جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 50
مقال عن المنهج (ترجمه عربی گفتار در روش)
نویسنده:
رنه دکارت؛ مترجم: محمود محمد خضیری؛ مقدمه نویس: محمد مصطفی حلمی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
موضوع فلسفه اولی در نظام فلسفی ارسطو و فارابی
نویسنده:
طاهره کمالی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بنیادی ترین مساله متافیزیک ازسطو ،مساله هستی (وجود )است و این نکته مسلم است که مساله هستی یا وجود و هست یا موجود ، در همه مراحل گسترش فلسفیش برای ارسطو – هر چند نه به یک نحو –مطرح بوده است .این مساله در متافیزیک به شکل گسترده و مشخص بیان می شود . ارسطو در متافیزیک ،علم به موجود را به شیوه های مختلف بیان نموده و به مناسبت موضوعات متعدد و متنوعی نیز برای آن قرار داده است . در آغاز کتاب چهارم ، مابعدالطبیعه را علم مطالعه  « موجود چونان موجود» میداند ، ودر بخشهای دیگر متافیزیک ، ما بعدالطبیعه به عنوان علمی که با موجود الهی غیرمتحرک –موجود مفارق – سر و کار دارد و همچنین به عنوان علمی که از بالاترین اصول و مبادی و علل اشیاءِ بحث می کند،توصیف شده است و در جایی دیگر به عنوان علم به جوهر یا جوهر نخستین است . از این رو از دیرباز ، شارحان و مفسران ارسطو و ارسطوشناسان در تعیین موضوع ما بعدالطبیعه دچار تعارض و مشکل بوده اند که در نهایت ،حاصل قرنها تفسیر رای ارسطو در باب « موجود بما هو موجود» به دو تفسیر مختلف« انتولوژی » و« تئولوژی » منتهی می شود. تفسیر یونانیان به موجودات مفارق و تفسیر فیلسوفان مسلمان (فارابی و ابن سینا) به موجود مطلق، که این دو تفسیر، تاکنون نیز مطرح است. این پژوهش نیز با گزارش و تحلیل این دو تفسیر به جهت تبیین تمایز فلسفه این دیار از فلسفه یونان ، درصدد مقایسه رای ارسطو و فارابی دراین مساله است.
صفحات :
از صفحه 225 تا 245
معنای سنت از دیدگاه سنت گرایان
نویسنده:
محسن کدیور، طیبه کرمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این دیدگاه سنت با حقیقت مرتبط است و مانند حقیقت می تواند درصورتهای خاصی تعین یافته و جلوه گرشود . اما همواره تعینات خاص آن مرتبط و متصل با سنت و یا حقیقت اولیه باقی می ماند . دلیل تعین یافتن سنت در صورتهای خاص، نیاز زمانی و مکانی بشر است . دین و وحی جلوه ها و تعیناتی ازاین حقیقت اند . قلسفه (مابعدالطبیعه )،عرفان (تصوف) و الهیات نیز طرق شناخت سنت یا حقیقت اصیل ، به شمار می آیند . در این سیر شناختی ،نقش انسانهای کامل و برگزیده کاملا برجسته است . سنت ها این قابلیت را دارند که رشد و تحول یابند اما همواره در اتصال به منبع اصلی خود باید پذیرای تغییرات باشند. توجه به تجلیات سنت ،انسان هنرمند را وامی دارد تا آن را در شکلی رمزگونه و نمادین در اثرخودش منعکس کندواین رمزها و نمادها واسطه اتصال انسان باسنت (حقیقت) نخستین را فراهم می آورد.
