جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 17
ناالهیات: تأکیدی بر گریزناپذیری الهیات
نویسنده:
حسن فتح‌زاده، سمیرا طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه تبریز,
چکیده :
دوران نشانه اساساً دورانی الهیاتی است: هر نظامی که مبتنی بر یک مفهوم اساسی باشد، مفهومی که گردش نشانه ­ها را شکل می­ دهد، از اساس الهیاتی است. این مفهومِ محوری، در هر اندیشه نامی به خود گرفته: واقعیت، جوهر، هستی، حقیقت، خدا، لوگوس، عقل، غایت و... در این نظام(های) لوگوس ­محور، زنجیرۀ دال­ ها معناداری و ثباتِ خود را از این مدلول استعلایی می­ گیرند. دریدا با خوانش واسازانه‌اش نشان داد ­که هیچ مدلولی نمی ­تواند از زنجیرۀ دلالی بیرون افتاده و زبان را کران­مند کند. این ایدۀ انقلابی به فروپاشی نظامِ سلسله‌مراتبی تقابل­های دلالی و د رنتیجه م­رتبه و هم­بودشدنِ دال ­ها می­انجامد. با زدایشِ تقابل­ ها و هم‌مرتبه دانستن دال­ ها، منطق تفاوط ظهور می­ کند. در این منطق سخن از مرگ خدا گفتن یاوه است؛ هیچ مرگی در کار نیست، و نیز هیچ زنده شدنی. ما همواره در میانۀ یک بازی دائمی هستیم. کلمه(لوگوس)، دائماً زدوده و در عینِ حال نگاشته و بازنگاشته می­ شود. نا/الهیات، بطلان ادعای پایان الهیات است؛ نا/نظامِ نوینی است برای آنان­که در مرزها می­ زیند.­
صفحات :
از صفحه 197 تا 210
نیچه و پست مدرنیسم
نویسنده:
نعیمه آقاجانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فردریش ویلهلم نیچه (1844-1900) را باید از تأثیر گذار ترین فیلسوفان دوران مدرن محسوب کرد. فردریش نیچه، فیلسوفی که علی رغم آن چه که در ظاهر از متن این فیلسوف فهمیده می شود، فیلسوفی کاملاً یکپارچه است و در مسیر مشخصی حرکت می کند، هر قطعه ای در متن دقیقاً جای خود را دارد و هر آموزه ای هر قدر هم که متناقض جلوه کند در مسیر خویش در جریان است و با آن آموزه ی اساسی پیوند دارد. فیلسوفی که رشته ی دانشگاهی اش زبان شناسی تاریخی بود، و به همین دلیل زبان در فلسفه ی او جایگاهی بس اساسی دارد، به‌گونه ای که می توان گفت تمام فلسفه ی او را تحت تأثیر قرار داده است. در اثبات این امر همین بس که حقیقتی را که سالیان سال فلاسفه در جست جوی آن بودند امری زبانی می داند و هرمنوتیک یا همان تأویل را تنها مواجه ی بشر با هستی می داند و بیان می کند که انسان از چشمِ نیاز های خود به هستی می نگرد و آن را به گونه ای می بیند که نیاز های او را برآورده کند. تأثیر عظیم نیچه را می‌توان بر اکثر فیلسوفان پس از خودش و دوران‌های دیگر قابل توجه است. از جمله می‌توان به دوران پست‌مدرن اشاره کرد. وقتی نام «پست‌مدرن» را می‌شنویم، آنچه در ابتدا در ذهن می‌آید موجی از ناآرامی‌ها و بی‌ثباتی‌هاست که یادآور تفکراتِ نیچه‌ای است. بسیاری از مفسران و منتقدان این دوران بر این باورند باید این دوران را دوران آشوبگری و ناامنی فکری دانست، زیرا هرگونه ثبات فکری را منکر می‌شوند. من باب مثال، مبانی اصلی نئوپراگماتیست خود را انکار حقیقت می‌داند؛ یعنی نفی هرآنچه که در خود قطعیت را به همراه دارد. شاید بتوان ادعا کرد که نیچه در دوران مدرن شناخته نشده است و این متفکران پست‌مدرن بودند که پرده از افکار و اسرار او برداشتند. فیلسوفان این دوره را باید تحت فرمانِ نیچه انگاشت. باید بیان کنیم که نگارنده در این پایان‌نامه قصد دارد این تأثیر مهم نیچه را در ظهور این دوران با بررسی تفکر فیلسوفانش مورد پژوهش قرار دهد
تبارشناسی تکنیکهای پست مدرن و تفکر پست مدرن از دیدگاه دلوز و دریدا  در"سه گانه" بکت
نویسنده:
راضیه رحمانی، رحیم موسوی‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ساموئل بکت از نویسندگان مدرن به شمار میرود. بر طبق بررسیهای این تحقیق شواهدی وجود دارد که نشان میدهد سامو ئل بکت نشانه هایی از تفکر پست مدرن و تکنیک های پست مدرن را در"سه گانه" بکت نشان داده است. "سه گانه" با شخصیت ها، زبان و پی رنگی سنت شکنانه از مدرنیسم فاصله میگیرد و در واقع تبدیل به روایتی بدون پی رنگ از تفکرات از هم گسیخته ی شخصیت قهرمان- راوی میشود. به علاوه، در سه گانه زبان به شکل غیر سنتی عمل میکند و دیگر بازتاب دقیق و عینی واقعیت دنیای بیرون نیست. در این مطالعه این آثار بکت بررسی میشوند و ریشه های تفکر دلوز و دریدا، دو تن از متفکرین پست مدرن، در آنها یافت میشود. در واقع، در تفکرات دلوز و دریدا و نوشته بکت نوعی هماهنگی وجود دارد، زیرا هر سه در برابر سنت های قائل به وحدت، نظم و هماهنگی مدرنسیتی میایستند. در پست مدرنیسم، عناصری که در مدرنیسم ثانوی بودند، اهمیت زیادی پیدا میکند و عناصری که قالب بودند تبدیل به عناصر ثانوی میشوند، در واقع پست مدرنیست ها سنت های مدرنیسم را ساختار شکنی میکنند.هدف این تحقیق جستجوی نشانه‌های این تفکر و تکنیک‌هادر این آثار بکت است. این تحقیق علاوه بر بررسی تکنیکهای پست مدرن، مفاهیم فلسفی متفکرین پست مدرنی مثل دلوز، گتاری و دریدا را در آثار بکت جستجو میکند و به عبارت دیگر بین فلسفه پست مدرن و ادبیات بکت پل می زند ودرون مایه هایی مثل ساختارشکنی زبان (deconstruction of language)، خویشتن اسکیزوید (schizoid self)، حاشیه پردازی ,(demarginalisation)عدم قطعیت و وانموده(undecidability and simulacrum ) پرسش هستی شناسانه ,(ontological question) و ریزوم(rhizome) را بررسی میکند.
دریدا و ساختار شکنی
نویسنده:
محمود خاتمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز,
چکیده :
ژاک دریدا (2004-1930) بنیانگذار مکتب ساختارشکنی است. اندیشه وی نخست در حوزه نقد ادبی موثر افتاد و سپس وجود فلسفی آن برملا شد. این مقاله به اختصار به مبانی اصلی اندیشه ساختارشکنی نزد دریدا از وجهه نظر فلسفی می پردازد.
صفحات :
از صفحه 213 تا 223
از هرمنوتیک عرفانی ابن عربی تا ساختار شکنی دریدا
نویسنده:
مالک شجاعی جشوقانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به شرح و تفسیر مباحث کتاب تصوف و ساختار شکنی اثر یان آلموند می پردازد. یان آلمند در کتاب مذکور تلاش کرده است به تطبیق هرمنوتیک عرفان ابن عربی و نظریه تفسیری ساختار شکنانه ژاک دریدا بپردازد. در این مقاله سعی شده به استخراج و تحلیل وجوه تشابه و تفاوت این دو نظام تفسیری بپردازد.
صفحات :
از صفحه 183 تا 197
نشانه شناسی دریدا در غزلیات مولانا با تاکید بر ساختارشکنی
نویسنده:
فرهاد کاکه رش
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
شالوده شكنی، امروزه نيز هم چنان به عنوان يكی از موضوع های نقد جديد در متـون ادبـی قابل بحث و فحص است. عرفان اسلامی از آغاز پيدايش تا دوران اوج آن (قرن هفتم و هشتم) تجلّيگاه و آينه تمام نمای نوجويی ها و تازگی ها و عادت ستيزی ها بوده اسـت. در ايـن ميـان آفتاب عالم تاب شعر و عرفان حضرت جلال الدين محمد، مولـوی بلخـی، چهـره مشعشـع و تابان آن خرق عادت ها و تازگی ها يا به تعبير امروزی، ساختارشكنيهـا اسـت. در ايـن مقالـه تلاش شده است با نگاهی گذرا به غرليات پر شور مولانا و گشت و گذاری در فـرم، محتـوا و زبان شعرياش، نموده هايی از ساختارشكنی هـای او نشـان داده شـود. آن جـا كـه نشـانه هـا، نظامهای نمادين هستند و نظام های نمادين نوعی آشتی ميان خواننده و معنا يا پلی بين آنهاست، سعی شده با بررسی اصول حاكم بر ساختارشـكنی چـون تقابـل هـای دوگانـه، مـرگ مولّـف، افق های امتزاج يافته و ساخت شكنی و حضور، با معرفی غزليات مولانا و نشـانه هـای محـوری آن، نوعی تطبيق صورت گيرد. اين در حـالی اسـت كـه خواننـده كـلام مولـوی در فضـای آن محو می شود و هر كس در حد فهم خويش برداشت می كند. نشانه ها و رمزهـا در شـعر مولانـا فقط اصول حاكم بر ميراث تصوف نيست بلكه ابداع مولانا در به كار گرفتن نشـانه و انتقـال و اهداف و معانی آنهاست.
