جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 54
تفسير البغوي «معالم التنزيل» المجلد 6
نویسنده:
حسين بن مسعود بغوي؛ محققان: محمد عبدالله نمر، عثمان جمعه ضمیریه، سلیمان مسلم حرش
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
عربستان/ ریاض: دار طیبة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تفسير البغوى المسمّى معالم التنزيل تألیف حسین بن مسعود بغوی، از مشهورترين و گرانقدرترين تفاسير نقلى (مأثور) اهل سنت محسوب مى‌گردد. به‌رغم مختصر بودنش، پالوده بودن از احاديث موضوع و اسرائيليات غريب و آراى بدعت‌آميز (نسبت به برخى تفاسير پيش از خود) را از ويژگى‌هاى مهم آن بر شمرده‌اند. نویسنده در اين تفسير كه به زبان عربى است، از تفسير الكشف و البيان ثعلبى بسيار متأثر بوده (بلكه اصل اين تفسير و محور آن بوده است) و به نقل مأثورات اكتفا نكرده بلكه وجوه معانى، قراءات، لغات، اعراب، تفسير، تأويل، احكام و فقه، حكم و اشارات و نقدهایی بر آراى بدعت‌آميز و احاديث جعلى تفسير ثعلبى، در آن يافت مى‌شود. از ابن تیمیه پرسيدند: از تفاسير زمخشرى و قرطبى و بغوى كداميك به كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) نزدیک ‌تر است؟ پاسخ داد:سالم‌ترين آنها از جهت بدعت و احاديث ضعيف، تفسير بغوى است كه گر چه خلاصة تفسير ثعلبى است، بغوى احاديث جعلى و بدعت‌آميز آن را حذف كرده است. علاء‌الدين على بن محمد بغدادى معروف به خازن (متوفاى 725ق) كه تفسير بغوى را تلخيص كرده است، علت انتخاب خود را چنين بيان مى‌كند: «زيرا كتاب معالم التنزيل نوشته علامه جليل، عالم كامل، احياكننده سنت، قدوه و پيشواى امت، ابومحمدحسین بن مسعود بغوى، جزو بهترين و ارزشمندترين تأليفات در تفسير بود. (اين كتاب) جامع آراء صحيحه، عارى از شبهه و تحريف و آراسته به زيور احاديث نبويه و احكام شرعيه بود و در شيواترين عبارات و زيباترين اسلوب شكل گرفته بود؛ از اين‌رو خواستم تا از گوهرهاى تابناك آن بهره فراوان ببرم». استاد عبدالرزاق مهدى، محقق دار احياء التراث العربي‌بيروت در مقدمه تفسير بغوى مى‌نويسد: «اين تفسير از شيواترين كتب تفسيرى به شمار مى‌رود، نثر آن روان و منسجم است و متضمن احاديثى است كه سند همه آنها صحيح يا حسن است».البته بايد متذكر شد كه احاديث جعلى و ضعيف نيز در اين تفسير به ندرت يافت مى‌شود، بدين‌جهت اين تهذيب و تعريف‌ها را بايد به حالت غالبى در نظر گرفت. از اين‌رو دكتر محمدحسین ذهبى در التفسير و المفسرون مى‌نويسد: «روى هم رفته، اين تفسير، بهترين و سالم‌ترين تفسير نقلى است كه در دسترس اهل علم قرار دارد». بايد اضافه نمود كه اين مقايسه‌ها در رابطه با تفاسير نقلى اهل سنت صورت گرفته است. بغوى مقدمه‌اى بر تفسير خود نگاشته است كه ضمن بيان روش و انگيزه تأليف، اسانيدى را كه در نقل روايات، اقوال صحابه (غالباً ابن عباس) و تابعين، قرائت‌ها، شأن نزول و مسائل تاريخى، داشته است بيان مى‌دارد، به‌همين جهت در متن تفسير مطالب فوق را بدون ذكر سند مى‌آورد. و نيز بحثى در فضائل قرآن و تلاوت آن و وعيد بر تفسير به رأى بيان داشته است. جلد ششم به تفسیر سوره‌های نور، فرقان، شعراء، نمل، قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ و فاطر می‌پردازد.
