جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 281
تبيين فلسفی آموزه «عدل» در اندیشۀ كلامی صدرالمتألهین
نویسنده:
مهدی گنجور، مجيدصادقی حسن‌آبادی، محمد بيدهندی،فروغ‌السادات رحيم‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آموزة «عدل الهي»، يکي از مباحث مهم کلامي است که از ديرباز مورد توجه انديشمندان و فيلسوفان شرق و غرب بوده است. تحقيقات گسترده عدل‌پژوهان، از دغدغه و اهتمام جدي صاحبان انديشه به اين مسئله حکايت دارد؛ از افلاطون و ارسطو در يونان باستان گرفته تا فارابي و ابن‌سينا و فيلسوفان مسلمان و سپس تا عصر حاضر، هر يک به نحوي با موضوع عدالت درگير بوده و بخشي از آثار فلسفي خود را به آن اختصاص داده‌اند. در اين ميان، نگرش فلسفي صدرالمتألهين به مسئلة عدل الهي، کمتر مورد عنايت پژوهشگران واقع شده است. نظر به اين ضرورت و خلأ پژوهشي، نوشتار حاضر به سبک مسئله‌محور و با مراجعه به منابع معتبر و کاوش در آثار فلسفي و تفسيري صدرالمتألهين، ضمن تحليل ماهيت و جايگاه عدل در انديشة وي، سه ساحت از عدل الهي (عدل تکويني، تشريعي و جزايي) را (که تلويحاً و به نحو پراکنده در مواضع مختلف از آثار وي مورد اشارت قرارگرفته) استنباط و تبيين كرده است.
صفحات :
از صفحه 171 تا 193
خداوند از منظر الهيات پويشی و ملاصدرا
نویسنده:
حامد ناجی اصفهانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
گفتار حاضر از آنرو كه به بررسي تطبيقي دو جريان فکري نظر دارد، در دو بخش سامان يافته است: الف) الهيات پويشي: اين جريان فکري که در قرن بيستم ظهور يافت، يکي از فرايندهاي تکاملي انديشه خردورزان حوزۀ دين است. اينان با توجه به تمام مناقشات موجود در قرون وسطي و دين‌گريزي مدرنيته، در پي عرضه نويني از الهيات دينيند که در طي آن مفاهيم گوناگوني همچون خداوند، سرمديت خداوند، قدرت وي، چگونگي شرور در عالم، جهان هستي، چگونگي ارتباط خداوند با جهان هستي، تعامل تغيير در جهان با خداوند را مورد بازکاوي قرار ميدهند. اين طرح نو که توسط آلفرد نورث وايتهد بنا نهاده شد و بوسيله چارلز هارت شورن و ديويد راي گريفين تفصيل يافت، اکنون بعنوان يکي از مکاتب رايج الهياتي و ديني در محافل غربي مورد گفتگوست. اين ديدگاه از دو سو قابل توجه است: 1. قرائتي نو از الهيات ديني که همگامي آن با متون مقدس مورد بحث است. 2. ارائة طرحي نو از هستي شناسي و چگونگي تعامل خداوند با جهان. ب) حکمت متعاليه صدرايي: حکمت متعاليه که نخستين بار بنيانهاي فلسفي آن توسط صدرالدين محمد شيرازي پي نهاده شد، در سه مرحله تکامل يافت: 1) مرحله سينوي در فهم وجود؛ 2) تشکيک وجود؛ 3) وحدت شخصي وجود. اگرچه ملاصدرا در طي کتاب بزرگ خود يعني الاسفارالاربعة به تمايز اين سه مرحله اشارتي نکرده است، ولي تحول آراء وي در طي رساله هاي گوناگونش بيانگر اين سير تکاملي ميباشد. وي با کشف اصالت وجود، در پي آن برآمد که فهم وجود را از مرحله مفهوم به مصداق تعميم دهد و سرانجام مجبور گرديد طرح وارۀ نويني را در نسبت خداوند با جهان هستي عرضه دارد که همين مهم عملاً در سه مرحله براساس سير فکري وي، قابل بازشناسي است. اين نگرشِ نوين به مفهومِ وجود، عملاً بيشتر مفاهيم الهيات ديني را درنورديد و وي را بر آن داشت که قرائتي نو از الهيات ديني عرضه دارد. نگارندۀ بر اين باور است که نظام تشکيکي وي برخلاف نظام وحدت شخصي او كه در حال تطور بوده، نظامي نسبتاً کامل است و نکتة درخور توجه در اين مقام، همگامي نسبي بنيان وحدت تشکيکي وجود با الهيات پويشي مسيحي است و البته چنانکه بيان خواهد گرديد، نظام صدرايي در فهم آموزه هاي ديني و تطبيقي از الهيات پويشي کارآمدتر بوده و بسيار دقيقتر ميباشد. از اينرو نوشتار حاضر، افزون بر طرح بحث الهيات پويشي و دستاوردهاي جديد آن در مفاهيم ديني، به مقايسه آن با دستگاه حکمت تشکيکي ملاصدرا پرداخته و وجوه قوّت و ضعف آن را مورد بررسي قرار خواهد داد.
