جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1438
ادراک بسیط و ادراک مرکب و جایگاه آنها در سعادت انسان از دیدگاه حکمت متعالیه
نویسنده:
رضا محمدعلیزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قول به ادراک بسیط به عنوان ادراکی بدون آگاهی از این ادراک و ادراک مرکب به عنوان ادراکی که با علم و توجه همراه است در حکمت متعالیه به چالشی معرفت شناسانه منجر می‌شود. رابطۀ این دو نوع ادراک با اقسام دیگری که برای ادراک بیان شده است مانند ادراک حصولی و حضوری، تصوری و تصدیقی، بدیهی و نظری از مباحث این پایان‌نامه است. با پذیرش تقسیم ادراک به بسیط و مرکب به تبع بایستی به تبیین نقش آن دو در سعادت انسان پرداخته شود، چرا که از دیدگاه ملاصدرا سعادت انسان به طور عمده به ادراکات او وابسته می‌باشد. ادراک بسیط از نگاه ملاصدرا براساس مساوقت علم و وجود در همۀ موجودات فراگیر است و بنابر این نمی‌تواند میان سعادتمندان و شقاوتمندان جدایی بیفکند چراکه همگی از این ادراک که ادراک نسبت به وجود خودشان و در نتیجه ادراک نسبت به علل مفیض وجودشان است برخوردارند. آنچه می تواند در سعادت نقش ایفا کند ادراک مرکب است که متعلَّق آن ادراک بسیط است. بررسی این مطلب که آیا ادراک مرکب ویژۀ انسان است یا موجودات دیگری هم هستند که از ادراک مرکب برخوردارند و ارتباط این دو نوع ادراک با فعل مُدرِک نیز در این پایان‌نامه مدنظر قرار گرفته است
بررسی کلامی - تفسیری رویت باریتعالی
نویسنده:
منی علی نژادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله جواز و عدم جواز رویت خداوند در زمره مسائلی است که در قرون اولیه اسلام بعنوان مسائل اصلی و یا اصول اعتقادی در جامعه اسلامی مطرح گردید و طیف عظیمی از مسلمانان آنروز بنام اهل سنت و جماعت و اصحاب حدیث از آن دفاع می‌کردند و انکار آنرا نوعی خروج از دین بحساب می‌آوردند. باتوجه به اینکه موضوع رویت باریتعالی در ارتباط با مبادی و اصول اسلامی در بادی امر غیرقابل قبول و به اصطلاح ممتنع می‌نماید و از اینجهت اثبات آن برای کسانی که به هر دلیل بدان معتقدند. مستلزم طرح مطالبی است که به عنوان دلیل و برهان قبول و دفاع از آن همراه با تحمل تکلف و تصنع فراوان و چه بسا خود در نهایت اعتراف به عدم امکان دفاع و بهرحال اعتقاد به چنین مسئله‌ای در عالم اسلام مطرح و تا آنجا که به عقیده برخی از محققین طرح مسئله رویت خداوند در قرون اولیه حاکمیت اسلام به وسیله متظاهرین به اسلام از اهل کتاب طرح‌ریزی و به وسیله جاعلان حدیث امثال ابوهریره لباس عمل به خود پوشید و بهرصورت سیر تاریخی مسئله رویت بطور اشاره و به نحو اختصار به قرار ذیل است : 1 - اهل سنت و جماعت و اصحاب حدیث که بطورکلی در تمام مسائل اسلامی - چه اعتقادی و چه فرعی - معتقد به اعتبار نصوص و احادیث میباشند و به هیچ وجه ارزش و اعتباری برای عقل قائل نیستند، از حامیان اصلی امکان و جواز رویت و حتی وقوع آن می‌باشند. 2 - اشاعره نیز در این مسئله به اصحاب حدیث پیوستند و گرچه در مقام تلفیق روش افراطی اصحاب حدیث و اعتبار و ارزش عقل و حاکمیت آن بودند، ولی در توجیه و تقریر جواز رویت و اقامه دلیل برای اثبات آن مواجه با مشکلاتی بودند و با تکلف و تصنع فراوان توجیهاتی را بعنوان دلایل عقلی و نقلی بر جواز رویت خداوند مطرح نمودند که در مورد دلایل نقلی از جمله آیات قرآنی ناچار متوسل به تاویل و خروج از نص و ظاهر قرآن شدند و در مقام دلایل عقلی نیز متوسل به توجیهاتی شدند که در نهایت به غیر موجه بودن آن اعتراف ، و از آن قطع امید و بدلایل نقلی روی آوردند که نص صریح بر عدم جواز رویت ذات باریتعالی میباشد از جمله آیات شریفه : ((لاتدرکه ابصار و هو یدرک الابصار... و قال ربی ارنی انظر الیک قال لن ترانی ... 3 - در مقابل آنان، معتزله که به اصالت عقل و اعتبار آن در تمامی مسائل اعتقاد داشتند، به عدم جواز رویت که مخالف تمام مبانی عقلی و نصوص شرعی و بخصوص آیات محکمات قرآنی است رای دادند. 4 - امامیه نیز با حفظ اصالت و استقلال مواضع فکری و اعتقادی خود، در این مسئله با معتزله توافق نظر و رای دارند. 5 - نظر نگارنده رساله با توجه به جهات فوق‌الذکر نیز عدم امکان و جواز رویت ذات باریتعالی می‌باشد.
