جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 49
اصول وقواعد التفسیر الموضوعی للقران
نویسنده:
مازن شاکر التمیمی؛ مقدمة اللجنة العلمیة محمد علی الحلو
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کربلا: العتبه الحسینیه المقدسه، قسم الشوون الفکریه و الثقافیه,
چکیده :
أصول و قواعد التفسير الموضوعي للقرآن اثر مازن شاکر تمیمی، پژوهشی است پیرامون اصول و قواعد تفسیر موضوعی در قرآن کریم و ارائه نمونه‌هایی برای آن.
فتح البيان: فيما روي عن علي [عليه السلام] من تفسير القران
نویسنده:
السيد مصطفى الحسيني الطباطبائي؛ ترتيب ومراجعة واضافات وحواشي: سعد رستم
نوع منبع :
کتاب , آثار منسوب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
حلب - سوریه: دار الجسور الثقافية,
مناهج البيان في تفسير القرآن - الجزء الاول (الفاتحة - البقرة: 141)
نویسنده:
محمد باقر الملكي الميانجي؛ تنظیم: محمد البیابانی الاسکوئی؛ اشراف: حسین درگاهی؛ تصحیح: عزیز آل طالب
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران - ایران: موسسة النبأ الثقافیة,
چکیده :
مناهج البيان في تفسير القرآن، حاصل تدريس تفسیر مؤلف آن، مرحوم ملكى ميانجى است كه از اوان ورود به شهر مقدس قم، به سال 1378ق، آغاز گرديده است و نخستين جلد آن، تفسير سوره فاتحة الكتاب در سال 1413ق، به چاپ رسيده است. مجموع مجلدات آن، 6 مجلد و 6 جزء (دو جزء از آخر قرآن و چهار جزء از اول قرآن) است. مفسر محترم، در مقدمه جلد اول، پس از اشاره مختصر به روش تفسيرى خود، به مباحث علوم قرآن، فضيلت و شناخت قرآن و اهميت تفسير مى‌پردازد و نيز درباره حجيت ظواهر قرآن، تفسير قرآن به قرآن و تفسير قرآن به حديث، محكم و متشابه، تأويل و تفسير، تفسير به رأى، ناسخ و منسوخ، اعجاز و تحدى و حدوث قرآن سخن مى‌گويد و نكات ظريف و قابل توجهى در طرح مباحث و نقد ديدگاه‌هاى ديگران ارائه مى‌دهد. شيوه كلى مفسر، موجزگويى و در حد اشاره به مبانى تفسير و كلام و توضيح معانى و احيانا طرح و تحليل مباحث اعتقادى است. ترتيب مباحث در اين تفسير بدين شكل است كه در هر قسمت، مجموعه‌اى از آيات را مطرح مى‌كند و آن را از نظر بيان آيه و واژه‌شناسى، كلمه كلمه رسيدگى مى‌كند، سپس كلمات و جملات را توضيح مى‌دهد. در جايى كه حديثى رسيده باشد و به فهم كلام كمك كند يا در كليت بحث مفيد افتد، متعرض مى‌شود و از ديدگاه‌هاى مفسران شيعه و سنى، به‌ويژه شيخ طبرسى، شيخ الطائفه طوسى، جارالله زمخشرى، فخرالدين رازى استفاده مى‌كند. البته در بسيارى از موارد، اين نقل همراه با نقد و تحليل و مناقشه اقوال است. اين نقدها بيشتر نسبت به زمخشرى و فخر رازى است، گرچه كسانى مانند علامه طباطبايى و شيخ محمد عبده در تفسير المنار از اين نقدها بى‌نصيب نيستند و با تكيه كلام «و من العجيب»، آنان را مورد نقد قرار مى‌دهد. بدين سان از ويژگى‌هاى اين تفسير، همين قسمت از مباحث تفسير است كه به شكل گسترده و اجتهادگونه با نقادى و زير و رو كردن مطالب، به تحليل و بررسى آيات مى‌پردازد. به‌هرحال، طبق روال بسيارى از تفاسير كه مباحث، به ترتيب سوره و آيه به آيه شروع مى‌شود. اين تفسير نيز چنين است و در آغاز هر سوره، كلياتى از مطالب درباره سوره، مانند: مكى و مدنى بودن و ترتيب نزول را به نقل از مجمع البيان ارائه مى‌دهد، آنگاه به توضيح واژه و تبيين كلام و استشهاد روايت مى‌پردازد. مرحوم ملكى از منابع تفسيرى بسيارى استفاده مى‌كند. از مهم‌ترين منابع اين تفسير، مجمع البيان طبرسى، مفاتيح الغيب رازى، كشاف زمخشرى، تبيان شيخ طوسى و المنار رشيد رضا و الميزان علامه طباطبايى است. ضمنا يكى از تأليفات مفسر كتاب «بدايع الكلام» است كه به تفسير و تبيين آيات احكام - كتاب طهارت و قسمت‌هاى مهم صلات - مى‌پردازد و چنان‌كه از مقدمه اين اثر استفاده مى‌شود، حاصل بحث و تدريس مؤلف در جمع شاگردان خود در حوزه علميه بوده است و چون مباحث اين كتاب در بخش‌هاى زيادى با تفسير مشترك است، مى‌توان اين كتاب را مجموعه‌اى از اين تفسير به