صفحات :
از صفحه 201 تا 223
جایگاه خداوند در فلسفه کانت بر اساس نظر شارحانش
نویسنده:
مهدی عسکرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اثبات وجود خداوند یکی از دغدغه های اساسی فلسفه سنتی است. با ظهور کانت این مساله بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است، جریانی که تصور می شود ما بعد الطبیعه را تقریبا به بن بست رسانیده است. علی رغم تحدیی که در سیستم نظری کانت در مقابل این گونه مباحث صورت گرفته است ، تمامی طرق وصول به غایاتی که مابعد الطبیعه آن ها را دنبال می کند – و البته مدعی شناختی یقینی در مورد آن هاست ؛ که این به هیچ وجه مورد تایید کانت نیست – مسدود نمی گردد. بلکه او سعی کرد مابعد الطبیعه را و به طور کلی فلسفه را از انزوایی که به آن دچار شده بود نجات دهد و در حقیقت او به نوعی سعی کرد از نابودی مابعدالطبیعه – مساله‌ای که بشر هیچ گاه نمی تواند از آن دست بشوید- ممانعت نماید.کانت از یک طرف با طرح سنجش قوه خرد بشری ، توانست ادعاهای مخالفان مابعد الطبیعه را به چالش بکشد و آن ها را بی اعتبار سازد و از طرف دیگر با طرح برهان اخلاقی و تلقی خداوند به عنوان شرط معناداری هر گونه نظام اخلاقی ، توانست جایگاه از دست رفته خداوند ، به عنوان یک عامل تاثیر گذار در زندگی بشر را به او برگرداند.در این تحقیق سعی بر آن است که تبیین درستی از نقش و جایگاه مثبتی که خداوند در سیستم کانتی دارد ارایه شود . علی رغم این که فلسفه کانت – به عنوان با شکوه ترین نظام فلسفی قرن هجدهم – آبستن بسیاری از مکاتبی است که بعد ها به منصه ظهور رسید ، اما قضاوت پوزیتویستی درباره چنین سیستمی ، بدون شک، قضاوتی منصفانه نخواهد بود. در نهایت با این که کانت به نا توانی عقل بشر برای کسب معرفت در باب مسایلی همچون وجود خداوند اذعان می کند ، با این وجود راهی جدید را پیش روی ما می نهد که از بسیاری جهات بر طرق دیگر فضل تقدم دارد.
بررسی تحلیلی شناخت تجربی در فلسفه‌ی هیوم و تبعات آن
نویسنده:
فرزانه عزیزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تجربه‌گرایی به‌عنوان یکی از نحله‌های فکری مهم، در مقابل عقل‌گرایی، در دوره‌ی مدرن از سوی متفکران مهمی چون بیکن، هابز، لاک، برکلی و هیوم شکل گرفت و به نتایج منطقی خود رسید. مکتب تجربه‌گرایی دارای مولفه‌ها و اصول موضوعه‌ی معینی است که لاک و برکلی در مقام دو تجربه‌گرای محوری برخی از آن‌ها را تبیین کردند و در حوزه‌های مختلف (از جمله معرفت شناسی، هستی شناسی، اخلاق، دین و ...) نتایج فلسفی آن اصول و مبانی را گرفتند. امّا فیلسوفی که بیش از همه به اصول تجربه‌گرایی آن‌گونه که باید پایبند بود و از گرفتن نتایج منطقی اصول تجربه‌گرایی ابایی نداشت، کسی نبود جز دیوید هیوم. او تجربه‌گرایی را هم‌زمان هم به اوج رساند و هم در برخی از مفاهیم و اعتقادات مهم فلسفی تردید روا داشت که تاکنون هم‌چنان محور بحث و جدال میان فیلسوفان بوده است. اهمیت فلسفی تجربه‌گرایی هیوم و نقش موثر آن در تاریخ فلسفه (خواه ایجابی، خواه سلبی) ایجاب می‌کند که آراء و مبانی فکری او مورد نقد و بررسی هرچه بیشتر قرار گیرد و همین امر اهمیت محور بحث این نوشتار را توجیه می‌کند. هدف ما در این‌جا بیشتر معطوف به نقد در بررسی مبانی و محورهای تجربه‌گرایی هیوم و در حد توان نشان دادن تبعات آن در حوزه‌های مختلفی چون هستی شناسی (مابعدالطبیعه)، معرفت‌شناسی، اخلاق و ... است. روش نوشتار حاضر با عنایت به سرشت خود موضوع اسنادی و کتابخانه‌ای و نحوه‌ی ارائه‌ی آن توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. حاصل کوشش ما در طی این نوشتار به‌طور خلاصه این است که نتایجی که هیوم در فلسفه‌اش گرفته برایند منطقی مولفه‌های اساسی تجربه‌گرایی اوست. به بیان دیگر، اگر کسی کاملاً از اصول و مبانی تجربه‌گرایی هیوم (با محوریت دادن به ادراک تجربی و محدود کردن همه‌ی معرفت به آن) ابتدا کند، چاره ای جز گرفتن همان نتایجی را ندارد که هیوم جرأت گرفتن آن‌ها را داشت. در حد توان کوشیده‌ایم با رجوع به آثار خود هیوم و برخی منتقدان او برخی از مقدمات تجربه‌گرایانه‌ی او و نیز نتایج حاصل از آن را نقد و بررسی کنیم و بدیل‌های ممکنی جهت فراروی از آن‌ها را نشان دهیم.
