جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 6
بررسی تطبیقی اندیشه‌ی عرفانی عطار در منطق‌الطیر و مایستر اکهارت
نویسنده:
لیلا امینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عطار نیشابوری و مایستر اکهارت هر دو عارف‌اند و یکی از مشخصه‌های عارفان ترک دنیا به شوق دیدار حق است؛ و عبادت آنان، تنها به خاطر این است که خداوند شایسته‌ی عبادت است؛ برخلاف زاهدان که ترک تعلق آنان برای رسیدن به نعمت‌های بهشتی است. عطار ریاضت را راهی موثر برای مبارزه با تمایلات نفسانی می‌داند؛ در‌حالی که اکهارت آن را تنها راه رسیدن به سعادت نمی‌داند. دعا در اندیشه عارفان وحدت‌وجودی همچون اکهارت جایگاهی ندارد؛ زیرا آنها فاصله‌ای بین خود و خدا نمی بینند؛ امّا عطار برخلاف اعتقاد به وحدت وجود دعا می‌کند؛ زیرا در مقام توبه است و عارف واصل نمی باشد. همچنین در منطق‌الطیر دعای عارفان برآورده نمی‌شود و نظر لطف بیشتر شامل حال گناه‌کاران می باشد. عطار چهار گروه را پیوسته مبتلا به رنج از جانب خدا می داند، در حالی که اکهارت تمام بشریت را به دلیل پسر خدا بودنشان گرفتار این رنج‌ها می داند. این دو عارف علل اصلی مبتلا شدن دوستان حق به رنج و بلا را امتحان الهی، داشتن فواید رنج می‌دانند و عطار هر‌گونه تعلق به ماسوای حق را برابر بانازل شدن عذاب الهی می‌داند. عطار و اکهارت در زمینه‌ی وحدت وجود عقیده‌ای نزدیک به هم دارند و شناخت حق را تنها با شناخن نفس میسر دانسته و در واقع منطق‌الطیر سیر سالکان در خویش است که در نهایت به شناخت خدا می‌انجامد. در نظر این دو تنها خدا دارای هستی می‌دانند زیرا مخلوقات وجودی عاریتی دارند.
کمال و سقوط انسان ازدیدگاه مولانا و مایستراکهارت
نویسنده:
علیرضا خواجه گیر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهرویکرد مولانا و مایستر اکهارت به مسئله انسان و سیر کمالی او متاثر از نگاه ذو مراتبی به حقایق هستی اعم از خدا و انسان است . انسان موجودی است دارای ساحت های ظاهری و باطنی که هرکدام منعکس کننده بخشی از حقیقت پنهان اوست .بنابراین کمال و سقوط او نیز با توجه به این سلسه مراتب وجودی او معنا می شود .اگرچه این دو عارف متعلق به دو سنت عرفانی جدا از یکدیگر بوده اند و تاثیر سنت های دینی شان در تعالیم عرفانی آنها منعکس شده ، امّا رویکرد عرفانی آنها به انسان و بویژه کمال و سقوط او از وجوه تشابه و تفاوت معناداری برخوردار است. از این جهت نگاه تطبیقی به مسئله کمال و سقوط در آموزه های این دو عارف ، هم از جهت مقایسه دو سنت عرفانی اسلام و مسیحیت بطور اعم و هم تحلیل و مقایسه نگاه عرفانی این دو عارف بطور اخص به مسئله مذکور ، قابل توجه می باشد. در این رساله مسئله کمال و سقوط انسان در دو مرحله اصلی که مشتمل بر مراحل فرعی تری است و همه مراحل با یکدیگر ارتباط متقابل دارند ، مطرح شده است .در مرحله اول که نقش معرفت و شناخت در کمال و سقوط انسان است ، این مسئله در سه سطح حسی ، عقلی و شهودی مطرح شده است. محدودیت و عدم توانایی معرفت حسی در درک حقیقت مستلزم گذر کردن از این مرحله و رسیدن به حواس باطنی است ، علاوه بر این گرفتار شدن انسان در دایره ی تنگ عقل جزیی در مرحله شناخت عقلی نیز مانع رسیدن انسان به مرتبه ی عقل کلی است ، که از محدودیت های عقل جزیی به دور است.آنچه می تواند مکمل این دو مرحله شود ، رسیدن به معرفت شهودی از حقیقت و درک بی واسطه آن است . رسیدن به این مرحله مستلزم از بین بردن موانع ارتباط برقرار کردن با حقیقت الهی خویشتن و رسیدن به خودشناسی حقیقی است، که در تعالیم عرفانی آنها این مسئله بسیار با اهمیت و برجسته است . رسیدن به این مرحله از کمال نیز مستلزم عبور کردن از موانعی است کهگاهی از سنخ دانستنی های کاذب و گاهی از سنخ بیماری های اخلاقی ، تعلقات عاطفی و عدم برخورداری از عنایت خداوند و رهبری معنوی است.رویکرد مولانا و اکهارت در معرفی و سلوک در این مراحل،برای رسیدن به کمال و رها شدن از سقوط معنوی، با تاکید بر عشق در تعالیم مولانا و وارستگی در تعالیم اکهارت قابل بررسی است.کلمات کلیدی: مولوی ، اکهارت ،خودشناسی،عشق،وارستگی،عقل،شهود،کمال،اخلاق