صفحات :
از صفحه 131 تا 159
«شعر حافظ، واحه آزادی و آفرینش» (جستاری پساساختارگرایانه)
نویسنده:
مهری تلخابی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان : دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
هدف مقاله حاضر آن است که نشان دهد، چگونه مکتب پساساختارگرایی، از تعیین معنای نهایی برای متن امتناع می ورزد. در این راستا، نخست با اشاره، به بخشی از ویژگی های متنی چون غزلیات حافظ به تبیین این مطلب پرداخته می شود که از منظر نقد پساساختارگرایی، نمی توان معنای غزل حافظ را تنها در انحصار تحلیل عرفانی نگاه داشت از این رو برای رسیدن به فهم متن، نخست باید خود را از بند قصد مولف رهانید و با تکیه بر متن و افق انتظار خواننده، معنی را آفرید. نقد پساساختارگرایی با تکیه بر عدم قطعیت رابطه بین دال و مدلول و بازی بی پایان دلالت ها در زبان و نیز به واسطه ویژگی های خاص زبان ادبی از جمله ابهام و معما و ماهیت استعاری و مجازی آن و استفاده از قواعد ساختار شکنی نشان می دهد که چگونه دال ها می توانند در یک روند دلالتی بی انتها ادامه داشته باشد. در پایان پیشنهاد می کند که برای تفسیر و تاویل متنی گشوده چون حافظ نیاز به خواننده ای است که واقف بر نظام و مناسبات نشانگان متن باشد، از پروسه ساختار شکنی آگاه باشد و نیز بداند که چگونه می توان معنا را افزایش داد و از حصار یک معنا قطعی و نهایی گریخت.
صفحات :
از صفحه 13 تا 41
نا/الهیات: الهیات دوران گذار
نویسنده:
سمیرا طاهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نشانه و الوهیت، مکان و زمان تولد یکسانی دارند، دوران نشانه اساساً دورانی الهیاتی است. دین و تمدن مادر یکدیگرند و در بطن هم زاده ‌شده‌اند. هر نظامی که مبتنی بر یک مفهوم اساسی باشد، مفهومی که گردش نشانه‌ها را شکل می‌دهد، از اساس الهیاتی است. این مفهومِ محوری، در هر اندیشه نامی به‌خود گرفته: واقعیت، جوهر، هستی، حقیقت، خدا، لوگوس، عقل، غایت و ... . در این نظام(های) لوگوس‌محور، زنجیره‌ی دال‌ها معناداری و ثباتِ خود را از این مدلول استعلایی می‌گیرند. ژاک دریدا با خوانشِ واسازانه‌ی خود در پدیده‌‌شناسی هوسرل که اوج لوگوس‌محوری است نفوذ کرد و تناقض‌های درونی آن‌را نشان داد؛ و نشان داد ‌که هیچ مدلولی نمی‌تواند خارج از زنجیره‌ی دلالی، زبان را کران‌مند کند. این ایده‌ی انقلابی به-فروپاشیِ نظامِ سلسله‌مراتبیِ تقابل‌های دلالی و درنتیجه هم‌رتبه و هم‌بودشدنِ دال‌ها می‌انجامد. هر مدلولی خود یک دال می‌شود و به دالی دیگر ارجاع می‌دهد؛ چرخشی بی‌پایان که در آن هر دال می‌میرد و هم-زمان می‌زید. در مقابلِ این ایده‌ی انقلابی، مدرنیسم چیزی بیش از یک جنبش فانتزی و شبه‌انقلابی نیست. مدرنیسم چیزی نیست جز وارونگیِ رابطه‌ی تقابلیِ سوژه-اوبژه(الهی). آن‌گاه که پسران با تکیه بر خردِ بشری‌اشان، خدا/پدر را به‌زیر کشیدند، مدرنیسم به‌شکوفه نشست اما شکوفایی ایده‌ی مدرنیسم حاصلی جز مرگِ اوبژه (ی الهی)، و در نتیجه‌ی آن، ناپدید شدن سوژه در پی ندارد: نارسیسمی که سوژه در آینه‌ی چشمانِ دیگری/خدا بدان دچارشده‌بود، با مرگ و درهم‌شکستن آینه، او را به‌ورطه‌ی نیهیلیسم کشاند. هم‌بودشدگیِ دال‌ها خزانی است که شکوفه‌ی مدرنیسم در آن پژمرد. در چنین موقعیت سراسیمه‌ای، نا/الهیات سربرمی‌آورد: با زدایشِ تقابل‌ها و هم‌بودشدگیِ دال‌ها، سخن از مرگ گفتن یاوه است؛ هیچ مرگی در کار نیست، و نیز هیچ زنده شدنی. ما همواره در میانه‌ی یک بازیِ دائمی هستیم. کلمه(لوگوس)، دائماً زدوده و درعینِ‌حال نگاشته و بازنگاشته می‌شود. این نا/الهیات مرگِ خدا، نا/نظامِ نوینی است برای آنان‌که در مرزها می‌زیند.
