جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
دراسات فی الأدیان الوثنیة القدیمة
نویسنده:
احمد علی عجیبة
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره - مصر: دار الافاق العربیة,
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - جلد دوم (از دوره دو جلدی)
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ ویراستار: فاطمه فنا
نوع منبع :
کتاب , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ,
چکیده :
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی تألیف غلامحسین ابراهیمی دینانی از جمله آثار فلسفی معاصر در گردآوری و معرفی قواعد فلسفه اسلامی است. این اثر به زبان فارسی قبلا در سه و اینک در دو جلد منتشر شده است. نویسنده در رابطه با هر قاعده سعی کرده دیدگاه‌های مختلف را مطرح و مورد نقض و ابرام قرار دهد و در نهایت با نتیجه‌گیری و ذکر دیدگاه ملاصدرا یا اشعاری از ملاهادی سبزواری یا مانند آن به پایان برد. ساختار کتاب مشتمل بر مقدمه، پیشگفتار و 150 قاعده فلسفی است. گزارش محتوا: نویسنده مقدمه کتاب را با این عبارت آغاز می‌کند: قدما براى هریک از علوم مدونه سه عنصر اساسى ذکر کرده‌‏اند که به ترتیب عبارتند از: موضوع‏، مسائل‏ و مبادى‏. او پس از توضیح هر یک، این‌گونه ادامه می‌دهد که در علم فقه تعدادى از قواعد را مى‏‌شناسیم که داراى دو خاصیت «منها البرهان» و «لها البرهان» مى‏‌باشند. این دسته از قواعد از یک‌جهت در ردیف مبادى قرار مى‏‌گیرند و از جهت دیگر در زمره مسائل به‌حساب مى‏‌آیند. وجود این‏‌گونه قواعد، تنها به علم فقه اختصاص ندارد؛ بلکه در سایر علوم، به‌‏ویژه فلسفه نیز نظیر آن‌ها را مى‏‌توان یافت. یک بررسى کوتاه در آثار فلاسفه اسلامى به‌خوبی نشان مى‏‌دهد وجود این‌‏گونه قواعد که همواره برزخ بین مبادى و مسائل مى‏‌باشند، در فلسفه فراوان است. ‌ وی در ادامه توضیح فوق، بررسی و گردآوری قواعد فلسفی در فلسفه اسلامی را سبب نگارش این اثر می‌داند: «نگارنده این سطور که از مدت‏ها پیش، ضمن بررسى در آثار فلاسفه اسلامى توجه خویش را سخت به این نکته معطوف کرده بود، همواره درصدد بود همان‏طور که جمع‏‌آورى این قواعد در فقه اسلامى به‌وسیله برخى فقها انجام گرفته و این خلأ پر شده است، در فلسفه اسلامى نیز این نقصان را جبران سازد. توفیق این کار از سوى پروردگار هنگامى به‌دست آمد که تحصیلات دوره دکترى را در رشته فلسفه و حکمت اسلامى به پایان رسانید و موضوع پایان‏‌نامه خود را تحت عنوان قواعد کلى فلسفى در فلسفه اسلامى انتخاب کرد. براى بررسى و تنظیم قواعد فلسفى بیش‏تر آثار فلاسفه و متکلمین اسلامى مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفت و محصول آن پژوهش‏ها به‌صورت رساله‌‏اى شامل یک‌صد قاعده فلسفى گرد آمد». ‌ دینانی همچنین در پیش‌گفتار کتاب با نقد ماده‌گرایی و ذهن‌گرایی، طریق وسط و راه روشن را واقع‏‌گرایى دانسته است. بیش‏تر فلاسفه اسلامى، به‏‌خصوص صدر المتألهین، فلسفه خود را بر اساس واقع‌‏گرایى بنیاد نهاده‌‏اند و در باب ادراک یا مبحث ارزش معلومات، مسئله وجود ذهنى را مطرح کرده‌‏اند. در سایر مکتب‏هاى فکرى و فلسفى در باب ادراکات یا مبحث ارزش معلومات، کم‏تر با تعبیر «وجود