جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 19
چگونه گزاره های دینی افاده معنای حقیقی می کنند؟ (بررسی نظرگاه آلستون)
نویسنده:
عبدالهی محمدعلی, بخشی فاطمه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید.
صفحات :
از صفحه 135 تا 156
هگل و مشکل معناداری زبان دین
نویسنده:
قاسم پورحسن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
گرچه شهرت چنان است که مساله معناداری زبان، گزاره ها و مدعیات دینی از دهه بیست سده بیستم مطرح گردید لیکن بررسی نزاع های متفکران و مکاتب الهیاتی و فلسفی نشان می دهد که این مناقشه یکی از موضوعات مهم و تاثیرگذار در تاریخ تاملات فلسفی - دینی به شمار می آید. از دوره تسلط رهیافت الهیات سلبی (نخستین رویکر در معناداری زبان دین) تا واپسین نظریه یعنی کارکردگرایی (دیدگاه آلستون از پیروان ویتگنشتاین متاخر) روش های گوناگون و گاه متضادی ارائه گردید. در یک تقسیم بندی کلان با سه روش سنتی و سه روش جدید در زبان دین مواجه هستیم. فلسفه دین هگل در کدام روش و رهیافت قرار دارد؟ الهیات سلبی از دوره افلاطون آغاز و با فلوطین به نحو نظام مند پایه گذاری گردید. (ر.ک.: Plotinus, 1996, vol. 2) و سپس با گزاره معروف دیونوسیوس آریوپاگی مبنی بر اینکه «هیچ سلب و ایجابی را به خدا نمی توان نسبت داد» (Dionysius, 1920, ch. 4 5) تبیین و تکمیل شد. از الهیات سلبی تا الهیات تمثیلی آکویناس هزار سال گذشت که مهم ترین پرسش آکویناس در زبان دین طرح شد. وی در اثر معروفش «جامع الهیات» سوال می کند که آیا انسان می تواند با زبان متعارف و طبیعی و با محدودیت های مربوط به عالم انسانی، از دین، خالق، امر نامتناهی و امور متعالی سخن معنادار بیان کرده و کسب معرفت نماید؟ وی بیان تمثیلی را تنها روش سخن گفتن معنادار درباره دین و خدا برمی شمارد ( Aquinas, 8006, I. C.32-33). آکویناس دو رویکرد را در نظریه تمثیل پایه گذاری کرد: تمثیل اسنادی و تمثیل تناسبی. هگل با بیان این گزاره که زبان دین اندیشه تصویری و استعاری است (هگل، 1382، 599) به نظریه تمثیلی نزدیک است اما گرایش هگل به تمثیل اسنادی است که خداوند به نحو حقیقی واجد محمولات و صفات بوده و از طریق خداست که سایر موجودات واجد این محمولات می شوند. لذا هگل خداوند را عینی وجود تلقی می کند که هدف همه ادیان ایجاد خودآگاهی انسان برای فهم جدایی از مطلق و کوشش (عبادت و پرستش در باور هگل) در اتحاد با اوست. به زعم هگل آگاهی در درون خود، سبب می شود که خدا را در آن بشناسد و با او اتحاد یابد (همان، ص 665). به دلیل اهمیت بسیار تمثیل اسنادی است که متفکران مهمی چون فردریک فره (Frederich Ferre) اعتقاد دارند که اساس نظریه آکویناس در الهیات تمثیلی بر تمثیل اسنادی است (Ferre, 1967. Vol. 1, p.). سومین روش سنتی، دیدگاه جان دانس اسکوتوس معاصر آکویناس می