جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی و نقد تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه ارسطو و ابن سینا
نویسنده:
علی اصغر یهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهموضوع اخلاق، تربیت اخلاقی و مباحث پیرامون آن همواره یکی از موضوعات چالش برانگیز در حوزه ها و رشته های مختلف بوده است. شکل گیری نظریات مختلف در مورد موضوعات اخلاقی، حداقل از ادوار ابتدایی پیدایش فلسفه آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد.آگاهی از اهداف، اصول و روش های تربیت اخلاقی مستلزم شناخت آرای مربیان و فیلسوفان بزرگ است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی و نقد تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه ارسطو و ابن سینا می باشد. روش مورد استفاده در این تحقیق کیفی روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. جامعه تحقیق شامل کلیه کتاب ها، پایان نامه ها، مقالات، مجلات، سایت های اینترنتی و پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق می باشد. در این تحقیق ابتدا اهمیت تربیت و اخلاق، و سپس تربیت اخلاقی از نظر ارسطو و ابن سینا بیان گردیده و سپس اهداف، اصول و روش های تربیت اخلاقی این دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه شباهت ها و تفاوت های اهداف، اصول و روش های تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا تحلیل و بررسی و در نهایت نقد شده اند.نتیجه تحقیق نشان می دهد که هر دو فیلسوف مهم ترین و اصلی ترین هدف تعلیم و تربیت را رسیدن فرد و جامعه به سعادت و کمال می داند، کسب اعتدال و میانه روی و کسب فضائل اخلاقی نیز از مهم ترین اهداف تربیت اخلاقی این دو فیلسوف است که در این مورد با هم اشتراک دارند. اصول تربیت اخلاقی مورد توجه هر دو فیلسوف شامل، اصلاح نفس، اعتدال، کرامت، صداقت، نیکی بوده و وجوه اشتراک و افتراق آن ها بیان شده و نقدهائی به صورت متقابل مطرح شده است. علاوه بر این ها روش عفت کلام و روش تشویق و ترغیب و استفاده از تهدید و تنبیه از مهم ترین روش های مشترک در تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا می باشد. از مهم ترین تفاوت های تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا این است که هدف ارسطو از تربیت فقط سعادت دنیوی است، اما ابن سینا به سعادت انسان در بعد از مرگ نیز معتقد است. تفاوت ارسطو و ابن سینا در روش های تربیت اخلاقی نیز این است که ارسطو نسبت به ابن سینا تأکید بیشتری بر استفاده از روش آموزش موسیقی و نقاشی برای تربیت احساسات و عواطف دارد. به علاوه ابن سینا در آثار عرفانی خود یکی از روش های تربیت اخلاقی را تربیت مبتنی بر معنویت و عرفان می داند. در صورتی که به نظر می رسد ارسطو چندان توجهی به این روش نداشته است. از نظر ابن سینا این نقد بر ارسطو وارد است که او بر آموزش های دینی تاکیدی ندارد و به سعادت انسان پس از مرگ نیز معتقد نیست.
رساله اضحویه ابن سینا و معادشناسی عین القضات همدان
نویسنده:
زهرا فتحی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
تجرد نفس از دیدگاه ابن سینا
نویسنده:
سادات حسینی
نوع منبع :
نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی جایگاه «حدس» نزد ابن‌سینا
نویسنده:
بهناز عقیلی دهکردی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نزد ابن سینا کسب علم از عقل فعال به دو روش است: یکی فکر و دیگری حدس. نفس از جنبه ی تجردش علوم را با حدس درمی یابد. حدس استعدادی است در انسان که بدون نیاز به فکر کردن شخص را به مجهولات تصوری و تصدیقی می رساند. فکر حرکتی نفس در بین معلومات برای یافتن مجهولات است. اما در حدس حرکت نیست. همین طور حدس در زمان هم روی نمی دهد. حدس در تصدیقات حد وسط استدلال را برای ما فراهم می کند. حدس در مرحله ای از قوای عقل نظری که عقل بالملکه نام دارد اتفاق می افتد. برترین قوه ی حدس نزد شخص را قوه قدسیه ی نامند. شخصی که صاحب این قوه است همه ی علومش را از طریق حدس حاصل می کند. پیامبران از قوه ی قدسیه برخوردارند و به وسیله ی این قوه از وحی خبر می دهند. گزاره هایی که از طریق حدس برای شخص حاصل می شوند را، حدسیات گویند که در گروه بدیهیات هستند. علاوه بر قیاس حملی، حدس را می توان در قیاس شرطی نیز به کار برد.
