جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی و مقایسه توکل و رضا در دیوان حافظ و مثنوی مولوی(ج2-1)
نویسنده:
معصومه اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
این پژوهش با عنوان « بررسی و مقایسه توکل و رضا در دیوان حافظ و مثنوی مولوی(ج2-1) » به بررسی تطبیقی تحلیلی مقام توکل و رضا در مثنوی معنوی و دیوان حافظ می پردازد. پژوهشگر در آغاز به جایگاه توکل و رضا در عرفان و تصوف ایران پرداخته و معنای لغوی و اصطلاحی توکل و رضا را بازگو نموده و سپس به شرح این دو مقام از چهارکتب معتبر تصوّف پرداخته که عبارت اند از : منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری، رساله قشیریه ، الاصول العشره نجم کبری و عوارف المعارف سهروردی. در ادامه پژوهشگر به استخراج معانی متعدد توکل و رضا در مثنوی و دیوان حافظ پرداخته که مقام توکّل در مثنوی شامل سه مبحث ترجیح توکل بر جهد، ترجیح جهد بر توکّل و اقتران توکل و تسلیم می باشد. مقام رضا در مثنوی معنوی هم به دو معنی ثبات احوال عرفانی و استقبال مکروهات استعمال شده است.امّا رضا در دیوان حافظ دارای 16 معنی بوده که به ترتیب عبارت اند از : دشنام دوستی، رضای معشوق رضای توام با شکوه عاشق ، رضا به انعامِ معشوق ، رضا به قسمت ازل، ارتباط لازم و ملزومی ارادت و رضا، رضا به قضای الهی ، ترک اعتراض و شکوه ،ارتباط لازم و ملزومی درد عشق و رضا ،اطاعت مطلق لازمه مقام رضا ،تحمّل جور و جفای معشوق ، ارتباط لازم و ملزومی تسلیم و رضا ،تفویض امور به حق تعالی ،ارتباط لازم و ملزومی رضا و سوگند ازلی،رضا و خشنودی حق تعالی ،نظر عاطفت و محبّت،عدم التفات به احوال و مقامات. توکل در دیوان حافظ دو مورد استعمال شده که یکی نشان دهنده رابطه لازم و ملزومی توکّل و کفایت رزق دنیوی است و دیگری کاشف از خرقِ حجبِ نورانی.
بررسی تطبیقی شاخصه های اخلاقی در مثنوی معنوی و بوستان سعدی
نویسنده:
طاهر طباطبائی وکیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بخش اعظمی از ادبیات فارسی را ادب تعلیمی تشکیل می‌دهد. قسمت عمده آن را اشعاری به وجود آورده‌اند که مضامین اصلی آنها تعالیم اخلاقی است که ضمن بیان فضایل و رذایل اخلاقی، انسان را به ترک رذیلت‌ها و کسب فضیلت‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. مثنوی مولوی و بوستان سعدی از جمله این آثار تعلیمی و اخلاقی در زبان فارسی هستند که ابعاد تربیت عرفانی موجود در آنها از نکات مشترک تعلیمات مولانا و سعدی است. کیفیّت و نوع آموزه‌های اخلاقی این گونه شاعران و عارفان به نوع تعالیم، اندیشه‌ها و جهان بینی آنها بستگی دارد. مولانا انسان را موجودی غریب در این دنیای مادّی دانسته که از اصل خویش جدا گشته است. لذا به عنوان مرشد و مربّی و با روحیه خاص عارفانه خود، نگاهی متعالی به انسان در جهت رساندن او به مبدأ خویش و معشوق ازلی داشته وبا ارائه تعالیم عرفانی و شاخصه‌های اخلاقی، راه سعادت انسان را فراهم می‌آورد. سعدی به عنوان معلم اخلاق و بر پایه تعالیم شرعی و تا حدّی عرفانیِ خود، رذایل و فضایل اخلاقی را معرفی کرده وانسان آرمانی خود را به پیروی از آنها در جهت رسیدن به سعادت و اصلاح روابط انسانی دعوت می‌کند. به عبارتی دیگر، شاخصه‌های اخلاقی سعدی همان ایده‌آل‌های کلی و ذهنی وی هستند که برای اصلاح فرد و جامعه و رسیدن به سعادت و زندگی ایده‌آل مطرح کرده است. در این پایان نامه در ابتدا به تعاریف و مفاهیم مربوط به اخلاق، تربیت و عرفان و نوع روابط آن با یکدیگر پرداخته و سپس آن را در حوزه اجتماعی و فرهنگی، بویژه در عصر حیات سعدی و مولانا مهم دانسته و نقش داستان گویی و حکایت محور بودن این آثار را درقابل فهم بودن طبقات جامعه و عوام، موثر دانسته است. در فصول بعدی به بررسی مبانی نظری و اندیشه‌های مولانا و سعدی در دو بخش مجزا با معرفی صفات و ویژگی‌های انسان به صفات نفسانی و بُعد اخلاقی او پرداخته‌ایم.