باشد. کاستی های الهیات تمثیلی او را واداشت که به اشتراک معنوی یا زبان تک معنا (univocal) میان زبان انسانی و زبان دین روی آورد. اسکوتوس معتقد بود که ما وحی و دین معنادار و معرفت بخش داریم لذا باید آن ها را در ساختار زبانی فهم کنیم. (Scouts, 1983, p. 604) وی نظریه سکوت و سلبی را که از آگوستین سرچشمه گرفت و تا دیدگاه اشتراک لفظی (equivocal) بسط یافت، به طور قاطع رد کرد. در سده بیستم سه گرایش عمده در زبان دین و معناداری آن شکل گرفت: نهضت پوزیتیویسم، نظریه ابطال پذیری و بالاخره نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین متاخر که هر سه رویکرد در مقاله جهت ایضاح منطق درونی روش ها مورد بررسی قرار می گیرند. پرسش اساسی مقاله این است: اندیشه های هگل در حوزه دین را در کدام رویکرد می توان قرار داد؟ آیا برای هگل مشکل معناداری زبان دین مطرح بود؟ هگل بر فرض توجه به معناداری زبان دین، گزاره ها و مدعیات دینی را معرفت بخش می داند؟ بدون توجه به دسته بندی های سه گانه دین در اندیشه هگل و تمرکز آراء او بر محتوا و حقیقت مطلق در مسیحیت می توان از معناداری زبان دین در اندیشه هگل سخن گفت؟ آیا اندیشه تمثلی یا تصویری زبان دین در تفکر هگل، همانندی با الهیات تمثیلی و خاصه تمثیل اسنادی آکویناس دارد یا خیر؟ فرضیه اساسی نوشتار آن است که هگل قائل به معناداری و معرفت بخشی دین بوده و با زبان انسانی می توانیم سخن معنادار درباره دین و امر متعالی بر زبان بیاوریم.
صفحات :
از صفحه 81 تا 107
پدیدارشناسی معناگرا با موردشناسی الهیات سیستماتیک
نویسنده:
اعلی تورانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
یکی از مکاتب جدید فلسفی، مکتب پدیدارشناسی است. بر اساس دیدگاه محوری این مکتب، تنها فنومن یا پدیدارهای امور متعلق شناسایی هستند. در مقاله حاضر نسبت مکتب پدیدارشناسی با مقوله معناداری بررسی می شود و بررسی خواهد شد که آیا با توجه به رویکردی که این مکتب نسبت به عالم و شناخت آن دارد، می توان برای عالم معناداری قائل شد؟ بررسی های این مقاله نشان می دهد که با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیکی که پدیدار شناسی را به تجربه دینی و در نهایت جنبه هرمنوتیکی آن بازمی گرداند، نمی توان معناداری را توجیه کرد اما با دیدگاه الهیات سیستماتیک که به لحاظ قبول معنا، جزو پدیدارشناسی دینی و از رویکرد های دیگر در پدیدار شناسی شمرده می شود- می توان بحث معناداری را اثبات نمود.
صفحات :
از صفحه 51 تا 65
نگاهی به زبان دینی
نویسنده:
محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این‌ مقال‌ بر آن‌ است‌ تا افق‌ روشنی‌ از بحث‌ درباره‌ زبان‌ دینی‌ را عرضه‌ کند؛ از این‌ رو، ابتدا به‌ خاستگاه‌ این‌ بحث‌ که‌ گزاره‌های‌ کلامی‌ و الاهیاتی‌ هستند، اشاره‌ شده‌ است؛ یعنی‌ گزاره‌هایی‌ که‌ موضوع‌ آن‌ها خدا و محمول‌ آن‌ها یکی‌ از صفات‌ الاهی‌ است. از آن‌جا که‌ خدا، موجودی‌ ماورای‌ طبیعی‌ به‌شمار می‌رود کاملاً‌ از اشیای‌ محسوس‌ متمایز است‌ و زبانی‌ که‌ ما با آن‌ سروکار داریم، زبانی‌ است‌ که‌ از محدودیت‌ و امکان‌ برخوردار است؛ بنابراین، این‌ پرسش‌ مطرح‌ می‌شود که‌ چگونه‌ می‌توانیم‌ دربارة‌ خدا با همین‌ زبان‌ متعارف‌ سخن‌ بگوییم. برای‌ حل‌ این‌ مشکل‌ راه‌حل‌های‌ گوناگونی‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ عبارتند از: 1. نظریة‌ تمثیلی؛ 2. نظریة‌ اشتراک‌ معنوی؛ 3. نظریه‌ معناداری‌ گزاره‌های‌ دینی‌ که‌ شامل‌ دو اصل‌ تأییدپذیری‌ و ابطال‌پذیری‌ تجربی‌اند. پس‌ از طرح‌ چنین‌ نظریه‌ای‌ دربارة‌ معناداری‌ گزاره‌های‌ دینی، عده‌ای‌ از فلاسفه‌ چنان‌ تحت‌ تأثیر مشکلات‌ مربوط‌ به‌ تحقیق‌پذیری‌ قرار گرفتند که‌ گزاره‌های‌ دینی‌ را غیرواقع‌نما تلقی‌ کرده، به‌سوی‌ تفسیرهای‌ غیرشناختاری‌ از زبان‌ دینی‌ گرایش‌ یافتند که‌ عبارتند از: 1. نظریة‌ ابراز احساسات؛ 2. نظریة‌ نمادین‌ بودن؛ 3. تفاسیر شعائری‌ و آیینی؛ 4. نظریة‌ اسطوره‌ای‌ دانستن‌ زبان‌ دینی. در ادامه، این‌ نظریات‌ نقد و بررسی، و در پایان، دیدگاه‌ قرآن‌ در باب‌ زبان‌ دینی‌ مطرح‌ شده‌ است.
مفسرین قرآن و پل تیلیش: آیا زبان دین معرفت‌بخش است؟
نویسنده:
حمیده طهرانی‌حائری، میر سعید موسوی کریمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
شاید مهم‌ترین مسأله زبان دین، موضوع «معناداری، ارجاع، و شأن معرفت‌شناختی گزاره‌های دینی» است؛ به این معنی که آیا گزاره‌های دینی، به‌ویژه گزاره‌های مربوط به خداوند و ویژگی‌هایش، معنادار، ارجاع‌دهنده، و حکایت‌گر امور واقع هستند یا خیر؛ و آیا زبان دین، معرفت‌زاست یا غیرمعرفت‌زا؟ در پاسخ، می‌توان گفت با یک تقسیم‌بندی کلی، فیلسوفان دین به دو دیدگاه معتقدند: بنا به دیدگاه نخست، برگرفته از دیدگاه ویتگنشتاین متقدم و حلقه وین، گزاره‌های دینی، مهمل و فاقد معنا هستند. دیدگاه دوم که زبانِ دین را زبانی معنادار می‌داند، به دو گروه تقسیم می‌شود: گروهی زبان دین را معرفت‌بخش و گروهی غیرمعرفت‌بخش می‌دانند. از مهم‌ترین نظریه‌های گروه دوم، نظریه «نمادین بودن زبان دین»، صورت‌بندی شده توسط پل تیلیش است. در این مقاله، پس از توضیح این نظریه و مهم‌ترین نقدها علیه آن، به تفسیر تعدادی از آیات قرآن می‌پردازیم که به نظر شش مفسر مطرح در این مقاله، طبرِسی، زمخشری، فخر رازی، قشیری، میبدی، و طباطبایی، از جمله مواردی در قرآن هستند که در آن‌ها از زبان نمادین استفاده شده است. نتیجه پایانی مقاله این است که به رغم همه اشکالات وارده به فرض نمادین بودن زبان دین، گزیری نیست مگر آن‌که فرض کنیم دست‌کم بخشی از عبارت‌ها و واژه‌های به‌کار رفته در قرآن معنای نمادین دارند، و حکایت‌گر واقع‌نمایانه‌ای از عالم نیستند.