صفحات :
از صفحه 59 تا 78
هرم الوجود
نویسنده:
مهدي حائري يزدي؛ مترجم: محمد عبدالمنعم خاقاني
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار الروضة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
هرم الوجود معرب شده کتاب هرم هستی، تحلیلی از مبادی هستی‎شناسی تطبیقی نوشته مهدی حائری یزدی، پژوهشی تطبیقی و مستند است، در جهت مقایسه و تطبیق مبادی هستی‎شناسی اسلامی و غربی و نقد مبانی فلسفی غرب. کتاب هرم هستی، از آثار برجسته در حوزه متافیزیک به شمار می‎رود و از محتوای اثر چنین برداشت می‎شود که مرحوم حائری سعی زیادی نموده تا بتواند با مقایسه برخی مباحث فلسفه اسلامی با مباحث مطرح در متافیزیک غربی، عمق و اصالت فلسفه اسلامی را نشان دهد. بدون تردید، این اثر در زمان حیات ایشان و در زمانه‎ای که مباحث فلسفی و متافیزیکی غربی، حضور تازه و متفاوتی را در فرهنگ و جامعه ما تجربه می‎کردند، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. کتاب دارای یک مقدمه‎ و دوازده بخش است. نویسنده نظریه «هرم هستی»، ابتدا در رساله دکترای خود مطرح می‎کند، رساله‎ای که در خصوص علم حضوری که یکی از مهم‎ترین مباحث معرفت‎شناسی است، نگاشته شده و در دانشگاه تورنتو کانادا دفاع شده است. در هرم هستی، مرحوم حائری بر این باور است که هستی‎شناسی، دانش برترین و برترین دانش‎های انسانی، به معنای فراگیرترین دانش‎ها به لحاظ خصوصیت مفهوم وجود است. مرحوم حائری یزدی، به بخش‎بندی ویژه‎ای در بحث از هستی قائل بودند که به عبارت بود از «اطلاق قسمی» و «اطلاق مقسمی» او «وجود مطلق» و «مطلق وجود» را متمایز از یکدیگر دانسته و بر مبنای این شناسایی، معتقد بود که بسیاری از مشکلات فلسفه شرق و غرب آسان شده و راه اندیشه هستی را برای استنباط و درک واقعیت یکتایی هستی همواره ساخته است. ایشان در هرم هستی بر این باور است که مراتب متفاوت هستی در هرم انتولوژیک توحیدی ایشان، در عین اختلاف و کثرت و گوناگونی‎ها و میناگری‎های ظهور و تجلیات از یکسو و اختلاف در شدت و ضعف و پیشی و پسی از سوی دیگر، همه از یک وحدت ناگسستنی و این‎همانی عینی و تحققی سرچشمه می‎گیرد. نظریه هندسی هرم هستی و انتولوژی توحیدی زیربنای تمام تحلیل‎های دیگر مرحوم حائری در مباحث جهان‎شناسی و جامعه‎شناسی و حقوق بشر و انسان‎شناسی و سیاست مدرن و مباحث نفس است و لذا از اهمیت بنیادی در میان آثار ایشان برخوردار است. مرحوم حائری در ذیل بحث از قاعده الواحد و ارتباط آن با نظریه هرم هستی، با تفکیک علیت از صدور، بحث هیوم در خصوص علت و معلول را بحثی در حیطه نخست یعنی علیت می‎داند نه در حیطه بحث از صدور و افاضه. این تفکیک برای بحث از نظریه هرم هستی از اهمیت بسیاری برخوردار است. گذشته از این، برای مرحوم حائری، یکی از انگیزه‎های تألیف هرم هستی، فقدان این تصور است که وجود دارای مراتب است. ایشان بر