جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 10
بازنگارش انسان‌شناسی اسلامی، با رویکرد نگرشی ـ انگیزشی و مطالعه میدانی تأثیر آن در دانشجویان دانشگاه اصفهان
نویسنده:
عبدالرسول مشکات
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله از سه بخش عمده پدید آمده است: ۱. نظریه و طرّاحی؛ ۲. تولید و پیاده‌سازی؛ و ۳. نظرسنجی و ارزیابی. از پیش‌فرض‌های این رساله این است‌که کتاب‌های معارف دانشگاه علاوه بر افزایش دانش مخاطبان، قرار است نگرش و باور آنان را نیز ـ حتّی‌المقدور ـ ارتقا دهد و در حوزه رفتار و سبک‌زندگی آنان هم نسبتاً تأثیر بگذارد. بر این اساس، یکی از پرسش‌های این رساله این بوده است‌که: کتاب‌های معارف دانشگاه (و از جمله کتب انسان‌شناسی) تا چه حد به غایات تعریف‌شده نایل می‌شوند؟ تحقیقاتِ انجام‌شده در بخش سوّم رساله دلالت دارد‌که در این باب، ما با چالش‌ها و ضعف‌هایی روبرو هستیم. این چالش‌ها در چهار عرصه شناخت و دانش، عاطفه و انگیزش، باور و ایمان، و اراده و عمل، قابل تقسیم و توضیح‌اند.پرسش دیگر این است‌که برای رفع این چالش‌ها، چه راهکاری وجود دارد؟ دفتر حاضر، در پاسخ به این سوال، رویکرد و الگوی جدیدی تحت عنوان «رویکرد نگرش‌ساز» یا روش نگرشی‌ـ انگیزشی، را پیشنهاد داده است. به عبارتی، در این رساله دو موضع از یکدیگر تفکیک شده‌اند؛ یکی رویکرد ذهن‌محور و دانش‌افزای صرف و دیگری رویکرد قلب‌محور و نگرش‌ساز؛ و اساساً ریشه و خاستگاه بسیاری از ضعف‌ها در اتّخاذ همین موضع دانش‌افزای صرف تشخیص‌داده شده است. تفـاوت این دو، و مولّفه‌‌‌‌ها و مزیت‌های رویکرد دوّم، در بخش نخست خواهد آمد. البتّه این الگوی پیشنهادی، تنها در دایره یک نظریه و طرّاحی، محدود نمانده و عملاً نیز در قالب یک کتاب یا متن آموزشی (در حوزه انسان‌شناسی)، به عنوان یک گام کوچکِ نخستین، تولید و پیاده‌سازی‌گردیده است که به عنوان بخش دوّمِ همین رساله، تقدیم‌ می‌گردد. همچنین این نمونه عینی، پس از آن‌که در طول چند ترم، به محک تدریس و نظرسنجی‌های متناوب‌گذاشته شده و مکرّراً در روش و محتوای آن بازنگری‌هایی اعمال گردیده، نهایتاً در یک بررسی‌کامل‌تر، به‌صورت‌کمّی وکیفی مورد ارزیابی قرارگرفته است. جامعه آماری آخرین تحقیق، دانشجویان دانشگاه اصفهان با حجم نمونه ۱۲۶ نفر بوده‌ است. ارزیابی کمّی با روش‌ توصیفی از نوع پیمایشی یا زمینه‌یابی، و با ابزار پرسش‌نامه محقّق‌ساخته و با نرم افزار کامپیوتری SPSS-۲۲، و ارزیابی کیفی نیز با ابزار چک‌لیستِ تحلیل محتوا و مصاحبه انجام شده است. نتایجِ به دست‌آمده، در هر دو عرصه کمّی و کیفی، رویکرد پیشنهادی را تأیید می‌نماید و نمونه تولید‌شده را تا حدّ قابل قبولی موفّق نشان می‌دهد. براین اساس این رویکرد در صورت پذیرش، می‌تواند توسّط متولّیان امر، در معرض تحقیقات گسترده‌تر قرارگیرد و به مدد ارباب نظر و تجربه، تکمیل و تکامل یابد.