ابن سینا و نقض انحصار تاثیر در اجسام از مجاری سه گانه
نویسنده:
امیرعباس صالحی، پیام کمانه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تاثیر نفس در عالم عنصری و غرایبی نظیر چشم زخم همواره محل چالش بوده است. شیخ الرییس در نمط دهم اشارات این امور را ممکن دانسته و محال بودن آنها را از جانب کسانی می داند که مجاری تاثیر در جسم را منحصر در سه راه تماس، ارسال جزء و یا انفاذ کیفیت در واسطه می پندارند. ابن سینا خود، این انحصار را نمی پذیرد. بدین معنا که برای تاثیر در جسم، لازم نیست موثر با جسم تماس داشته باشد یا جزئی از خود را به سوی آن بفرستد یا کیفیت خود را از طریق واسطه در جسم ایجاد کند. شارحان اشارات (خواجه نصیرالدین طوسی و فخررازی)، تفسیر کاملی از این نکته به دست نداده اند. در این مقاله بر اساس متون ابن سینا مشخص می کنیم که وی چگونه این انحصار را نقض و زمینه را برای تبیین تاثیراتی در اجسام همچون چشم زخم، مهیا می کند.
صفحات :
از صفحه 65 تا 75
تاملاتی در مبحث کلی با مروری در برخی از آثار ابن سینا
نویسنده:
منیره پلنگی
نوع منبع :
مقاله
وضعیت نشر :
تهران: موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله به بررسی عبارت ابن سینا، در فصل نخست نمط چهارم اشارات و تنبیهات، خواهیم پرداخت، در آنجا ابن سینا در مقابله با کسانی که موجود را با محسوس مساوی می دانند، به اثبات وجود کلی طبیعی به عنوان یک امر واحد معقول می پردازد. او اوصافی را برای امر اثبات شده ذکر می کند که به نظر می رسد بیشتر با کلی افلاطونی سازگار است تا کلی ارسطویی. این درحالی است که ابن-سینا در مساله کلی رئالیست به معنای ارسطویی آنست، و رئالیزم از نوع افلاطونی آن را در این باب به کلی منکر است. بدین منظور، نگارنده مرور کوتاهی بر اقوال مطرح در باب کلی، و نیز مبنای مشهور حکما در سنت فلسفی اسلامی خواهد داشت. هم چنین، برخی آرا ابن سینا در الهیات شفا بررسی خواهد شد، و در ادامه، بحث بر فصل نخست از نمط چهارم اشارات و تنبیهات متمرکز می شود. به علاوه، در خلال مباحث، پیوسته به این مساله به عنوان یک پرسش بنیادی توجه خواهد شد که «نفی رئالیزم افلاطونی در این باره، آیا ما را عملا به مفهوم گرایی صرف، و حتی نهایتا به تسمیه گرایی نخواهد کشاند؟» در پایان نکات و پرسش هایی طرح می شود که اصولا می توان آنها را درباره مبحث کلی مطرح کرد، و به تنهایی موضوع پژوهشی قرار داد، که از مهمترین آنها به نظر این دو مورد است:(1) آیا بر مبنای رئالیزم ارسطویی، که بر اساس آن کلی از محسوسات به دست می آید، (خواه با تنها یک فرد و خواه با افراد) «استقرا»، فی نفسه، می تواند پشتوانه مفاهیم کلی قرار گیرد؟ و اگر چنین باشد، شناخت کلی یک شناخت پسینی نخواهد بود؟ در این صورت، کلیت کلی اعتبار خود را چگونه خواهد داشت؟ (2)اگر در نظامی فلسفی، همچون حکمت صدرایی، «صورت» نحوه وجود شیء و «وجود» ملاک تشخص دانسته شود، آیا اصولا به وجود یک مشترک فیه یگانه به نام طبیعت می توان رای داد؟ معنای این سوال این است که تحویل «صورت» از مقوم ماهوی به شان وجودی-آن هم در اندیشه ای که اصرار بر مغایرت ماهیت و وجود دارد-آیا ما را عملا به اصالت شخص نخواهد کشاند؟ و نهایتا نتایج حاصل از این موضع با مفهوم گرایی در اصل چه تفاوتی خواهد داشت؟
صفحات :
از صفحه 21 تا 61
بررسی و تحلیل مساله تعقل از دیدگاه ابن سینا و دکارت
نویسنده:
رضا اکبریان، حسین زمانی ها
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن سینا با تمایز بین دو مقام ذات و فعل در نفس انسانی، از یک طرف توانست ادراک عقلی را که خود نوعی ادراک مجرد از ماده است به ذات و حقیقت نفس نسبت دهد؛ و از طرف دیگر رابطه نفس با بدن را بر اساس مبانی فلسفی خود تبیین نماید. وی هر چند در بیان این حقیقت که ادراک عقلی فعل حیثیت ذاتی نفس است و این نفس است که می اندیشد، مقدم بر دکارت است؛ اما بر خلاف دکارت به هیچ وجه تاثیر مبادی عالیه را در روند تعقل منکر نمی شود. از نظر وی اگرچه تعقل فعل خود نفس است اما این عقل فعال است که به مدد تاثیر خود هم نفس ناطقه را از مرتبه عقل بالقوه یا عقل هیولانی به مرتبه عقل بالفعل ارتقا می دهد و هم معقول بالقوه را به معقول بالفعل تبدیل می کند؛ و همین تاثیراست که وی از آن با نام هایی از قبیل افاضه و اشراق یاد می کند. افاضه و اشراق به هیچ وجه دو عمل یا دو فعل متمایز نیست تا چنین گمان شود که کلام ابن سینا در این باب دارای ابهام است بلکه از نظر وی افاضه و اشراق در حقیقت دو روی یک عمل واحدند.
