جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 21
چیستی و کارکرد معرفتی قوه‌ واهمه از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
جواد رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قوّه‌ی وهم از نظر ملاصدرا قوّه‌ای مجرّد است که ذاتاً استقلالی از سایر قوا ندارد بلکه همان قوّه‌ی عقل است که تعلّق و اضافه به خیال یافته است. این قوّه رئیس و فرمانروای قوای حیوانی و جزئی است و تمام افعال قوای جزئی، اعمّ از ادراکی و تحریکی را می‌توان به این قوّه نسبت داد. ملاصدرا وهم را بین حیوان، انسان و شیطان مشترک می‌داند و در نظر او این قوه، ذومراتب است. اما آنچه ملاصدرا را واداشته است که در باب این قوه، نظریه‌ی جدیدی را در مقابل برخی نظرات مشّاء ارائه کند قول او به انحصار عوالم وجود در سه عالم، قاعده‌ی اتحاد عالم و معلوم، تجرّد قوه‌ی خیال و قاعده‌ی «النفس فی وحدتها کل القوی» است.در تعریف صدرایی از قوّه‌ی وهم که عبارت از عقل مقید و یا عقل ساقط است هم ادراک معانی جزئی و هم خطا در ادراک که کارکردهای این قوّه‌اند به نحو شایسته‌ای توجیه می‌شود و ثابت می‌گردد که رمز هر گونه خطا در ادراک را باید در این قوّه جست.آنچه با توجه به آراء صدر‌المتألهین اهمیت پرداختن به این قوّه را بیشتر نمایان می‌کند این است که از نظر ملاصدرا قوّه‌ی وهم همان ابزار و راه نفوذ شیطان به نفس آدمی است و هر چه جهت وهمانی انسان بر جهت عقلانی او غلبه داشته باشد امکان تسلط شیطان بر وجود انسان بیشتر می‌گردد.اما در نظریه‌ی ملاصدرا با دو ناسازگاری ظاهری نیز مواجه می‌شویم که هر دو به عقل مقید دانستن وهم بازمی‌گردد. یکی اینکه ملاصدرا برخی حیوانات را واجد وهم می‌داند اما واجد عقل نمی‌داند و دوم اینکه گاه از نزاع وهم و عقل و حتی غلبه‌ی وهم بر عقل سخن می‌گوید که در این رساله سعی شده است با استفاده از نظرات حکیم سبزواری و خود ملاصدرا این ناسازگاری نیز مرتفع گردد
بازتاب افکار و اندیشه‌های مانویت در آثار ناصرخسرو قبادیانی (با تکیه بر دیوان)
نویسنده:
لیلا سلمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مانویت را باید دینی فراموش شده نامید و چون کسی از پیروان آن باقی نمانده است تحقیق در آن تنها فایدۀ علمی دارد و بس. رابطه میان دو فرقه اسماعیلیه و مانویت (و البته بیشتر به‌عنوان فرقه‌ای از گنوستیک) باعث شد این فرقه وارد بحث-های علمی شود. با در نظر داشتن جایگاه این دو فرقه در جامعه زمان خود و تلاش رؤسای دین رسمی کشور در سرکوبی آنها و آشنایی شاعر هم از لحاظ علمی و نیز ارتباط مستقیم با پیروان آیین زرتشت، صابئین، مانویان و... همگی عوامل تأثیرگذار بر نگاه شاعر است که می‌تواند آن را به نگاه حاکم بر آیین‌های دیگر نزدیک کند.اسماعیلیه و مانویت هر دو در زمان رسمیت داشتن دینی دیگر وارد و از سوی جامعه زمان خود سرکوب ‌شدند، بی‌شک در این جایگاه و برخورد مساوی تشابهاتی یافت می‏شود و این فرضیه مطرح است که آیا می‌توان تشابهاتی در زمینه ادبی یافت، این مسأله ضرورت و نیاز به تحقیق و پژوهش را روشن می‌سازد.