حساب آورد (چنان‌كه «توحيد الإمامية» ايشان نيز همين خصوصيت را دارد). به‌هرحال، در اين كتاب افزون بر مباحث تفسيرى و جمع ميان آيات و تطبيق و طرح مطلب فقهى و اصولى، به مباحث اعتقادى و معارف، همچون مباحث: امامت (ص80-123) شفاعت (ص199-204) و عصمت (ص125) مى‌پردازد و با همان مشرب مباحث را به‌طور استدلالى و تحليلى مورد توجه قرار مى‌دهد. از نكات قابل پيش‌بينى در اين كتاب، نقد آراى فلاسفه و طرح ديدگاه عرفا و نقد آنهاست. از نمونه بحث‌هاى مفسر در پژوهش‌هاى اصولى و ادبى، بحث طهارت اهل كتاب، حقيقت شرعيه و مفهوم «إنما المشركون نجس» (توبه، 28/9) است. طبق شواهد و ارجاع‌هاى تفسير، كتاب «بدايع الكلام» پيش از تفسير، نگارش يافته است. از نكات جالب توجه اينكه ايشان در تفسير قرآن، در جاى‌جاى اين كتاب از آيات ديگر، براى فهم و تفسير قرآن استفاده كرده و به موارد مختلف استشهاد كرده‌اند. مرحوم ملكى يكى از كسانى است كه به‌طور گسترده از روايات اهل‌بيت در تفسير و فهم معناى آيه و اشاره به مصاديق كلام استفاده مى‌كند و از جهتى مى‌توان احاطه مفسر به روايات اهل‌بيت و مراجعه به آن‌ها را از جنبه‌هاى مختلف، يكى از مشخصه‌هاى بارز اين تفسير دانست. از نكات قابل يادآورى، اهتمام مفسر به نشان دادن منابع روايى است و چون ايشان از منابع فراوانى در حديث و تاريخ و سيره استفاده مى‌كند، همواره مشخصات اين منابع را يادآور مى‌شود. از مهم‌ترين منابع روايى وى، كتب اربعه، تفسير البرهان، نور الثقلين، الدر المنثور، بحار الأنوار، سيره ابن هشام و مروج الذهب است. مرحوم ملكى يكى از كسانى است كه در آغاز تفسير، ضمن تأكيد بر اجتهادى بودن تفسير، به اهميت عقل در كار تفسير اشاره مى‌كند و در كتاب توحيد الإمامية، بحثى گسترده درباره عقل و حجيت آن در كتاب و سنت دارد و عقل را، به عقل اصطلاحى و عقل فطرى تقسيم مى‌كند و موارد تعارض ميان عقل و نقل را توضيح مى‌دهد. به‌هرحال تفسير مناهج پر است از استدلالات عقلى بر اثبات مطالب اعتقادى و اخلاقى و حتى فقهى. بى‌گمان كسى كه اجتهاد مى‌كند و به ظاهر الفاظ بسنده نمى‌كند و از چند و چون مطالب سؤال مى‌كند و كاوشى در مضمون و دلالت آيات دارد، در حقيقت كنكاشى عقلانى دارد و عقل خود را در مفهوم و پيام آيه به كار مى‌برد. مرحوم ملكى در تفسير، به لغت توجه بسيار گسترده دارد. در هر مورد، به‌ويژه در كلمات مشكل و غريب و بحث‌انگيز، استفاده از لغت و اقوال مفسران عصر پيامبر و تابعان، كار جدى اوست. ايشان در استناد به كلام لغويان، مانند ابن منظور در لسان العرب، ابن فارس در مقاييس اللغة، فيروزآبادى در قاموس المحيط، طريحى در مجمع البيان، راغب در مفردات يا كتاب‌هاى لغت معاصر، مانند: أقرب الموارد عنايت دارد و در مواردى به نظر مجمع البيان در بحث لغت‌شناسى‌ها، به‌ويژه گفتار تابعان در معناى واژه اهميت مى‌دهد؛ گرچه از نكات جالب اين بحث، استناد به معانى آيات ديگر و حتى روايات رسيده در تفسير است. البته گاه استفاده از روايت براى كاوش‌هاى واژگانى نيست و ارتباطى با تعيين مصداق و موارد معناى كلمه پيدا مى‌كند. مرحوم ملكى نسبت به تفسير آن دسته از آيات كه به علوم روز مربوط مى‌شود، بسيار مستنكف است و هر جا كه به آياتى اين چنين مى‌رسد، تنها با توجه به آيات مرتبط ديگر، تفسير مى‌كند و سعى دارد، از داخل شدن در بحث‌هاى علمى و فنى پرهيز كند و اگر در مواردى هم اشاره‌اى دارد، با توجه به گفته‌هاى مفسران پيشين است. مرحوم ملكى، از تربيت‌يافتگان مكتب تفكيك و از مخالفان روش تفسير فلسفى است. او با تفسير عقلانى، مخالفتى ندارد و همان‌طوركه در مقدمه تفسير اشاره مى‌كند يكى از منابع فهم قرآن را عقل مى‌داند؛ اما در جاى‌جاى تفسير به نقد فلاسفه و شيوه برداشت آنان در مسائل معروف و مورد اختلاف، ميان متكلمان و فلاسفه مى‌پردازد. از آنجا كه تفسير مناهج بسيار موجز است، طبعا بحث‌هاى مرتبط با تفسير در آن به شكل گذرا و در محدوده‌اى خاص مطرح شده است؛ لذا در زمينه علوم قرآن مباحثى را به‌طور فشرده و در سايه تفسير مطرح كرده است.