تفسير الحديث المجلد 5
نویسنده:
محمد عزة دروزة
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار الغرب الاسلامی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
التفسير الحديث (ترتيب السور حسب النزول)، اثر محمد عزه دروزه، از مفسران معاصر اهل سنت، تفسيرى تاريخى به ترتيب نزول سوره‌ها مى‌باشد كه به زبان عربى و در سال 1380ق نوشته شده است. مى‌توان هدف مؤلف از تدوين اين كتاب را در دو امر زير خلاصه كرد: - ارائه تفسيرى كامل از قرآن كريم با نگاهى تاريخى و در بستر زمان نزول آن كه در قالبى نو و به ترتيب نزول، تفسير شده باشد. - ارائه تفسيرى اجتماعى از قرآن كه بتواند عطش فكرى و علمى نسل جوان را سيراب كرده، آنان را از تفكرات و عقايد انحرافى جديد حفظ كند و با شرح ميراث گران‌قدر دينى، قومى، اخلاقى و اجتماعى‌شان، از نتايج وحشتناك اعراض از سنت و تفكر دينى، نجاتشان دهد. كتاب با دو مقدمه از مؤلف آغاز و مطالب در ده جلد، تنظيم شده است. مؤلف كه بيشتر مطالعات و تأليفاتش صبغه تاريخى، به‌ويژه گرايش تاريخ صدر اسلام دارد، با شيوه‌اى تاريخى به تفسير قرآن پرداخته است. او بهترين روش تفسيرى را روشى مى‌داند كه در بستر عصر نزول قرآن و بر اساس ترتيب نزول آن باشد. به همين جهت با استخراج ترتيب سوره‌هاى قرآن بر حسب ترتيب نزول آن و با استفاده از منابع تاريخى گوناگون، به كارى جديد در عرصه تفسير قرآن دست زده است كه امروزه آن را «تفسير به ترتيب نزول» يا نوعى «تفسير تاريخى» مى‌نامند. مبانى او در تفسير تاريخى عبارتند از: تفسير به ترتيب نزول، محوريت قرآن و سياق آيات در تفسير، عرفى بودن زبان قرآن و كشف سيره نبوى از قرآن. مبانى تفسيرى او با نقدهايى نيز همراه است از جمله: ابتناء تفسير به ترتيب نزول بر ظنيات و تعارض مبناى وى در ترتيب آيات با ترتيب بيان‌شده در روايات. در مقدمات، به انگيزه تدوين و روش كار نويسنده اشاره شده است. مبانى تفسيرى، در مواردى سبب اختلاف رويكرد مفسران و روش تفسيرى و حتى گرايش تفسيرى آنان با ديگران شده، ديدگاه و روش آنان به چگونگى تفسير قرآن را شكل داده است. به نظر مى‌رسد اين امر، در مورد نويسنده حاضر، صادق است؛ زيرا او تفسيرى متفاوت ارائه داده كه بنابراین، اهميت تبيين مبانى تفسيرى او ضرورى مى‌نمايد. اين مبانى عبارتند از: الف) به ترتيب نزول بودن تفسير: آنچه اثر حاضر را از ديگر تفاسير ممتاز مى‌كند، تفسير آيات طبق ترتيب نزول آن است؛ به اين صورت كه ابتدا سوره حمد، سپس سوره علق و پس از آن قلم و بعد مزمل را تفسير مى‌كند و به همين ترتيب، تفسير سور را تا پایان سور مكى ادامه مى‌دهد. پس از آن تفسير سوره‌هاى مدنى را با تفسير سوره بقره آغاز مى‌كند تا به آخرين سوره مدنى قرآن؛ يعنى نصر مى‌رسد. او تفسير قرآن با اين روش را بهترين روش در فهم قرآن و خدمت به آن دانسته و معتقد است با اين روش، پيگيرى سيره نبوى به‌صورت زمانى ممكن مى‌شود؛ همان‌طوركه پيگيرى دوره‌هاى نزول و مراحل آن به‌صورتى واضح‌تر و دقيق‌تر ممكن مى‌شود و اين امر، قارى قرآن را در جو نزول قرآن و ظرف مكانى و زمانى و مناسبات و غايت و مفاهيم آن قرار مى‌دهد و حكمت آيات الهى براى او آشكار مى‌شود. مفسر، كتب مختلفى را كه در آن، ترتيب سور بر حسب نزول آمده است، بررسى كرده، در هر كتاب، ترتيبى خاص و متفاوت از ترتيب ديگران يافته است، مانند ترتيب‌هاى چهارگانه‌اى كه در «اتقان» سيوطى يا تفسير «خازن» يا «مجمع البيان» آمده يا ترتيبى كه در مصحف قدروغلى در رأس هر سوره اشاره شده است. دروزه پس از بحث پيرامون ترتيب متداول مصحف و جواز تخطى از آن، در پایان به اين نتيجه مى‌رسد كه امكان تعيين ترتيب صحيح همه سور بر حسب نزول وجود ندارد، اما اين به آن معنى نيست كه ترتيب‌هاى مستند به روايات قديم يا منسوب به صحابه و تابعين، كلا غلط و غير قابل اعتماد هستند؛ زيرا مثلاًسياق و مضامين قسمت اعظم سور مكى نشان مى‌دهد كه نزول اين سوره‌ها يكباره است و اين ترتيب‌هاى گوناگون نيز در ترتيب اكثر سوره‌ها متفقند. در نتيجه فى‌الجمله مى‌توان در بسيارى از سور، به ترتيبى كه از گذشته نقل شده، اعتماد كرد. وى پس از بررسى ترتيب‌ها، ترتيبى كه در مصحف قدروغلى (چاپ‌شده توسط وزارت كشور