بررسی و نقد الاهیات اگزیستانسیالیستی نیکلای بردیایف
نویسنده:
حمید بخشنده آبکنار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اگزيستانسياليسم نهضتى فلسفى و ادبى در قرن بیستم است كه مبتنى بر آموزۀ تقدم وجود بر ماهيت است. برطبق دیدگاه اگزیستانسیالیسم، انسان كاملا آزاد و كاملا مسئول اعمال خود است و اين مسئوليت خاستگاه دلهره‌اى است كه زندگی او را احاطه مى‌كند. در فلسفۀ اگزيستانسياليسم، درخت‌ها و كوه‌ها، كارخانه‌ها و شاهراه‌ها همگی واقعيت‌های نفس‌الامرى هستند که «هستى» دارند اما برحسب مصطلحات این فلسفه، «وجود» ندارند. در اين فلسفه، کاربرد كلمۀ «وجود» محدود به نوعى از هستى متمثل در انسان است. از لحاظ تاریخی، در گذر زمان، انواع گوناگون و متباينى از اگزيستانسياليسم ظهور کرده است. در شاخۀ اگزیستانسیالیسم دینی، اندیشمند پروتستان سورن کیئرکگور در دانمارك و متفکر کاتولیک گابریل مارسل در فرانسه، دو روايت از اگزيستانسياليسم مسیحی را ارائه كرده‌اند. نيكلاى برديايف، فيلسوف و الاهیدان ارتدوکس روسی نیز روايتى دیگر از اگزيستانسياليسم مسیحی را مطرح كرده است. رسالۀ حاضر که به بررسی نقادانۀ الاهیات اگزیستانسیالیستی نیکلای بردیایف می‌پردازد، مشتمل بر یک پیش‌گفتار و چهار فصل اصلی و یک پیوست است. در پیش‌گفتار رساله، دو روایت سابق‌الذکر از اگزیستانسیالیسم مسیحی بیان و ذهن خواننده برای فصل‌های اصلی آماده می‌شود. آنگاه در فصل اول، زندگى و تعامل فکری بردیایف با آثار اندیشمندان مختلف جهان تشریح می‌شود. در فصل دوم، نگرش فلسفى نيكلاى برديايف ترسیم مى‌‌شود؛ و در فصل سوم، نگارنده به‌طور تفصیلی آرای الاهياتى وى را بیان می‌کند. بالاخره، در فصل چهارم از پایان‌نامه، نگرش الاهیاتی وی مورد ارزیابی قرار مى‌گيرد. خاطر‌نشان می‌شود که در پیوست رساله، نکات متنوع سودمندی برای خوانندگان بیان شده است.