تبیین و تحلیل سازگاری نظریه انحصارگرایی دینی و مدارا از دیدگاه تشیع
نویسنده:
لیلا پهلوان آقا علی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله‌ی انحصار حقانیت در یک دینِ خاص از جمله مسائلی است که مورد توجه تمامی ادیان بوده است و در تمامی ادوار تاریخ، هر دینی همواره حقانیت را در انحصار خویش دانسته و تنها خود را بر حق معرفی کرده است. اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده، هم خود را دین اتم و اکمل معرفی می‌کند و هم حقیقت را منحصرا در قلمرو تعالیم خویش دانسته است.در این میان، برخی پیروانِ ادیان با انحصار حقانیت در دین خود و در نتیجه، اختصاص رستگاری و نجات به پیروان همان دین، اِعمالِ خشونت نسبت به پیروان دیگر ادیان را در دعوت به دین خود مجاز می‌دانند چه؛ به نظر اینان انحصار حقانیت دریک دین مستلزم انحصار مدارا بین پیروان همان دین است.مسأله‌ی دارای اهمیتِ بسیار در این بحث که مسأله‌ی پژوهش پیش رو را برساخته، تمایزی است که در دین مبین اسلام و به ویژه در تبیین شیعی آن در این خصوص وجود دارد. به نظر می‌رسد، مکتب اهل بیت(ع)(تشیع)، بدون دست برداشتن از ادعای انحصار حقانیت، همواره پیروان خود را به تساهل و مدارا با هم نوعان فرامی‌خواند و دامنه‌ی مدارا را به تمامی پیروان دیگر ادیان گسترش می‌دهد. سخن در این است که، دینی که حقانیت را منحصر در خود می‌داند، چگونه می‌تواند با پیروان دیگر ادیان، راه مسالمت آمیز را در پیش گیرد و آیا این روش و رفتار، به ادعای آن دین درباره‌ی حقانیت، خللی وارد نمی‌آورد؟به نظر می‌رسد مسائلی چند ازجمله تمایز میان حوزه‌ی عمل و نظر کلید حل این دشواری است. در این تحقیق به روش تحلیلی سعی می‌شود با تأکید بر تعالیم مکتب تشیع رابطه‌ی میان این دو آموزه یعنی انحصارگرایی و مدارا تبیین شود و با توصیف مبانی آن‌ها چگونگی جمع بین آن‌ها بیان گردد.
تبیین ولایت تکوینی امامان معصوم ونقش آن در هدایت باطنی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(ره)
نویسنده:
هاجر عساکره
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ولایت یکی از شئون والای ائمه معصومین جایگاه ویژه ای در قرآن و روایات دارد. نزد شیعه عالی‌ترین مرتبه ولایت در مسأله امامت، ولایت تکوینی است که از طریق پیمودن صراط بندگی حق، برای امام حاصل می‌شود. در نگاه فلاسفه و متکلمان و عارفان مسلمان شخصیت امام و ولی قدرت تصرف در هستی دارد و به جز دریافت وحی همه مقامات نبی و رسول را دارا است؛ لذا همواره سعی نموده‌اند این اقتدار باطنی ناشی از ولایت را با براهین عقلی و نقلی تبیین نمایند. در دیدگاه علامه طباطبایی امامت مقامی برتر از نبوت و پس از طی ابتلائات سخت و رسیدن به قابلیت، به وجود می‌آید. از مهم‌ترین شئون ولایت تکوینی امام، هدایت باطنی است که با اشراف و ولایتی که امام نسبت به قلوب و باطن دارد، افراد مستعد را به کمالات والا هدایت کرده و اعمال آن‌ها را رشد می‌دهد و به مطلوب هدایت می‌کند. لذا سوال اصلی این نوشتار این است که با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی، ولایت تکوینی امامان معصوم و نقش آن در هدایت باطنی چگونه تبیین شده است؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای، ولایت تکوینی امامان معصوم را با مبانی عقلی و نقلی مستدل ساخته که از این نظر به برخی مبانی تصرف امام از جمله، مرتبه والای وجودی و برخورداری از علم و عبودیت محض و بُعد خلافت الهی می‌توان اشاره نمود؛ سپس درادامه به نقش ولایی ائمه و ابعاد آن در هدایت باطنی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی به عنوان شیوه ای عالی و ممتاز در هدایت پرداخته می‌شود. نقش تکوینی ائمه در این زمینه این است که با علم و قدرتی که در اختیار دارند، یا در باطن افراد مستعد تصرف کرده و آنان را به کمالات اعلی سوق می‌دهند و یا مسیر هدایت را برای فرد هموار می‌سازند.