بررسی تطبیقی عشق و مستی در شعر ابن فارض و مولوی
نویسنده:
مهدی داوری نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ابن فارض و مولوی، از شاعران عارف قرن هفتم، در فرهنگ مصر و ایران جایگاهی مشابه دارند. ویژگی‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روزگارشان همانند بوده است. هر دو به مشرب عشق و مستی و نیز اندیشه‌های وحدت گرایانه متمایل بودند. در نقد فرد و اجتماع کوشیده و شیوه‌ای ملامتی داشته‌اند و ... . این همدلی‌ها و هم‌چنین معرفت مولوی و ابن فارض به ادب، شعر و فرهنگ اسلامی، همزبانی مولوی با ابن فارض را در ابعاد فکری – ادبی به دنبال داشت؛ از جمله، چنان که از قراین بر می‌آید، ابن فارض و مولوی، جهان بینی، عرفان و سلوک اجتماعی و فردی خود را بر شالوده‌ی عشق بنا نهاده و از شُرب مدام سخن گفته‌اند؛ به گونه‌ای که در باور آن‌ها عشق – عموماً یا خصوصاً- مهم‌ترین موضوع هستی، مبدأ و معاد شناسی، انسان شناسی و بزرگ‌ترین انگیزه برای تعالی آدمی است. در پایان نامه حاضر بیان می‌داریم که اصطلاح عشق الهی را نمی‌توان به مآخذ و منابع اوّلیه‌ی اسلامی مستند ساخت؛ زیرا عشق در مجموع، در زمان نزول قرآن کریم، مفهوم منفی و سخیفی داشته است. با تغییر و تحوّل دیدگاه شاعران و نویسندگان و جایگزین شدن عشق الهی به جای عشق صوری و ظاهری، معشوق حقیقی و الهی نیز جانشین معشوق زمینی و مادی گشت، واژه‌های عاشقانه آسمانی شدند و بار معنوی تازه‌ای یافتند. آنچه از شواهد متنی و قراین عقلی به دست می‌آید، این است که ابن فارض در برهه‌ای از زندگی دچار معشوقان و خوبرویان زمینی شده؛ امّا در مورد مولوی نمی‌توان چنین ادّعایی کرد؛ زیرا عشق او به شمس تبریزی،دریچه‌ای است برای رسیدن به معشوق حقیقی. این پایان‌نامه بر آن است تا دیدگاه‌های این دو عارف را در زمینه‌ی عشق و مستی مقایسه کند و نقاط مشترک از جمله (توصیف‌ناپذیری عشق، منشا عشق، اوصاف و اقتضائات عشق، نشانه-های عشق، انواع و مراتب عشق، اوصاف معشوق و عاشق و ... ) و اختلافی آنها از جمله (یکسان نبودن سطح توانایی در بیان عشق و مستی، تکلف مانع پرداختن به معانی است، غم و فراق در مقابلِ شادی و وصال، پایان-پذیری و پایان‌ناپذیری عشق و ...) و همچنین تحلیلی از اسالیب این دو را بر اساس مکتب فرانسه و با روش توصیفی - تطبیقی مورد بررسی قرار دهد.کلیدواژه‌ها: ابن فارض، مولوی، عشق، مستی، عرفان، ادبیات تطبیقی.