کتاب الحروف
نویسنده:
ابونصر الفارابی؛ محقق: محسن مهدی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالمشرق,
چکیده :
«کتاب الحروف» نوشته ابو نصر فارابی که بسیاری آن را تفسیری بر ما بعدالطبیعه ارسطو می دانند، متضمن برخی آراء زبان شناختی اوست که در میان زبان شناسان به طور دقیق شناخته و معرفی نشده نیست. فارابی در این کتاب به طرح و بحث راجع به اصطلاحات فلسفی پرداخته و این اصطلاحات را از یک منظر مشترک و با یک هدف مشترک بررسی کرده است. وی معتقد است الفاظ و اصطلاحات فلسفی در میان یونانیان طی یک مسیر طبیعی از معانی عرفی برای دلالت بر معانی فلسفی در میان یونانیان طی یک مسیر طبیعی از معانی عرفی برای دلالت بر معانی فلسفی به فلسفه راه یافته اند. با ورود فلسفه به عالم اسلام، لازم است اهل فلسفه با نظر به آن معانی عرفی ابتدایی در زبان یونانی و یافتن معادل یا مشابه آنها در زبان عربی مناسبت ترین الفاظ و اصطلاحات را برای دلالت بر معانی فلسفی بیابند تا بتوانند فلسفه را به بهترین نحو بیان کنند. مجموع مباحثی که فارابی در این کتاب اعم از مباحث زبانی در باب دوم و همچنین شرح اصطلاحات فلسفی در دو باب دیگر کتاب، نشان می دهد که او در کتاب الحروف در صدد انجام این کار است. کلمه حروف در کتاب الحروف ایهام دارد و هم به معنای حروف الفباست و هم بخش بزرگی از اقسام کلمه و الفاظ داله (همان که نحویان یونان آن را ادوات و نحویان عرب آن را حروف معنی می نامند) است. کتاب الحروف دارای سه فصل تحت عناوین «حروف، اسماء و مقولات»، «ظهور الفاظ، فلسفه و دین» و «حروف پرسشی» است. فصل اول کتاب در واقع نوعی دستور زبان فلسفی است. در این رویکرد تناظر صورت‏ های زبانی و معانی آنها و ارائه تحلیل‏ های فلسفی در تبیین این تناظر از اهمیت ویژه ‏ای برخوردار است. موضوع اصلی فصل دوم چگونگی شکل‌ گیری و تکامل زبان هاست. در این فصل، موضوع تقدم و تأخر فلسفه و دین و چگونگی ظهور الفاظ به تفکیک در زبان روزمره و زبان علم بررسی می ‏شود. به ‏این ‏ترتیب فارابی تصویر واقع‏ گرایان ه‏ای از ظهور و تکامل زبان‏ ها در ارتباط با شکل‌ گیری علوم به‏ دست می‏ دهد. تصویری که طبیعت گرایی و قراردادی بودن زبان را هر دو با هم در بر دارد. فصل سوم کتاب با توجه به گفتمان‏ های علم، فلسفه و گفتگو، چگونگی طرح پرسش در این سه بافت را مطرح نموده و در این میان حروف پرسشی «ما»، «کیف» و «هل» بررسی می ‏شود. معلم ثانی در فصل سوم الحروف به شرح و بسط موارد کاربرد برخی حروف پرسشی در دو گونه عمومی و علمی زبان می پردازد. اگرچه بحث فصل آخر کتاب به حروف پرسشی مربوط است، اما در باطن فارابی مبحثی گفتمانی را بیان می‌ کند و انواع بافت های کاربردی برخی از حروف پرسشی را بر می شمارد.