بررسی نزدیک‌ترین راه‌ عملی وصول به عوالم غیب از دیدگاه عرفان اسلامی و میزان هماهنگی آن با آموزه‌های کتاب و سنّت
نویسنده:
داود حسن‌زاده کریم‌آباد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان موجودی تک‌ساحتی و مادی محض نیست و وجودات برتر مثالی، عقلی و الهی دارد. انسان برای دست‌یافتن به مراحل برتر هستی‌اش باید نسبت به عوالم بالاتر مناسبت و سنخیّت ایجاد کند. با ایجاد سنخیّت، به آن عوالم که همگی نسبت به عالم حسّ غیب به حساب می‌آیند واصل می‌شود. وصول به این عوالم موهبتی محض و اختصاصی انبیاء علیهم‌السلام نیست؛ بلکه ایشان همه را به وصول به این عوالم دعوت نموده‌اند. در این میان عارفان بر پایه اندیشه‌های وحیانی و تجارب سالکانه و عارفانه خویش راه‌های عملی گوناگونی را تعریف نموده‌اند که در قیاس با هم برخی دور و برخی دیگر نزدیکند. نزدیک‌ترین راه عملی وصول به عوالم غیب در قالب‌های مختلفی ترسیم شده است که بررسی آنها نشان می‌دهد دارای روح واحدند. در میان انواع راه‌ها، به چهار طریقه شیخ اشراق، شیخ نجم الدین کبری، محیی الدین ابن عربی و نحله نجف به عنوان اقرب طرق می‌توان اشاره کرد. شیخ اشراق سلوک را بیشتر بر پایه ریاضت و انقطاع برای حصول خلع بدن و سیر در عوالم غیبی و در نهایت مراحل فنای در حق و بقای به او قرار داده است. شیخ نجم الدین کبری طریق خویش را مبتنی بر موت ارادی اما بر پایه جذبه گذاشته و بدین منظور قواعد ده‌گانه‌ای را به عنوان شرط و مقدمه حصول آن مطرح نموده است. ابن عربی نیز بر ترک نفس، افتقار و ذلّ و انکسار و اموری که حصول جذبه و فتح را بر سالک هموار می‌کند تکیه کرده و به طور عام طریق خلوت و ذکر را اختیار نموده است و برای سالکان قبل از یافتن استاد و پس از آن دستورات ویژه‌ای دارد. عمده دستور العمل‌های او اموری است که مورد توجه همه عارفان بوده و آنها را برای نیل به همه مراتب نافع دانسته است. عارفان نحله نجف نیز لوازم سلوکی متعددی را برشمرده‌اند که التزام سالک به آنها او را به همه عوالم غیبی به ویژه عالم اسماء و صفات واصل می‌گرداند. ایشان در طریقه خود بر توجه به نفس برای حصول معرفت نفس که ملازم معرفت ربّ است تکیه کرده‌اند.اقتدا به استاد، ملازمت بر جوع، سهر، عزلت و ذکر به همراه مراقبه و نفی خطورات با التزام تامّ به شریعت، اساس دستورات سلوکی عارفان در این چهار طریق است و معتقدند که هیچ‌یک از اعمال و مناسک سلوکی دیگر بدون آنها فایده شایسته و بایسته را ندارد.با بررسی این راه‌ها معلوم می‌شود طریق نحله نجف نسبت به طرق دیگر ویژگی‌های ممتازی دارد که عبارتند از: 1. بیشترین موافقت با شرع و عدم مخالفت با روح شریعت، 2. کم‌خطر و کم‌آفت‌تر بودن راه، 3. التزام تامّ به شریعت در عرصه‌های فردی و اجتماعی، 4. فقاهت و جامعیّت مشایخ و اساتید در علوم معقول و منقول، 5. خلوّ طریقه از آداب و مستحسنات ویژه صوفیّه، و 6. توجّه ویژه به قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در سلوک.