بررسی تطبیقی آموزه های همگون و ناهمگون مولانا در مثنوی و اشو در آثارش در زمینه ی عشق و شادی
نویسنده:
مژده وسینه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بررسی مبانی مشترک ادب عرفانی هند و ایران و واکاوی عشق و شادی و بازتاب آن در مثنوی مولانا و آثار اشو، موضوع اصلی این پژوهش بوده است. این پایان‌نامه در چهار فصل به سامان رسیده است. در فصل نخست مقدمه، کلیات، پیشینه، ارزش و اهداف پژوهش آمده است.در فصل دوم به معرفی ادبیات و عرفان تطبیقی و برخی عوامل موثر در اثرگذاری و اثرپذیری متقابل دو تمدن ایران و هند و همچنین بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های عرفان این دو کشور در برخی مفاهیم چون معرفت، ریاضت، وحدت وجود و تناسخ پرداخته شده است. در فصل سوم نیز مباحث انسان، خودشناسی، ضرورت نیاز به پیر و فنا در عرفان و تصوف ایران و هند و سپس در بینش عرفانی مولانا و اشو مورد توجه قرار گرفته و در فصل چهارم پایان‌نامه هم به پیشینه‌ی عشق، تعاریف، انواع، درجات و مراحل آن در ادب عرفانی ایران و ادب صوفیانه و نیز در عرفان هند و به‌دنبال آن نگرش عرفانی مولانا و اشو به عشق توجه شده است، همچنین در ادامه موضوعاتی در پیوند با عشق از جمله قدرت عشق، عشق و طلب، عشق و کمال، عشق و دیوانگی، عشق و عقل و عشق و فنا آمده و سپس شادی از منظر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، دین و مباحثی در ارتباط با آن از جمله شادی و فنا، شادی و غم و شادی عشق و معشوق به‌صورت مقایسه‌ای تطبیقی میان دیدگاه‌های مولانا و اشو مورد بررسی قرار گرفته است.
کلام نفسی (تکوینی) و کلام لفظی (قول، گفتار)
نویسنده:
پژوهنده لیلا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این گفتار به تحلیل (کلام نفسی) و (کلام لفظی) در اثار مولوی می پردازد و نشان میدهد که در یک چشم انداز کلی، تقسیم و تفکیک سخت و زبان به زبان لفظی و زبان یا کلام نفسی و نیز لوگوس باطنی و لوگوس به بیان آمده، به زمانی بسیار دور باز می گردد. با تاکید بر تاثیر چشمگیر بحثهای مطرح درحوزه کلام اشعری بر آثار مولوی در دو بخش مجزا، کلام در قلمرو الوهیت و قلمرو انسان شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد و در ادامه، اصول و مبانی یاد شده با آرای مولوی مقایسه و بررسی می شود.
صفحات :
از صفحه 89 تا 103
بررسی اندیشه ‌های کلامی مولوی در موضوع شفاعت
نویسنده:
حیدری حسین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نگارنده در این نوشتار پس از تبیین مستندات قرآنی و موضع مکتبهای مختلف‌ کلامی درموضوع شفاعت، به بررسی آرای مولوی، شاعر و عارف نامور قرن هفتم در این باب می‌پردازد. با نگاهی به سروده‌های مولوی در مثنوی، روشن می‌شود گستره‌ای که‌ آن عارف پیرو مکتب خراسان برای شفاعت قائل بوده، وسیعتر از معتقدات بیشتر اندیشمندان عالم اسلام است؛ زیرا در نگاه وی ‌گرچه حق تعالی واجد و جامع اوصاف لطف وقهر است، لیکن در رابطه‌ای که او با کائنات دارد، رحمتش برغضبش پیشی دارد و معیار حضرت رحمان در خلق، هدایت و معاد بندگان، کَرَم و رحمت اوست و بس. از این رو نه تنها مؤمنانی که مرتکب گناه کبیره شده‌اند سرانجام از آتش دوزخ رهایی خواهند یافت، بلکه عذاب دوزخ از همة ساکنان آن چه کافر وچه مسلمان برداشته خواهد شد. در سنجش با معتقدات فِرَق مختلف کلامی می‌توان گفت دیدگاه مولوی در این زمینه نیز با اعتقادات اسلاف وی و مذهب کلامی غالب و رایج در بلخ و بیشتر نواحی خراسان بزرگ (مذهب مرجئه به ویژه مرجئه حنفی ماتریدی) همسو است.