این باور است که این تمایز در فلسفه غرب به‎خوبی مطرح نشده است. ازاین‎رو در بخش‎های ابتدایی این کتاب، کیفیت تصور فیلسوفان غرب از مفهوم وجود مطرح می‎شود و بدین نتیجه رهنمون می‎شود که اندیشمندان غربی تقسیمات ارسطویی درباره وجود اشتباه بزرگی کرده‎اند و بر اساس این اشتباه بزرگ تاریخی، نتایج مختلف و بعضاً پارادوکسیکالی در هستی‎شناسی گرفته‎اند. از نظر وی، برهان صدیقین بهترین و اطمینان‎بخش‎ترین روشی است که می‎تواند انسان را به حقیقت ارتباط میان خالق و مخلوق آگاه سازد. علاوه بر این، به‎واسطه این برهان می‎توان نظریه هرم هستی یا مخروط وجود را که سازگار با رویکرد وحدت وجود در فلسفه است ارائه نمود. ایشان با بهره‎گیری از روش جدول ارزشی که یکی از مباحث مهم در منطق جدید است، تلاش می‎کند تا به نتیجه روشن و یقینی‎ای در برهان صدیقین دست پیدا کند. مؤلف در مقدمه کتاب پیرامون بی‎همتایی فلسفه اسلامی سخن به میان آورده، هستی‎شناسی از دیدگاه اسلام را یک دیدگاه ویژه تلقی می‎کند که از سوی ابن‎سینا با مهارتی بی‎نظیر طرح‎ریزی شده و به صدرالدین شیرازی و مسلک زیر بنایی اصالت الوجود منتهی گردیده است، در دیدگاه فلسفه اسلامی، حقیقت هستی و معنی و مفهوم آن به‎گونه‎ای تفسیر شده که در عین وحدت و حفظ یگانگی، این حقیقت مانند حقیقت نور از بخشی از کثرات همچون شدت و ضعف و بیشی و کمی و... برخوردار است؛ و همچنان که یک پدیده طبیعی افزایش و تکامل طبیعی می‎یابد بدون اینکه هویت عینی خود را از دست بدهد، به همین نحو حقیقت هستی نیز یک واحد عینی و شخصی است که می‎تواند در تمام مراحل متفاوت خود گسترش یافته و از نوع کثرات هر چند به‎صورت نامتناهی باشد، به یگانگی و هویت شخصی و عینی حقیقت آن آسیبی وارد سازد. نگارنده در بخش نخست کتاب، بحث هستی‎شناسی را به میان آورده و شناخت هستی را سرسلسله علوم و مبدأ المبادی همه شناخت‎ها معرفی می‎کند و بیان می‎دارد که قبل از ورود در بررسی تطبیقی باید از مشرب حکمای اسلامی در این مبحث اطلاع بیشتری داشته باشیم تا بعد با یک شناخت بهتر و عمیق‎تر مکاتب غرب را بتوانیم بررسی نماییم و مصطلحات آن را بفهمیم که چه هستند و چه می‎خواهند بگویند. در بحث بعدی مؤلف در مورد تقسیمات ارسطویی از هستی، بیان می‎دارد که ارسطو معتقد است جوهر یک مصداق از مصادیق و انقسامات وجود است ولی فلاسفه غرب می‎گویند که در کلمات ارسطو وجود، تعریف به جوهر شده است و گاهی در خود کلام ارسطو هم از نظر حکمای غرب اختلاف است، زیرا بعضی وقت‎ها او می‎گوید وجود مستقل، جوهر است و گاهی وجود را مثال می‎زند به وجود در شیء دیگر، مثل وجود اعراض که در شیء دیگر است. نگارنده پس از جمع‎بندی بحث، مطالب بیان شده را مقدمه‎ای می‎داند برای این نکته که اقسام و مصادیق عینی وجود غیر از خود مفهوم و تعریف مفهوم وجود است، اقسام وجود را حکمای اسلامی بدین گونه تفصیل داده‎اند: 1.