عفت در اخلاق اسلامی
نویسنده:
لیلا زینی‌وند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق سعی شده تا عفت به عنوان یک فضیلت اخلاقی و آثار آن در اجتماع بررسی شود بنابراین با استفاده از متون اخلاقی به تبیین آن ها پرداخته شده است.عفت حالتی برای نفس انسان به وجود می آورد که او را از شهوت حفظ می کند و عفیف کسی است که این حالت را بر اثر تمرین و ممارست و تلاش به دست می آورد. بدین معنا، اگر این فضیلت در نفس ما به وجود آید می توانیم بر شهوت خود غلبه کنیم و انسان عفیفی شویم. در علم اخلاق عفت مقابل قوه شهویه است.از دیدگاه اسلامعفت در نظام تربیتی انساناز جایگاه والایی برخوردار است زیرا عفت نیرویی مهار کنندهو نظم دهنده است که رفتار های روانی و فیزیکی انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می کند.عفت مبتنی بر کرامت انسانی است که بر اساس آن ، وقتی فرد خود را در حضور شخصی کریمبیابد از ارتکا به زشتی ها خودداری کرده و رفتار خود را تنظیم می کند .اکثر جوامع کنونی با مشکلات و معضلات متعدد اجتماعی دست بر گریبانند که حیات جوامع بشری را با تهدید مواجه ساخته است.گروهی از خانواده ها و جوانان به علت عدم آگاهی از عفت و پاکدامنی به خود و جامع زیان هایی را می رسانند.تحقیقی پیرامون عفت و عرضه آن به خانواده ها و جوانان از موارد ضروری است تا با مطالعه آن بتوان عفت را در جامعه پیاده کرد و از بلای خانمان سوز بی عفتی در امان بود.در نتیجه حریمی که اسلام در روابط بین زن و مرد قرار داده، برای جلوگیری از اختلاط جنبه های عاطفی با تمایلات غریزی است؛ اصل پوشیدگی و سادگی حاصل از آن، مراعات متانت و وقار در رفتار، گفتار و حرکات، جلوگیری از اختلاط زن و مرد و مراعات اصل اساسی حیا که شامل لباس پوشیدن، سخن گفتن، نگاه کردن... می باشد و سرانجام پرورش روح تقوی بر اساس ایمان و تربیت الهی، همه و همه عواملی هستند که از آلوده شدن روابط زن و مرد جلوگیری می کنند.
خشونت خانوادگی از منظر قرآن
نویسنده:
محمد بهرامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
خراسان رضوی: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم شعبه خراسان رضوی مرکز پژوهشهای علوم اسلامی و انسانی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این نوشتار خشونت خانوادگی به عنوان یکی از بحران های خانوادگی به بحث و بررسی گذاشته شده است. نویسنده پس از آن که خشونت خانوادگی در ایران را گزارش می کند، از تعریف خشونت و پیشینه آن، خشونت خانوادگی در یک خانواده هسته ای،خشونت گرایان و قربانیان و نیز انواع خشونت همچون خشونت جسمی، روحی و روانی و مالی با توجه به آیات وحی سخن می گوید. حسادت، باورهای ناروا، مشکلات اقتصادی، بیماری، بد آموزی، بد گمانی، کبر و خودبینی، حب دنیا، شهوت، خستگی، از عوامل اصلی خشونت در آیات وحی معرفی شده اند. والدین در مدیریت خشم باید با یکدیگر نیکو رفتاری کنند، روحیه اعضای خانواده را بشناسند،از قربانی خشونت حمایت کنند و با خشونت گر برخورد کنند و ایجاد مهر و محبت در میان اعضای خانواده نمایند. تغییر وضعیت جسمی، سکوت، گوش دادن به سخنان خشونت گرا، توجه به آثار خشونت، و وضو گرفتن از راههای کنترل خشم شناخته می شود . از سویی دیگر حکومت ها با وضع برخی قوانین ومقررات می توانند در راستای کنترل خشم قدم بر دارند.