تبیین توحید افعالی و نقش آن در سبک زندگی از منظر قرآن
نویسنده:
سمیه قلی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شیوه زیستن و نحوه‌ی تعامل با محیط اطراف، یکی از مطالب مهم مورد بحث در بین محققین می‌باشد. سبک زندگی انسان با توجه به اعتقادات و نوع نگرش او به جهان هستی، دستخوش تغییرات و تحولات فراوانی گردیده است. اساساًفایده باور به گزاره‌های دینی در زندگی انسان، یکی از مسایل اصلی است که هر فرد دینداری در پی یافتن آن است. با این وجود انسان، همواره به دنبال زندگی همراه با تعالی و پیشرفت بوده است اما چون غالباً مبانی فکری غیرصحیحی داشته، نتوانسته است به هدف خود در زندگی همراه با متعالی شدن دست یابد. ما در این تحقیق اثرات اعتقاد به توحید افعالی الهی را در روش و سبک زندگی انسان‌ها از منظر آیات الهی مورد بررسی قرار دادیم. به نظر می‌رسد بهره‌گیری از دیدگاه موحدانه در نحوه زیستن و سبک زندگی اسلامی از نظر بشر امروزی ـ حتی در بسیاری از جوامع اسلامی ـ مورد غفلت قرار گرفته است. از سوی دیگر چون خداوند متعال خالق و مالک و آگاه به زوایای وجودی مخلوقین خود است ما رابطه بین اعتقاد به توحید افعالی و سبک زندگی را از منظر قرآن کریم که کلام الهی است مورد کنکاش قرار داده‌ایم. این پژوهش که از نوع تحقیقات توصیفی و همچنین میان رشته‌ای و تطبیقی است، هدفش ایجاد معرفت دقیقی از توحید افعالی الهی همراه با عمق بخشیدن به این معرفت در وجود خود و عمل بر طبق تعالیم الهی است تا بتوان با بوجود آمدن شناخت و طرز تفکری صحیح و ایجاد افق فکری وسیع‌تر نسبت به مسائل دنیوی، جریان زندگی را در مسیر صحیحی قرار داد. نتایج این تحقیق و پیاده نمودن آن در درون خود آثار فراوانی در تعالی بخشی به شیوه‌ی زندگی انسان خواهد داشت. نتایج و یافته‌هایی مانند اینکه اعتقاد و باور به مفهوم توحید افعالی می‌تواند انسان را در ایجاد بینش صحیح از زندگی و عمق بخشیدن به آن و ایجاد مفاهیمی همچون صبر، توکل، عدم ترس از فقر و مرگ و... یاری دهد.
رابطه مفهوم ومصداق از حیث وحدت وکثرت
نویسنده:
مجید میردامادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع رساله ی حاضر، رابطه ی مفهومومطابق آن، ازحیث وحدت وکثرت است. برمبنای وحدت مفهوم ومصداق ولحاظ ذاتی یا عرضی بودن مفهوم نسبت به مصداق،مفهوم ومصداق دروحدت وکثرت،مختلف می شوند. مهمترین پرسش هایی کهدراین پژوهش به آنها پاسخ داده می شود،عبارتند از: 1-آیا وحدت مفهوم از وحدتمصداق حکایتدارد؛ 2-آیا کثرت مصداق، مستلزم کثرتمفهوم است؛ 3-آیا وحدت مصداق مستلزم وحدت مفهوم است؛4-آیا کثرت مفهوم، ازکثرت مصداق، حکایت دارد. تاکنون اگرچه امتناع انتزاع مفهوم واحد ازمصادیق متباین ونیزانتزاع مفاهیم کثیرازمصداق واحد، مفروض دانسته شده وازمبادی اثبات مسائلی قرارگرفته؛ ولی رابطه مفهوم ومصداق ازحیث وحدت وکثرت، تبیین نشده است. تحقیق دراین مساله، دراصول ومسائل فلسفی وعرفانی تاثیر مستقیم دارد و هدف اصلی این تحقیق،مساله ی توحید است. روش انجام تحقیق، تحلیل مفهومی، روی آورد تحلیلی- منطقی وتحلیل گزاره ای است. مهمترین نتایجی که این پژوهش به آنها دست یافته، عبارتند از: 1-وحدت مفهوم ذاتی، ازوحدت مطابق آن، حکایت دارد؛ 2-کثرت مفهوم ذاتی ، ازکثرت مطابق آن حکایت دارد، همان طور که کثرت مطابق خارجی مفهوم ذاتی، مستلزم کثرت مفهوم است؛ 3- وحدت مفهوم عرضی ،از وحدت معروض،حکایتی ندارد وکثرت معروض،مستلزم کثرت آن مفهوم نیست؛ 4- مفهوم واحد نمی تواند ازهمه ی حقیقت خارجی حکایت نماید؛ بنابراین مفاهیم کثیر،ازوحدت مصداق وجود، انتزاع می شوند؛5- مهمترین نتایج فرضیه های تحقیق،توحید ذاتی ،توحید صفاتی و توحید افعالی است.