کتاب الصافي في تفسير القرآن - الجزء الاول (الفاتحة - البقرة)
نویسنده:
الفيض الكاشاني؛ تحقیق: السید محسن الحسینی الامینی
نوع منبع :
کتاب , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران - ایران: دارالکتب الاسلامیة,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير الصافي يكى از آثار پر ارج ملامحسن فيض كاشانى است كه بيشتر با جنبۀ روايى و نقلى نگاشته شده است و به علت اختصار و جامعيت، در اعصار مختلف مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. مرحوم فيض در تفسير خود سعى كرده است، تفسيرى پيراسته از انديشه‌هاى گوناگون عرضه كند.
سنن التاریخیة فی القرآن
نویسنده:
محمدباقر صدر؛ محقق: محمدجعفر شمس الدين؛ مقدمه نويس: حسن عاصی
نوع منبع :
کتاب
وضعیت نشر :
دار التعارف للمطبوعات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«السنن التاریخیة فی القرآن» تالیف سید محمد باقر صدر و به زبان عربی است. شهید صدر در کتاب «السنن التاریخیة فی القرآن» با روش تفسیر موضوعی به بررسی سنت‌ های تاریخی در قرآن می‌ پردازد. در این کتاب عناصر اجتماعی از منظر قرآن تحلیل و نقش انسان در حرکت تاریخ از دیدگاه قرآن، قرآن و روابط اجتماعی و نیز رابطه دیدگاه قرآنی با تشریع و قانونگذاری اسلامی یا رابطه نظریه قرآنی با قوانین ثابت و متغیر اسلام بررسی می‌ شود. در مقدمه کتاب که به قلم دکتر حسن عاصی نگاشته شده به بررسی روش شهید صدر در تفسیر قرآن پرداخته شده و انواع تفسیر از آغاز پیدایش اسلام نظیر تفسیر ماثور، تفسیر به رای، تفسیر فقهی، تفسیر صوفی و تفسیر فلسفی معرفی شده است. پس از آن به بررسی مفهوم تفسیر و تقسیم آن به دو گونه تفسیر تجزیه‌ ای و تفسیر موضوعی از دیدگاه شهید صدر و ارزش، هدف و شرایط هر یک از این دو روش تفسیری پرداخته شده است.
