزدهم، مذهب نمرده است.» زمانی تصور می‌شد با روند پرشتاب گسترش و بسط ساختارها، نهادها، علوم و تکنولوژی مدرن، نفوذ دین در جوامع جدید رو به افول خواهد نهاد. بر این اساس، بسیاری اندیشمندان علوم اجتماعی پیش‌بینی می‌کردند که دین به تدریج در یک فرایند حتمی تاریخی، از صحنه حیات بشر حذف خواهد شد؛ اما اقبال دوباره مردم به دین و اثرگذاری مذاهب و جریان‌های دینی بر تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جهان، تردیدهایی جدی در فراروی این فرضیه ایجاد کرد. تا جایی که تطورات عمده‌ای در نظریات این حوزه که از آن با عنوان «عرفی‌شدن» (secularization) یاد می‌شود رخ نمود. این تئوری‌ها در بدو امر پیش‌بینی می‌کردند که فرایند عرفی‌شدن به محو دین خواهد انجامید. بعدها با نامحتمل دانستن محو دین، بحث حاشیه‌روی دین مطرح شد. در تطورات بعدی حتی این دیدگاه بیان شد که آنچه رخ خواهد داد، صرفاً تغییر دین و دینداری است و روند عرفی‌شدن حتی می‌تواند با روندهای واژگونه و معکوس مواجه شود. پرسش اصلی اینجاست که دین در آینده جهان مدرن چه جایگاه و نقش در زندگی فردی و اجتماعی بشر ایفا خواهد نمود؟ آیا دین در جهان جدید، ناگزیر از عقب‌نشینی مرحله‌به‌مرحله از تمامی ابعاد و جنبه‌های زندگی انسان مدرن و در نهایت حذف کامل از زندگی بشر است؟ آیا دین برای حذف بقای خود مجبور است به عرصه‌های محدودی از زندگی انسان مدرن بسنده نموده و حضور خود را در همان عرصه‌ها حفظ نماید یا می‌تواند با حضور در عرصه‌های مختلف زندگی انسان مدرن (چنانچه در انقلاب اسلامی ایران دین به امر سیاست ورود پیدا کرد) به عرفی‌زدایی و بازقدسی‌شدن جهان اجتماعی و زندگی انسان مدرن بیانجامد و به ایدئولوژی و بستر بدیلی برای زندگی انسان مدرن تبدیل شود؟
درسگفتار ایده علم دینی: ارائه و گفتگو میان دیدگاه‌های مختلف در باب علم دینی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات , کتابخانه عمومی
کلیدواژه‌های فرعی :
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ بحث از نسبت علم و دین و تعارضات و همراهی های آنها با هم سابقه طولانی هم در تک تک ما دارد و هم در تاریخ تاملات فلسفی داستان طولانی ای پیدا کرده است. این بحث خصوصا پس از اوج گیری علم جدید و بالخصوص با طرح نظریاتی مانند تکامل داروین و مکانیک کوانتوم جدی­ تر شد، البته بیشتر در بستر مسیحیت. اما در ایران مساله کمی متفاوت بود، آشنایی دیر هنگام با علم جدید و نتایج مختلف آن بالخصوص در علوم انسانی و اجتماعی و مدیریتی و اقتصادی خیلی از صاحبنظران را به این فکر فرو برد که جایگاه این علوم و مبانی و دیدگاه های مستتر و یا مطرح شده در آنها در نسبت با اعتقادات دینی اسلامی چیست. این جرقه پس از چند سال نام «نظریه علم دینی» به خود گرفت. نظریه ای که تلاش می کرد نسل جدیدی از علوم را غالبا در مقابل علوم فعلی و مبتنی بر جهان بینی دینی پرورش دهد. این نظریه را گروه ها و اندیشه های مختلفی پیگیری کردند که شاید هیچ وجه مشترکی میانشان جز نام علمِ دینی موجود نباشد! جریان فرهنگستان علوم که با اندیشه های سید منیر الدین هاشمی آغاز شد و اکنون با دیدگاه های حجت الاسلام میرباقری ادامه پیدا می کند، جریان فلسفه اسلامی که بیشتر از همه متاثر از دیدگاه آیت الله جوادی آملی است، جریان متفکران فلسفه علمی که محوریت آنها را سعید زیباکلام و حمیدرضا آیت اللهی تشکیل می دهند و همچنین جریان فردیدی ها و ... همگی کمابیش معتقد به چنین ایده ای هستند. اما این اندیشه مخالفان زیادی نیز دارد که از قضا تقریبا همان روشنفکران دینی همانند عبدالکریم سروش و علی پایا و مصطفی ملکیان هستند. مخالفان معمولا مدعی هستند که این دیدگاه آزادگی علم را از بین خواهد برد و سبب رکود علم و جدایی آن از معیار اصلی اش یعنی تطابق با واقعیت می گردد. ما در این درس-گفتگو برخی دیگاه های موافقان و مخالفان علم دینی را خواهیم شنید و بررسی خواهیم کرد که این ایده تا چه حد می تواند چراغ راه ما برای مواجهه با علم و دنیای جدید باشد.