بررسی تطبیقی انسان شناسی عرفانی از نظر مولوی و اکهارت
نویسنده:
اکرم علی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف این پژوهش بررسی تطبیقی انسان شناسی عرفانی از نظر مولوی و اکهارت است.مولوی واکهارت هر دو از عرفای اسلامی ومسیحی قرن هفتم هجری {سیزده میلادی}هستند،یعنی هردو متعلق به یک عصر می باشند.نتایج به دست آمده از پژوهش مشترکات چشمگیری را نشان می دهد
بررسی و نقد دیالکتیک تعالی و حلول از دیدگاه مولانا و مایستر اکهارت
نویسنده:
قاسم کاکایی، اشکان بحرانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران ,
چکیده :
در سنت ادیان ابراهیمی، آثار عارفان را با رویکردهای الهیاتی گوناگونی بررسی می توان کرد. یکی از مهم ترین و پررونق ترین رویکردهای الهیاتی در الهیات جدید، رویکرد سلبی (Apophatic approach) است. در مقاله حاضر، به یکی از درون مایه های اصلی الهیات سلبی، یعنی رابطه خدا و نفس، و دو رابطه دیالکتیکی ذیل بحث خدا و نفس، یعنی دیالکتیک حلول و تعالی، و دیالکتیک عروج و درون بود، در آثار دو عارف بزرگ مسلمان و مسیحی، مولانا و مایستر اکهارت، می پردازیم. رابطه خدا و نفس و به دنبال آن دیالکتیک حلول و تعالی، و دیالکتیک عروج و درون بود، ذیل بعد هستی شناختی الهیات سلبی بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 101 تا 123
گفتگوی اسلام و مسیحیت از دیدگاه ابن عربی و اکهارت
نویسنده:
قاسم کاکایی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ادیان بزرگ ابراهیمى امروز در برابر هجوم اندیشه‏هاى الحادى قرار گرفته‏اند و باید پاسخگوى انتظارات بشر این عصر از دین باشند. از این رو گفتگوى آنها براى رسیدن به مواضعى واحد اجتناب‏ناپذیر مى‏نماید. این مقاله بر آن است که راه گفتگو را باید در باطن دین جستجو کرد و در این میان عرفا بیشترین سهم را مى‏توانند، داشته باشند. نگارنده در راستاى گفتگوى بین اسلام و مسیحیت، ابن عربى و اکهارت را که بزرگترین عرفاى نظریه پرداز اسلام و مسیحیت اند برگزیده و از دیدگاه آنان بحث را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. تسامح دینى و فرق آن با پلورالیسم، وحدت ادیان و اختلاف شرایع و نیز موانع کلامى گفتگوى بین اسلام و مسیحیت و راههاى رفع آنها از دیدگاه این دو عارف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
خدا در تفکر مایستر اکهارت و ایمانوئل کانت (کاوش در زمینه های الهیاتی نظام کانتی در پرتو خوانش آثار اکهارت)
نویسنده:
حمید اسکندری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئل? اصلی بدین قرار است: آیا الهیاتِ کانت منحصر به همان چیزی است که در کتابِ «نقدِ عقلِ محض» بیان شده است؟ یعنی آیا کتابِ «نقدِ عقلِ محض» به‌کلّی خالی از الهیاتِ نظری است؟ و اینکه: آیا نظامِ نقدِ اوّلِ کانت واجدِ کدام رگه‌هایِ الهیاتی است؟ چنانکه در پیش‌گفتارِ رساله توضیح داده‌ایم، ما از بررسیِ شرایط و روابطِ تاریخیِ میانِ کانت و اکهارت صرفِ نظر کرده‌ایم. ما صرفاً کوشیده‌ایم تا نظام‌هایِ فکریِ کانت و اکهارت را به‌عنوانِ دو نظامِ مستقلِ برآمده از ذاتِ فرضاً مشترکِ آدمی با یکدیگر مقایسه کنیم. برای این کار، نخست شرحی از امهاتِ تفکرِ اکهارت (حسبِ کتابِ مواعظ) ارائه کرده‌ایم تا آینه‌ای فراهم کنیم و سیمایِ الهیاتیِ کانت را در آن بنگریم. هدفِ ما آشکار ساختنِ وجوهِ مشترکِ نظامِ نقدِ عقلِ محض و مواعظ بوده است.
  • تعداد رکورد ها : 6