مصر) مى‌باشد، برگزيده است. در آغاز هريك از سور اين مصحف - كه طبيعتا چينش سوره‌هايش به ترتيب مصحف عثمانى است - به ترتيب نزول آن نيز اشاره شده و همان‌طوركه خطاط آن مصحف، اشاره كرده، اين ترتيب تحث اشراف گروهى از اهل علم بررسى و تحقيق علمى شده است. ب) عرفى بودن زبان قرآن: مفسر، معتقد است مفردات، اصطلاحات و تركيبات قرآن بر مبناى لغت و فرهنگ مردم عصر نزول در حجاز است و طبعا مردم آن زمان و مكان، مفاهيم قرآن را بدون هيچ تكلفى مى‌فهميده‌اند و لسان و لغت قرآن براى مخاطبان آنان كه عرب عصر نزول بوده‌اند، واضح و مفهوم بوده است. او براى اين عقيده، شواهد و دلايلى دارد كه به‌طور خلاصه، به آن اشاره مى‌شود: - آياتى كه لسان قرآن را عربى مبين مى‌داند. - آياتى كه به تدبير در قرآن امر مى‌كند. - آياتى كه سؤالات مردم آن عصر را مطرح كرده، پاسخ مى‌گويد. - آيات تهديد و تكذيب و وعظ و احكام و اخلاق. - مأمور بودن پيامبر(ص) به تبليغ قرآن براى همه طبقات. - آياتى كه قرآن را هادى مردم معرفى كرده و به تبعيت از آن امر مى‌كند. - معجزه بودن قرآن در فصاحت و بلاغت. - آياتى كه به جارى شدن اشك‌ها و به سجده افتادن سامعين قرآن اشاره مى‌كند. به عقيده دروزه، لازمه منطقى همه اين دلايل آن است كه لسان و لغت قرآن براى عرب عصر نزول كه مخاطب خاص قرآن بوده است، قابل فهم و درك باشد. از طرفى لغت، اصطلاحات و مفاهيم قرآن براى مخاطبانى با فهم متوسط و حتى عرب بدوى و عرب‌زبانان غير اصيل مقيم حجاز يا كسانى كه از بلاد مجاور به حجاز وارد شده بودند، نيز مغلق و غامض نبوده است. ج) روش تفسير قرآن به قرآن: از نظر دروزه، خود قرآن مطمئن‌ترين منبع براى فهم آن است. او در مقدمه تفسيرش در مبحث «فهم القرآن من القرآن» به مبناى تفسيرى اشاره كرده و معتقد است كه مطمئن‌ترين و محكم‌ترين و بهترين وسيله براى فهم قرآن و دلالت‌ها و تلقين‌هاى آن، بلكه ظروف و مناسبات نزول آن، تفسير بعض قرآن با بعض ديگر و عطف و ربط بعضى از قرآن به بعضى ديگر است. البته اين در صورتى است كه اين امر از لحاظ لغت يا معنى يا مناسبت يا سبک يا حكم يا... ممكن باشد. او بر اين باور است كه آيات قرآن، همانند زنجيره‌اى به‌هم‌پيوسته‌اند كه هر بخش از آن با بخش ديگر، اتصالى تام دارد و اين سلسله، ادوار سيره نبوى را در دو عهد مكى و مدنى به تصوير مى‌كشد؛ بنابراین، شأن عبارات، جملات، احكام و مواعظ آن، چنان است كه هر بخش از آيات، مفسر بخشى ديگر باشد. او براى اين روش، فوايدى را ذكر كرده است كه عبارتند از: تفسير قرآن به قرآن، انسان را از نظرات گوناگون تفسيرى، تكلف و تخمين، بى‌نياز مى‌كند و مثل حائلى ميان او و تعارضات تفسيرى و اشكالات لغوى و غير لغوى قرار مى‌گيرد. اين تفسير در بسيارى موارد باعث مى‌شود كه مفسر، قول قوى از ضعيف و صحيح از باطل را ميان روايات يا مناسبات نزول و اسباب آن، تمييز دهد. شناخت آيات ناسخ و منسوخ و تبيين صورت‌هاى متنوع تطور سير دعوت نبوى و تشريع قرآنى، يكى ديگر از فوايد اين گونه تفسير است؛ مثلاًآيات 15 و 16 سوره نساء، به جريمه زنا و نصاب شهود ثبوت آن اشاره مى‌كند، ولى حد آن را تعيين نمى‌كند و به نگه‌داشتن زنان در خانه و اذيت آن‌ها اكتفا مى‌كند. اما در آيه 2 سوره نور، حد زانى را تعيين مى‌كند. دروزه، معتقد است كه ملاحظه آيات سوره نساء و نور در كنار يكديگر، نشان مى‌دهد كه آيات سوره نساء قبل از آيات سوره نور نازل شده است و آيات سوره نور، به‌عنوان آيات محكم، در مقابل آيات سوره نساء قرار مى‌گيرد. همچنين، ملاحظه اين ترتيب، گوياى تطور تشريع قرآنى است. فهرست مطالب هر جلد در انتهاى همان جلد و فهرست محتويات تمام مجلدات به همراه فهرست «احاديث و اقوال»، «فقه»، «اعلام»، «شعوب»، «قبايل و طوايف»، «اماكن»، «اصنام»، «ايام، غزوات و وقايع»، «شعر» و «كتب مذكور در متن»، در انتهاى جلد دهم آمده است. در پاورقى‌ها، به ذكر منابع و توضيح و تبيين برخى از كلمات و عبارات متن پرداخته شده است. جلد پنجم به تفسیر سوره‌های احقاف، ذاریات، غاشیه، کهف، نحل، نوح، ابراهیم، انبیاء، مؤمنون، سجده، طور، ملک، حاقه، معارج، نبأ، نازعات، انفطار، انشقاق، روم، عنکبوت، مطففین و رعد به ترتیب نزول سوره‌ها می‌پردازد.