بحار الانوار المجلد 89
نویسنده:
محمدباقر بن محمدتقی مجلسی؛ مصححان: ابراهیم مرتضوی میانجی، محمدباقر بهبودی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار احیاء التراث العربی,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام)» مشهور به بحار الانوار، مفصل‌ ترین مجموعه حدیثی شیعه است که با نظارت علامه مجلسی تألیف شده است. تألیف این کتاب که مجموعه‌ ای از آموزه‌ ها و تعالیم شیعی است، بیش از ۳۰ سال طول کشیده و گروهی از شاگردان علامه مجلسی او را در این کار یاری کرده‌ اند. مؤلف، کتاب را بر اساس ۲۵ موضوع کلی طراحی و آن را در ۲۵ جلد جای داده است (در دوره‌ های اخیر به صورت ۱۱۰ جلدی منتشر می‌ شود). در هر جلد ریز موضوعات مربوط به آن را در ابواب مختلف گرد آورده است. او در هر باب، ابتدا آیات قرآنی مرتبط با موضوع را ذکر کرده و تفسیر آنها را می‌ آورد و در مرحله بعد احادیث مربوط به آن باب را نقل می‌ کند. مجلسی تلاش کرده است که در بحار الانوار تمام موضوعات و مسائل موجود را پوشش دهد. برای مثال، این مجموعه با عنوان کتاب العقل و الجهل آغاز و با مباحث مربوط به خداشناسی و توحید، عدل الهی، و تاریخ پیامبران ادامه پیدا می‌ کند. از جلد ۱۵ تا ۵۳ چاپ ۱۱۰ جلدی، به تاریخ زندگی و فضایل پیامبر اسلام (ص) و حضرت زهرا (س) و امامان شیعه (ع) اختصاص دارد. بحار الانوار به خاطر ذکر مستند بیشتر روایت‌ های منقول از ائمه شیعه (ع)، باب‌ بندی موضوعات، شرح و بیان بسیاری از روایات، تحقیقات گوناگون کلامی، تاریخی، فقهی، تفسیری، اخلاقی، حدیثی و لغوی، نزد محققان و پژوهشگران مقامی والا داشته است؛ چنانکه با وجود حجم زیاد، از همان روزگار تألیف، نسخه‌ های خطی بسیاری از آن نوشته شده و با رواج صنعت چاپ، همه یا بخش‌ هایی از آن بارها به چاپ رسیده است. آنچه در این جلد به آن پرداخت شده است: - باب فضل القرآن و إعجازه و أنّه لا یتبدّل بتغیر الأزمان و لا یتکرّر بکثره القراءه و الفرق بین القرآن و الفرقان - باب فضل کتابه المصحف و إنشائه و آدابه و النهی عن محوه بالبزاق - باب کتاب الوحی و ما یتعلّق بأحوالهم - باب ضرب القرآن بعضه ببعض و معناه - باب أول سوره نزلت من القرآن و آخر سوره نزلت منه - باب عزائم القرآن - باب ما جاء فی کیفیه جمع القرآن و ما یدل علی تغییره - باب أن للقرآن ظهرا و بطنا و أنّ علم کلّ شی ء فی القرآن و أنّ علم ذلک کلّه عند الأئمّه علیهم السلام و لا یعلمه غیرهم إلّا بتعلیمهم - باب فضل التدبّر فی القرآن - باب تفسیر القرآن بالرأی و تغییره - باب کیفیّه التوسّل بالقرآن - باب أنواع آیات القرآن و ناسخها و منسوخها و ما نزل فی الأئمه علیهم السلام منها - باب ما عاتب اللّه تعالی به الیهود - باب أن القرآن مخلوق - باب وجوه إعجاز القرآن - باب المسافره بالقرآن إلی أرض العدوّ - باب الحلف بالقرآن و فیه النهی عن الحلف بغیر اللّه تعالی - باب فوائد آیات القرآن و التوسّل بها - باب فضل حامل القرآن و حافظه و حامله و العامل به و لزوم إکرامهم و إرزاقهم و بیان أصناف القرّاء - باب ثواب تعلّم القرآن و تعلیمه و من یتعلّمه بمشقّه و عقاب من حفظه ثمّ نسیه - باب قراءه القرآن بالصوت الحسن - باب کون القرآن فی البیت و ذمّ تعطیله - باب فضل قراءه القرآن عن ظهر القلب و فی المصحف و ثواب النظر إلیه و آثار القراءه و فوائدها - باب فی کم یقرأ القرآن و یختم و معنی الحالّ المرتحل و فضل ختم القرآن - باب أدعیه التلاوه - باب آداب القراءه و أوقاتها و ذم من یظهر الغشیه عندها - باب ما ینبغی أن یقال عند قراءه بعض الآیات و السور - باب فضل استماع القرآن و لزومه و آدابه - أبواب فضائل سور القرآن و آیاته و ما یناسب ذلک من المطالب - باب فضل سوره الفاتحه و تفسیرها و فضل البسمله و تفسیرها و کونها جزءا من الفاتحه و من کلّ سوره و فیه فضل المعوذتین أیضا - باب فضائل سوره یذکر فیها البقره و آیه الکرسی و خواتیم تلک السوره و غیرها من آیاتها و سوره آل عمران و آیاتها و فیه فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره