جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 40
بررسی جلوه های زیبایی شناختی صحیفه سجادیه
نویسنده:
حسن خلف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با این پیش‌فرض که متون دینی از سازوکارهای متون ادبی برای اثرگذاری بر دل و جان مخاطب بهره می‌گیرند، به توصیف و تحلیل مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی صحیفه سجادیه می‌پردازد. از میان عناصر متعددی که ناقدان به واسطة آن‌ها به نقد و بررسی آثار هنری می‌پردازند، سه عنصر تصویرپردازی، موسیقی و آشنایی‌زدایی را برگزیدیم و با ذکر شواهد متعدد از هر یک از این مؤلفه‌ها در صحیفه سجادیه به نقد و بررسی این اثر پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که امام سجاد () هنگامی‌که در صدد انتقال مفاهیم دینی و انتزاعی هستند، به جهت ملموس و محسوس نشان دادن این مفاهیم برای خواننده، آن‌ها را در قالب تصاویر هنری همچون تشبیه، استعاره، کنایه، تمثیل، کنایه و... ارائه می‌دهند. گاهی نیز انتقال معنای کلام را از طریق موسیقی کلام به انجام می‌رسانند. به عبارت دیگر، به کارگیری عناصر موسیقایی کلام همچون تکرار حروف و کلمات، سجع، جناس، ردّ العجز علی الصدر و... در صحیفه سجادیه، الهام‌گر معنای کلام است و همان چیزی را که خواننده با خواندن متن می‌یابد، موسیقی ناشی از این فنون به او القا می‌کند.آشنایی‌زدایی یکی دیگر از شگردهایی است که امام سجاد () در صحیفه سجادیه به کار گرفته و از این رهگذر، هم به زیبایی کلام خود پرداخته و هم لذت درک ادبی و تأمل مخاطب را فزونی بخشیده است. مهمترین جلوه‌های آشنایی‌زدایی که در صحیفه مورد بررسی قرار دادیم، عبارتند از: آشنایی‌زدایی ترکیبی، آشنایی‌زدایی واژگانی و آشنایی‌زدایی معنایی. در مبحث آشنایی‌زدایی ترکیبی به مواردی همچون، تضمین نحوی، تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، التفات و... پرداختیم و دریافتیم که این فنون نقش زیادی در تقویت معنا و اعطای معنای جدید به کلام دارد. و با بررسی آشنایی‌زدایی واژگانی به واژگانی که از معنای اصلی خود عدول کرده‌اند پرداختیم. و در آشنایی‌زدایی معنایی به بررسی راه‌کارهایی که سبب ناآشنا نمودن معنای کلام برای خواننده می‌شود، پرداختیم.این راه‌کارها ‌عبارتند از: تشبیه، مجاز و استعاره، کنایه، پارادوکس و مشاکله.
منعرج الهرمينوطيقي للفينومينولوجيا
نویسنده:
ژان گروندن؛ مترجم: عمر مهیبل
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
زیبایی‌شناسی اندیشه‌های عرفانی دیوان حکیم مهدی الهی قمشه‌ای
نویسنده:
مریم سادات دریاباری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش تلاش بر آن شد تا اندیشه های عرفانی حکیم الهی قمشه ای از میان اشعارش بر داشت شده و با ملاک های زیبایی شناسی بلاغی مورد مداقه قرار گیرد؛ تا مهم ترین رویکرد های عرفانی، جایگاه زیبایی شناسی آن ها و مهم ترین عامل زیبایی شناسی بلاغی شاعر تبیین شود. به این منظور، ابتدا از میان عمده‌ی اشعار عرفانی حکیم الهی که غزلیات ایشان است، اصطلاحات، رموز و اندیشه های عرفانی استخراج و تحلیل نظری شد. سپس این ابیات عرفانی با رویکرد قدمایی و تکیه بر تخیل شاعر، بر اساس ملاک های زیبایی شناسی بلاغی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها از این قرار است که اشعار حکیم الهی، جلوه گاه عرفان عملی اوست و دیدگاه عرفانی ایشان بر پایه‌ی عشق به محبوب ازلی استوار است. نماد ها و رموز عرفانی، بیشترین بسامد و توجه را در اشعار او دارند. تشبیه و در درجه‌ی دوم، استعاره، زبان هنری شاعر را رقم زده است. به کمک این دو صنعت بلاغی، حکیم الهی قمشه ای امور ذهنی و انتزاعی عرفانی را بر پایه‌ی امور عینی، تبیین کرده است.