ذهنى» مواجه مى‏‌شویم‏ در عین اینکه عموماً مسائل فلسفه اولى داراى کلیت و عمومیت هستند، برخى مسائل‏ وجود دارد که دایره عمومیت و کلیت آن‌ها به‌مراتب وسیع‏‌تر از سایر مسائل است. این‏‌گونه مسائل را مى‏‌توان تحت عنوان «قواعد فلسفى» مورد بحث و بررسى قرار داد. این قواعد معمولاً از چنان عمومیت و کلیتى برخوردارند که مى‌‏توانند نسبت به سایر مسائل داراى حکم زیربنا و نقش سازنده باشند. پنجاه قاعده ازاین‌گونه قواعد در بخش اول مورد بحث قرار گرفته و پنجاه قاعده دیگر، به ترتیبى که در مقدمه اول ذکر شد، مورد بحث ‌و گفت‌وگو قرار می‌گیرد. ‌ در تنظیم قواعد فلسفی نکات زیر رعایت شده است: هریک از قواعد با عنوان معروف خود مطرح شده، به‌طورى‌که اگر احیاناً مفاد یک قاعده در کتب مختلف با عبارات مختلف ذکر شده، آن عبارت که از همه عبارات معروف‏‌تر است، انتخاب شده و عنوان قاعده قرار گرفته است. چون متون اصیل و با اهمیت در فلسفه اسلامى بیش‏تر به زبان عربى نوشته شده، حفظ عنوان اصلى قواعد ایجاب مى‏کرد که هریک از آن‌ها با متن اصلى عربى مورد بررسى قرار گیرد. کلیه قواعد به ترتیب حروف تهجّى گرد آمده و ملاک تقدم در هر قاعده حرف اول آن است. حرف اول در هر قاعده، بدون الف و لام تعریف یا کلماتى از قبیل «کل»، «بعض» و مانند آن، در نظر گرفته شده است، به‏‌طورى‌که مثلاً قاعده «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد»، در حرف «واو» مورد بحث قرار گرفته و قاعده «کل ممکن زوج ترکیبى له ماهیة و وجود»، در حرف «م» مورد بحث واقع شده است. ‌ در ادامه به دو نمونه از قواعد ذکر شده در کتاب به‌اختصار اشاره می‌شود: اولین قاعده، «انتقال الاعراض محال» نام دارد. نویسنده در توضیح محال‌بودن انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر ابتدا به تعریف ماهیت جوهر و عرض پرداخته است. سپس ادامه می‌دهد تا آنجا که از مطالعه کتب فلسفی و کلامی برمی‌آید، کسی قائل به جواز انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر نیست؛ بلکه آن را از نظر عقل محال دانسته‌اند. وی در این رابطه دیدگاه فارابی، سهروردی، فخر رازی و در آخر ملاصدرا را مورد بررسی قرار داده است. ملاصدرا در اینجا جهت اثبات تجرد نفس ناطقه به یک سلسله آیات قرآنى استدلال مى‏‌کند که مضمون آیات شریفه رجوع و بقاء نفس ناطقه در معاد و رستاخیز است. سپس این استدلال را بر دو اصل و قاعده «امتناع اعاده معدوم»‏ و «استحاله انتقال عرض» ‏که از نظر وى قطعى و ثابت‌‏اند استوار مى‏‌سازد. وجه ابتناء استدلال بر این دو قاعده آن است که گفته مى‌‏شود اگر نفس ناطقه انسان، مجرد و جاودان نباشد، از این دو حالت خارج نیست: هنگام مرگ و مفارقت از بدن، نابود مى‏‌شود یا هنگام جدایى از بدن، به بدن برزخى دیگر منتقل مى‌‏شود. در این صورت اگر گفته شود که نفس ناطقه پس از مرگ و جدایى از بدن نابود مى‏شود، با توجه به آیات شریفه که به حضور نفس در معاد تصریح مى‏کند، اشکال اول یعنى اعاده معدوم، لازم مى‏آید و اگر گفته شود که نفس ناطقه پس از مرگ و جدایى از بدن به بدن برزخى دیگر منتقل مى‌‏شود، اشکال انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر لازم مى‏‌آید و چون هر دو امر، یعنى اعاده معدوم و انتقال عرض، از