جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 19
ساخت‌ گشایی عقلانیت اسلامی در آرای محمد عابد الجابری و محمد ارکون
نویسنده:
حامد علی‌اکبرزاده
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
وضعیت نشر :
قم - ایران: کتاب طه,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ساخت‌گشایی (شالوده‌شکنی، واسازی) رویکردی فلسفی است که در هر امر ثابتی تردید می‌کند. به تعبیر دریدا، مبدع فلسفه ساخت‌گشایی، این رویکرد یک زلزله عظیم است؛ لرزشی فراگیر که هیچ‌چیز نمی‌تواند آرامَش کند. ساخت‌گشایی به هر جایی سرک می‌کشد و قلمرو حضور خود را به فلسفه محدود نکرده است. همان‌قدر که در فلسفه حضور دارد در حوزه ادبیات، نقد ادبی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، روان‌شناسی و دین نیز ورود می‌کند و هر آنچه به ظاهر صلب و ثابت و نامتغیر است را به چالش می‌کشد. ساخت گشایی در برابر تقابل های دوگانه و ایدئولوژیک در هر متنی می ایستد و آن را تخریب می کند تا بنایی تازه بسازد و خوانشی نودراندازد. متن نیز در اندیشه ساخت گشایان مفهومی بسیار عام دارد و هر پدیده فرهنگی را در بر می گیرد. فلسفه ساخت گشایی خیلی زود و پیش از آنکه دریدا از دنیا برود در نقاط مختلف دنیا پیگیری والبته با کمی تأخیر وارد فرهنگ اسلامی شد. این کتاب به بررسی و تحلیل دو طرح ساخت گشایانه در سنت عقلانی اسلامی پرداخته است؛ طرح نقد عقل(عقلانیت) عربی از محمد عابد الجابری و نقد عقل(عقلانیت) اسلامی از محمد ارکون.
دگرگونی همه ارزش ها؟ تاملی بر زرتشت نیچه
نویسنده:
خدایی نرجس
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در «چنین گفت زرتشت» نیچه می کوشد در جدال با خوره نیستی بر نیهیلیسمی که خود زمانی پیام آور آن بود، غلبه کند. او زرتشت را که این بار پیامبری زمینی و این جهانی است به میان انسان ها می فرستد تا دگرگونی بنیادی ارزش های موجود را تبلیغ کند و ظهور ابر انسان را نوید دهد. اندیشه فلسفی نیچه که تا حدود زیادی از نفی، انکار و تخریب فلسفه مغرب زمین ارتزاق می کرد در «چنین گفت زرتشت» که در دوره بازنگری و سنجش گری افکار پیشینش نوشته شده، دچار تشتت می شود و ناهنجاری ها و آشفتگی های فکری او بیش از پیش بروز می کنند. تناقضات شدید اندیشه، عدم انسجام فکری و میل افراطی به تخریب، پروژه ابر انسان را به شکست می کشانند، پتک ویران کننده ای که زمانی پایه های ایده آلیسم، خودباوری و اخلاق باوری را نشانه گرفته بود، اکنون بر اثر خود نویسنده فرود می آید.
صفحات :
از صفحه 187 تا 202
ناالهیات: تأکیدی بر گریزناپذیری الهیات
نویسنده:
حسن فتح‌زاده، سمیرا طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه تبریز,
چکیده :
دوران نشانه اساساً دورانی الهیاتی است: هر نظامی که مبتنی بر یک مفهوم اساسی باشد، مفهومی که گردش نشانه ­ها را شکل می­ دهد، از اساس الهیاتی است. این مفهومِ محوری، در هر اندیشه نامی به خود گرفته: واقعیت، جوهر، هستی، حقیقت، خدا، لوگوس، عقل، غایت و... در این نظام(های) لوگوس ­محور، زنجیرۀ دال­ ها معناداری و ثباتِ خود را از این مدلول استعلایی می­ گیرند. دریدا با خوانش واسازانه‌اش نشان داد ­که هیچ مدلولی نمی ­تواند از زنجیرۀ دلالی بیرون افتاده و زبان را کران­مند کند. این ایدۀ انقلابی به فروپاشی نظامِ سلسله‌مراتبی تقابل­های دلالی و د رنتیجه م­رتبه و هم­بودشدنِ دال ­ها می­انجامد. با زدایشِ تقابل­ ها و هم‌مرتبه دانستن دال­ ها، منطق تفاوط ظهور می­ کند. در این منطق سخن از مرگ خدا گفتن یاوه است؛ هیچ مرگی در کار نیست، و نیز هیچ زنده شدنی. ما همواره در میانۀ یک بازی دائمی هستیم. کلمه(لوگوس)، دائماً زدوده و در عینِ حال نگاشته و بازنگاشته می­ شود. نا/الهیات، بطلان ادعای پایان الهیات است؛ نا/نظامِ نوینی است برای آنان­که در مرزها می­ زیند.­
صفحات :
از صفحه 197 تا 210
نیچه و پست مدرنیسم
نویسنده:
نعیمه آقاجانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فردریش ویلهلم نیچه (1844-1900) را باید از تأثیر گذار ترین فیلسوفان دوران مدرن محسوب کرد. فردریش نیچه، فیلسوفی که علی رغم آن چه که در ظاهر از متن این فیلسوف فهمیده می شود، فیلسوفی کاملاً یکپارچه است و در مسیر مشخصی حرکت می کند، هر قطعه ای در متن دقیقاً جای خود را دارد و هر آموزه ای هر قدر هم که متناقض جلوه کند در مسیر خویش در جریان است و با آن آموزه ی اساسی پیوند دارد. فیلسوفی که رشته ی دانشگاهی اش زبان شناسی تاریخی بود، و به همین دلیل زبان در فلسفه ی او جایگاهی بس اساسی دارد، به‌گونه ای که می توان گفت تمام فلسفه ی او را تحت تأثیر قرار داده است. در اثبات این امر همین بس که حقیقتی را که سالیان سال فلاسفه در جست جوی آن بودند امری زبانی می داند و هرمنوتیک یا همان تأویل را تنها مواجه ی بشر با هستی می داند و بیان می کند که انسان از چشمِ نیاز های خود به هستی می نگرد و آن را به گونه ای می بیند که نیاز های او را برآورده کند. تأثیر عظیم نیچه را می‌توان بر اکثر فیلسوفان پس از خودش و دوران‌های دیگر قابل توجه است. از جمله می‌توان به دوران پست‌مدرن اشاره کرد. وقتی نام «پست‌مدرن» را می‌شنویم، آنچه در ابتدا در ذهن می‌آید موجی از ناآرامی‌ها و بی‌ثباتی‌هاست که یادآور تفکراتِ نیچه‌ای است. بسیاری از مفسران و منتقدان این دوران بر این باورند باید این دوران را دوران آشوبگری و ناامنی فکری دانست، زیرا هرگونه ثبات فکری را منکر می‌شوند. من باب مثال، مبانی اصلی نئوپراگماتیست خود را انکار حقیقت می‌داند؛ یعنی نفی هرآنچه که در خود قطعیت را به همراه دارد. شاید بتوان ادعا کرد که نیچه در دوران مدرن شناخته نشده است و این متفکران پست‌مدرن بودند که پرده از افکار و اسرار او برداشتند. فیلسوفان این دوره را باید تحت فرمانِ نیچه انگاشت. باید بیان کنیم که نگارنده در این پایان‌نامه قصد دارد این تأثیر مهم نیچه را در ظهور این دوران با بررسی تفکر فیلسوفانش مورد پژوهش قرار دهد
تبارشناسی تکنیکهای پست مدرن و تفکر پست مدرن از دیدگاه دلوز و دریدا  در"سه گانه" بکت
نویسنده:
راضیه رحمانی، رحیم موسوی‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ساموئل بکت از نویسندگان مدرن به شمار میرود. بر طبق بررسیهای این تحقیق شواهدی وجود دارد که نشان میدهد سامو ئل بکت نشانه هایی از تفکر پست مدرن و تکنیک های پست مدرن را در"سه گانه" بکت نشان داده است. "سه گانه" با شخصیت ها، زبان و پی رنگی سنت شکنانه از مدرنیسم فاصله میگیرد و در واقع تبدیل به روایتی بدون پی رنگ از تفکرات از هم گسیخته ی شخصیت قهرمان- راوی میشود. به علاوه، در سه گانه زبان به شکل غیر سنتی عمل میکند و دیگر بازتاب دقیق و عینی واقعیت دنیای بیرون نیست. در این مطالعه این آثار بکت بررسی میشوند و ریشه های تفکر دلوز و دریدا، دو تن از متفکرین پست مدرن، در آنها یافت میشود. در واقع، در تفکرات دلوز و دریدا و نوشته بکت نوعی هماهنگی وجود دارد، زیرا هر سه در برابر سنت های قائل به وحدت، نظم و هماهنگی مدرنسیتی میایستند. در پست مدرنیسم، عناصری که در مدرنیسم ثانوی بودند، اهمیت زیادی پیدا میکند و عناصری که قالب بودند تبدیل به عناصر ثانوی میشوند، در واقع پست مدرنیست ها سنت های مدرنیسم را ساختار شکنی میکنند.هدف این تحقیق جستجوی نشانه‌های این تفکر و تکنیک‌هادر این آثار بکت است. این تحقیق علاوه بر بررسی تکنیکهای پست مدرن، مفاهیم فلسفی متفکرین پست مدرنی مثل دلوز، گتاری و دریدا را در آثار بکت جستجو میکند و به عبارت دیگر بین فلسفه پست مدرن و ادبیات بکت پل می زند ودرون مایه هایی مثل ساختارشکنی زبان (deconstruction of language)، خویشتن اسکیزوید (schizoid self)، حاشیه پردازی ,(demarginalisation)عدم قطعیت و وانموده(undecidability and simulacrum ) پرسش هستی شناسانه ,(ontological question) و ریزوم(rhizome) را بررسی میکند.