صفحات :
از صفحه 107 تا 139
انواع، مراتب و کاربردهای نور در مثنوی
نویسنده:
رضا روحانی، الهام عربشاهی کاشی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 19 تا 34
نقد و بررسی و تحلیل کرامات اولیای الهی و عارفان اسلامی در اسرار التوحید و مثنوی معنوی
نویسنده:
محمود رفیعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از موضوعات حساس، پیچیده و غامضی که در عرفان اسلامی مطرح می باشد "کرامت" است. این عمل خارق العاده که بدون بکار بردن ابزار و وسایل مادی به دست اولیای الهی و عارفان ربانی به ظهور می رسد، در کنار مهمترین خرق عادت ها از جمله معجزه، معونت، و اهانت مورد بررسی و مقایسه قرار می گیرد. "کرامت" رابطه ی بسیار نزدیک با ولایت دارد و در ذیل مسائل ولایت می گنجد. مهمترین و برترین نوع ولایت، ولایت تکوینی است که از نشانه های بارز اولیای الهی محسوب می شود. کسانی که به قرب الهی نایل می شوند، بر اثر تقرب به مقام "کن" می رسند و می توانند به اذن و اراده ی خدای سبحان در عوالم وجود تصرف کنند.دو کتاب گرانسنگ اسرارالتوحید و مثنوی معنوی در باب کرامت، سخنهای بسیار دارند و ابعاد مهمی از این عمل خارق العاده را برای سالکان طریقت، آشکار ساخته اند. کراماتی که در اسرار التوحید و مثنوی مطرح و از انواع آن نام برده شده ممکن است از لحاظ علم حصولی امتناع عادی داشته باشند، اما هرگز چنین کرامت هایی، امتناع عقلی ندارند. به سخن دیگر، اغلب این کرامت ها، از نوع کرامت های باورپذیر هستند که قرآن مجید و سخن انسان های کامل آنها را تایید کرده اند.برخی از کرامت های ابوسعید و مثنوی معنوی، در قالب سمبل مطرح گردیده که در ادبیات عرفانی مورد استفاده ی عارفان شاعر و شاعران عارف قرار گرفته است.برخی دیگر از کرامت های مولوی در عالم رویا واقع شده و می توان از آنها به عنوان کشف کرامت یاد کرد.کرامت هایی که در مثنوی از آنها سخن به میان آمده، پیچیده تر از کرامت های اسرارالتوحید است.در این رساله ابتدا کرامت در قرآن را مورد دقت و بررسی و مطالعه قرار داده ایم و به این نتیجه رسیدیم که قرآن مجید وقوع کرامت را به دست اولیای الهی، خارج از قوانین الهی نمی داند و بر وقوع آن صحه می گذارد.ولایت را هم به دو نوع ولایت علمی و عملی تقسیم می کند. همچنین قرآن مجید راه ولایت را در انحصار مردان نمی داند و زنان را هم در راه رسیدن به مقام ولایت تشویق می کند.اثبات و چگونگی صدور، انواع و اقسام کرامت، علل و عوامل تحقق و باورپذیری و یا باورناپذیری کرامات از دیدگاه مولوی و کتاب اسرارالتوحید، تحقیقی بود که به بخشی از حقایق آن رسیده ایم. مقایسه بین کرامت های مثنوی و ابوسعید، تلاش دیگری بود که به نتایج قابل قبولی دست یافتیم.ساختار داستان های کرامت اسرار التوحید از منظر داستان شناسی، فصل دیگری از رساله ی پژوهشی ماست که به جنبه های مختلف این تحقیق اشاره های فراوان شده است.