نقد مبانی انسان ‌شناختی توسعه مدرن
بر اساس اندیشه اسلامی
نویسنده:
فاطمه سادات هاشمیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان عامل و کارگزار اصلی توسعه به شمار می‌رود و تعریف ارائه شده از او مبنا، مسیر و اهداف توسعه را مشخص می‌سازد. در میان نظرات متعدد در باب هویت انسان، دیدگاه صدرا هویت واقعی انسان را نفس یا روح مجرد معرفی کرده که دارای فطرت و سرشت اولیه با گرایش به حقیقت و میل به کمال است. اما دیدگاه غرب در باب ابعاد وجودی انسان، غالباً فیزیکالیستی و ماتریالیستی است و تحت تفکر اومانیستی، انسان جدای از مبدأ و معاد و فارغ از هر گونه تکلیف مورد بررسی قرار می‌گیرد و بحثی از کرامت اکتسابی او به میان نیست. یکی از ابعاد مهم توسعه، توسعه فرهنگی است که متأثّر از اصول فرهنگی حاکم بر نظام فکری جامعه است. اصول حاکم بر فرهنگ غربی اومانیسم، سکولاریسم و سوبژکتیویسم است که منجر به اصل و معیار قرار گرفتن انسان خودبنیاد غربی و دوری از هویت و فطرت الهی او می‌گردد. بُعد دیگر توسعه مدرن، بُعد اجتماعی آن است که مبانی انسان‌شناختی آن ریشه در هستی‌شناسی مادی و مکانیکی دارد و بر اساس اصالت انسان، اصالت لذت و سودگرایی پایه‌ریزی شده که منجر به حاکمیت سکولاریسم در مراتب متعدد آن در جامعه غربی گردیده است. توسعه سیاسی غرب تحت اصول لیبرالیسم و سوسیالیسم دارای ماهیتی امپریالیستی و استعماری است که با تکیه بر تفکر اومانیستی و با اندیشه اصالت انسان شکل گرفته و حق قانون‌گزاری و حاکمیت را به انسان اعطا می‌کند. آخرین بعد از توسعه مدرن، بعد اقتصادی آن است که ماهیتی کاپیتالیستی و سرمایه‌سالار دارد و نقطه مشترک آن با لیبرالیسم تمرکز بر ابزار رسیدن به هدف است نه خود هدف. در پژوهش حاضر تأثیر مبانی انسان‌شناختی مدرن در ابعاد مختلف توسعه مورد بررسی و نقد قرار می‌گیرد.