تفسير القرآن الكريم و إعرابه و بيانه المجلد 7
نویسنده:
محمدعلي طه دره
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار ابن کثیر,
چکیده :
تفسير القرآن الكريم و إعرابه و بيانه، تألیف شیخ محمد علی طه دره، در موضوع تفسیر، تبیین و ترکیب آیات قرآن، به زبان عربی است. نویسنده در مقدمه کتاب درباره آن می‎نویسد: «علوم قرآنی فراوان و متنوع است و علمای مسلمان از روز نزول قرآن کریم بر قلب پیامبر(ص) در علوم آن بحث کرده و آیاتش را کندوکاو می‎کردند تا از اسرار و گنجینه‎هایش اطلاع یابند. نویسنده می‎گوید: پُربیراه نگفته‎ام اگر بگویم که اعراب قرآن، تنها وسیله فهم اسرار این کتاب است؛ زیرا اعراب قرآن است که محذوفش را بیان کرده و تقدیر آن را روشن می‎سازد و از نزدیک یا دور به آن اشاره می‎کند. به‎هرحال کسی از علما کتابی را ننوشته که دربردارنده اعراب کافی و وافی باشد، بلکه تنها بر بیان اعراب موارد دشوار با حل برخی معقّدات اکتفا کرده‎اند یا صرفا برخی مشکلات را توضیح داده‎اند؛ مثلا در اعراب ابوالبقاء عکبری، یا مکی بن ابوطالب قیسی یا دیگران همین اتفاق افتاده است. شیخ محمد علی دره، از همان اوانی که دست به قلم برده قصد نوشتن چنین اثری را داشته است. او خواهان نگارش کتابی در اعراب قرآن بوده که کافی و وافی باشد و هم برای مبتدیان در این فن مفید باشد و هم برای ماهران و عالمان. این قصد با درخواست بسیاری از افراد، به‎ویژه محمد محیی‎الدین عبدالحمید مصری نسبت به این امر، تشدید شده است. محمد محیی‎الدین به‎واسطه کسی که کتاب‎های نویسنده را به او می‎رسانده و او را در منزلش زیارت می‎کرده، از نویسنده خواسته است که آیاتی را که ابن هشام در مغنی به آنها استشهاد کرده، به‎علاوه شواهدی که خود نویسنده بر آن افزوده، بنویسد. نویسنده می‎گوید: من در این هنگام یقین پیدا کردم که باید آیات مورد استشهاد در اعراب قرآن را به‎صورت کامل بنویسم. در این هنگام به اعراب شواهد جامع دروس عربی و شرح آن بعد از اعراب شواهد مغنی پرداختم و سپس چاپ و منتشر شد. سپس به شرح کتاب قواعد اللغة العربية و اعراب مثال‎ها و شواهد آن پرداختم که آن نیز چاپ و منتشر شد. پس از آن اعراب و شرح معلقات عشر و اعراب شواهد همع الهوامع را در دست گرفتم که هنوز به چاپ نرسیده و به‎صورت دست‎نویس پیش خودم هستند. پس از آن نیز رساله کوچکی در حج و حجاج در روزگار ما «الحج و الحجاج في هذا الزمن» را به چاپ رساندم، ولی در تمام این مدت، در ذهنم بود که باید کتابی در اعراب کامل قرآن کریم بنویسم و پس از کش و قوس‎ها و تردیدها و... نهایتا به این کار اقدام کردم و نتیجه آن کتابی است که پیش روی شماست. تنبیه به موارد ذیل در این کتاب بسزاست: مبتدی در این فن، از شرح و تفسیر کلام خدا، هم به‎صورت افراد در کلمات و هم در جملات، بهره می‎برد. برای استفاده از این کتاب، لازم است ابتدائیات قواعد نحو را بلد باشیم. برای پیشگیری از اطاله کلام، نویسنده در این اثر، شیوه اختصار و ایجاز را برگزیده؛ البته در برخی موارد در شرح، توسعه بیشتری داده است که به جهت نیاز مطلب به این امر بوده است. در برخی موارد به آیه سوره سابق یا سوره بعدی احاله شده است؛ مثلا در قصه اصحاب سبت که در سوره اعراف به‎تفصیل از آن بحث شده، در سوره‎های بقره و نساء و مائده به آن اشاره شده است که این کار نیز به جهت رعایت اختصار صورت گرفته است. استعاذه و بسمله، برای یک بار در ابتدای کتاب شرح شده است. سوره فاتحه شماره خاصی نخورده است و صرفا به اسمش آدرس داده شده است. درباره سایر سوره‎ها، به‎ترتیب بقره با شماره 2، آل عمران با شماره 3 و... شماره‎گذاری شده و در جایی که دو شماره داده شده است، شماره اول اشاره به آیه و شماره دوم اشاره به سوره دارد؛ مثلا شماره (20/5)، یعنی آیه بیستم از سوره مائده و... ولی در جایی که صرفا یک شماره ذکر شده است، آن شماره مربوط به رقم سوره می‎باشد. ضمیرهای «إياك» و «إياكم» و... مبنی بر آنچه آخر لفظ به آن منتهی می‎شود بشمار آمده است. وجوه قرائات و نتایج اعرابی حاصله از آن در این کتاب آمده است. البته این امر با قصد موجزنگاری در این کتاب منافاتی ندارد؛ چراکه هدف از نگارش آن، علم به جمیع وجوه اعراب به‎منظور فهم بهتر قرآن کریم بوده است. در بخشی از کتاب در توضیح کلمه «عالمین» در سوره حمد می‎خوانیم: عالمین، جمع عالم (به فتح لام) است. جمع بسته شده، چون عوالم هستی مختلف و متفاوتند و این پاسخی است به کسانی که قائلند عالم اسم جنس است و بر ماسوای الله صدق می‎کند و جمع در عربی بر سه فرد و بیشتر اطلاق می‎شود. به دلیل تغلیب عقلا بر غیر عقلا این کلمه با یاء و نون جمع بسته شده... مقاتل می‎گوید: عالمون، شامل هشتاد هزار عالم می‎شود که چهل هزار آن در خشکی و چهل هزار در دریاست. جمع مذکر سالم بسته شدن ا ین کلمه هم به دلیل تغلیب عاقلان بر غیر عاقلان است. عالم مشتق از علامت است؛ زیرا عالم هستی علامتی است بر وجود خالقش و دلالت بر وجود خالق و صانع و وحدانیت او دارد... جلد هفتم به تفسیر سوره‌های قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر و یس می‌پردازد.