طبیعت و مابعدالطبیعه در حکمت متعالیه
نویسنده:
ضیاء گل رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده تحقیقنظام هستی شناسانه بنیانگذاران فلسفه یونان یعنی افلاطون و ارسطو تصویری هماهنگ و جامعی از طبیعت و مابعد الطبیعه ارائه نمی کند و همواره «تعامل ناقص» و «نا متوازنی» را میان این دو مرتبه از هستی به نمایش می گذارد. از این رو این پژوهش را سعی بر آن است که این نقایص را با اتکاء به آراء ملاصدرا مرتفع گرداند. این امر با عنایت به چند مطلب محوری محقق می گردد: یک، بازنمایی، توضیح و تحلیل هستی شناسی ملاصدرا. دو: ایجاد «تعامل متعادل» و «دو سویه» میان طبیعت و مابعدالطبیعه با توجه به آموزه های حکمت متعالیه. سه: رفع، ترمیم و بهسازی نقیصه نظامهای فلسفی مذکور با استمداد از تعالیم حکمت متعالیه و ارائه تبیین معقول و رضایت بخش از ارتباط وثیق بین طبیعت و مابعد الطبیعه. چهار: در این نوشتار «شش اصل» ابداعی برای تفسیر و توضیح نحوه ارتباط و پیوند طبیعت و مابعد الطبیعه طراحی شده است. برخی از دستاورد های پژوهش از این قرار است:1.
دوران معاصر در اندیشه نیچه وهایدگر
نویسنده:
سیدحسن حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در نسبت میان فلسفه و زمان تا بدانجا پیش رفته اند که برخی گفته اند: فلسفهتجلی زمان در لباس اندیشه است.پس به سزا خواهد بود که از منظری فلسفی بپرسیم ما در چه زمانی به سر میبریم؟نیچه و هایدگر دو فیلسوف مطرح در اینرساله با مبانی فلسفی خودنکاتی را به عنوان ویژگیهایدوران معاصر برجسته دانسته اند. این رساله با تبیین این ویژگی ها میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد:از نظر این دو فیلسوف ثجربه متافیزیک ما و نسبت بشر با وجود در پدید آمدن وضعیت فعلی چه نقشی داشته است؟و حقیقت ، علم، تکنولوژی، نیهیلیسم، مدرنیته، هنر و اخلاق در دوران معاصر از نظر آندو چگونه تحلیل میگردد. و ...
رابطه طبیعیات و مابعدالطبیعه در حکمت ابن‌سینا
نویسنده:
محمدجواد رضایی ره
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله در یک مقدمه و شش بخش تنظیم شده است : اول) تمهیدات ، دوم) مابعدالطبیعه از نظر ابن‌سینا، سوم) طبیعیات از نظر ابن‌سینا، چهارم) مسائل مابعدالطبیعه، پنجم) مسائل طبیعیات ، ششم) ماحصل و مرور. در مقدمه به بیان طرح تحقیق پرداخته شده است . سوالهای این طرح اصلی عبارتند از: .1آیا طبیعیات مبتنی بر مبادی مابعدالطبیعی است ؟ .2آیا مابعدالطیبیعه سینوی نیز مبتنی بر مبادی طبیعی است ؟ .3آیا کشف بطلان اصول طبیعیات قدیم مستلزم باطل شدن برخی از احکام مابعدالطبیعه سینوی نیز هست یا نه؟ برای تحقیق پاسخ به این سوالها در این رساله دو رویکرد به آثار ابن‌سینا شده است : نویسنده در بخشهای دوم و سوم کوشیده است که به معارف مابعدالطبیعه و طبیعیات در مقام تعریف بنگرد و از زاویه نگاه شیخ و اصحاب او موضوع، مبادی، مسائل، روش تحقیق، هدف و غایت ، فایده، اعتبار و منزلت و در نهایت رابطه این دو معرفت را با یکدیگر، مورد بحث و نظر قرار دهد. علاوه بر این، از تحلیل و نقد آرا شیخ و شارحان او فروگزار نکرده است . این دو بخش را می‌توان از سنخ مباحث معرف‌شناسی پیشین تلقی کرد، یعنی شناختی از معرفت که مسبوق به تحصل