محالات عقلى محسوب مى‌‏شود، ناچار باید به فرض اول، یعنى مسئله تجرد نفس ناطقه، اعتراف کنیم. ‌ در یک‌صدمین مورد، قاعده‌ای با عنوان «آنچه علم و ادراک را تحقق می‌بخشد، چیزی جز نور و روشنایی نیست» مطرح شده است. وی معتقد است که آنچه اهل عرف و جمهور مردم از لغت نور اراده مى‏‌کنند، چیزى جز نور محسوس نیست. عامه مردم وقتى از نور سخن مى‌‏گویند، همان چیزى را اراده مى‏‌کنند که در چشم آن‌ها علت دیدن به شمار مى‏‌آید؛ ولى اگر ملاک و معنى نور روشن بودن و روشن‏‌کردن است، باید گفت هرچیزى داراى این خصلت باشد نور به شمار مى‏‌آید. برخى از حکما بر اساس همین معنى و طبق همین ملاک گفته‌‏اند: «النّور هو الظّاهر لنفسه المظهر لغیره و الظّلمة ما يقابله»؛ یعنى نور عبارت است از چیزى که در حدّ ذات خود روشن باشد و سایر اشیاء را نیز روشن گرداند. اگر این سخن حکما در باب معنى نور درست باشد، ناچار باید گفت مفهوم نور همانند مفهوم وجود یک مفهوم عام و شامل است که همه‏‌چیز را در جهان ادراک فرامى‏‌گیرد. به‌این‌ترتیب، مى‏‌توان گفت حقیقت ظهور چیزى است که هم در حدّ ذات خود ظاهر است و هم اشیاء دیگر را ظاهر مى‏‌گرداند. حقیقت وجود نیز به همین منوال است؛ زیرا هر چیزی که در جهان موجود گردد ناچار به وجود موجود مى‏‌گردد. به‌این‌ترتیب، مى‏‌توان گفت حقیقت وجود در حدّ ذات خود موجود است. همه موجودات دیگر نیز به وجود موجود مى‏‌باشند. همان‏گونه که در آغاز این مبحث ذکر شد نور در عرف عام تنها در مورد حس باصره مصداق پیدا مى‌‏کند، درحالی‌که نسبت میان شاهد و مشهود یا بیننده و دیده شده همان نسبت است که میان سامع و مسموع یا شامه و مشموم وجود دارد. همان‏گونه که نور در حس باصره ظاهر بالذّات و مظهر غیر است صوت نیز در حس سامعه ظاهر بالذّات و مظهر غیر به شمار مى‏‌آید. در مورد سایر حواس و قواى مدرکه نیز وضع به همین منوال است. همان‏گونه که صوت جز در مورد حس سامعه ظاهر نمى‏‌گردد، نور محسوس نیز جز در مورد حس باصره فاقد معنى ظهور و روشنایى است. به‌این‌ترتیب، مى‌‏توان گفت بین صوت و نور در خصلت ظهور هیچ‌‏گونه تفاوت وجود ندارد؛ زیرا آنچه ظاهر بالذّات و مظهر غیر به شمار آید مصداق معنى نور خواهد بود. معنى این سخن آن است که اگر حقیقت نور وجود نداشته باشد، هیچ‏گونه ادراک در جهان صورت تحقق نمى‌‏پذیرد. در این صورت باید گفت آنچه علم و ادراک را تحقق مى‌‏بخشد، چیزى جز نور و روشنایى نیست. ‌
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - جلد اول (از دوره دو جلدی)
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ ویراستار: فاطمه فنا
نوع منبع :
کتاب , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ,
چکیده :
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی تألیف غلامحسین ابراهیمی دینانی از جمله آثار فلسفی معاصر در گردآوری و معرفی قواعد فلسفه اسلامی است. این اثر به زبان فارسی قبلا در سه و اینک در دو جلد منتشر شده است. نویسنده در رابطه با هر قاعده سعی کرده دیدگاه‌های مختلف را مطرح و مورد نقض و ابرام قرار دهد و در نهایت با نتیجه‌گیری و ذکر دیدگاه ملاصدرا یا اشعاری از ملاهادی سبزواری یا مانند آن به پایان برد. ساختار کتاب مشتمل بر مقدمه، پیشگفتار