درسگفتار داستان دین و عقلانیت
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ دكتر عبدالكريمي در اين جلسه علمي، نظر خود در مورد هرمنوتيك متون مقدس و تعدد عقلانيت ها و همچنين نقد تفكر تئولوژيك بر پايه كتاب خود با عنوان "پايان تئولوژي" را تبيين مينمايند. حجه الاسلام قائمي نيا نيز نظريه خود در خصوص نسبت عقل و دين از منظر حكماي اسلامي و تلقي خود از روش درك متون ديني فارغ از مباني متافيزيكي را بيان ميدارند. بعد از هر جلسه ارائه، استاد دوم يكي از مقالات و مكتوبات استاد ارائه دهنده را مورد ارزيابي قرار داده و به نقادي آن ميپردازد، در نهايت نيز فرصتي جهت جمع بنده و پاسخ به استاد اول داده خواهد شد. بعد از اين دو جلسه ارائه و ارزيابي، اين اساتيد براي دو جلسه به گفت و گو نشسته و در حضور مخاطبان به نقادي نظريات يكديگر ميپردازند.
درسگفتار علم، دین و نظریه علم دینی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد , درس گفتار،جزوه وتقریرات
چکیده :
در این درس-گفتگو چه می‌گذرد؟ در اين دوره كه به لحاظ در قبال هم قرار گفتن دو انديشه معتقد به علم دينی از اهميت خاصی برخوردار است، ابتدا دكتر ايت‌اللهي نظر خود را از تعارض علم و دين در سطح جامعه شناختی ترسيم كرده و با توجه به آن به بيان حدود نظريه علم دينی می‌پردازند. در مقابل حجت‌الاسلام بستان نيز نظر خود را در خصوص تلقی های حداقلی و حداكثری از علم دينی تبيين كرده و به نحوه جمع شدن ديدگاه حداقلی و حداكثري مي‌پردازند. پس از هر جلسه ارائه اساتيد محترم نقد خود را در خصوص استاد ارائه دهنده عرضه داشته و در نهايت دو جلسه را به صورت مناظره بر مبنای مقالات "جامعه شناسی اسلامی" دكتر بستان و "رويكردی اسلامی به علوم انسانی" دكتر آيت‌اللهی و نظريه اخلاق فضای مجازی دكتر آيت اللهی كه موردی از علم ديني در نظر ايشان است، سامان می‌دهند اين موضوعات كه تقريبا از دهه هفتاد در ايران مطرح شد مدت طولاني اي در صدر بحث‌ها و مناظرات فكری جامعه قرار داشت. اين انديشه‌ها با تلقي‌اي كه از جايگاه علم و دين دارند جهان هايي با وزن‌هاي مختلف از اين دو امر براي ما ترسيم مي‌كنند و اين دو موضوع كه حقيقتا از موضوعات مهم زندگی انسان هستند را در جايگاه مورد نظر خود قرار داده و جريان يافتن هر كدام از اين نگاه‌ها در زندگي و جامعه ما قطعا تاثيرات مهمی خواهند داشت. از تاثيرات مهم اجتماعی اين نگاه‌ها می‌توان به سياست گذاری‌های آموزشی و فرهنگی آن‌ها، تاثيرات آنها در برنامه‌ريزی آموزش عالی و ... اشاره كرد كه توضيح عمق اين تاثيرات مجالی مفصل می‌طلبد.