کاربست مبانی معرفت‌شناختی حکمت متعالیه در هنر موسیقی
نویسنده:
حسین شایسته
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم موسیقایی یا محتوای «موسیقی متعالی»، همان نفس‌الامر محتوای موسیقی است. درک این محتوا ادراکی حضوری و مطابق با واقع است. از این رو اتصاف آن به صدق و کذب، بی معنا بوده است و مطابقت آن با نفس الامر، بدیهی شمرده می‌شود. این محتوا که متأثر از مبانی معرفت‌شناختی حکمت متعالیه است، با حاکمیت عقل متعالی بر دیگر قوای ادراکی نفس و در پی اتصال عقل مستفاد به عقل فعال حاصل می‌شود. از این رو به تمامه شکوفایی و فعلیت در عقلانیت را به نمایش می‌گذارد. ادراک حضوری مفهوم موسیقایی در زمره ادراکات بدیهی است و از آن جا که «ادراک» در این مکتب، معادل با وجود است، به تبع قاعده تشکیک وجود، به تناسب مراتب نفوس، محتوای موسیقی نیز از دیدگاه حکمت متعالیه دارای مراتب و متصف به وصف «دانی» و «عالی» خواهد بود. قطعا محتوای «موسیقی متعالی» از اعلی درجه غنا و عقلانیت برخوردار خواهد بود.نفس الامر در مورد فرم موسیقی متعالی نیز همان «زیبایی» در ساختار و فرم آن است. این فرم که به تبع حاکمیت عقل متعالی بر دیگر قوای ادراکی نفس از جمله وهم، حاصل می‌آید، فرمی در نهایتِ اعتدال و لطافت خواهد بود. «زیبایی» در حکمت متعالیه، معادل با «وجود» است و امری اصیل قلمداد می‌شود. پس درک آن نیز همچون درک «وجود»، درکی حضوری و دارای بداهت است. بنابراین تطابق با واقع در این جا نیز محرز می‌باشد. به دلیل حضوری بدیهی و بودن این ادراک، نمی‌توان درک زیبایی فرم موسیقی را متصف به صدق و کذب دانست. ولیکن می‌توان با توجه به ادراک مراتب زیبایی، فرم موسیقی را نیز متصف به وصف «عالی» و «دانی» کرد. قطعا فرم «موسیقی متعالی» با وجود ویژگی «اعتدال»، در اعلی درجه زیبایی خواهد بود.
تبیین روش‌شناسی تاریخ تفکر در عرصه ‌امامت از دیدگاه مدرّسی و نقد آن
نویسنده:
حمیدرضا قربانی مبین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
حسین مدرسی طباطبایی تحت تأثیر پیش‌فرض‌ها و روش تاریخی مستشرقان، به دنبال ارائه مدلی توجیه‌پذیر از تاریخ تفکّر مکتب تشیع است، لذا به این باور می‌رسد که مکتب تشیع درگذر تحوّلات سیاسی و اجتماعی دچار تحوّل و تطوّر عقیدتی شده است. مدرسی برای طرّاحی مراحل این تحوّل، نظام واره‌ای را در ذهن خود شکل می‌دهد و با گزینش و تقطیع گزارش‌های تاریخی از منابع به دنبال تکمیل آن است. بنابراین مدرّسی در پژوهش خود به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسد و برخی از باورداشتهای شیعیان، همانند عصمت، علم غیب و ولایت تکوینی امامان را برساخته ‌افرادی همانند هشام‌بن‌حکم یا متأثر از غلات و مفوضه‌ تلقّی می‌کند. محقق در این پژوهش از دو منظر روش‌شناسی عمومی و اختصاصی، تاریخ تفکر تشیع در عرصه ‌امامت را از دیدگاه مدرسی موردبررسی قرار داده ‌است. این دیدگاه در هرکدام از علوم مرتبط، بر اساس روش متداول آن‌ها مورد ارزیابی قرارگرفته‌ است. بررسی‌های پژوهشگر نشان دادند که روش عمومی کتاب مکتب در فرایند تکامل از منظر استنادی دارای اشکالاتی از قبیل اعتماد و استناد بیش از حدّ به منابع غیر شیعی و ارجاعات غیر روشمند است. همچنین روش عمومی پژوهش مدرّسی از منظر برداشت (فقه‌الحدیث) نیز گرفتار خطاهایی از قبیل خلط کاربردهای واژگان، کاربرد