و 150 قاعده فلسفی است. گزارش محتوا: نویسنده مقدمه کتاب را با این عبارت آغاز می‌کند: قدما براى هریک از علوم مدونه سه عنصر اساسى ذکر کرده‌‏اند که به ترتیب عبارتند از: موضوع‏، مسائل‏ و مبادى‏. او پس از توضیح هر یک، این‌گونه ادامه می‌دهد که در علم فقه تعدادى از قواعد را مى‏‌شناسیم که داراى دو خاصیت «منها البرهان» و «لها البرهان» مى‏‌باشند. این دسته از قواعد از یک‌جهت در ردیف مبادى قرار مى‏‌گیرند و از جهت دیگر در زمره مسائل به‌حساب مى‏‌آیند. وجود این‏‌گونه قواعد، تنها به علم فقه اختصاص ندارد؛ بلکه در سایر علوم، به‌‏ویژه فلسفه نیز نظیر آن‌ها را مى‏‌توان یافت. یک بررسى کوتاه در آثار فلاسفه اسلامى به‌خوبی نشان مى‏‌دهد وجود این‌‏گونه قواعد که همواره برزخ بین مبادى و مسائل مى‏‌باشند، در فلسفه فراوان است. ‌ وی در ادامه توضیح فوق، بررسی و گردآوری قواعد فلسفی در فلسفه اسلامی را سبب نگارش این اثر می‌داند: «نگارنده این سطور که از مدت‏ها پیش، ضمن بررسى در آثار فلاسفه اسلامى توجه خویش را سخت به این نکته معطوف کرده بود، همواره درصدد بود همان‏طور که جمع‏‌آورى این قواعد در فقه اسلامى به‌وسیله برخى فقها انجام گرفته و این خلأ پر شده است، در فلسفه اسلامى نیز این نقصان را جبران سازد. توفیق این کار از سوى پروردگار هنگامى به‌دست آمد که تحصیلات دوره دکترى را در رشته فلسفه و حکمت اسلامى به پایان رسانید و موضوع پایان‏‌نامه خود را تحت عنوان قواعد کلى فلسفى در فلسفه اسلامى انتخاب کرد. براى بررسى و تنظیم قواعد فلسفى بیش‏تر آثار فلاسفه و متکلمین اسلامى مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفت و محصول آن پژوهش‏ها به‌صورت رساله‌‏اى شامل یک‌صد قاعده فلسفى گرد آمد». ‌ دینانی همچنین در پیش‌گفتار کتاب با نقد ماده‌گرایی و ذهن‌گرایی، طریق وسط و راه روشن را واقع‏‌گرایى دانسته است. بیش‏تر فلاسفه اسلامى، به‏‌خصوص صدر المتألهین، فلسفه خود را بر اساس واقع‌‏گرایى بنیاد نهاده‌‏اند و در باب ادراک یا مبحث ارزش معلومات، مسئله وجود ذهنى را مطرح کرده‌‏اند. در سایر مکتب‏هاى فکرى و فلسفى در باب ادراکات یا مبحث ارزش معلومات، کم‏تر با تعبیر «وجود ذهنى» مواجه مى‏‌شویم‏ در عین اینکه عموماً مسائل فلسفه اولى داراى کلیت و عمومیت هستند، برخى مسائل‏ وجود دارد که دایره عمومیت و کلیت آن‌ها به‌مراتب وسیع‏‌تر از سایر مسائل است. این‏‌گونه مسائل را مى‏‌توان تحت عنوان «قواعد فلسفى» مورد بحث و بررسى قرار داد. این قواعد معمولاً از چنان عمومیت و کلیتى برخوردارند که مى‌‏توانند نسبت به سایر مسائل داراى حکم زیربنا و نقش سازنده باشند. پنجاه قاعده ازاین‌گونه قواعد در بخش اول مورد بحث قرار گرفته و پنجاه قاعده دیگر، به ترتیبى که در مقدمه اول ذکر شد، مورد بحث ‌و گفت‌وگو قرار می‌گیرد. ‌ در تنظیم قواعد فلسفی نکات زیر رعایت شده است: هریک از قواعد با عنوان معروف خود مطرح شده، به‌طورى‌که اگر احیاناً مفاد یک قاعده در کتب مختلف با عبارات مختلف ذکر شده، آن عبارت که از همه عبارات معروف‏‌تر است، انتخاب شده و عنوان قاعده قرار گرفته است. چون متون اصیل و با اهمیت در فلسفه اسلامى بیش‏تر به زبان عربى نوشته شده، حفظ عنوان اصلى قواعد ایجاب مى‏کرد که