اضواء البيان في ايضاح القرآن بالقرآن المجلد 6
نویسنده:
محمدامين شنقيطي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اضواء البيان في ايضاح القرآن بالقرآن نوشته محمدامین بن محمدمختار شنقیطی می باشد. این تفسیر از جهت نسبت به مولف ناتمام است: زیرا تا جلد هفتم (آخر سوره مجادله) را خود نویسنده تفسیر كرده است و بقیه را شاگردش، عطیه محمد سالم كه مجموعا 9 جلد می‏شود و جلد دهم نیز در حقیقت ربطی به تفسیر ندارد ومجموعه‏ای است از دیگر نگارش‏های مولف. موضوعات این رساله‏ها عبارت‏اند از: ناسخ و منسوخ، دفع ایهام اضطراب از آیات قرآن و منع جواز مجاز در قرآن. مفسر از روش تفسیر قرآن به قرآن بهره جسته است و بر مذاق مذهب سلفیه رقم زده است و عقاید شیعه و دیگر مذاهب اهل سنت را مورد حمله قرار می‏دهد. در تفسیر آیات بیشتر از آنكه به شرح مفردات ومباحث لغوی بپردازد به تبیین محتوای آیات همت می‏گمارد. بحث‏های فقهی و كلامی همه مذهب‏های چهارگانه اهل سنت را با مقایسه و نقد و انتخاب ذكر می‏كند. از ویژگیهای این تفسیر، بحثهای زبانشناسی و قواعد لفظی مرتبط با قواعد تفسیر است كه در مقدمه ذكر شده است. از جمله این مباحث، بحثی درباره انواع بیان در قرآن است. مثلا بیان‏های مجمل قرآن را به چند قسم تقسیم می‏كند: اجمالی كه به خاطر اشتراك لفظی حاصل شده است؛ مجمل‏هایی كه بخاطر وجود احتمالات و ضمایر نامشخص آن حاصل شده است؛ بیان‏هایی كه در آن پرسش شده و در جای دیگر پاسخ آن آمده و... در جلد ششم به تفسیر سوره‌های نور، فرقان، شعراء، نمل، قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر، یس و صافات پرداخته شده است.
أيسر التفاسير لكلام العلي الكبير المجلد 4
نویسنده:
أبوبكر جابر جزائري
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
أيسر التفاسير لكلام العلي الكبير اثر ابوبكر جابر الجزائرى، تفسير سى جزء قرآن كريم مى‌باشد كه به زبان عربى و در سال 1406ق نوشته شده است. انگيزه نویسنده از تدوین اثر حاضر، نياز مسلمانان امروز به فهم بهتر كلام خداوند كه مصدر شريعت، راهنماى هدايت و شفاى دردهاى مردم مى‌باشد، عنوان گرديده است. کتاب با دو مقدمه از نویسنده آغاز و مطالب دربردارنده تفسير سى جزء قرآن، در پنج جلد مى‌باشد. جزء اول تا ششم، در جلد اول و جزء هفتم تا سيزدهم در جلد دوم کتاب جاى گرفته است. از جزء چهاردهم تا جزء نوزدهم در جلد سوم، از جزء بيستم تا بيست‌وپنجم و از جزء بيست‌وششم تا آخر قرآن، در جلدهاى چهارم و پنجم آمده است. در مقدمات نویسنده، توضيحاتى پيرامون امتيازات و ویژگى‌هاى کتاب، ارائه گرديده است. برخى از امتيازات و ویژگى‌هاى اثر حاضر را مى‌توان در مؤلفه‌هاى زير خلاصه نمود: * رعايت تناسب و حد وسط میان اختصار و موجزگویى بسيار كه مخل فهم مراد نویسنده باشد و نيز اطناب و تطویلى كه ممل و ملال‌انگيز است. * تبعيت از روش و مسلك علماى پيشين در عقايد، اسماء و صفات. * التزام به عدم خروج از مذاهب اربعه در احكام فقهى. * خالى بودن کتاب از هرگونه اسرائيليات، اعم از صحيح يا سقيم آن؛ مگر زمانى كه فهم آيه، مستلزم این امر باشد. * پرهيز از پرداختن به اختلافات تفسيرى. * التزام به رأى ابن جرير طبرى در تفسيرش در مواردى كه درباره آيه‌اى، بين مفسرين اختلافى وجود داشته است؛ البته در برخى موارد نيز از رأى او، عدول شده است. * خالى بودن کتاب از مسائل نحوى، بلاغى و شواهد عربى. * عدم اشاره به قرائات، مگر در موارد بسيار نادرى كه ضرورتى مانند توقف معناى آيه بر آن وجود داشته باشد. اما نسبت به احاديث، به صحيح و حسن اكتفا گرديده و به موارد غير آن، اشاره نشده است. * پرهيز از ذكر اقوال؛ هرچند در مورد مسأله‌اى، اقوال مختلف و بسيارى نقل شده باشد و همچنين التزام به معنى راجح و معناى موردپسند جمهور مفسرين و سلف