صفحات :
از صفحه 74 تا 111
علل انکار معاد و آثار آن
نویسنده:
حیدر شاه نقوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش به تبیین و تحقیق علل و انگیزه‌های انکار معاد و آثار آن می‌پردازد و دیدگاه‌های قرآن کریم، روایات اسلامی و فلاسفه مسلمان را در این زمینه منعکس می‌سازد. نویسنده با همین هدف، نخست به تعریف نفس، روح، معاد، معاد جسمانی، مرگ و اثبات ویژگی‌های نفس و روح پرداخته و ضمن نقد تفکر تناسخ و اقسام آن به بررسی رویکردهای مختلف در زمینه معاد می‌پردازد. وی در این زمینه به تبیین و اثبات معاد جسمانی و آرای متفکران اسلامی پرداخته و انکار معاد روحانی و جسمانی و نظریات فلاسفه‌ای همچون: ابن سینا، ملاّصدرا، حاج ملاّهادی سبزواری و علاّمه طباطبایی را بیان می‌کند. آن گاه دیدگاه متکلّمان مسلمان را درباره معاد و برهان های عقلی، قرآنی، روایی مبتنی بر آن مطرح کرده و دسته‌های متّعددی از آیات را در این زمینه شرح می‌دهد. وی علل اصلی انکار معاد را مطرح کرده و دو عامل و انگیزه اصلی برای آن جست جو کرده است: نخست شبهه های علمی و نظری، که به زعم نویسنده، گاهی بر اثر کم اطّلاعی و تدّبر نکردن در قدرت الهی و علم الهی مبنی بر زنده کردن انسان ها و گاه نیز از تصّور نادرست از مفهوم مرگ و محال دانستن معاد نشأت می‌گیرد. از منظر نگارنده، منکران و مخالفان معاد، شبهه های طرح شده را تنها دست آویزی برای انکار معاد، لقای پروردگار و حقّ، قرار داده‌اند و آن ها را به انسان‌های ساده اندیش القا کرده‌اند تا آنان را در برابر پیامبران الهی ـ آورندگان معاد و مبلّغان این اندیشه ـ قرار دهند. این حقیقت، از آیات و روایات برداشت می‌شود. ثانیاً: این شبهه ها ریشه در شهوات عملی منکران و مخالفان معاد دارد؛ بدین معنا که اندوخته‌های علمی و مستدل در باره وجودِ معاد را نادیده گرفته و با علم به حقّانیت معاد و قیامت عملاً دست به شهوترانی و هواپرستی زده‌اند و منکر حیات پس از مرگ شده‌اند، تا توجیهی برای شهوت‌پرستی خویش داشته باشند. وی نمونه‌هایی از این شهوت‌پرستی عملی را در آیات و روایات برشمرده و دنیاپرستی و دنیاگرایی افراطی را عامل اصلی انکار لقای پروردگار می‌داند. بیان شبهه های منکران اصلِ معاد، مانندِ نبودن دلیل بر معاد، افسانه خواندن آن، مُحال دانستن زنده شدن مردگان و سخت دانستن آن و شبهه هایی از این قبیل، شبهه اعاده معدوم در باره منکران معاد جسمانی، شبهه آکل و مأکول و پاسخ عقلی و نقلی به آن ها با استفاده از آیات و روایات متعدّد، از دیگر مطالب این تحقیق محسوب می‌شود. نویسنده در پایان، پوچگرایی، عدم دستیابی به معارف فوق بشری، دلخوشی به زندگی دنیا، فروپاشی نهاد خانواده، و رواج بسیاری از گناهان فردی و اجتماعی را از آثار انکار معاد قلمداد می‌کند.
مرگ و حیات در حکمت و عرفان مولوی
نویسنده:
لیلی افراسیابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موجوداتی به نام انسان دیده به دنیا می گشایند و زندگی را آغاز می کنند و سپس چشم می بندند و در کام مرگ فرو می روند. در آثار نویسندگان و شاعران هیچ منظره ای به اهمیتو جلال آغاز و پایان زندگی خود نمایی نمی کند. جلال الدین محمد رومی درباره ی مرگ و زندگی تعبیرات و تشبیهات فوق العاده ای در مثنوی خود آورده است. اگر انسان حقیقت مرگ را در همین دوران زندگی دریابد، مرگ را به عنوان نعمت الهی می پندارد و مرگ را تحول می داند. و چنین می پندارد که هر لحظه در مرز میان مرگ و حیات حرکت می کند. پس نه تنها از مرگ نمی هراسد بلکه از مرگ استقبال می کند زیرا کمال خود را در مرگ می داند.