هریک از آن‌ها با متن اصلى عربى مورد بررسى قرار گیرد. کلیه قواعد به ترتیب حروف تهجّى گرد آمده و ملاک تقدم در هر قاعده حرف اول آن است. حرف اول در هر قاعده، بدون الف و لام تعریف یا کلماتى از قبیل «کل»، «بعض» و مانند آن، در نظر گرفته شده است، به‏‌طورى‌که مثلاً قاعده «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد»، در حرف «واو» مورد بحث قرار گرفته و قاعده «کل ممکن زوج ترکیبى له ماهیة و وجود»، در حرف «م» مورد بحث واقع شده است. ‌ در ادامه به دو نمونه از قواعد ذکر شده در کتاب به‌اختصار اشاره می‌شود: اولین قاعده، «انتقال الاعراض محال» نام دارد. نویسنده در توضیح محال‌بودن انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر ابتدا به تعریف ماهیت جوهر و عرض پرداخته است. سپس ادامه می‌دهد تا آنجا که از مطالعه کتب فلسفی و کلامی برمی‌آید، کسی قائل به جواز انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر نیست؛ بلکه آن را از نظر عقل محال دانسته‌اند. وی در این رابطه دیدگاه فارابی، سهروردی، فخر رازی و در آخر ملاصدرا را مورد بررسی قرار داده است. ملاصدرا در اینجا جهت اثبات تجرد نفس ناطقه به یک سلسله آیات قرآنى استدلال مى‏‌کند که مضمون آیات شریفه رجوع و بقاء نفس ناطقه در معاد و رستاخیز است. سپس این استدلال را بر دو اصل و قاعده «امتناع اعاده معدوم»‏ و «استحاله انتقال عرض» ‏که از نظر وى قطعى و ثابت‌‏اند استوار مى‏‌سازد. وجه ابتناء استدلال بر این دو قاعده آن است که گفته مى‌‏شود اگر نفس ناطقه انسان، مجرد و جاودان نباشد، از این دو حالت خارج نیست: هنگام مرگ و مفارقت از بدن، نابود مى‏‌شود یا هنگام جدایى از بدن، به بدن برزخى دیگر منتقل مى‌‏شود. در این صورت اگر گفته شود که نفس ناطقه پس از مرگ و جدایى از بدن نابود مى‏شود، با توجه به آیات شریفه که به حضور نفس در معاد تصریح مى‏کند، اشکال اول یعنى اعاده معدوم، لازم مى‏آید و اگر گفته شود که نفس ناطقه پس از مرگ و جدایى از بدن به بدن برزخى دیگر منتقل مى‌‏شود، اشکال انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر لازم مى‏‌آید و چون هر دو امر، یعنى اعاده معدوم و انتقال عرض، از محالات عقلى محسوب مى‌‏شود، ناچار باید به فرض اول، یعنى مسئله تجرد نفس ناطقه، اعتراف کنیم. ‌ در یک‌صدمین مورد، قاعده‌ای با عنوان «آنچه علم و ادراک را تحقق می‌بخشد، چیزی جز نور و روشنایی نیست» مطرح شده است. وی معتقد است که آنچه اهل عرف و جمهور مردم از لغت نور اراده مى‏‌کنند، چیزى جز نور محسوس نیست. عامه مردم وقتى از نور سخن مى‌‏گویند، همان چیزى را اراده مى‏‌کنند که در چشم آن‌ها علت دیدن به شمار مى‏‌آید؛ ولى اگر ملاک و معنى نور روشن بودن و روشن‏‌کردن است، باید گفت هرچیزى داراى این خصلت باشد نور به شمار مى‏‌آید. برخى از حکما بر اساس همین معنى و طبق همین ملاک گفته‌‏اند: «النّور هو الظّاهر لنفسه المظهر لغیره و الظّلمة ما يقابله»؛ یعنى نور عبارت است از چیزى که در حدّ ذات خود روشن باشد و سایر اشیاء را نیز روشن گرداند. اگر این سخن حکما در باب معنى نور درست باشد، ناچار باید گفت مفهوم نور همانند مفهوم وجود یک مفهوم عام و شامل است که همه‏‌چیز را در جهان ادراک