چکیده :
کتاب گران قدر اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی که به عنوان یک کتاب عرفان عملی به رشته تحریر در آمده از شش باب تشکیل شده است. باب اول در باره آغاز سیر و سلوک و به دست آوردن توشه و آمادگی های لازم است. همان طور که در سفرهای ظاهری باید آمادگی های لازم را فراهم و برای راه، توشه تهیه کرد، در سفر معنوی نیز باید آمادگی ها و مقدمات لازم را فراهم کرد. به همین دلیل، خواجه نصیرالدین طوسی، باب اول کتاب خود را به مقدمات حرکت معنوی اختصاص داده است. این باب شامل شش فصل است:ایمان، ثبات، نیت، صدق، انابه و اخلاص بنابراین، انسانی که ایمان ندارد، یا ایمان دارد اما ثبات ندارد، یا ایمان و ثبات دارد اما نیت ندارد، قادر به حرکت نخواهد بود. یعنی اگر یکی از این ها را نداشته باشد، نمی تواند حرکت کند.باب دوم به رفع موانع در راه خدا اختصاص دارد. بعد از اینکه سالک مقدمات لازم را به دست آورد، باید موانع راه را بردارد، زیرا موانع، حرکت را متوقف خواهد کرد. فصلهای این باب عبارت اند از: ",توبه، زهد، فقر، ریاضت، محاسبه-مراقبه و تقوا",. باب سوم به بعد به مقامات سیر و سلوک می پردازد. باب سوم درباره مقامات و مراحل سیر و سلوک، طلب کمال و ویژگی های سالکان و حالات آغازین سیر آن ها است. این باب شامل شش فصل است: خلوت، تفکر، خوف-حزن، رجاء، صبر و شکر. هر فصل به یک حالت یا حرکت اشاره دارد. مثلاً خلوت و تفکر یک حالت و سیر است. خلوت و دوری از دیگران و تنها بودن با ملکوت خویش و پرورش محبت، یکی از مراحل سیر و سلوک است. خوف، حزن، رجاء، صبر و شکر نیز به حالات اولیهی سالک تعلق دارد. باب چهارم دربارهی حالات سالک در طول سفر و مقدمات وصال است. این باب شامل شش فصل است: ",اراده، شوق، محبت، معرفت، یقین و سکون.",باب پنجم به حالات نهایی سالک بعد از رسیدن به وصال اشاره دارد. حالات نهایی، حالاتی هستند که در سالکی که به خدا رسیده است، در پایان سفر ظاهر میشود. فصل های این باب عبارتاند از: توکل، رضا، تسلیم، توحید، اتحاد و وحدت. باب ششم دربارهی فانی شدن و رسیدن به خداوند متعال است. در این باب فقط وحدت مطرح است و دیگر کثرت، تکثر و فصلها وجود ندارد. در اینجا فقط فانی شدن در خدا وجود دارد و دیگر اثری از سالک باقی نمی ماند. هدف سالک، فنا فیالله و رسیدن به وحدت است، به همین دلیل در باب ششم فصلی وجود ندارد.