کارکرد شهود در معناشناسی کریپکی
نویسنده:
احمدعلی تحریری ماسوله
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
جریان فلسفه به طور اعم و فلسفه تحلیلی به طور اخص مبتنی بر دو گونه‌ی معرفت استدلالی و معرفت شهودی بوده و در این میان نظامهای منطقی به عنوان ابزار معرفت استدلالی در کناردرک بی‌واسطه‌ی حقایق بنیادی از اهمیت ویژه‌ای در این حوزه برخوردار بوده است. از سویی رویکردهای گوناگون فلاسفه‌ی غربی در قبال مسأله‌ی معرفت و چگونگی دستیابی به آنموجب شدههمواره معرفت استدلالی در رأس اندیشه‌های فلسفی قرار گرفته و سایه‌ی خود را بر معرفت شهودی بگستراند. در این میان سول کریپکی به عنوان یکی از فیلسوفانِ مطرح در حوزه‌ی تحلیلی با اهمیت قائل شدن برای معرفت شهودی ، آنرا به عنوان زیربنای تفکرِ فلسفی خویش قرار می‌دهد. وی با طرح نظامهای اول و دوم در منطق موجهات و ارائه پازل‌ها و پارادوکسهای خاص در حوزه‌ی معناشناسی بر آن است تا تفکر فلسفی را از چارچوبِ جزمیِ پنهانِ برآمده از پارادایمهای گوناگون معرفتی در طول تاریخ فلسفه که فلسفه تحلیلی نیز از آن مستثنی نیست برهاند و رویکردی نو رادر خصوص برخورد با مسأله‌ی معنا مطرح نماید. بر این اساس است که وی شهود و معرفت شهودی را به عنوان خط مبنای آراء و تفکرات خویش قرار داده و همواره سعی دارد تا نتایج حاصله از استدلالات خود را تا حد ممکن بر این گونه‌ی معرفتی منطبق نموده تا کمترین انحراف رااز آن داشته باشد.
ویتگنشتاین: خداباور یا ملحد؟
نویسنده:
سید اکبر حسینی قلعه بهمن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ویتگنشتاین یکی از چهره های علمی قرن بیستم است که نگرش های او به طور معمول و مشخص، بازتاب های گوناگون و گسترده ای در میان اندیشمندان دیگر داشته است. دیدگاه ویتگنشتاین درباره خدا، و واقع گرایی یا غیرواقع گرایی این فیلسوف نیز از قاعده یادشده مستثنا نبوده و حتی مبنای نظری بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است. در نوشتار حاضر، می کوشیم تا به تبیین نگاه ویتگنشتاین در این باره بپردازیم و بگوییم که بر اساس رساله منطقی و فلسفی، به نظر می رسد که وی برای ماورای عالم طبیعت، حقیقتی قایل نبوده، زیرا بر آن بوده است که زبان بدان عالم راه ندارد. بدین ترتیب، ویتگنشتاین را می توان ملحدی نسبت به ماورا تلقی کرد، نه غیر واقع گرا. اما از عبارت های ویتگنشتاین در پژوهش های فلسفی اش (با این مضمون که: «الهیات از بازی زبانی منحصر به فردی برخوردار است»)، تا حدودی چنین بر می آید که او در عرصه هستی شناسی امرالوهی، واقع گرا می باشد و برای خدا، امرالوهی، و اعتقادات دینی، وجهه ای مستقل از اذهان قائل است.
تحلیل و ارزیابی معیار پایستاری در رویکرد استنتاج‌ گرایی به معناداری
نویسنده:
مرتضی مزگی نژاد ، لطف الله نبوی ، محمدعلی حجتی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
چکیده :
در رویکرد استنتاج‌گرایی به معناداری، ثوابت منطقی بر اساس قواعد عملگری تعریف می‌شود، آرتور پرایور در نقد این رویکرد با ارائۀ مثال نقض tonk نشان داد که با پذیرش رویکرد استنتاج‌گرایی هر قاعدۀ عملگری دلخواهی توصیف‌کننده یک ثابت منطقی خواهد شد و لازمۀ این امر وجود ثوابت منطقی معیوب و ناسازگار با سیستم است. بلنپ در پاسخ به این اشکال دو شرط پایستاری و یکتایی را برای قواعد عملگری ارائه داد. با توجه به اهمیت شرط پایستاری در پاسخ بلنپ، در این مقاله تلاش شده شرط پایستاری مورد ارزیابی قرار گیرد. «چگونه معیار پایستاری شرایط لازم و کافی را برای تعریف ثوابت منطقی فراهم می‌کند؟» مسئلۀ اصلی این مقاله است. فرضیۀ پیشنهادی عدم‌کفایت لازم شرط پایستاری در ارائۀ تعاریف ثوابت منطقی است که در نهایت با بررسی معانی مطرح‌شده برای پایستاری اثبات خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 119 تا 133