بررسی تجربه‌ی هنری به عنوان امر معرفت شناسانه بر مبنای نظریات هرمنوتیک گادامر
نویسنده:
امیرحسین فقیه دزفولی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مباحث ارائه شده در این پژوهش برای پاسخ دادن به این پرسش است که «تجربه‌ی هنری»، چه در مقام مخاطب اثر هنری و چه در جایگاه فاعل یا خالق آن، دارای چه کیفیتی از ارتباط با «کلیت جهان قابل تجربه که در آن امور، در حال وقوع یافتن هستند» و «تفکر» است؟ برای پاسخ‌گویی به این پرسش به نظریات زیبایی‌شناختی «هانس گئورگ گادامر» رجوع کرده‌ایم؛ و از طریق نظریات او، تجربه‌ی هنری را در نسبت با معرفت و حقیقت مورد بررسی قرار می‌‌دهیم. در این رویکرد هنر و تجربه‌ی زیبایی‌شناختی گشایشی به سوی افقی وسیع قلمداد می‌شود که اساس هستی شناسی فهم و بنیان تجربه‌ی هرمنوتیکی با تکیه بر آن‌ها شکل می‌گیرد.بدین ترتیب اثر هنری، صرفاً متعلق به لذت زیبایی‌شناسی سوژه نخواهد بود، چرا که رسالتی فراتر از آن دارد. به بیان دیگر بر مبنای این رویکرد، حقیقت و زیبایی را در تجربه‌ی اثر هنری نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد، چراکه این رویکرد مبنایی برای شناخت حقیقت به دست می‌دهد.آن‌چه که ما در تجربه‌ی هنری با آن مواجه می‌شویم زبان، کلام و گفتار است. « هستی راستین اثر هنری، در آن چیزهایی است که می‌تواند بگوید، و این توانایی فراسوی مرزهای تاریخی می‌رود.»(احمدی،۱۳۸۵، ص۵۸۳) از این منظر، «تجربه‌ی هنری» تجربه‌ی حقیقت است. اما نه حقیقتی که از طریق فرآیندی روشمند به دست آید؛ چرا که حقیقت هنری یک رویداد است. اگر تجربه‌ی هنر یک شکل منحصر به‌فرد از تجربه‌ی زبانی است، و تفکر نیز جز در زبان مقدور نیست و خود زبان ، انتزاعی از آن جهان کلی قابل تجربه است، پس ضرورتاً این سه در ارتباط با یکدیگرند. به واسطه‌ی آدمی، مفاهیم و معانی از طریق زبان ساخته می‌شوند تا در آن کلیت قابل تجربه وقوع یابند و تجربه شوند. هر شکلی از تجربه‌ی هنری، چه تاریخی و چه معاصر، با کیفیتی منحصر به زمانمندی وقوع خویش، در این ارتباط بوجود آمده است. از همین روست که هنر اساساً مستلزم تفسیر و تأویل است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که هنر، بی‌درنگ و در لحظه به فهم در نمی‌آید و خصلتی زمانمند دارد، و به گونه‌ای غیر زمانی برای خود و ما حاضر نمی‌شود.. گادامر تجربه و تفسیر هنر را نوعی روبرو شدن چیزی با چیز دیگر می‌داند. چنین تجربه‌ای به معنای روبرو شدن با نوعی رویداد و رخداد تاریخی است. رویدادی که در جریان رویارویی ما با زبان هنر روی می‌دهد، که در دیدگاه گادامر گشوده، خاتمه ناپذیر و فراگیر است. اثر هنری هربار تحت شرایط متفاوت، خود را به گونه‌ای دیگر عرضه می‌کند. تماشاگر امروزی نه تنها تصویر را به نحوی دیگری می‌بیند، بلکه چیز دیگری را نیز می‌بیند. یکی از ویژگی‌های اصلی هنر بازنمایی است. بازنمایانگری در هنر به معنای جلوه‌گر شدن محتوا و حقیقتی در اثر هنری است. به عقیده‌ی گادامر، حقیقت یک اثر هنری تنها از طریق محتوا و معنای آن است که می‌تواند خود را عیان کند. فهم ما ناظر بر محتوای اثر هنری است و نه مانند آنچه که زیبایی‌شناسی مدرن مطرح کرده است، معطوف به صورت ظاهری.اثر هنری همانند یک متن در برابر ما جلوه‌گر می‌شود و ما را دعوت به خواندن و فهمیدنش می‌کند. در چنین شرایطی مخاطب اثر هنری این امکان را پیدا می‌کند تا با تفسیر، باز سازی و باز آفرینی، هر متن تاریخی را در زمانه‌ی خود، بخواند و به فهم درآورد. بنابراین هر خواندنی که همراه با فهمیدن باشد، نوعی بازآفرینی و تفسیر است.