از آنجا که شناسائی هر حقیقتی برای دانشمند یا فیلسوف هنگامی به طور صحیح و کامل امکان پذیر است که مفهوم مقابل آن حقیقت نیز به طور روشن درک شود، (تُعرَف الاشیاء باضدادها). بنابراین شناسائی صحیح مرگ به فهمیدن حقیقت زندگی پیوسته است. از دیدگاه مولوی، مرگ نابودی نیست بلکه فصل دیگری از حیات است، نوعی تغییر صورت و خلع جامه ی مزاحم از پیکر روح آدمی است. مرگ پلی است که دوست را به دوست می رساند.مرگ یکی از ضروریات حیات و سنّت های عالم هستی است. مرگ از جمله عواملی است که لایه ی وجودی انسان را کشف می کند. در نگاه مولوی، مرگ آگاهی مخصوص به انسان به طبیعی و اختیاری تقسیم می شود. مرگ اجباری سنّت تکوینی عالم است لکن مرگ اختیاری میراندن نفسانیات و فنای در حق و مرگ قبل از مرگ است. این مرگ با اماته بدن و احیاء صور اسرافیل که همان "دم محمدی" است، صورت می پذیرد. تلقّی انسانها از مرگ و شوق و ترس آنها پیوند تنگاتنگ با جان و بینش انسانها و زدودن آن از هوسها و آلودگیها دارد. جان سرشار از عشق الهی برای مرگ لحظه شماری می کند.همچنانکه مرگ اقسام مختلف دارد، قیامت نیز در زندگی انسانها متفاوت است. قیامت در حقیقت ظهور عالم باطن است. و انسان کامل تحقق عینی قیامت است. مولوی معتقد است انسان اگر از حیات تیره ی جسمانی شهوانی و اخلاق رذیله‌ی نفسانی بمیرد به حیات روشن روحانی و خصال حمیده ی انسانی زنده می شود، مولوی این را حیات دوم می‌نامد و می گوید ولادت دوم و تبدیل مزاج قیامت صغری و حشر قبل از نشر است و قیام قیامت را منوط و مشروط به موت می‌داند، اعم از طبیعی یا ارادی. و نیز مولوی مرگ را آغاز پیشرفت می داند و در غزلیات شمس، جا به جا، مرگ را می‌ستاید.در مورد موضوع مرگ و حیات تحقیقات بسیاری شده است اما آنچه که من در این تحقیق مد نظر دارم بررسی این موضوع از دیدگاه مولوی است. هر چند مولوی این موضوع را در قالب شعر بیان کرده لکن باید اذعان نمود که در ورای این ابیات، حکیمی متأله و عارفی عاشق و فقیه و متکلمی زبردست حضور دارد. لذا استخراج نظرات این اندیشمند تجربت اندیش در زمینه‌ی مرگ و حیات که قطعاً محصولی از شهود و نقل و عقل است، بسیار حائز اهمیت است. وروشی که در این پایان نامه از آن استفاده شده است، روش تحلیلی- توصیفی و کتابخانه‌ای است.
پاره ای از نوآوری های حکیم رفیعی قزوینی
نویسنده:
سیدمحمد حکاک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از حکیم رفیعی قزوینی آثار اندکی باقی مانده است، اما همین اندک مشتمل بر نوآوریهایی است. در این مقاله به پنج نوآوری از این فیلسوف و عارف الهی پرداخته شده است، راجع به این مباحث: 1. درباره معنای کمال الهی در جنب جمال و جلال الهی، که وی برخلاف مشهور آن را نه مجموع جمال و جلال بلکه امری ورای آن دو گرفته و عبارت دانسته است از تمامیت ذات الهی به عینیت ذات و صفات و عینیت خود صفات با هم.در ذیل همین بحث، حکیم رفیعی تعریفی از جمال و جلال ارایه می دهد که جامع تعریف فیلسوف و عارف است و خود این تعریف نیز خالی از ابتکار نیست.2. در شرح عبارت «اللهم انی اسئلک بما تجیبنی به حین اسئلک»، که او علاوه بر معنایی که در مرحله اول به ذهن می آید، معنایی ذکر می کند که حکایت از ذهن جوال و نوجوی او دارد.3. در خصوص نفی ترکیب از ذات الهی و بیان اینکه ترکیب به هر نحوی که باشد، مستلزم امکان است، که او در این مساله برهانی اقامه می کند و در انتها می گوید که آنچه گفتیم در هیچ کتابی مکتوب نیست.4. در توضیح این سخن حکما که تاثیر جسمی در جسمی دیگر نیازمند وضع و محاذات است، مراد از وضع و محاذات را نوعی اتحاد و اتصال می داند.5. در نقد این سخن مشهور که اراده غیر از شهوت است و از همین رو، انسان گاهی چیزی را اراده می کند که متعلق شهوت او نیست و گاهی چیزی را مورد شهوت قرار می دهد که اراده اش بدان تعلق نگرفته است.