دریدا و ساختار شکنی
نویسنده:
محمود خاتمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز,
چکیده :
ژاک دریدا (2004-1930) بنیانگذار مکتب ساختارشکنی است. اندیشه وی نخست در حوزه نقد ادبی موثر افتاد و سپس وجود فلسفی آن برملا شد. این مقاله به اختصار به مبانی اصلی اندیشه ساختارشکنی نزد دریدا از وجهه نظر فلسفی می پردازد.
صفحات :
از صفحه 213 تا 223
از هرمنوتیک عرفانی ابن عربی تا ساختار شکنی دریدا
نویسنده:
مالک شجاعی جشوقانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به شرح و تفسیر مباحث کتاب تصوف و ساختار شکنی اثر یان آلموند می پردازد. یان آلمند در کتاب مذکور تلاش کرده است به تطبیق هرمنوتیک عرفان ابن عربی و نظریه تفسیری ساختار شکنانه ژاک دریدا بپردازد. در این مقاله سعی شده به استخراج و تحلیل وجوه تشابه و تفاوت این دو نظام تفسیری بپردازد.
صفحات :
از صفحه 183 تا 197
ژاک دریدا و سیر نزولی فلسفه سیاسی غرب
نویسنده:
علیرضا آقاحسینی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقاله پیش رو در تلاش است تا با بررسی سه دوره گفتمانی مدرنیته در مغرب زمین روند رو به انحطاط نظریه پردازی را روشن نماید. در این ارتباط، به موج گفتمانی عقلانیت خواهی غرب اشاره خواهد شد، عقلانیتی که ادعا داشت که چراغی از روشنایی فروزان خواهد ساخت که دایره هستی برای همیشه از تاریکی و تاریک اندیشی رهایی یابد. سر برکشیدن گفتمان ارزش گرای مارکسیستی در موج دوم مدرنیته از یک سو ظرفیتی فکری در برابر یکه تازی های عقلانیت شناختی بود و از سوی دیگر با گستره گفتمانی خود حاشیه سازی موج اول را در سر می پروراند. حقیقتاً گفتمان موج دوم ارزش گرا به حساب می آمد، گفتمانی که موجب شد تا با ارائه دستگاه های فکری و متنوع خود سطح نظریه پردازی های لیبرال نیز نسبت به گذشته کلاسیک خود ارتقاء یابد. تقابل های دو موج مدرنیته بخصوص آبشخور واحد آن دو از روش شناسی اثباتی مورد توجه جدی است. تا آنجا که بحث به روش شناسی واحد دو موج لیبرال و ارزش گرایی مارکسیستی مربوط می شود،روش شناسی پسا تجدد بر نقد بنیادین روش اثباتی برکشیده شده است. ورود به موج سوم مدرنیته آن هم از گذر فلسفه دریدایی روشنگر این حقیقت است که علی رغم اینکه دریدا کلان روایت متافیزیک حضور غرب را شالوده شکنی کرده است لیکن پیامدهای نظری فلسفة او راه را برای روایت های متنوع می گشاید که به شکل خاصی امکان فعل اخلاقی را در روزگار پسامدرن منتفی می نماید. او با گره زدن فلسفه، زبان شناسی و تا حدودی روان شناسی فضای فکری جهان را برای مطالعات بین رشته ای همانند تجزیه و تحلیل گفتمان و تجزیه و تحلیل روانی گشوده است. فهم این دستاوردهای بشری از دو جهت اهمیت دارند: اول اینکه این مطالعات یک دوره کامل اندیشه و فلسفه سیاسی غرب است و دوم اینکه افول اندیشة سیاسی غرب به وضوح خود را در پردازش های نظری متفکران موج سوم نشان می دهد. در جمع، پرداختن به سیر نزولی فلسفه سیاسی غرب باید بتواند بسترها را برای پیگیری روندهای بومی فلسفه اسلامی باز نماید. از یک نقطه نظر عمده این مهم می تواند از دریچة فهم بحران در ساحت اخلاقی تمدن غرب انجام شود.