صفحات :
از صفحه 67 تا 84
حدود کلی معرفت بشری از دیدگاه ابن سینا
نویسنده:
محمدعلی اخگر، صدرالدین طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از جمله مباحث مهم نظریه های معرفت مساله حدود کلی معرفت بشری است. در مساله حدود معرفت بشری ما با تعیین حدود و مرزهای کلی معرفت بشری مواجه هستیم. اکثر فیلسوفان معرفت بشر را محدود دانسته و حدود و مرزهای گوناگونی برای معرفت بشری قائل شده اند. ابن سینا نیز معرفت بشر را محدود شمرده و برخی از امور را از قلمرو ادراکی انسان خارج دانسته است. شیخ از یک سو معرفت را ممکن دانسته و لذا با شکاکیت مطلق به مقابله پرداخته و از سوی دیگر این معرفت را محدود به حدود گوناگون دانسته و به تقابل با جزم گرایی مطلق می پردازد. او حدود گوناگونی از قبیل محدودیت انسان در شناخت ذات اشیاء، محدودیت انسان در درک خدا، محدودیت انسان در درک معاد، محدودیت معرفتی ناشی از همراهی با ماده و جسم و ... برای معرفت بشری در نظر می گیرد. او استدلال های مختلفی برای اثبات این محدودیت ها آورده و بحث های جالب توجهی در باب این محدودیت ها دارد. بررسی این محدودیت ها به لحاظ شناخت دیدگاه کلی ابن سینا نسبت به معرفت بشری دارای اهمیت فراوان بوده و کمک شایانی در فهم هر چه بهتر فلسفه او ایفا خواهد کرد.
صفحات :
از صفحه 93 تا 118
اندیشه علیت و نقش معرفتی حس در آن نزد ابن سینا
نویسنده:
فاطمه رمضانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علیت از دو زاویه معرفت شناختی و وجود شناختی قابل تامل است. بحث در حوزه معرفت شناختی شامل کیفیت آشنایی انسان با علیت، بداهت علیت، ادله علیت، نقش حس در پیدایش علیت، ارتباط تجربه و علیت، شناخت ضرورت بین علت و معلول و غیره است. ابن سینا سهم فراوانی در توضیح و رفع شبهات حوزه معرفت شناختی علیت داشته است. وی با ارائه دو تبیین فلسفی و روان شناختی، بسیاری از رخنه های معرفتی علیت را مرتفع ساخته است. از جمله مباحث بسیار مهم معرفت شناختی علیت، ارتباط بین حس و علیت است. ابن سینا به این مساله توجه داشته و درباره آن سخن گفته است. او علیت را محصول تعامل حس و عقل معرفی کرده است. به زعم او، عقل در دستیابی به مفهوم علیت، وابسته به حس و در تصدیق به علیت، از استقلال برخوردار است. وی با ارائه تحلیل روان شناختی از علیت و اقتران آن با قیاس عقلی مبتنی بر امتناع تناقض، در صدد تبیین رابطه ضروری بین علت و معلول بر آمده است. این مقاله با ارائه تبیین ابن سینا از علیت، درصدد تعیین جایگاه و نقش معرفتی حس در علیت است.
صفحات :
از صفحه 59 تا 77
وحدت نفس از نظر ابن سینا و توماس آکوئینی
نویسنده:
نوشین عبدی ساوجیان، محمد سعیدی مهر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله کثرت یا وحدت نفس انسانی از جمله مسائلی است که خاستگاه آن در آثار دو فیلسوف بزرگ یونان، افلاطون و ارسطو یافت می شود. افلاطون که با دو نگرش متفاوت به بررسی موضوع می پردازد در نهایت کثرت نفس را می پذیرد و ارسطو که قسمت پذیری و تکثر نفس را غیرمنطقی می بیند به دنبال نقد نظر افلاطون، سرانجام نظر خود را مبنی بر وحدت نفس اعلام می دارد. ارائه تقسیمی ثنائی از نحوه وجود نفس ناگزیر فلاسفه را به سمت پذیرش یک نظر و رد نظر مقابل سوق می دهد. بدین لحاظ دو فیلسوف مشائی عالم اسلام و مسیحیت یعنی ابن سینا و توماس آکوئینی به نظریه وحدت نفس متمایل می شوند با این تفاوت که موضع ابن سینا به دلیل ارائه نظریه ای به ظاهر متناقض نیازمند تحلیل است، تناقضی که ناشی از تاکید مکرر بر وحدت نفس انسانی از یک سو و اسناد افعال انسان به سه نفس از سوی دیگر است و با تحلیل دیدگاه او در دو مقام تعریف و تحقق (ماهیت و وجود) قابل رفع است؛ اما آکوئینی که با صراحت و حساسیت بیشتری نسبت به ابن سینا به بررسی مساله می پردازد، ضمن نقد آراء مخالف از جمله رای افلاطون، با ارائه ادله متعددی برتری نظر ارسطو بر افلاطون را مدلل می سازد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 21