صالح. * دورى از هر امرى كه باعث پراكندگى ذهن و پرداختن به جدل گردد. به‌خاطر همین امر، نویسنده کتاب را به‌صورت دروس منظمى قرار داده و هر آيه را، درسى واحد قلمداد نموده و پس از ذكر هر آيه، به شرح كلمات و سپس، تبيين معناى آن پرداخته و آنگاه، هدايت و مقصود از آيه را توضيح داده است. در مواردى نيز دو آيه، سه آيه، چهار آيه و يا پنج آيه، تحت یک درس بررسى شده است و هيچ‌گاه این امر از پنج آيه، تجاوز نكرده است مگر در موارد نادر كه این امر، به‌خاطر وحدت موضوع و ارتباط معناى آيات، رعايت شده است. در جلد چهارم به سوره‌های نمل، قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر، یس، صافات، ص، زمر، غافر، فصلت، شوری، زخرف پرداخته شده است.
نفحات الرحمن في تفسير القرآن المجلد 5
نویسنده:
محمد بن عبدالرحيم نهاوندي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مؤسسة البعثة,
چکیده :
نفحات الرحمن في تفسير القرآن تأليف محمد نهاوندى، شامل تفسير تمام سوره‌هاى قرآن است. تأليف كتاب در چهار جلد در سال 1369ق به پايان رسيده و در سال 1370ق چاپ آن كامل گرديده است. اين تفسير به دو زبان فارسى و عربى نگاشته شده است تا از اين رهگذر استفاده و بهره‌گيرى از آن براى همگان ميسر گردد. مفسر محترم پس از نقل آيات، ابتدا به تفسير فارسى مى‌پردازد و آنگاه مطالب را به‌گونه مفصل به زبان عربى بيان مى‌كند. تقريباً يك چهارم مجموعه كتاب را بخش فارسى آن به خود اختصاص داده است كه مى‌تواند به‌صورت مستقل چاپ و براى فارسى‌زبانان مورد استفاده قرار گيرد. مؤلف گرانمايه، قبل از ورود به تفسير، مباحثى از علوم قرآن را به عنوان مقدمه و با نام «طرفه» بيان كرده است كه مجموع آن به چهل بحث مى‌رسد. اهم آن مباحث عبارتند از: اعجاز قرآن، نزول قرآن، جمع‌آورى قرآن، نام‌هاى قرآن، صيانت قرآن از تحريف، ترتيب و تقسيم‌بندى و نام‌هاى سور، محكم و متشابه و تفسير و تأويل، حروف مقطعه، نسخ در قرآن، ظهر و بطن قرآن، رفع تناقض در آيات، برترى قرآن بر ساير كتب آسمانى، تعليم و تعلّم، تلاوت و حفظ قرآن، برترى برخى سور و.... مفسّر گرانقدر همانند تفسير صافى، آيات را با بيانات تفسيرى پيوند داده و در هر يك از قسمت‌هاى آيه، به تناسب از بحث‌هاى ديگر استفاده كرده است؛ به عنوان نمونه در ذيل آيه 4 سوره بقره چنين آورده است: و الذين يؤمنون و يصدقون تصديقاً حقيقياً لسانياً و جنانياً بما أنزل من السماء متدرجاً إليك من القرآن و جميع احكام شريعتك...و ما أنزل من الكتب على ساير الانبياء من قبلك . و بدين‌شكل تفسير قرآن كريم را با بيانات تفسيرى، شأن نزول‌ها، روايات و به تناسب با ذكر مباحث فقهى و كلامى به پايان مى‌برد و در ضمن بيان اين مباحث، نظرات خود را نيز بيان مى‌دارد. استفاده گسترده مرحوم نهاوندى از روايات گوناگون، جلوه‌اى خاص به تفسير بخشيده است. وى در پيشگفتار كتاب مى‌گويد: من كوشش فراوانى را براى نقل روايات وارده از طريق عامه و خاصه نموده‌ام «بالغت في الجد بنقل ما وصل الىّ بطرق الخاصة و العامة من الروايات». بهره‌گيرى فراوان مؤلف محترم از روايات به‌گونه‌اى است كه اين تفسير را مى‌توان تفسير روايى دانست. روايات نقل شده در اين كتاب تنها روايات تفسيرى نيست بلكه به هر مناسبتى از روايات بهره برده است؛ مثلاً ذيل آيه امر به معروف و نهى از منكر روايات متعددى نقل مى‌كند كه قطعاً جنبه تفسيرى نداشته و صرفاً تأكيدى بر مفهوم آيه و اهميت و فضيلت اين فريضه الهى است. هچنين از اين نمونه است، رواياتى كه در بيان تاريخ امم گذشته آورده است. در نقل روايات از منابع فراوانى سود جسته است كه خود در خاتمه مقدمه از آنها نام برده است: 1.جوامع الجامع 2.بحار الانوار، 3.حاشيه كتاب اسرار التنزيل، 4.تفسير صافى، 5.مفاتيح الغيب، 6.الاتقان، 7.اسرار التنزيل، 9.