النساء - باب فضائل سوره المائده - باب فضائل سوره الأنعام - باب فضائل سوره الأعراف - باب فضائل سوره الأنفال و سوره التوبه - باب فضائل سوره یونس علیه السلام - باب فضائل سوره هود علیه السلام - باب فضائل سوره یوسف علیه السلام - باب فضائل سوره الرعد - باب فضائل سوره إبراهیم علیه السلام و سوره الحجر - باب فضائل سوره النحل - باب فضائل سوره بنی إسرائیل - باب فضائل سوره الکهف - باب فضائل سوره مریم علیها السلام - باب فضائل سوره طه - باب فضائل سوره الأنبیاء علیهم السلام - باب فضائل سوره الحج - باب فضائل سوره المؤمنین - باب فضائل سوره النور - باب فضائل سوره الفرقان - باب فضائل سوره الطواسین الثلاث - باب فضائل سوره العنکبوت و سوره الروم - باب فضائل سوره لقمان - باب فضائل سوره السجده - باب فضائل سوره الأحزاب - باب- باب فضائل سوره سبأ و سوره فاطر - باب فضائل سوره یس و فیه فضائل غیرها من السور أیضا - باب فضائل سوره و الصافات - باب فضائل سوره ص - باب فضائل سوره الزمر - باب فضائل سوره المؤمن - باب فضائل سوره حم السجده - باب فضائل سوره حمعسق - باب فضائل سوره الزخرف - باب فضائل سوره الدخان زائدا علی ما سیجی ء فی باب فضل قراءه سور الحوامیم و فیه فضل سوره یس أیضا - باب فضائل سوره الجاثیه - باب فضائل سوره أحقاف - باب فضائل قراءه الحوامیم و فیه فضل قراءه سور أخری أیضا - باب فضائل سوره محمد صّلی الّله علیه و آله - باب فضائل سوره الفتح - باب فضائل سوره الحجرات - باب فضائل سوره ق - باب فضائل سوره و الذاریات - باب فضائل سوره الطور - باب فضائل سوره النجم - باب فضائل سوره اقتربت و فیه فضل سوره تبارک أیضا - باب فضائل سوره الرحمن - باب فضائل سوره الواقعه و فیه ذکر فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره الحدید و سوره المجادله - باب فضائل سوره الحشر و ثواب آیات أواخرها أیضا - باب فضائل سوره الممتحنه - باب فضائل سوره الصف - باب فضائل سورتی الجمعه و المنافقین و فیه فضل غیرهما من السور أیضا - باب فضائل سوره التغابن - باب فضائل قراءه المسبحات - باب فضائل سورتی الطلاق و التحریم - باب فضائل سوره تبارک زائدا علی ما تقدّم و یأتی فی طیّ سائر الأبواب و فیه فضل بعض آیاتها و فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره القلم - باب فضائل سوره الحاقَّه - باب فضائل سوره سأل سائل - باب فضائل سوره نوح علیه السلام - باب فضائل سوره الجن - باب فضائل سوره المزمل - باب فضائل سوره المدثر - باب فضائل سوره القیامه - باب فضائل سوره الإنسان - باب فضائل سوره المرسلات و عم یتساءلون و النازعات - باب فضائل سورتی عبس و إذا الشمس کورت - باب فضائل سورتی إذا السماء انفطرت و إذا السماء انشقت - باب فضائل سوره المطففین - باب فضائل سوره البروج و فیه فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره الطارق - باب فضائل سوره الأعلی و فیه فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره الغاشیه - باب فضائل سوره الفجر - باب فضائل سوره البلد - باب فضائل سوره و الشمس و ضحیها و سوره و اللیل و سوره و الضحی و سوره أ لم نشرح و فیه فضل غیرها من السور أیضا - باب فضائل سوره و التّین - باب فضائل سوره اقرأ باسم ربّک - باب فضائل سوره القدر - باب فضائل سوره لم یکن - باب فضائل سوره الزلزال و فیه فضل سور أخری أیضا - باب فضائل سوره و العادیات - باب فضائل سوره القارعه - باب فضائل سوره التکاثر زائدا علی ما سبق و یأتی - باب فضائل سوره العصر - باب فضائل سوره الهمزه - باب فضائل سوره الفیل و لإیلاف - باب فضائل سوره أ رأیت - باب فضائل سوره الکوثر - باب سوره الجحد و فضائلها و سبب نزولها و ما یقال عند قراءتها زائدا علی ما سبق و یأتی من هذه الأبواب و فیه فضل سور أخری أیضا و خاصه سائر المعوذّات و ما یناسب ذلک من الفوائد - باب فضائل سوره النصر - باب فضائل سوره تبت - باب فضائل سوره التوحید زائدا علی ما تقدّم و یأتی فی مطاوی الأبواب - باب فضائل المعوذّتین و أنّهما من القرآن زائدا علی ما سبق فی طیّ الأبواب و یأتی فی أبواب الدعاء من هذا المجلّد أیضا و فیه فضل سوره الجحد و غیرها من السور أیضا - باب الدعاء عند ختم القرآن - باب متشابهات القرآن و تفسیر المقطعات