درسگفتار قرائتی جدید از مبانی فکر دینی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آیت الله سید کمال حیدری: تنها راه معرفتی برای حقانیّت عالمان و پیروان ادیان و مذاهب، در دست داشتن «دلیل» است و اصلاً جز این ملاک دیگری وجود ندارد برای محاسبۀ انسان ها: «الطریق هو الدلیل». اگر کسی راه دیگری سراغ دارد به ما هم نشان دهد! اساساً امکان ندارد انسان به خاطر کاری محاسبه و بازخواست شود – حتی اگر کار و اعتقاد او درست هم بوده باشد – جز از این راه که برای فعل خود دلیل و حجّت داشته باشد؛ یعنی اگر دلیل در دست نداشته باشد، چنانچه به اعتقاد صحیحی هم دست یافته باشد، در قیامت از او پذیرفته نمی شود! به عنوان مثال، بنده الان مسلمان و شیعه هستم و می گویم حق با اسلام و تشیّع است. حال اگر کسی از من بپرسد بر چه اساسی و با کدام ملاک و معیار می گویی دین حق، فقط اسلام است؟ در پاسخ می گویم به فلان «دلیل». برایش چند دلیل می‌آورم که اسلام بهترین دین است و من باید مسلمان باشم. اما اگر در قیامت مشخص شود که همه یا بخشی از حقیقت در دین دیگری مثلاً مسیحیّت بوده و خداوند متعال از من سوال بفرماید چرا به آموزه های مسیحیت عمل نکردی؟! در جواب خواهم گفت خدایا «دلیل»، مرا به حقانیت و درست بودن اسلام رهنمون کرد. با این وجود، آیا خدا می تواند بفرماید تو باید به چیزی که دلیلی بر صحّت آن نداشتی و بلکه قطع داشتی که باطل است، ایمان و اعتقاد پیدا می کردی؟! خیر؛ زیرا خودش در قرآن فرموده: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ»؛ بقره/ ۱۱۱ (بگو: «اگر راست مى گویید، دلیل خود را بیاورید!»)؛ یعنی هر کس برای اثبات مدعای خود باید دلیل و برهان بیاورد؛ وگرنه سخن وی اصلاً مسموع و قابل قبول نیست. منطق قرآن، یک منطق عقلانی و معرفتی است. انسان محاسبه و مؤاخذه نمی‌گردد مگر به واسطۀ دلیل، اما آنجا که کسی برای اعتقاد و باور خود استدلال و برهان ندارد، اصلاً محاسبه دربارۀ او معنا پیدا نمی کند و مدعای او پذیرفته نمی شود! اگر کسی برای صحیح و بر حقّ بودن دین و مذهب خود دلیل داشت، در قیامت معذور و مأجور است – حتی اگر خلاف آن کشف شد! – اما اگر برای عمل به آموزه های یک دین یا مذهب خاصّ، دلیلی در دست نداشت، حتی اگر دین و مذهب او واقعاً حق و مطابق با واقع هم بوده باشد، خداوند از او نمی پذیرد!؛ چرا که ملاک در محاسبۀ انسان ها دلیل و برهانی است که آنها بر اساس آن به قطع و یقین رسیده اند. و اما اینکه آن دلیل، مطابق با واقع از آب در آید یا مخالف با واقع، از توان انسان ها خارج است؛ زیرا به دلیل عدم عصمت، هیچکس نمی تواند کاری کند تا استدلال خودش را منطبق با واقع و نفس الأمر کند و از هر گونه خطا و اشتباهی در امان بماند.
  • تعداد رکورد ها : 32