زیبایی در حکمت متعالیه
نویسنده:
مهدی پرویزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مبانی فلسفی نقش زیرساختی در علوم ایفاء می‌کنند، و آموزه‌های خاصِ هر مکتب فلسفی، مایه‌ی تشخص علوم، به هویتی خاص و ممتاز، نسبت به علومِ نشأت گرفته از اصول سایر مکاتب فلسفی، می‌گردد. زیبایی‌شناسی نیز از این امر مستثنی نبوده و (هرچند که تا کنون در فرهنگ اسلامی و مکاتب فلسفی آن، به صورت مدون، تالیف و به رشته‌ی تحریر در نیامده اما) می‌تواند در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه به صورتی کاملا (متمایز، از آن‌چه اکنون با همین عنوان، در دیگر فرهنگ‌ها و مکاتب بشری رایج است) نظام‌مند، سامان یافته و سربرآرد. در همین راستا، تبیین چیستی زیبایی و حقیقتش، نیازمند تمسک به کلیدی‌ترین نظریه‌های حکمت متعالیه پیرامون وجود، هم‌چون اصالت، وحدت، تشکیک، بساطت و ... است. از این رهگذر واقعیت زیبایی تنزل هر حقیقت، وظهور و نمود عینی آن می‌گردد. این ظهور منحصر در عالم ماده و مجرد امور ذهنی (مانند خیالات) نیست بلکه هرآنچه عین هستی یا بهره‌مند از واقعیت یگانه‌ی آن باشد به دلیل موجودیت، بر ذات خویش و یا غیر، نمودی عینی که موجب ابتهاج است، دارد. دیدگاه خاص حکیم شیراز در توضیح کیفیت ادراک و مراتب این تجلی، باعث می‌شود (برخلاف ایده‌های رایج در توجیه ادراک زیبایی) ادراک زیبایی محدود به حس (استتیک) و صرفا در نتیجه‌ی رویارویی با امور مادی ظلمانی نبوده و به‌واسطه‌ی تمایز بین موجوداتِ مراتبِ مختلفِ وجود، و کیفیت برقراری ارتباط با آن‌ها و حضورشان نزد مدرِک، انحاء ادراک زیبایی؛ با کیفیات خاصه‌ای صورت گیرد که در تمام مراتب و نحوه‌های مختلف ادراک زیبایی، زیبایی؛ خود یا صورت‌ش نزد مدرِک حاضر و به درک حضوری، شهود می‌شود. از آن‌جا که برای هر واقعیت، تجلیات و آثاری به عنوان لوازم وجودی، رخ می‌نماید؛ زیبایی و ادراکش نیز (با توجه به قرائت جدیدی که از آنان ارائه می‌گردد) مصاحب با لوازمی از قبیل سعادت و ابتهاج، ادراک امر زیبا، حرکت جوهری در مدرِک و وصول و اتحادش با زیبایی و نهایتاً زیبا شدن مدرِک، خواهند بود.