فرامى‏‌گیرد. به‌این‌ترتیب، مى‏‌توان گفت حقیقت ظهور چیزى است که هم در حدّ ذات خود ظاهر است و هم اشیاء دیگر را ظاهر مى‏‌گرداند. حقیقت وجود نیز به همین منوال است؛ زیرا هر چیزی که در جهان موجود گردد ناچار به وجود موجود مى‏‌گردد. به‌این‌ترتیب، مى‏‌توان گفت حقیقت وجود در حدّ ذات خود موجود است. همه موجودات دیگر نیز به وجود موجود مى‏‌باشند. همان‏گونه که در آغاز این مبحث ذکر شد نور در عرف عام تنها در مورد حس باصره مصداق پیدا مى‌‏کند، درحالی‌که نسبت میان شاهد و مشهود یا بیننده و دیده شده همان نسبت است که میان سامع و مسموع یا شامه و مشموم وجود دارد. همان‏گونه که نور در حس باصره ظاهر بالذّات و مظهر غیر است صوت نیز در حس سامعه ظاهر بالذّات و مظهر غیر به شمار مى‏‌آید. در مورد سایر حواس و قواى مدرکه نیز وضع به همین منوال است. همان‏گونه که صوت جز در مورد حس سامعه ظاهر نمى‏‌گردد، نور محسوس نیز جز در مورد حس باصره فاقد معنى ظهور و روشنایى است. به‌این‌ترتیب، مى‌‏توان گفت بین صوت و نور در خصلت ظهور هیچ‌‏گونه تفاوت وجود ندارد؛ زیرا آنچه ظاهر بالذّات و مظهر غیر به شمار آید مصداق معنى نور خواهد بود. معنى این سخن آن است که اگر حقیقت نور وجود نداشته باشد، هیچ‏گونه ادراک در جهان صورت تحقق نمى‌‏پذیرد. در این صورت باید گفت آنچه علم و ادراک را تحقق مى‌‏بخشد، چیزى جز نور و روشنایى نیست. ‌
القواعد الفلسفية العامة في الفلسفة الإسلامية - الجزء الثاني
نویسنده:
غلام حسين الإبراهيمي الديناني؛ تعریب: عبدالرحمن العلوی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: دارالهادی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
القواعد الفلسفية العامة في الفلسفة الإسلامية - الجزء الاول
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ تعریب: عبدالرحمن العلوی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: دارالهادی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
سیر فلسفه در جهان اسلام
نویسنده:
ماجد فخری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: مرکزنشردانشگاهی,
چکیده :
این کتاب پژوهشی هست پیرامون سیر تحولات اندیشه های فلسفه اسلامی و به عبارت دیگر فلسفه در جهان اسلام ، که تنها به نقل وقایع فلسفی اکتفا نکرده است ، بلکه ضمن تحلیل گام به گام حرکت اندیشه های فلسفی به دیدگاهها و حوزه های مورد مطالعه اندیشمندان پیشین توجه شده است . مولف از حدِ یک مورخ صرف فراتر رفته و در کنار بازگویی وقایع به چرایی و تحلیل آنها نیز دست یازیده و به همین خاطر کتاب حاضر ، به منبع خوبی برای شناخت فلسفه در ایران و اسلام بدل گردیده است . همچنین نوسان ( رکود بالندگی فلسفه در زمان امویان و رشد آن در زمان عباسیان ) و علت توجه مسلمانان (پاسخگویی از مخالفان) به فلسفه یونان ، در مقدمه مطرح شده و همچنین زمان آغاز بحثهای اعتقادی از قرن اول اسلام و اولین مسئله ها عدل خداوند و اختیار و قدر و اولین نویسنده فلسفه یعقوب کندی معرفی شده است . در این نوشته از ترجمه و ورود متون یونانی به حوزه اسلام و فعالیتهای اندیشمندان و بعضی خلفا مانند منصور عباسی و بعضی دیگر از قدرتمندان چون مامون (در رشد اندیشه سیاسی و فلسفی) مطالبی مطرح شده است.