تفسير الصافي المجلد 1
نویسنده:
محمد بن شاه مرتضی فيض كاشاني؛ محقق: زهرا خالوئی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير الصافي يكى از آثار پر ارج ملامحسن فيض كاشانى است كه بيشتر با جنبۀ روايى و نقلى نگاشته شده است و به علت اختصار و جامعيت، در اعصار مختلف مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. مرحوم فيض در تفسير خود سعى كرده است، تفسيرى پيراسته از انديشه‌هاى گوناگون عرضه كند. مؤلف تفسير را با مقدمه‌اى آغاز مى‌كند و ضمن آن، از جريان تفسير نگارى و زمينه‌هاى تفاسير نوشته شده، در فرهنگ اسلامى سخن مى‌گويد. پس از آن به انواع تفسير نگارى اشاره‌اى دارد و اعتراضى به تفسير نگارى، بدون توجه به اهل‌بيت «ع» و تعاليم آن بزرگواران مى‌كند، و از تفاسيرى سخن به ميان مى‌آورد كه با روايات و اخبار، قرآن را تفسير كرده‌اند و يادآورى مى‌كند كه اين‌گونه تفاسير نيز از كاستى‌ها و ناهنجارى‌ها بدور نيستند، اين گونه تفاسير يا كامل نيستند، يا تفسير تمام آيات را ندارند، برخى نيز سرشارند از اخبار ضعيف، و در برخى ديگر رواياتى آمده، بى‌ارتباط با موضوع، بدون تدوينى شايسته و ترتيبى زيبا. افزون بر اين‌ها، در اين‌گونه تفاسير، رواياتى راه يافته است، كه مشتمل بر تأويلاتى است، نفرت‌زا و مطالبى باطل؛ همانند نسبت عصيان و سفاهت به انبياء و بالاخره در اين مجموعه‌ها، گاه روايات، به ظاهر متضادند و مفسران هيچ‌گونه تلاشى، براى رفع تضاد از اين ظواهر بكار نبسته‌اند، مرحوم فيض بعد از اين مطالب مى‌فرمايد: «به هر حال من تاكنون، در ميان تفاسير، با همۀ گستردگى تعداد آنها، تفسيرى مهذب و پيراسته از ناهنجارى‌ها با بيانى كافى كه تشنگان را سيراب كند، نيافته‌ام و اميدوارم اين تفسير، همانى باشد كه انتظار مى‌رود، تفسيرى كه مطالب و روايات صحيح را از روايات كدر و ناصاف، تميز دهد، از مفسرى كه با شناخت متن احاديث، پى به صحت و ضعف آن، برد نه با شناخت اسانيد، مفسرى كه علم را از خداوند گرفته باشد، نه از اسانيد روايات، مفسرى كه توانايى شكافتن روايات و تجزيه و تحليل آنها را داشته باشد و با اين توان، روايات صاف را از روايات غبار اندود، باز شناساند و از دل روايات اهل‌بيت «ع» مطالب مناسب فهم اهل زمانش را، استخراج و بيان نمايد و زوائد را به دور افكند تا ابهام و تضاد و تناقض كه موهن روايات است، از آنها زدوده گردد. روشن شد كه انگيزۀ مصنف، ارائۀ تفسيرى برگرفته از بيانات صاف و ناب اهل‌بيت «ع» مى‌باشد كه به تناسب علم و فهم اهل زمان خود گلچين شده و با بيانى شيوا و مدد گرفته از هدايت الهى، آيات قرآن را تبيين و تفسير نمايد. امّا به طور طبيعى، براى بيان وجوه ديگر قرآن در لغت، قرائت، شأن نزول و...، بايد از خود اظهار نظر كند و از سخنان ديگران نيز بهره برد، در نتيجه تفسير به گونه‌اى رنگ اجتهاد و نظر را نيز به خود گرفته، آينده‌اى از روايت و درايت گشته است. مرحوم فيض قبل از آغاز تفسير، بعد از مقدمه‌ايى، دوازده مقدمه را به عنوان مقدمات تفسير خود ذكر مى‌كند كه به تعبير آيت‌اللّه معرفت در التفسير و المفسرون، از بهترين مقدمات تفسيرى است كه در ابتداى تفسير آورده شده و مصنف به بهترين وجه مطالب ضرورى را كه هر مفسر بايد بيان نمايد، ذكر كرده است؛ مطالب مقدمات به قرار ذيل است: مقدمۀ اول، در فضل قرآن و وصيت به تمسك به آن از روايات اهل‌بيت «ع». مقدمۀ دوم، در بيان اين كه علم قرآن، نزد اهل‌بيت «ع» مى‌باشد و ظاهر و باطن همۀ قرآن را آنان مى‌دانند. مقدمۀ سوم، در بيان اين كه كل قرآن در شأن اولياء اللّه و دشمنان آنان وارد شده است. مقدمه چهارم، در بيان وجوه معانى آيات از تفسير و تأويل، ظاهر و بطن، محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ و...