روح البيان و 10.وسائل الشيعة. مرحوم نهاوندى در ارتباط با روايات و اخبار اسرائيلى به شدت موضع‌گيرى مى‌نمايد و آنها را با معيار عقل و كتاب سنجيده و مردود مى‌شمارد؛ به عنوان نمونه ذيل آيه «و اتّبعو ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكنّ الشياطين كفروا يعلّمون النّاس السحر...» پس از نقل برخى از روايات در اين زمينه مى‌گويد: «لا يخفى انّ الروايات التي تكون موافقة لما اشتهر بين العامه لا بدّ من حملها على التقيّه لمخالفتها للكتاب و العقل و قال بعض العامة إنّ مدارها ماروته اليهود و أما توجيهها بالذى تكلّفه الفيض و بعض العامة ففى غاية البعد و حملها على كونها أسرارا لا يناسب رواتها كعطاء و ابن الكوّاء لبداهة عدم كونهما من أهل السر و الفهم. و الحاصل أنّ الروايات الدالة على عصيان الملكين بالشرك و الزنا و شرب الخمر و قتل النفس و مسخ الزهرة مما يجب ردها او رد علمها إليهم عليهم‌السلام». يكى از مواردى را كه مفسر مورد توجه قرار داده است ذكر شأن نزول‌هاى وارده است و چون شأن نزول‌ها به‌صورت روايت مى‌باشند لذا اين خود بخشى از مسأله بهره‌گيرى از روايات به‌حساب مى‌آيد. آنچه لازم به ذكر است، اين‌كه اصولاً مؤلف پس از نقل روايات در هر قسمت در صورتى‌كه بين آنها تعارض و اختلافى باشد درصدد جمع بين آنها برمى‌آيد و به‌گونه‌اى تخالف و تضاد بين آنها را برطرف مى‌سازد. يكى ديگر از برجستگى‌هاى اين تفسير تلاش گسترده مفسّر، در بيان ارتباط سور و آيات است امّا اين‌كه تا چه اندازه در اين جهت موفق بوده است، مجال ديگرى مى‌طلبد.اين امر ناشى از انديشه مفسّر در اين بحث است، چه اين‌كه در مسأله جمع‌آورى قرآن و اين‌كه آيا قرآن به‌صورت موجود و با همين ترتيب در زمان شخص پيامبر اكرم(ص) شكل گرفته يا اين ترتيب پس از آن‌حضرت توسط اصحاب صورت پذيرفته، دو ديدگاه وجود دارد: برخى بر اين باورند كه ترتيب سور و آيات در زمان پيامبر اكرم(ص) و با نظارت حضرتش صورت نپذيرفته و اصحاب قرآن را بدين‌شكل جمع‌آورى كرده‌اند. در مقابل برخى اعتقادى جز اين دارند و اصرار مى‌ورزند همان‌گونه كه اصل قرآن وحى الهى است و در مطالب آن هيچ‌گونه تصرّفى صورت نگرفته است، در چينش آيات و سور نيز امر الهى دخالت داشته و نظارت پيامبر اكرم(ص) بر اين امر مانع هرگونه تصرّف در نظم و ترتيب آيات و سور شده است و به اصطلاح معتقدند كه ترتيب آيات و سور توقيفى است (گر چه همگان بر اين واقعيت اذعان دارند كه شكل موجود قرآن طبق نزول آن نيست) و مرحوم نهاوندى(ره) از دسته دوّم به‌شمار مى‌رود و بحثى را در مقدمه كتاب در همين جهت به ميان آورده و در فرازهايى از آن چنين مى‌گويد: «لا ريب أنّ لآيات الكتاب العزيز و سوره ترتيباً مرضياً عندالله ثابتاً في اللوح المحفوظ منزّلاً على النبي صلي اللّه عليه و اله بواسطة جبرئيل عليه‌السلام لأنّ حسن الترتيب و النظم ممّاله مدخل تام في حسن الكتاب و في القرآن المجيد الذي هو أحسن الكتب و مطالبه أحسن الحديث و على هذا لابدّ أن يكون نظمه و ترتيبه من قبل الله و لا يكون من البشر...». و تا آنجا پيش مى‌رود كه به نقل از برخى بزرگان مى‌گويد: «اكثر لطائف القرآن مودعة في الترتيبات و الروابط و قال آخر من تأمل في لطائف نظم السور و في بدايع ترتيبها علم أنّ القرآن كما أنّه معجز بحسب فصاحته و شرف معاينه فهو ايضاً معجز بسبب ترتيبه و نظم آياته». بديهى است كه چنين انديشه‌اى در عمل تأثير به‌سزايى گذاشته و مفسر را بر اين داشته است كه كوشش فراوانى در جهت ارتباط سور و آيات بنمايد. به عنوان نمونه در پايان سوره نساء و قبل از شروع در تفسير سوره مائده مى‌گويد: «و من لطائف هذه السورة المباركة...» خداوند اين سوره را با بيان قدرت كامل خويش آغاز نمود، آنجا كه مى‌فرمايد: «خلقكم من نفس واحدة» و در پايان سوره، علم كامل خويش را