صفحات :
از صفحه 119 تا 128
عشق از دیدگاه برتراند راسل
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دائرة المعارف اسلامی طهور,
قرآن و فلسفه حجاب
نویسنده:
سید ابراهیم سجادی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار موضوع فلسفه حجاب در پرتو قرآن بررسی می شود.نویسنده حجاب را بازتاب حیاء و عفت می داند و بر این باور است که پدیده حیا و عفت ویژگی ذاتی انسان بوده و در زن قوی تر از مرد می باشد. این ویژگی فطری مبنای پیشنهادی چندگانه قرآن است که در آیات گوناگون مطرح شده است مانند: مردان باید چشم شان را فرو گیرند، عورت شان را بپوشانند و سرزده وارد حریم زندگی خصوصی خانواده ها نگردند. زنان چشم شان را فرو گیرند، شرمگاه شان را بپوشانند، از خودنمایی، پای کوبی و با کرشمه صحبت کردن بپرهیزند و اندام و زیور آلات خود را ننمایانند.نویسنده عقیده دارد که حجاب خواسته مشترک زنان و مردان است و فلسفه آن با مطالعه چهار تقاضای فطری: حیا و آرایش در زنان و غیرت و شهوت در مردان، قابل درک می باشد و برخورد منطقی و درست با این چهار گرایش، ازدواج عاشقانه و پاک و زندگی خانوادگی همراه با آرامش، دوستی و مهربانی فزاینده را امکان پذیر می سازد.
جلوه‌هایی از زندگی پیامبران در قصاید سنایی غزنوی
نویسنده:
قدرت‌اله فرهمندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در ادبيّات عرفاني ،مظاهر كمال انساني ،پيامبران و اوليايند كه خداي تعالي آنان را به ملكوت خويش رهنمون گشته و به عزّ قرب خود مباهي فرموده است . پيامبران و اولياءو همۀ مومنان از نورواحدي هستند. هر كدام از پيامبران به منزلۀپیامبري ديگر و همۀ آنان مظهر صفات نيك و اعمال خير هستند .در مقابل،دشمنان آنان كه بنده و بردۀ نفس سركش و دل بستۀ علايق و شهوات مادي وحيواني هستند همه مظهر شرارت و پليدي اند . بنابراينانسانيكهباترك تعلقات وكشتن نفس امّارۀ خويش و با عنايت خداوند ، به كمال رسيده است ، انسان كاملي است كه حق در او و او در حق زندگیمي كند . چنين انساني در شمار انبياءو اولياء و وارث نور الهي است .با توجه به آنچه گفته شد ،داستان پيامبران ديگر واقعۀ تاريخي نيست كه فقطيك بار اتفاق افتاده و تمام شده باشد .اين داستان ها ممكن است در وجود هر انساني تكرار شود .پيامبران و شخصيت ها و حوادث و اشياء مربوط به آنان ، مظاهر نيروها و و استعدادهايموجود در وجود انسانهستند . انسان مي تواند اين نيرو و استعداد ها را در دو جهت متفاوت سوق دهد و بالقوّه بودن آنها را در وجود خود به فعل تبديل كند.نفس مستعد انسان مانند زمين حاصل خيزي است كه هر دانه كه در آن كاشته مي شود همان دانه نيزمي رويد . اين نفس اگر با عنايت الهي و به درستي تربيت شود و خود را دل بستۀ مادّيات وشهوات نكند، آدم (ع) مي شود كه مفتخر به تاج « كَرَّمنا » مي گردد و اگر درست تربيت نشود و خشم وشهوت بر او غلبه كند ابليس لعين مي شود كه مردود درگاه حق مي گردد.گاهي ابراهيم (ع) مي شود كه مظهر حق و خير و نيكي است ويا نمرودي مي شود كه مظهر همۀ صفات بد وشر و شرك و كفر است . محمد (ص) خاتم الانبياء مي شود كه سراسر وجودش رحمت و عطوفت و مهرباني است و يا ابولهبي مي گرددكه با آتش شرارت و جهل خود همه چيز را مي سوزاند .و بالاخره اينكه موسي (ع) مي شودكه نور الهي بر او متجلّي مي شود و عصا در دستش به اژدهامبدّل مي شود ويا فرعوني مي شود كه جز تكبر و شرارت و فساد چيزي از او سر نمي زند . نتيجه اينكه هر كدام از پيامبران و شخصيت ها و چيزهايي كه به آنان وابسته است نماد و رمزي است كه مي تواند در وجود هر يك از افراد بشر تحقق يابد.
  • تعداد رکورد ها : 21