اصالت وجود و اصالت ماهیت؛ مواجهه دو مسئله فلسفی یا دو نظام فلسفی؟
نویسنده:
رضا اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله اصالت وجود و اصالت ماهیت در ابتدا ممکن است به صورت دو مسئله مقابل هم جلوه نمایند ولی در واقع دو نظام با مجموعه‌ای از اصول در تقابل با یک‌دیگر قرار گرفته‌اند که در صف مقدم آن دو، اصالت وجود و اصالت ماهیت قرار دارند. برای مثال، توجه به دلیل مبتنی‌بر حرکت اشتدادی نشان می‌دهد که ملاصدرا نظام مبتنی‌بر اصول اصالت ماهیت، نفی حرکت اشتدادی در ماهیت، و تلقی خاص مشائیان از حرکت در کیف را مورد نقد قرار داده است. از سوی دیگر اصالت وجود به‌تنهایی در مواجهه با حرکت اشتدادی کارایی ندارد و نیازمند قرارگرفتن در نظامی متشکل از نظریات اصالت وجود، وحدت وجود، و اشتداد وجود است. بنابراین ملاصدرا نوع نگاه خود به عالم و تصویر برآمده از آن را در مقابل نوع نگاه طرف‌داران اصالت ماهیت و تصویر برآمده از آن نگاه قرار داده و به صحت تصویر خود حکم کرده است هرچند که در مقام انتقال تصویر ذهنی خود از واقعیت به دیگران، مجبور به تقطیع بخش‌های متفاوت این تصویر از یک‌دیگر و آوردن آن‌ها در یک ترتیب خطی شده است.
صفحات :
از صفحه 21 تا 36
مبانی عقلی ولایت در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
ندا درخواه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ولایت، حقیقتی است که هم بر خدا و هم بر انسان اطلاق می شود . ملاصدرا ولایت انسان را به ولایت عام و خاص تقسیم می کند که ولایت عام قرب اهل ایمان به خداوند است. قرب خاص، فنای ذاتی و صفاتی و افعالی انسان در حضرت حق است. از نظر ملاصدرا، مقام ولایت، مقام انسان کامل است که در قوس نزول با تنزل ولی یا انسان کامل، مراتب هستی ایجاد می شود. ملاصدرا این مقام را بر اساس مبانی وجود شناختی خود تبیین می کند که بر طبق مبانی چون اصالت وجود و تشکیک وجود و قاعده الواحد و وجود رابط و مستقل ، "ولی" به عنوان فیض منبسط، صادر اول بلاثانی است که مراتب هستی تنزلات وجودی او هستند .در قوس صعود نیز مبانی انسان شناختی ملاصدرا، ترسیم کننده حقیقت و جایگاه " ولایت" است . ولایت امری اکتسابی است و هر انسانی به میزان شناخت حقیقت وجودی اش و تلاش در جهت کمال عقل نظری و عملیخود در مرتبه ای از "ولایت" قرار می گیرد و متناسب با مرتبه وجودی اش، قرب به حضرت حق می یابد و انسان کامل که علت وجودی در قوس صعود و علت غایی در قوس نزول است در بالاترین مرتبه ولایت قرار گرفته است." ولی" به طور کلی،به عنوان خلیفه خداوند، واسطه فیض وجودی و کمالی موجودات است.
بررسی منطقی معناشناختی وجود در حکمت متعالیه از دیدگاه فلسفه تحلیلی
نویسنده:
مرتضی کربلاییلو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بخش اول این پایان‌نامه نشان می‌دهد «وجود» در کاربردی که ملاصدرا از آن دارد اولا مدلول واقعی دارد و ثانیا مصحح هر نوع معناست. و باید در مقوله‌ی «ثبوت الشیء» اندیشیده شود. این دیدگاه با نظرگاه ارسطو که موجود را عبارت از چیستی می‌دانست و با دیدگاه میرداماد که جز معنایی مصدری برای «وجود» معنایی دیگر قائل نیست در تضاد است. وجود انتزاعی مدنظر میرداماد و ماهیت مدنظر ارسطو فقط در مقوله‌ی «ثبوت شیء لشیء» می‌توانند اندیشیده ‌شوند. ملاصدرا با کاوش در نوع مواجهه‌‌ای که ما با واقعیت داریم، به این نتیجه می‌رسد که «امر فراروی ما» از سنخ «نه- چیستی» است و سپس نام آن را «وجود» می‌گذارد.در بخش دوم بحث بر سر این است که وجودی که ملاصدرا از آن سخن می‌گوید بر مدلول خود دلالت مستقیم دارد و فاقد معنا (.....