معناشناسی اوصاف الهی از منظر صدرالمتألهین
نویسنده:
مهدی عبدالهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله درصدد تبیین دیدگاه اشتراک معنوی صدرالمتألهین درباره نحوه معناداری گزاره‌های ناظر به اوصاف الهی (مشترک با مخلوقات) می‌باشد. بر این اساس، ابتدا از اصل معناداری این گزاره‌ها دفاع کرده، نشان داده‌ایم که دیدگاه پوزیتویستی که معنای معرفتی این گونه گزاره‌ها ناتمام و خودشکن است. در گام دوم، واقع‌نمایی این گزاره‌ها و حکایت‌گری آن‌ها از امری ورای اذهان بشری تبیین شده است. سپس به‌کوتاهی به مهم‌ترین دیدگاه‌های موجود در نحوه معناداری این گزاره‌ها اشاره شده است. و در نهایت جهات مختلف دیدگاه ملاصدرا به تصویر کشیده شده است. و با تفکیک میان حمل تواطی و تشکیکی و نیز توجه به عدم دخالت ویژگی‌های مصادیق در معنای واژگان از نظریه اشتراک معنوی دفاع شده، اشکال «لزوم تشبیه/انسان‌وارانگاری» نیز دفع شده است.
صفحات :
از صفحه 93 تا 114
بررسی نظریه‌ی معنا داری در فلسفه تحلیلی و وضع در اصول فقه
نویسنده:
ذبیح الله عصمت اللهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق به یکی از مباحث بسیار مهم در فلسفۀ تحلیلی، بحث معنا داری اسامی خاص که شباهتهای فراوانی با بحث وضع در اصول فقه دارد، پرداخته شده است. و یک مقایسه بین نظریه‌ی معنا داری در فلسفه تحلیلی و وضع در اصول فقه انجام شده است. مفاد معناداری اسم خاص در فلسفۀ تحلیلی این است که؛ معنا داری اسم خاص به چه صورت می‌باشد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش، چهار نظریه مهم (نظریۀ مصداقی، توصیفی ـ توصیفی فرگه و راسل و توصیفی جدید و دسته ای ـ و نظریۀ زنجیرۀ علی دلالت) نزد بزرگان این سنت، تبیین شده است. مسئلۀ وضع در اصول فقه نیز اشاره به رابطۀ لفظ و معنا دارد به نحوی‌که؛ اکثر قریب به اتفاق علماء این رابطه را از نوع جعل و قرارداد می ‌دانند، گرچه برخی این رابطه را ذاتی ‌خوانده است. در خصوص رابطۀ لفظ و معنا، هرچند جمهور بزرگان قائل به وضعی دانستن این رابطه می‌باشند، اما آنچه حائز اهمیت است، اینکه؛ خوانش‌های متفاوتی از این رابطه نزد اندیشمندان صورت گرفته است که می‌توان در این خصوص، اشاره کرد به نظریه‌های: ملازمه، اعتبار، تعهد، قرن اکید و هوهویت که بخشی از گفتار این نوشتار را به خود اختصاص داده است. نقطۀ عزیمت مسئله، بررسی و تطبیق دو نظریۀ فوق(نظریۀ معناداری اسامی خاص و نظریۀ وضع) در دوسنت مذکور می‌باشد. می‌توان ادعا کرد که علی‌رغم نوشته‌های فراوانی که در زمینۀ این دومسئله ـ معنا داری درفلسفۀ تحلیلی و وضع در علم اصول ـ انجام‌شده لیکن نوشته‌ای با این موضوع، در عرصۀ علمی بر اساس اسقراء نگارنده کاملاً تازه و جدید می‌باشد به نحوی‌که نظریه وضع و معنا داری تبیین، ونقاط اشتراک و افتراق آن با توجه به پیش فرض های دو سنت مذکور، نشان داده شده است.
  • تعداد رکورد ها : 19