تحلیل صفات زیباشناختی از دیدگاه فرانک سیبلی
نویسنده:
محمدصادق کاشفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
«فرانک سیبلی» یکی از زیبایی شناسان برجسته ی سنتِ فلسفه ی تحلیلی است. او در فضای فکری آکسفورد پس از جنگ جهانی دوم، زیر نظر متفکرانی مانند گیلبرت رایل و جان آستین، پرورش یافت و متدهای فلسفه ی زبان روزمره را در تبیین مسائل حوزه ی زیبایی شناسی، به کار بست. نتیجه ی هم آغوشی این متدها و خلاقیت و ابتکار ذهن وی، بیش از همه جا در مقاله ی «اصیل» و «بنیان برافکنِ» «مفاهیم زیباشناختی» متبلور شده است. وی در این مقاله، مقوله ی «صفات زیباشناختی» را برای نخستین بار مطرح و وارد ادبیات زیبایی شناسی تحلیلی می کند و در ادامه ی کار فکری خود سعی می کند در مقالاتی متعدد، به ارائه ی رهیافت اصیل و بدیع خود در خصوص مفاهیمی چون «ذوق»، «عینیت»، «احکام زیباشناختی» و «اثبات و استدلال در زیبایی شناسی» مبادرت ورزد. اهمیت رهیافت اصیل سیبلی را می توان در اصالت، دقتِ بسیار زیاد و نیز هجمه ای از دیدگاه های موافق و مخالفی دانست که مقالات وی و به طور خاص «مفاهیم زیباشناختی»، برانگیختند و هنوز بر می انگیزانند.دستاورد اصلی و بدیع سیبلی در زیبایی شناسی، معرفی و تحلیلِ مفاهیم و ویژگی های زیباشناختی است. در تحقیقِ پیشِ رو سعی شده است، تحلیل سیبلی از مفاهیم و ویژگی های زیباشناختی به خوانندگان فارسی زبان معرفی شود. روش به کار رفته در تحقیق حاضر، مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و تاکید بر ادبیات خاص سیبلی در طرح مسائل حوزه ی زیبایی شناسی است. تحقیق حاضر در پایان سعی داشته، تا به چالش ها و پویش های مسائل اصیل حوزه ی زیبایی شناسی تحلیلی چون «ذوق»، «عینیت»، و «جایگاه زیبایی شناسی در میان انواع علوم»، از منظر رهیافت بدیع سیبلی نگاه کند و نشان دهد که چگونه می توان با اهتمام به آرای سیبلی در باب مفاهیم مذکور، بار دیگر به بازاندیشی انتقادی تاریخ زیبایی شناسی پرداخت.
زیبایی‌شناسی استفهام‌های قرآنی در تفاسیر شیعه (جزء اوّل، دوّم و سوّم)
نویسنده:
منیژه تقی‌نژاد فخرآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرآن ، کتاب الهی و معجزه جاودانه آخرین پیام آور الهی برایبیان اغراض و مفاهیم مورد نظر خود در راستای هدایت انسان به سرمنزل مقصود برترین و زیباترین روش های حکیمانه را در قالب تراکیب و الفاظ فصیح و بلیغ به کار برده است . از جمله این روش ها ، زینت کلام با پرسش ها و پاسخ هایی است که آدمی را به طور غیر مستقیم در مسیر معانی بلند و اهداف والا سوق می دهد .اسلوب استفهام از جمله اسلوب هایی است که قرآن کریم مکرّر از آن استفاده می کندو حدود 1200 بار این اسلوب بیان در آن به کار گرفته شده است و با توجه به این که پروردگار سبحان ، آگاه و عالم به همه چیز است ؛ بنابراین در اغلب موارد که استفهام از جانب خداست ، غرض او از استفهام آگاهی یافتن نسبت به مجهول نیست ؛ بلکه در این استفهامات راز و رمز و حکمت هایی نهفته است که این امر سخن شناسان و علمای علم بلاغت و به ویژه مفسّران را بر آن وا داشته تا در پی کشف اغراض نهفته در ورای استفهام های قرآن باشند و به زیبایی های آن پی ببرند .