ن‍ه‍ای‍ة الأرب‌ ف‍ی‌ ف‍ن‍ون‌ الأدب‌ المجلد 5
نویسنده:
ش‍ه‍اب‌ ال‍دی‍ن‌ اح‍م‍د بن‌ عبدالوهاب ن‍وی‍ری‌؛ تحقیق یحیی الشامی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالکتب العلمیه,
چکیده :
نهاية الأرب في فنون الأدب تألیف احمد بن عبدالوهاب نویری فرهنگ نامه يا دائرةالمعارفى است جامع و از تمامى علوم و معارف اسلامى و فرهنگ عصر خويش و از صدر اول تا عصر تأليف سخن مى‌گويد. اين مجموعه كار خود را از آغاز آفرينش آسمان آغاز كرده و پيرامون هيئت آسمان و فلك ادامه مى‌دهد و در هواشناسى و كهكشان شناسى و چگونگى شكل- گرفتن برف و باران و آذرخش و قوس و قزح و اساس آتش و آتش‌خانه‌ها و ضرب المثل‌هاى مربوط به آتش و بيان شب‌ها و روزها و ماهها و سال‌ها و فصول و اعياد و كوه‌ها و درياها و جزاير و نهرها و چشمه‌ها و آبگيرها. به حقيقت كمتر علمى است كه نشانى از آن در اين مجموعه ديده نشود. تاريخ، ادبيات، فرهنگ شناسى، مردم شناسى و... آنقدر اين دانشنامه را آكنده است كه وجود آن را براى پژوهشگران تاريخ علم مرجعى گريز ناپذير مى‌سازد.اين مجموعه عظيم در بيش از 30 جلد تنظيم گشته و دانشهاى گوناگون را آنقدر به تفصيل برگزار كرده است كه تنها چند جلد آن مرجعى پربار براى تحقيقات ادبى و بلاغى است.
ن‍ه‍ای‍ة الأرب‌ ف‍ی‌ ف‍ن‍ون‌ الأدب‌ المجلد 9
نویسنده:
ش‍ه‍اب‌ ال‍دی‍ن‌ اح‍م‍د بن‌ عبدالوهاب ن‍وی‍ری‌؛ تحقیق محمدرضا مروه، یوسف الطویل، یحیی الشامی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالکتب العلمیه,
چکیده :
نهاية الأرب في فنون الأدب تألیف احمد بن عبدالوهاب نویری فرهنگ نامه يا دائرةالمعارفى است جامع و از تمامى علوم و معارف اسلامى و فرهنگ عصر خويش و از صدر اول تا عصر تأليف سخن مى‌گويد. اين مجموعه كار خود را از آغاز آفرينش آسمان آغاز كرده و پيرامون هيئت آسمان و فلك ادامه مى‌دهد و در هواشناسى و كهكشان شناسى و چگونگى شكل- گرفتن برف و باران و آذرخش و قوس و قزح و اساس آتش و آتش‌خانه‌ها و ضرب المثل‌هاى مربوط به آتش و بيان شب‌ها و روزها و ماهها و سال‌ها و فصول و اعياد و كوه‌ها و درياها و جزاير و نهرها و چشمه‌ها و آبگيرها. به حقيقت كمتر علمى است كه نشانى از آن در اين مجموعه ديده نشود. تاريخ، ادبيات، فرهنگ شناسى، مردم شناسى و... آنقدر اين دانشنامه را آكنده است كه وجود آن را براى پژوهشگران تاريخ علم مرجعى گريز ناپذير مى‌سازد.اين مجموعه عظيم در بيش از 30 جلد تنظيم گشته و دانشهاى گوناگون را آنقدر به تفصيل برگزار كرده است كه تنها چند جلد آن مرجعى پربار براى تحقيقات ادبى و بلاغى است.