کمال و سقوط انسان ازدیدگاه مولانا و مایستراکهارت
نویسنده:
علیرضا خواجه گیر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهرویکرد مولانا و مایستر اکهارت به مسئله انسان و سیر کمالی او متاثر از نگاه ذو مراتبی به حقایق هستی اعم از خدا و انسان است . انسان موجودی است دارای ساحت های ظاهری و باطنی که هرکدام منعکس کننده بخشی از حقیقت پنهان اوست .بنابراین کمال و سقوط او نیز با توجه به این سلسه مراتب وجودی او معنا می شود .اگرچه این دو عارف متعلق به دو سنت عرفانی جدا از یکدیگر بوده اند و تاثیر سنت های دینی شان در تعالیم عرفانی آنها منعکس شده ، امّا رویکرد عرفانی آنها به انسان و بویژه کمال و سقوط او از وجوه تشابه و تفاوت معناداری برخوردار است. از این جهت نگاه تطبیقی به مسئله کمال و سقوط در آموزه های این دو عارف ، هم از جهت مقایسه دو سنت عرفانی اسلام و مسیحیت بطور اعم و هم تحلیل و مقایسه نگاه عرفانی این دو عارف بطور اخص به مسئله مذکور ، قابل توجه می باشد. در این رساله مسئله کمال و سقوط انسان در دو مرحله اصلی که مشتمل بر مراحل فرعی تری است و همه مراحل با یکدیگر ارتباط متقابل دارند ، مطرح شده است .در مرحله اول که نقش معرفت و شناخت در کمال و سقوط انسان است ، این مسئله در سه سطح حسی ، عقلی و شهودی مطرح شده است. محدودیت و عدم توانایی معرفت حسی در درک حقیقت مستلزم گذر کردن از این مرحله و رسیدن به حواس باطنی است ، علاوه بر این گرفتار شدن انسان در دایره ی تنگ عقل جزیی در مرحله شناخت عقلی نیز مانع رسیدن انسان به مرتبه ی عقل کلی است ، که از محدودیت های عقل جزیی به دور است.آنچه می تواند مکمل این دو مرحله شود ، رسیدن به معرفت شهودی از حقیقت و درک بی واسطه آن است . رسیدن به این مرحله مستلزم از بین بردن موانع ارتباط برقرار کردن با حقیقت الهی خویشتن و رسیدن به خودشناسی حقیقی است، که در تعالیم عرفانی آنها این مسئله بسیار با اهمیت و برجسته است . رسیدن به این مرحله از کمال نیز مستلزم عبور کردن از موانعی است کهگاهی از سنخ دانستنی های کاذب و گاهی از سنخ بیماری های اخلاقی ، تعلقات عاطفی و عدم برخورداری از عنایت خداوند و رهبری معنوی است.رویکرد مولانا و اکهارت در معرفی و سلوک در این مراحل،برای رسیدن به کمال و رها شدن از سقوط معنوی، با تاکید بر عشق در تعالیم مولانا و وارستگی در تعالیم اکهارت قابل بررسی است.کلمات کلیدی: مولوی ، اکهارت ،خودشناسی،عشق،وارستگی،عقل،شهود،کمال،اخلاق
رویکرد مولوی در مثنوی به قرآن کریم در موضوع تربیت
نویسنده:
عصمت اشتیاقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان مخاطب قرآن است و تربيت انسان هدف اصلي نزول کتب آسماني است. رسالت پيامبران اين است که آنچه را خداوند در مسير کمال ، با توجه به فطرت او ضروري دانسته شده، به انسان بياموزد. انسان موجودي تربيت پذير است و با بهره گيري از تعاليم کتب آسماني، راه هدايت را مي پيمايد.خداوند به شيوه هاي متفاوت او را در پيمودن راه حقيقت تربيت کرده است. در اين راستا گاه او را بيم مي دهد و گاه به انجام اموري تشويق مي‌کند و زماني از شيوه هاي تمثيل و داستان براي عبرت گيري و همچنين نزديک کردن زبان خود به انسان استفاده مي‌کند.مثنوي بزرگترين کتاب عرفاني ادب پارسي است و مولانا نيز در آن شيوه هاييک زندگي الهي را در پيش مي‌گيرد. وي تمام آنچه را که خداوند به عنوان آموزه هاي تربيتي در اختيار انسان گذاشته، به گونه اي تحليل و تفسير مي‌کند.اين پايان نامه در 5 فصل به ترتيب زير تدوين شده است: فصل اول:مربوط به کليات تحقيق است و به بررسي واژه تربيت از لحاظ لغوي و اصطلاحي پرداخته شده است و همچنين تربيت و انسان در قرآن و مثنوي بررسي گرديده است.در فصل دوممباني تربيتي و روش هايمبتني بر اين مباني مطرح شدهيعني اموري مربوط به انسان که در همه افراد به دليل انسان بودن آن ها مشترک است .در فصل سوم، با عنوان اصول اخلاقي،به ذکر بايدها و نبايدها قرآني و رويکرد مولانا در بيان اين اصول و همچنين ميزان بهره گيري هاي وي پرداخته شده است. فصل چهارم مربوط بهشيوه هاي تربيتي است که در قرآن و مثنوي براي تأثير بيشتر کلام در جان مخاطب از آن استفاده شده است. و درفصل پنجم: هدف هاي تربيتي مورد نظر قرآن و به تبع آن مثنوي ذکر شده است.