بيان كرد «و هو بكل شي عليم» و اين دو صفت، مرجع تمامى صفات خداوند و ثابت كننده الوهيت و ربوبيّت است و از آنجا كه اين دو (الوهيت و ربوبيت) اطاعت و انقياد كامل عبدرا موجب مى‌شود، لذا به دنبال آن، سوره مائده را آورده كه در آن امر به اطاعت جميع احكام شده است، چرا كه احكام خود عقد و عهد الهى است». و بدين‌شكل در هر سوره‌اى، سعى در ايجاد ارتباط با سوره قبلى دارد و همين ارتباط را در آيات نيز دنبال مى‌كند مثلاً: در ارتباط آيه: «و آتوا اليتامى اموالهم...» با آيه بعد از آن كه مى‌فرمايد: «و إن خفتم أن لا تقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء...» سخنان گوناگون و مختلفى گفته شده است امّا مرحوم نهاوندى چنين مى‌گويد: «لمّا كان تولي امر اليتيم و حفظ ماله في الأغلب لازماً لكفالته و عشرته... فانكحوا و تزوّجوا ما طاب لكم و من يوافق ميل قلوبكم من النساء فا شأنهنّ حضانة الاطفال...» يعنى از آنجا كه سرپرستى يتيم و حفظ اموال وى غالباً ملازم با معاشرت اوست و اين روشن است كه بچه كوچك نوعاً پيشنهادات و خواسته‌هايى دارد كه در بسيارى از موارد موافقت با آنها امكان ندارد و مردان نمى‌توانند او را از خواسته‌هايش منصرف نمايند، به‌ويژه اگر بچه لجباز و بد اخلاق باشد. اينجا است كه مرد به ستوه آمده و چه بسا يتيم را بزند، دشنام دهد و بالاخره بر او تعدى روا دارد لذا خداوند راه فرار از اين مشكله را نشان داده و فرموده است اگر ترس از اين داريد درباره ايتام عدالت را رعايت نكنيد پس با هر زنى كه مايليد و مورد رضايت شما است ازدواج كنيد كه شأن و كار زن نگهدارى بچه‌ها و مدارا با آنان و نيز تدبير و به كارگيرى روشهاى گوناگون در راضى نگه داشتن بچه‌ها و منصرف نمودن آنان از خواسته‌هايشان است...». و در پايان مى‌گويد: «اعلم أنّ ما ذكرته من وجه النظم هو الذي سنح بخاطري و قوى في نظري». آنجا كه سخن از بحث‌هاى كلامى به ميان مى‌آيد، مفسر از اين فرصت بهره جسته و به تفصيل وارد اين‌گونه بحث‌ها مى‌شود و در اين بين سخنان فخر رازى را نقل و سپس درصدد ردّ آنها برمى‌آيد؛ براى نمونه مى‌توان به بحث عصمت انبيا ذيل آيه: «فتلقّى آدم...» و بحث جبر و اختيار ذيل آيه «ختم الله على قلوبهم...» و مسأله امامت و ولايت ذيل آيه «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولوالامر منكم...» اشاره كرد كه همت مؤلف مصروف بيان نظرات و ديدگاه‌هاى مذهب شيعه گرديده است. نظر به اينكه بخش عمده‌اى از قرآن كريم را آيات احكام تشكيل مى‌دهد، طبيعى است كه بسيارى از مفسران به تناسب به مباحث فقهى بپردازند و در اين بين برخى به تفصيل و پردامنه اين مباحث را دنبال كرده‌اند تا آنجا كه تفسيرشان چهره تفسيرى فقهى به خود گرفته است.امّا مفسر گرانقدر تفسير نفحات الرحمن در بحثهاى فقهى، ابتدا چند روايات را ذكر و سپس به استناد آنها نظر خود را بيان مى‌كند.مثلا ذيل آيه «و للّه على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا» [۶]پس از نقل برخى از روايات درباره استطاعت، مى‌گويد:در صورتى كه انسان خرج رفت و برگشت به حج را داشته باشد ولى پس از بازگشت زندگى‌اش با مشقت بگذرد مستطيع نيست؛ و برخى رواياتى را كه به ظاهر مخالف با اين حكم است، حمل به استحباب مى‌نمايد. به هر صورت، گرچه در اين تفسير بحثهاى ادبى بچشم نمى‌خورد ولى بهره‌گيرى مفسر از پاره‌اى نكات و كلمات ديگر مفسران و با توجه به ویژگی‌هاى بر شمرده شده مى‌توان تفسير مذكور را تفسيرى كاملا قابل استفاده براى علاقه‌مندان به پژوهش در قرآن مجيد و بحثهاى تفسيرى دانست. جلد پنجم کتاب به تفسیر سوره‌های قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر، یس، صافات، ص، زمر، غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد و فتح می‌پردازد.
  • تعداد رکورد ها : 54