ن‍ه‍ای‍ة الأرب‌ ف‍ی‌ ف‍ن‍ون‌ الأدب‌ المجلد 8
نویسنده:
ش‍ه‍اب‌ ال‍دی‍ن‌ اح‍م‍د بن‌ عبدالوهاب ن‍وی‍ری‌؛ تحقیق علی بوملحم
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالکتب العلمیه,
چکیده :
نهاية الأرب في فنون الأدب تألیف احمد بن عبدالوهاب نویری فرهنگ نامه يا دائرةالمعارفى است جامع و از تمامى علوم و معارف اسلامى و فرهنگ عصر خويش و از صدر اول تا عصر تأليف سخن مى‌گويد. اجمالى از مطالب كتاب اين مجموعه كار خود را از آغاز آفرينش آسمان آغاز كرده و پيرامون هيئت آسمان و فلك ادامه مى‌دهد و در هواشناسى و كهكشان شناسى و چگونگى شكل- گرفتن برف و باران و آذرخش و قوس و قزح و اساس آتش و آتش‌خانه‌ها و ضرب المثل‌هاى مربوط به آتش و بيان شب‌ها و روزها و ماهها و سال‌ها و فصول و اعياد و كوه‌ها و درياها و جزاير و نهرها و چشمه‌ها و آبگيرها. به حقيقت كمتر علمى است كه نشانى از آن در اين مجموعه ديده نشود. تاريخ، ادبيات، فرهنگ شناسى، مردم شناسى و... آنقدر اين دانشنامه را آكنده است كه وجود آن را براى پژوهشگران تاريخ علم مرجعى گريز ناپذير مى‌سازد.اين مجموعه عظيم در بيش از 30 جلد تنظيم گشته و دانشهاى گوناگون را آنقدر به تفصيل برگزار كرده است كه تنها چند جلد آن مرجعى پربار براى تحقيقات ادبى و بلاغى است.
ن‍ه‍ای‍ة الأرب‌ ف‍ی‌ ف‍ن‍ون‌ الأدب‌ المجلد 7
نویسنده:
ش‍ه‍اب‌ ال‍دی‍ن‌ اح‍م‍د بن‌ عبدالوهاب ن‍وی‍ری‌؛ تحقیق علی بوملحم
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالکتب العلمیه,
چکیده :
نهاية الأرب في فنون الأدب تألیف احمد بن عبدالوهاب نویری فرهنگ نامه يا دائرةالمعارفى است جامع و از تمامى علوم و معارف اسلامى و فرهنگ عصر خويش و از صدر اول تا عصر تأليف سخن مى‌گويد. اجمالى از مطالب كتاب اين مجموعه كار خود را از آغاز آفرينش آسمان آغاز كرده و پيرامون هيئت آسمان و فلك ادامه مى‌دهد و در هواشناسى و كهكشان شناسى و چگونگى شكل- گرفتن برف و باران و آذرخش و قوس و قزح و اساس آتش و آتش‌خانه‌ها و ضرب المثل‌هاى مربوط به آتش و بيان شب‌ها و روزها و ماهها و سال‌ها و فصول و اعياد و كوه‌ها و درياها و جزاير و نهرها و چشمه‌ها و آبگيرها. به حقيقت كمتر علمى است كه نشانى از آن در اين مجموعه ديده نشود. تاريخ، ادبيات، فرهنگ شناسى، مردم شناسى و... آنقدر اين دانشنامه را آكنده است كه وجود آن را براى پژوهشگران تاريخ علم مرجعى گريز ناپذير مى‌سازد.اين مجموعه عظيم در بيش از 30 جلد تنظيم گشته و دانشهاى گوناگون را آنقدر به تفصيل برگزار كرده است كه تنها چند جلد آن مرجعى پربار براى تحقيقات ادبى و بلاغى است.