كه بخشى از مطالب علوم قرآن را تشكيل مى‌دهند. مقدمه پنجم، در بيان مفهوم تفسير به رأى و نهى از آن مى‌باشد. مقدمۀ ششم، در عدم تحريف قرآن. مقدمۀ هفتم، در بيان اين كه قرآن تبيان همه چيز است، و اصول معارف دينى و قواعد شرعى در آن مطرح شده است. مقدمۀ هشتم، در بيان قرائات مختلف و ميزان اعتبار آنها. مقدمه نهم، در نزول دفعى و تدريجى قرآن. مقدمه دهم، در شفاعت قرآن و ثواب تلاوت و حفظ آن. مقدمۀ يازدهم، در تلاوت قرآن و آداب آن. مقدمۀ دوازدهم، در بيان اصطلاحات و روشى كه در تفسير بر آنها تكيه داشته است. در مقدمۀ دوازدهم، مصنف در بيان روش خود مى‌فرمايد: «در مقام بيان و تفسير آيات آنجايى كه نياز به تأويل، شناخت سبب نزول كه فهم آيه بر آن متوقف باشد، شناخت ناسخ شناخت، خاص و اين گونه مسائل باشد كه فراتر از شرح لفظ باشد، سراغ معصوم «ع» مى‌رويم؛ يعنى آن جا كه فقط شرح لفظ و معنى كردن لغت و اعراب آيه باشد، خودمان مى‌توانيم انجام دهيم(با اين تعبير، راه خود را از برخى اخبارى‌ها (كه در زمان او كم نبودند) جدا مى‌كند. آنها كه خيلى خشك برخورد مى‌كنند و مى‌گويند، اگر در مورد آيه‌اى، روايت نداشتيم، اصلا آن را تفسير نمى‌كنيم.)؛ امّا در مازاد بر شرح لفظ و بيشتر از آن چيزى كه، خودمان مى‌فهميم، احتياج به معصوم «ع» و روايات داريم. اگر آيۀ محكمى را يافتيم كه بتواند آيۀ ديگر را روشن كند، از آن استفاده مى‌كنيم و آيه متشابه را به آيه محكم بر مى‌گردانيم(روش تفسير قرآن به قرآن). آن جا كه جاى اظهار نظر خودمان نيست و آيه محكمى هم نداريم، اگر روايت معتبر در كتب مورد اعتماد خودمان يافتيم، آن را مى‌آوريم، و الاّ از روايات ائمه «ع» كه در كتب عامه وجود دارد، استفاده مى‌كنيم. چون بالاخره منسوب به معصوم «ع» است و معارض هم ندارد. اگر اينها را نيافتيم، از اقوال علماء تفسير استفاده مى‌كنيم، اشكال نكنيد كه چرا اقوال مفسرين را مى‌آوريد، در حالى كه خودتان اين اشكال را به تفاسير قبل گرفتيد كه به روايات بى‌توجهند؟ زيرا پاسخ مى‌دهيم كه اين اقوال، چون موافق و هماهنگ با ظاهر قرآن است، آنها را مى‌آوريم، نه اين كه سخن آنان را حجت بدانيم»؛ يعنى اگر آيه‌اى را كه مى‌خواهيم، تفسير كنيم، آيه محكم يا روايتى نداشت، در نهايت بايد خودم استظهار كرده و موافق ظاهر آيه، چيزى بگويم، به جاى اين كار از سخن فلان مفسر استفاده مى‌كنم و اگر كسى چيزى نمى‌گفت، خودم بايد بيان مى‌كردم، پس سخن او را حجت نمى‌دانم؛ ولى چون موافق ظاهر قرآن است، از آن استفاده مى‌كنم. در مقدمۀ چهارم، راجع به معناى الفاظ مى‌فرمايد: «بعضى الفاظ در لغت، معنايى دارد كه اگر دقت نكنيم، گمان خواهيم برد كه اين لفظ، فقط همين معنا را دارد، غافل از اين كه، آن لفظ يك روح و معناى عميقى دارد كه چندين مصداق را دربرمى‌گيرد كه يكى از آنها در لغت آمده است. مثل «ميزان» كه در لغت به «ترازو» معنا شده است؛ ولى بايد گفت ميزان به معناى وسيلۀ سنجش است كه يكى از مصاديق آن ترازوست، و ترازو خودش چند نوع است. بنابراین «ميزان» براى معناى «وسيلۀ سنجش» وضع شده است، نه براى ترازو. يا مثلا، كلمۀ «قلم»، براى ابزارى كه بر الواح نقش مى‌اندازد، وضع شده است، بدون در نظر گرفتن اين كه، جسم باشد يا اين كه از «نى» باشد يا چوب يا آهن و بدون در نظر گرفتن اين كه آن نقش محسوس باشد يا معقول و بدون توجه به اين كه آن لوح، كاغذ باشد يا چوب يا سنگ و يا اين كه مجرد باشد. بنابراین استعمال «قلم» در آيه شريفۀعلّم بالقلم حقيقى است.» طبق روش كلى كه مصنف بيان كرده در تفسير قرآن، ابتداى سوره‌ها را با نام سوره، بيان مكى يا مدنى بودن و تعداد آيات آن آغاز مى‌كند، سپس براى تفسير آيات به سراغ آيات محكم، بعد از آن روايات كتب معتبر شيعه و پس از آن سراغ مصادر اهل سنت براى نقل روايات معصومين «ع» مى‌رود، در كنار آن شأن نزول، لغت، قرائت و اعراب آيات را نيز بيان مى‌دارد، و در نهايت رواياتى در فضل سوره و ثواب قرائت آن نقل مى‌كند. در جلد اول کتاب بعد از مقدمات دوازده گانه به تفسیر استعاذه و تفسیر سوره های فاتحه، بقره، عمران و نساء پرداخته شده است.