معیار غیر معتبر، غفلت از مولفه تقیه و نسبت دادن تکامل به مکتب نه به شیعیان است. روش اختصاصی پژوهش مدرّسی در علوم مرتبطی همانند کلام، حدیث، رجال و تاریخ نیز از منظر روششناسی متداول در هریک از آن علوم مبتلابه ‌اشکالات بنیادی است همانند مبنا قرار دادن روش تاریخی مستشرقان، تشکیک در منابع اولیه، خلط در روش پژوهش کلامی و تاریخی، پیش‌فرض قرار دادن اصول موضوعه مستشرقان، خلط در روش پژوهش حدیثی و تاریخی، تشکیک در اعتبار کتب روایی موجود، تحمیل پیش‌فرض بر منابع روایی، تشکیک در اهمیت علم رجال، جرح و تعدیل ناروای رجال.در نهایت برای احتراز از ابتلا به ‌ایرادات فوق‌الذکر، مجموعه‌ای از ملاحظات در قالب روش‌شناسی پیشنهادی تاریخ تفکّر تشیع ارائه می‌گردد. محقق در روش پیشنهادی بر اساس پیش‌فرض و طرّاحی نظام واره وارد گردآوری اطّلاعات نمی‌شود بلکه با ملاحظه همه مستندات به دنبال یافتن تصویری واقعی از تاریخ تفکّر تشیع است. برای رسیدن به چنین مقصودی منابع اصیل و قویم شیعی در اولویت قرار می‌گیرند. ارزیابی و نقد گزارش‌ها و منابع نیز بر اساس روش متداول در تاریخ تشیع تحقّق می‌پذیرد. پژوهشگر از علوم مرتبط با تاریخ تفکّر تشیع بر اساس روش متداول در آن‌ها بهره می‌گیرد.
تأثیر عوامل غیر معرفتی بر باورهای اعتقادی از منظر روایت‌های امامیه و تبیین و تحلیل آنها
نویسنده:
احمد بهرامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
توجه به متون روایی امامیه نشان می‌دهد که شأن معرفتی بشر متأثر از عوامل مختلفی است که نقش موثری در فرآیند باورسازی و باورپذیری و نیز توجیه باورها دارند. این عوامل غیرمعرفتی را می-توان در دو دسته کلان منفی (بازدارنده معرفت) و مثبت (معرفت‌زا) و درزیردسته‌های انسانی و غیر انسانی جای داد. برای نمونه، می‌توان به عواملی همچون تقوا، گناه، شیطان و جامعه سالم و صالح اشاره کرد. این عوامل دارای تقسیم‌بندی‌های فرعی است. عوامل انسانی به فردی و غیرفردی، و فردی به فعلی و غیرفعلی تقسیم می‌شود. عوامل غیرانسانی را نیز می‌توان در دو عنوان ناسوتی و ملکوتی جای داد. با توجه به مباحث مطرح در فضای معرفت‌شناسی معاصر همچون اخلاق‌شناسی باور، روان‌شناسی باور، فیزیولوژی باور، جامعه‌شناسی باور، اقلیم‌شناسی باور، مابعدالطبیعه‌شناسی باور، و بهره‌مندی از داده‌های برآمده از روایات امامیه روشن می‌شود که دستگاه معرفتی بشر با شبکه‌ای از داده‌های بشری و غیر بشری ترابطی عمیق دارد. همچنین روایات امامیه نشان می‌دهد که معرفت، خود، فضیلتی محوری است که با مولفه‌های غیرمعرفتی همچون روان انسان، رفتار اخلاقی او و شکوفایی اجتماع، رابطه‌‌ای دوسویه دارد. در روایات امامیه می‌توان حوزه‌های اثرگذاری عوامل غیرمعرفتی بر معرفت و حوزه‌های اثرپذیری معرفت از این دسته از عوامل را مشاهده کرد. تحلیل یافته‌های مربوط به این بخش از مباحث نشانگر آن است که عوامل و زمینه‌های موثر بر باور یکسان نیست و از سوی دیگر، میان حوزه‌های اثرپذیر نیز ترتب وجود دارد. روایات امامیه، با ارائه دستورالعمل‌هایی بصیرتی برای کسب باور صادق، از معرفتی نورانی در طول معارف بشری سخن می‌گویند که آثاری همچون اهل ذکر شدن، تعقل و تفکر، استشاره، دوراندیشی، دشمن‌شناسی، وقت‌شناسی و در نهایت رسیدن به روشن‌بینی و سلامت معرفتی و بصیرت به دنبال خواهد داشت.
  • تعداد رکورد ها : 10