این پژوهش تلاشی در جهت بررسی دیدگاه مفسّران شیعه در راستای کشف زیبایی استفهام در سه جزء اول قرآن است که در 5 فصل تکمیل و ارائه گردیده است ؛ در فصل اول بنا به شیوه معمول و رایج نگارش پایان نامه در دانشگاه یزد کلیات تحقیق مطرح می گردد و در فصل دوم به بیان تعریف استفهام و ادوات استفهام و کاربردهای متفاوت آن ها و معانی مجازی و فرعی استفهام از قبیل : تقریر ، توبیخ ، انکار ، استبعاد و ... پرداخته می شود و در فصل سوم نظرات مفسّران شیعه درباره ی اغراض و مفاهیـم استفهـام های موجود در جـزء اوّل قرآن مورد بررسی قرار می گیـرد ؛ در فصـل چهارم استفهام های جزء دوّم قرآن و در فصل پنجم استفهامات موجود در جزء سوم از دیدگاه این اندیشمندان مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد که در رأس این مفسّران می توان از کسانی چون : شیخ طوسی ، شیخ طبرسی ، شریف کاشانی ، میرزا محمّد مشهدی ، علّامه طباطبایی ، فیض کاشانی و شیبانی نام برد که یکی از هدف های اصلی این پژوهش تبیین جایگاه نظرات مفسّران شیعی در بحث استفهامات قرآنی و بیان نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه های آنان در این خصوص است. لازم به بیان است که در هر آیه علاوه بر بیان اغراض و معانی فهمیده شده از استفهام ، به موضوع اصلی یا شأن نزول آیه اشاره شده و در پایان ، دیگر جلوه های بلاغی موجود در آیه نیز آورده شده است .
ارزیابیِ نقد شیلّر بر زیبایی شناسی کانت
نویسنده:
مریم بختیاریان، مجید اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
فریدریش شیلّر در طرح اندیشه ی زیبایی شناختی خویش از نقد قوه حکم کانت و با ارزیابی انتقادیِ آن آغاز کرد. هرچند او نزد عموم اندیشمندان فیلسوفی کانتی شناخته می شود، امّا در نخستین آشنایی اش با فلسفه ی کانت از ورطه ی ایجاد شده میان قلمروی ضرورت و آزادی، و از ستیز میان انگیزه های درونی انسان ناخرسند گشت و بر آن شد تا برخی دیدگاه های کانت را اصلاح کند. نخست، او در زیبایی شناسی خود به منظور گذر از دوگانه انگاری کانتی و خاتمه دادن به تقابل و ستیز انگیزه های درونی انسان، درصدد بر آمد تا ابزاری هماهنگ کننده بایبد. از همین روی، پس از تأمل در استنتاج استعلایی، ادراک زیبایی را ادراکی هماهنگ کننده یافت و مدعی شد که تنها به کمک آن می توان بر از هم گسیختگی نهاد آدمی غلبه کرد. سپس، ضمن انتقاد از نگاه کاملاً سوبژکتیویستی کانت نسبت به زیبایی، مفهومی ابژکتیو از زیبایی (آزادی در پدیدار) ارائه داد. سپس تر، با انتقاد از تمایز کانتی میان دو قلمرو زیبایی شناسی و اخلاق، مدعی شد که انسان برای اخلاقی شدن نیاز به تمهیداتی دارد که تنها به یاری آموزش زیباشناختی، این تمهیدات فراهم می گردند. دستاورد او نزدیک سازی دگرباره ی دو قلمروی تجربه ی زیبایی شناختی و اخلاق بود.
صفحات :
از صفحه 34 تا 64
بررسی نظریه بازی در هرمنوتیک گادامر
نویسنده:
مهدی احراری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
گادامر در پی هستی شناسی فهم و تامل در هستی از طریق هنر است. برای او نه زیباییشناسی بلکه پرداختن به ذات وهستی هنر خاستگاه و نقطه عزیمتی برای تبیین فهم و هستی شناسی آنست.گر چه او همچون برخی از فیلسوفان مدرن قصد پی افکنی ک نظام زیبایی شناسی یا فلسفه هنر مستقل را ندارد،با اینحال مباحث او را راهگشا قلمداد میکنند. او با طرح مفهوم بازی واحاطه آن بر سوژه راهی بسوی گشایش و تقرب هستی و حقیقت به انسان ترسیم میکند.بازی در هنر های نمایشی رکن اصلی است و گادامر با ریشه یابی این مفهوم در زندگی انسانی و تجلی آن در هنر،در ادامه وهمسو با هایدگر سعی در نقد شاخه زیبایی شناسی نظزیه شناخت و تامل در هستی شناسی هنر دارد.بازی از نظر او کلیدی برای تبیین فهم عالم هنری و گام نهادن در راه اتصال به حقیقت هستیست. او بازی را از هایدگر وام گرفته بدین معنا که بازی به تکامل حقیقی بودن هنر میانجامد.گادامر بازی را با هنر پیوند میزند چرا که افق کشف حقیقت هنر است وبازی راهنمای تبیین هستی شنا سانه برای ماست.