کاربرد روش های معناشناسی نوین در پژوهش های قرآنی
نویسنده:
قاسم بستانی، وحید سپه وند
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از گذشته دور قرآن پژوهان و مفسران از روش های تفسیری گوناگونی که در طول سالیان بلند از مواجهه با فهم خطاب الهی استخراج کرده بودند، برای دست یابی به معانی آیات قرآن استفاده می کردند و تاکنون نیز خدمات ارزنده ای در این زمینه ارائه داده اند که راه گشای فهم معانی این کتاب آسمانی بوده است.از سویی دیگر، دوره معاصر با آغاز روش های نقد ادبی، زبان شناسی و معناشناسی، روش هایی بعضا جدید و متفاوت و با کارکردهایی نو در کشف معانی قرآن فراروی محققین و قرآن پژوهان قرار داده است. این روش ها هر چند حاصل کار زبان شناسان جدید است، ولی می تواند کمک بسیاری در جهت فهم دقیق تر معانی قرآن کریم به مفسر کند. اما این روش ها کدامند؟ چه دلایلی بر ضرورت بهره مندی از این روش ها در کنار روش های کهن و کلاسیک سنتی در تفسیر قرآن وجود دارد؟مقاله پیش رو، با روش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها، سعی دارد این روش ها را شناسایی کرده و دلایل دال بر ضرورت کاربرد آن ها در تفسیر قرآن را بیان دارد؛ به امید آن که بتواند در این راه گامی ولو کوتاه بردارد
صفحات :
از صفحه 165 تا 186
تفسیر به رأی و هرمنوتیک فلسفی
نویسنده:
عزیزالله سالاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علوم قرآن و حدیث ایران,
چکیده :
هرمنوتیک یعنی نظریه و عمل تأویل. عوامل تأویل گرایی گسترده و انگاره قرائت پذیری دین در مغرب زمین و به ویژه تاریخ مسیحیت عبارتند از: ابهام و ایهام در آموزه های دینی، تناقض‌ها و تعارض‌ها در مورد زندگی و سیره حضرت عیسی (ع)، چالش دین و خرد، ناسازگاری دین و دانش، تنگنای شریعت مسیحیت. اما آیین اسلام به سبب ویژگی‌های وحیانی بودن، یگانگی و یک‌دستی، سازگاری با عقل و علم، جامعیت، پویایی و برخورداری از اصل اجتهاد، مسلما در معرض تهدید هیچ تنگنا و کاستی‌ای نبوده تا برای رفع آن، از تراوشات اندیشه بشر معمولی بهره بگیرد و با قوانین زمینی درآمیخته شود. پس هرمنوتیک در دامان دیانت مسیحیت با آن پیشینه و سیر تاریخی سر برآورد تا گیر و گره‌های آن را بگشاید. افزون بر این، معرفت شناسی نسبیت گرایانه در پیدایش هرمنوتیک فلسفی و در پی آن انگاره قرائت پذیری دین نقش بسیار داشت. رهاورد هرمنوتیک فلسفی عبارتند از: 1- مفسر محوری 2- بی ثباتی فهم و تفسیر متن 3- عدم فهم و ادراک عین متن 4- برداشت‌ها و دریافت‌های تفسیری نامحدود 5- نبودن هیچ منطق و معیاری برای صحت فهم و تفسیر 6- نسبیت گرایی. تفسیر به معنای روشن نمودن مراد و مقصود خداوند از کتاب پیروزمندش است و تأویل، برگرداندن آیه است از معنای ظاهری به معنای محتمل. تفسیر به رأی همان تبیین ناصواب از گفتار خداوند- با تکیه بر گمان، استحسان و هوای نفس است که طبعا برون از راه عقل و شرع و نیز بر خلاف مراد و مقصود خداوند و صاحب متن خواهد بود. موضع معتقدان به هرمنوتیک فلسفی، افراطی‌تر و ویرانگرتر از پیروان تفسیر به رأی است. زیرا اینان هم متشابهات و هم محکمات را به تأویل می‌برند و هم فهم و تفسیر عینی و مؤلف مدار را تخطئه می‌کنند. هم قرائت‌ها را بی پایان می‌دانند و هم مرزی و معیاری برای تشخیص فهم و تفسیر معتبر از نامعتبر نمی‌شناسند. هم تفسیر را بی ثبات می‌دانند و هم گرفتار نسبیت گرایی و آشفتگی فهم در متون دینی‌اند.
صفحات :
از صفحه 131 تا 152
  • تعداد رکورد ها : 49