روش‌شناسی «مواهب الرحمن  فی تفسیر القرآن» با تأکید بر مبانی و قواعد تفسیری آن
نویسنده:
زهرا جدیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفسران در طول تاریخ تفسیر، با روش های گوناگون به تفسیر قرآن پرداخته و هر یک به مراد خداوند نزدیک و گاه از آن دور شده اند، از این‌رو شناخت روشهایی که مفسر را به کشف مراد حقیقی خداوند نزدیک می سازد، دارای اهمیت است. از شاخصه های مهم در روش شناسی تفسیر، شناخت مبانی تفسیری است که بر اساس آن، مفسر از قواعد تفسیری متفاوتی بهره می گیرد. سید عبدالاعلی سبزواری از مفسران شیعه در قرن پانزدهم تفسیر «مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن» را بر پایه ی چندی از مبانی تفسیری پایه ریزی کرده است؛ از مهم ترین مبانی تفسیری وی می توان به نزول قرآن بر اساس اسلوب های بیانی زبان عربی و شیوه ی عقلایی محاوره، ارتباط معنایی آیات با یکدیگر، اصالت متن موجود، الهی بودن الفاظ، حجیت ظواهر، جامعیت، ذوبطون بودن، جاودانگی و جهان شمولی قرآن اشاره نمود. از جمله قواعد به کار گرفته شده بر پایه‌ی این مبانی، توجه به جایگاه کلمات و گزینش الفاظ، نبودن حرف زائد در قرآن، استشهاد به ظواهر آیات، اقامه ی دلیل برای خروج از ظاهر، رعایت تناسب میان معنای ظاهری و باطنی، مطابقت تفسیر با قواعد محاوره ی عرفی، در نظر گرفتن قرائن، توجه به لایه های معنایی آیات و معنای عام آیه، سنجش قرائت با قواعد ادبی، ارجاع متشابه به محکم و مجمل به مبین، توجه به مخصّص و مقیّد آیات عام و مطلق، جری و تطبیق و استخراج پیام کلی آیه می‌باشد. شاخصه ی دیگر در روش‌شناسی تفسیر، شناخت منابعی است که مفسر در تفسیر بدان استناد می نماید. مهم ترین استنادهای تفسیری مواهب الرحمن عبارت از قرآن، روایات معصومان(ع) و عقل و اجتهاد است؛ لذا روش عمده در این تفسیر جمع بین عقل و نقل است. این تفسیر را به لحاظ گرایش نیز می توان تفسیری هدایتی، اجتماعی، فلسفی و ادبی معرفی نمود.
بررسی موضوع قتال در قرآن و مقایسه آن با انجیل اربعه
نویسنده:
عبیر عقیل
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دراین پژوهش به بررسی موضوع قتال در قرآن و مقایسه آن با اناجیل اربعه پرداخته ایم. نخست رهیافت دین اسلام درباره خشونت را بررسی کرده ایم و دراصول دعوت اسلامی و راه های آن به شیوه هایی چون حکمت ، موعظه وجدال احسن مواجه می شویم . آزادی عقیده ، وعدم اکراه دینی نیز پی گیری شده است ؛ همچنین محدوده قتال در اسلام مهمترین عناوین بحثها را تشکیل می دهد و بیان این نتیجه که قتال در اسلام ماهیّت دفاعی دارد و به عنوان آخرین راه کار در نظر گرفته می شود نیز بحثی درخور اعتنا ست که در این فصل عنوانی مجزا به خود اختصاص داده است . در ادامه در جریان بیان اصالت در روابط بین المللی اسلام به طرح سه دیدگاه پرداخته ایم ؛ اصالت صلح و اصالت جنگ دو دیدگاه مشهور در این مسأله هستند و ما در طرح نظریه جدید ، به بیان اصالت گفتگو و ارائه استنادات لازم در جریان تبیین و دفاع از این نظر پرداختیم . ادامهبحث به بررسی قتل و قتال در اناجیل اربعه اختصاص دارد که در آن نشان دادیم که شعار گسترش دین از طریق شمشیر و خشونت در خصوص مسیحیان قابل انطباق است که آموزه های اناجیل و ابزار مختلف " تنصیر" گواهی غیر قابل انکاربر این مدعا ست . بالآخره ، مقایسه موضوع قتال بین قرآن کریم و اناجیل اربعه مورد بررسی قرار گرفته است . در خاتمه نتیجه کلی بررسی و پژوهشمسئله فوق بیان می داردکه اصالت در اسلام در گفتگو است هر چند که قتال و جهاد بعنوان آخرین راه کار مورد استفاده قرار می گیرد .