نشانه شناسی دریدا در غزلیات مولانا با تاکید بر ساختارشکنی
نویسنده:
فرهاد کاکه رش
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
شالوده شكنی، امروزه نيز هم چنان به عنوان يكی از موضوع های نقد جديد در متـون ادبـی قابل بحث و فحص است. عرفان اسلامی از آغاز پيدايش تا دوران اوج آن (قرن هفتم و هشتم) تجلّيگاه و آينه تمام نمای نوجويی ها و تازگی ها و عادت ستيزی ها بوده اسـت. در ايـن ميـان آفتاب عالم تاب شعر و عرفان حضرت جلال الدين محمد، مولـوی بلخـی، چهـره مشعشـع و تابان آن خرق عادت ها و تازگی ها يا به تعبير امروزی، ساختارشكنيهـا اسـت. در ايـن مقالـه تلاش شده است با نگاهی گذرا به غرليات پر شور مولانا و گشت و گذاری در فـرم، محتـوا و زبان شعرياش، نموده هايی از ساختارشكنی هـای او نشـان داده شـود. آن جـا كـه نشـانه هـا، نظامهای نمادين هستند و نظام های نمادين نوعی آشتی ميان خواننده و معنا يا پلی بين آنهاست، سعی شده با بررسی اصول حاكم بر ساختارشـكنی چـون تقابـل هـای دوگانـه، مـرگ مولّـف، افق های امتزاج يافته و ساخت شكنی و حضور، با معرفی غزليات مولانا و نشـانه هـای محـوری آن، نوعی تطبيق صورت گيرد. اين در حـالی اسـت كـه خواننـده كـلام مولـوی در فضـای آن محو می شود و هر كس در حد فهم خويش برداشت می كند. نشانه ها و رمزهـا در شـعر مولانـا فقط اصول حاكم بر ميراث تصوف نيست بلكه ابداع مولانا در به كار گرفتن نشـانه و انتقـال و اهداف و معانی آنهاست.
صفحات :
از صفحه 131 تا 159
«شعر حافظ، واحه آزادی و آفرینش» (جستاری پساساختارگرایانه)
نویسنده:
مهری تلخابی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان : دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
هدف مقاله حاضر آن است که نشان دهد، چگونه مکتب پساساختارگرایی، از تعیین معنای نهایی برای متن امتناع می ورزد. در این راستا، نخست با اشاره، به بخشی از ویژگی های متنی چون غزلیات حافظ به تبیین این مطلب پرداخته می شود که از منظر نقد پساساختارگرایی، نمی توان معنای غزل حافظ را تنها در انحصار تحلیل عرفانی نگاه داشت از این رو برای رسیدن به فهم متن، نخست باید خود را از بند قصد مولف رهانید و با تکیه بر متن و افق انتظار خواننده، معنی را آفرید. نقد پساساختارگرایی با تکیه بر عدم قطعیت رابطه بین دال و مدلول و بازی بی پایان دلالت ها در زبان و نیز به واسطه ویژگی های خاص زبان ادبی از جمله ابهام و معما و ماهیت استعاری و مجازی آن و استفاده از قواعد ساختار شکنی نشان می دهد که چگونه دال ها می توانند در یک روند دلالتی بی انتها ادامه داشته باشد. در پایان پیشنهاد می کند که برای تفسیر و تاویل متنی گشوده چون حافظ نیاز به خواننده ای است که واقف بر نظام و مناسبات نشانگان متن باشد، از پروسه ساختار شکنی آگاه باشد و نیز بداند که چگونه می توان معنا را افزایش داد و از حصار یک معنا قطعی و نهایی گریخت.
صفحات :
از صفحه 13 تا 41
  • تعداد رکورد ها : 19