تاریخی معرفت نیست ، بلکه بیشتر مبتنی بر تعاریف است و معرفت را چنان می‌بینند که می‌خواهند باشد و روشن است که مقام تعریف همواره فراتر از مقام تحقق است . در بخشهای چهارم و پنجم کوشیده است که مسائل اصلی مابعدالطبیعه و طبیعیات را با ذکر براهین اثبات آنها به نحوی روشن عرضه کند تا در بخش هفتم بتواند داوری کند که چه تعداد از مسائل مابعدالطبیعی مبتنی بر اولیات و اصول متعارف است و به اصطلاح مسائل فلسفی خالص هستند و تغییر و تحولی که در سایر معارف رخ می‌دهد به اعتبار آنها لطمه نمی‌زند و چه دسته از مسائل مبتنی بر مقدمات غیراولی-و به اصطلاح مسائل فلسفی غیرخالص -هستند، و از این دسته چه تعداد از آنها مبتنی بر مقدماتی هستند که در طبیعات قدیم به اثبات رسیده و چه تعداد از آنها بر مبادیی استوارند که خود از مسائل علوم دیگر نیستند بلکه از مبادی بدیهی غیراولی هستند، مثل مشاهدات و مجربات . برای اینکه در این رساله از ابهام و ایهام اصطلاحات حذر شود، در بخش دوم که موسوم به تمهیدات است ، به تحلیل و بررسی و نقد آرا شیخ و اصحاب او درباره "موضوع علم"، "مبادی علم"، "مسائل علم" و "طبقه‌بندی علوم" مبادرت شده است 57:9 ماحصل این تحقیق این است که پاره‌ای از مسائل مابعدالطبیعی سینوی مبتنی بر مسائل طبیعی قدیم است و همین طور پاره‌ای از مسائل طبیعی بر احکامی مابعدالطبیعی است و روشن است که با کشف بطلان اصول طبیعات قدیم آن دسته از احکام مابعدالطبیعی که مبتنی بر احکام طبیعی بوده‌اند از اعتبار ساقط می‌شوند و این حادثه اتفاق افتاده است .
تمایز معناشناختی - تاریخی الهیات و مابعدالطبیعه در حکمت سینوی
نویسنده:
محمد علی دیباجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
الهیات تطبیقی,
چکیده :
اصحاب لوکیوم (مدرسه علمی‌فلسفی ارسطو) عنوان مابعدالطبیعه (متافیزیک) را بر مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌های ارسطو - که آنها را فلسفه اولی نامیده بود - اطلاق کردند. این عنوان در تاریخ فلسفه پیش از اسلام، تفسیر دوگانه یافت. در تفسیر اول، جنبۀ تعلیمی و در تفسیر دوم، جنبۀ رتبی فلسفه اولی در نظر بود. فارابی در مفهوم و غرض از مابعدالطبیعه و شایستگی این عنوان مسائلی را درانداخت و ابن سینا سخن از مشکل‌بودن یا مفهوم‌نبودن آن گفت. سؤال مطرح‌شده از حیث تاریخی و معناشناختی این است که آیا بوعلی پس از آشناشدن با کتاب «اغراض مابعدالطبیعه ارسطو» باز هم بر موضع قبلی خود بود یا این اصطلاح را تلقی به قبول کرد. دیگر اینکه در صورت نفی آن چه عنوانی را و به چه دلیل جایگزین آن می‌دانست و بالاخره دیدگاه او در میان فلاسفه بعد چه وضعیتی پیدا کرد. مقاله در پی پاسخ به این سؤالات است و این مباحث را مطرح می‌کند که موضع ابن سینا در نارسایی مفهوم مابعدالطبیعه برای فلسفه اولی حتی بعد از آشنایی با کتاب «اغراض...» نیز باقی بود. او به همین دلیل الهیات را برای جایگزینی مابعدالطبیعه مطرح کرد؛ زیرا بر این بود که الهیات – بدون نیاز به تأویل- جامع معنی تحقیق در امور عامه و مفارقات است و فیلسوفان و متکلمان مسلمان و مسیحیِ پس از او، اصطلاح الهیات را در آثار خود به کار برده و جایگزین مابعدالطبیعه کرده‌اند.
صفحات :
از صفحه 125 تا 138
  • تعداد رکورد ها : 50