رابطه ولایت با خاتمیت براساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
محبوبه اسماعیل زاده نوقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عنوان رساله رابطه ولایت با خاتمیت براساس مبانی حکمت متعالیه می‌باشد. نگارنده با بهره‌مندی از مطالعات کتابخانه‌ای و جستارگرایی رایانه‌ای به بررسی دیدگاه مکتب فلسفی حکمت متعالیه پرداخته است.در این راستا آثار شارحان فلسفه صدرایی و نوصدراییان نیز مورد استفاده قرار گرفته است. (ولایت) از مباحث عمیق و مهم در فلسفه ملاصدرا محسوب می‌شود. این موضوع ریشه در مباحث اعتقادی شیعیان دارد و اهمیت پرداختن به آن بعد از مسئله خاتمیت دو چندان می‌گردد، زیرا از طریق (ولایت) که باطن رسالت محسوب می‌گردد مسئله ضرورت هدایت بشر توسط ائمه اطهار (علیه‌السلام) بعد از خاتمیت اثبات می‌گردد.اولیاءالله که جانشینان بر حق رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشند دارای ویژگی‌های خاصی می‌باشند که ضرورت وجود این ویژگی‌ها و اثبات وجود آن‌ها در اولیاء محمدیین در چهارچوب براهین عقلی حکمت متعالیه امکان‌پذیر می‌باشد. در ابتدا به تبیین و تعریف مسئله ولایت، جایگاه ولی در نظام هستی و راه نیل به ولایت پرداخته شده است.در بخش بعد، مسئله خاتمیت و اعتقاد به پایان یافتن ارسال انبیاء و ویژگی‌های برجسته خاتم‌الانبیاء مطرح گردیده است و بخش پایانی که هدف نگارنده و اصل رساله محسوب می‌شود به بررسی نسبت ولایت با رسالت و امامت می‌پردازد و پس از آن شاخصه‌های ائمه اطهار (علیهم‌السلام) از دیدگاه مکتب تشیع همچون عصمت،علم وولایت تکوینی در چهارچوب مکتب فلسفی حکمت متعالیه تبیین گردیده است.
نسبت علم و وجود از دید ملاصدرا و نتایج فلسفی آن
نویسنده:
کبری قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اعتقاد به سریان کمالات وجودی از قبیل حیات، علم، قدرت، اراده ، تکلم .... در تمام مراتب هستی اعم از مادی و مجرد از اصول مسلم و پذیرفته شده در «حکمت متعالیه» است. در دوران معاصر، دانشمندان علوم تجربی با تحقیقات گسترده در مورد برخی مواد و اشیای ظاهرا بی جان مانند آب، وجود نوعی شعور و آگاهی را در آنها به اثبات رسانده اند، این در حالی است که قرن ها پیش اندیشمندان و حکمای مسلمان مانند صدرالمتألهین شیرازی با الهام از آیات نورانی قرآن کریم و با براهین عقلی به اثبات سریان علم و آگاهی در میان اشیای مادی پرداخته بودند، در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که بر وجود علم و شعور در همه اشیاء به خصوص اشیای مادی دلالت می کند مانند آیاتی که در آنها از تسبیح عمومی همه مخلوقات اعم از مادی و مجرد سخن به میان آمده است چرا که تسبیح فرع علم و شعور است و تا علم و شعور در کار نباشد آن هم محقق نمی شود.صدر المتألهین شیرازی نیز با استفاده از اصولی چون«شوق هیولی به صورت، اصالت ، بساطت، وحدت تشکیکی وجود، رابطه موجودات طبیعی با آثار و غایاتشان و اینکه همه مخلوقات مظاهرذات و مجالی صفات حضرت واجب تعالی هستند. به اثبات سریان علم و آگاهی در همه مراتب هستی به خصوص در اشیای مادی پرداخت.گر چه این مسئله یعنی مساوقت علم و وجود یکی از دیدگاههای فلسفی حکمت متعالیه است ولی به نظر می رسد که این نظریه با اصل تجرد علم و ادراک که مقبول صدر المتألهین است در تعارض آشکار قرار دارد و در نتیجه، این سوال پیش می آید که آیا اعتقاد به وجود نوعی ادراک در اجسام به معنای مادی بودن ادراک است؟ و اگر چنین نیست پس چگونه موجود مادی محض دارای علم و ادراک است؟ در این پژوهش تلاش می کنیم تحلیل فلسفی از اصل تجرد علم و اصل مساوقت وجود با علم به دست آوریم و سازگاری آن دو را با یکدیگر بررسی کنیم.
  • تعداد رکورد ها : 281