بررسی نظریه ساختارشکنی دریدا و نقد پیامد های آن در تعلیم و تربیت
نویسنده:
مهدی قربانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده هدف این پژوهش بررسی نظریه ی ساختارشکنی دریدا و نقد پیامد های آن در تعلیم و تربیت می باشد. روش انجام این تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. سوالات پژوهش عبارتند از:1-مبانی فلسفی نظریه ساختارشکنی دریدا چه می باشند؟2-چه نقد هایی بر مبانی فلسفی نظریه ساختارشکنی دریدا وارد است؟3-دلالت های تربیتی نظریه ساختارشکنی دریدا چه می باشند؟4-چه نقد هایی بر دلالت های تربیتی نظریه ساختارشکنی دریدا وارد است ؟نتایج تحقیق حاکی از آن است که دیدگاه فلسفی دریدا عمدتاَ بر زبان و گفتمان مبتنی است، به همین جهت دریدا هستی شناسی را محصول گفتمان حاکم بر هر دوره ی تاریخی می داند و وجود حقیقت مطلق را نفی کرده و معتقد است که حقیقت ساختنی است نه کشف کردنی. دریدا در حوزه معرفت شناسی، رسیدن به شناخت قطعی را رد می کند و به نسبی گرایی معرفت شناسی روی آورده است. وی با ردّ تقابل های دوتایی در فلسفه ی غرب، ارزش ها را نسبی و وابسته به متن می داند. از انتقاداتی که به مبانی فلسفی دریدا وارد شده است، می توان به ترویج فرهنگ نیهیلیستی، نقد تکثر گرایی، نقدهای مربوط به حوزه ی فلسفه و ادبیات و سیاست و اخلاق، اشاره کرد. دلالت های تربیتی استنباط شده از دیدگاه دریدا در بخش اهداف تربیتی، تعلیم و تربیت نقادانه ، تعلیم و تربیت چند فرهنگ گرا، آموزش و پرورش جامع، خود کفایی و استقلال، حمایت از محلی شدن آموزش و پرورش و خود ابرازی و خلاقیت می باشد. روش های مورد نظر دریدا در تعلیم و تربیت عبارتند از: ساختارشکنی، روش قرائت مضاعف، روش پرسشگری، گفتمان، روش تفکر انتقادی و روش یادگیری مشارکتی. از انتقادات وارد بر دلالت های تربیتی دریدا می توان به زیر سوال بردن ارزش های اخلاقی، نداشتن ملاک مشخص برای احترام به دیگری، نفی تمام مرزبندی های موجود، نسبیت گرایی افراطی، ارزش یکسان قائل شدن برای معلم و دانش آموز و ترویج نیهیلیسم سازمانی اشاره کرد. واژه های کلیدی: پست- مدرنیسم، پساساختارگرایی، ساختارشکنی، بنیان فکنی، دریدا ، تعلیم و تربیت
بحثی درباره شهرسازی پست مدرن
نویسنده:
فیروزه جمالی,رحیم حیدری چیانه
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در دهه های اخیر جنبشها و مکاتبهای چندی در عرصه معماری و شهرسازی پیدا شده اند که غالباً ریشه در دیدگاههای فلسفی دارند و شناخت آنها بسیار ضروری است.سبک شهرسازی و معماری متأثر از مکتب پست مدرن یکی از مهمترین و فراگیرترین جنبشهایی است که در سالهای اخیر وسعت یافته و اغلب معماران و شهرسازان حتی الامکان نگاهی بدان دارند.نوشته حاضر برآن است که ابتدا ریشه های فلسفی مدرنیسم و پست مدرنیسم را جستجو کند و سپس جنبه های مختلف هریک را در حیطه معماری و شهرسازی به بحث بگذارد. ساختار شکنی و پست پست مدرنیسم نیز بخشی از این مقاله را شامل می شود.
  • تعداد رکورد ها : 17