تحلیل جایگاه خیال در زیبایی شناسی سهروردی
نویسنده:
فاطمه شفیعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
زیبایی و هنر از دیدگاه سهروردی با آنچه امروزه به عنوان استتیک مطرح است، تفاوت دارد؛ چرا که امروزه، این هنرها برای حظّ نفس و خوشایند حواس خلق شده‌اند. در حالی که از نظر شیخ اشراق پیوند زیبایی و هنر با معرفت و نیکی ایجاد " جذبه " می‌کند و هدایت از طریق چنین زیبایی‌ای خیر مطلق را به دنبال دارد. زیبایی از نظر سهروردی در قالب سه رویکرد مفهوم‌شناسی، وجود-شناسی و معرفت‌شناسی قابل بررسی به شرح ذیل می‌باشد. به لحاظ مفهوم‌شناسی، واژه زیبایی به حُسن تعبیر می‌شود که به جمال و کمال، توامان به یک پدید اشاره دارد، پس هر چه در نهایت کمال قرار دارد، زیباست. به لحاظ وجود‌شناسی، زیبایی امری عینی است که با عالم خارج منطبق می‌باشد. روابطی از جمله نورها، رنگ‌ها و شکل‌های مختلف (نمودهای عینی) منشأ درک و بروز احساس زیبایی می‌شود و به لحاظ معرفت‌شناسی، زیبایی، لذت ادراک و وصول کمال است که به ‌واسطه عشق تجلی می‌کند و سبب حرکت می‌شود. الگوهای زیبایی‌شناسانه‌ای که سهروردی در ساختار حُسن و عشق معرفی می‌کند، به خیال باز می-گردد. با در نظر گرفتن خیال به عنوان یکی از عوالم چندگانه هستی( رویکرد هستی‌شناختی) و قوای انسانی( رویکرد معرفت‌شناختی)، و مظهر دانستن قوه متخیله برای صور خیالی در عالم خیال و وجود رابطه قهر و محبت میان مراتب مختلف هستی، بازتاب صور معلقه آن عالم در روح هنرمند را می‌تواند معیاری برای کشف ریشه‌های متعالی هنر اسلامی معرفی ‌کند. بنابراین اگر عالم خیال نبود و یا اگر بود و صرفاً به مثابه حافظه و نیروی بایگانی، نقش ایفا می‌کرد، هیچ یک از انحاء هنر صورت نمی‌بست، هیچ اثر هنری شکل نمی‌گرفت و دیگر زبان دارای رمز و استعاره نبود و ادبیات شعری پدید نمی‌آمد. با مبنا قراردادن خیال به عنوان عالم هنر و هنرمندی، هنر، قوه خیال و عالم خیال با هم تعامل دارند. یعنی عالم خیال و شئون آن، جرقه‌های هنر را پدیدار می‌کند و قوه خیال به عنوان مظهر صور عالم خیالی شاهکارهای هنری را پدید می‌آورد. این مسئله می‌تواند تئوری نسبتاً کاملی در ایجاد واسطه میان زیبایی ناشی از شهود عرفانی و تماثیل هنری در جهان اسلام قرار گیرد و حلقه گمشده نقوش، تذهیب، معماری و آثار هنری متعالی و شگفت‌انگیز هنر اسلامی باشد. هنر متعالی در ساختار زیبایی‌شناسی سهروردی با هنری که گروهی به نام سنت‌گرا هنر قدسی تبیین می‌کنند، سازگار و قابل تطبیق است.
  • تعداد رکورد ها : 40