فلسفه اخلاق ترجمه و نقد مقاله برنارد ویلیامز
نویسنده:
زهرا جلالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این نوشتار ، فلسفه اخلاق است . فلسفه اخلاق شاخه ای از فلسفه است که به تفکر فلسفی در باب اخلاق ، مسائل و احکام آن می پردازد. دو حوزه اصلی فلسفه اخلاق ، اخلاق هنجاری و فرااخلاق است . در قرن بیستم و در میان فیلسوفان تحلیلی ، میان این دو حوزه تمایزی مبنایی برقرار شد. فرااخلاق بررسی فلسفی ماهیت ، توجیه ، عقلانیت ، شرایط صدق و شان احکام و اصول اخلاقی است. احکام و اصولی که بدون مضمون خاصشان در نظر گرفته می شوند. بنابراین از آنجا که فرااخلاق ، اخلاق و اصول اخلاقی را موضوع بررسی خود قرار می دهد ، آن را نوعی مطالعه درجه دوم دانسته اند. در مقابل نظریه های اخلاق هنجاری ، خودگزاره هایی اخلاقی هستند و بنابراین اخلاق هنجاری ، مطالعه ای درجه اول است . فلاسفه تحلیلی که مشغله فلسفه اخلاق را منحصر در تحلیل زبان اخلاق می دانستند ، مطالعات هنجاری اخلاق را از حیطه فلسفه اخلاق خارج کردند. چنین تفکری ، چندان به طول نیانجامید و امروزه اخلاق هنجاری یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی فیلسوفان اخلاق است . فلاسفه معاصر اگر چه به موضوعات فرااخلاقی همچون مباحث روانشناسی ، معرفت شناختی ، وجود شناختی و معناشناختی اخلاق ، اهمیت شایانی می دهند، در آشکار نمودن مواضع هنجاری خود نیز احساس آزادی بیشتری می کنند. فلسفه اخلاق معاصر را می توان چالشی میان دو سنت واقع گرایی و غیرشناخت گرایی دانست. واقع گرایی اخلاقی ، مدعیات اخلاقی را گزاره هایی صدق و کذب پذیر و بیانگر باورهایی نسبت به واقعیت می داند. در مقابل غیرشناخت گرایی ، معتقد است که مدعیات اخلاقی بیانگر هیچگونه باوری نیستند و بنابراین نمی توانند واقعا صادق و یا کاذب باشند. برطبق دیدگاه غیرشناخت گرایی، مدعیات اخلاقی صرفا بیان احساسات ، نگرشها یا توصه هایی عملی هستند و بنابراین محتوای گزاره ای ندارند. برنارد ویلیامز که این نوشته به ترجمه و بررسی یکی از مقالات او در زمینه فلسفه اخغلاق اختصاص یافته است ، یکی از مدافعان سنت غیرشناخت گرایی است.
ترجمه و تحقیق کتاب درآمدی کوتاه بر فلسفه، کلام و عرفان اسلامی نوشته ماجد فخری
نویسنده:
محمد بخشی فعله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله ترجمه و تحقیقی است از کتابی انگلیسی با عنوان فلسفه کلام و عرفان اسلامی درآمدی کوتاه که توسط پروفسور ماجد فخری به نگارش در آمده است. هدف کتاب این است که خواننده را با فلسفه کلام و عرفان آنگونه که در بافت اسلامی توسعه یافتند و بر هم تکامل و تعامل از آغاز تا انجام با اشاره به ریشه های یونانی و یونانی مابی فلسفه اسلامی بپردازد. ایشان به گونه ای موجز و در عین حال کافی و وافی جریانات اشخاص نوشته ها مفاهیم و مسایل اصلی فلسفی کلامی و عرفانی و مناسبات درونی میان آنها را برجسته کرده و به بررسی برخوردها و مشاجرات میان گروه های مخالف و مدافع فعالیت فلسفی پرداخته است. از امتیازات دیگر این کتاب پرداختن به این موضوع ها می باشد: توسعه فلسفه نظام مند در اسلام، کلام، عرفان و توسعه تصوف، تعامل اسلام با فلسفه و الهیات غربی، جریانهای معاصر فکری جهان اسلام. پروفسور ماجد فخری فیلسوف و متفکر لبنانی استاد ممتاز و بازنشسته دانشگاه جورج تاون واشینگتن می باشد که اینک ساکن ایالات متحده آمریکاست. عمده تخصص ایشان در زمینه تاریخ فلسفه اسلامی و همچنین فلسفه اخلاق است. کتاب معروف ایشان سیر فلسفه در جهان اسلام است که توسط جمعی از مترجمان به فارسی ترجمه شده است. در این تحقیق علاوه بر ترجمه کتاب که تلاش ما در آن ارائه ترجمه ای روان و در عین حال دقیق بوده است برخی توضیحات و تعلیقات را در جهت تکمیل نمودن مباحث کتاب به آن افزوده ایم. در مواردی نیز که کاستی و نقصی در مطالب کتاب مشاهده می شد و بررسی و نقد آنها پرداخته ایم. در پایان نیز واژه نامه انگلیسی-فارسی که در برگیرنده اصطلاحات فلسفی، کلامی و عرفانی به کار رفته در کتاب است تنظیم کردیم.
تحلیل نسبت  و استدلالهای مبتنی بر آن از دیدگاه ابن‌سینا و قطب‌الدین رازی
نویسنده:
علی اصغر جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سرآغاز نظریه نسبمولود توجهی بود که منطقدانان به مصادیق و افراد کلی ابزار داشته‌اند.و از اینجا میتوان فهمید که نخستین هدفآنها پایه‌ریزی منطق مجموعه‌ها بود، به همین دلیل آنان در پی یافتن یکزبان موضوعی بودند که هر قضیه‌ای در آن زبان، بیانگر نسبتی باشد.مفهوم ارسطویی حاصل تحلیل زبان طبیعی بود، ولی سبکابتکاری منطق‌دانان مسلمان - تحتعنوان نظریه نسب- نسبتهای بین حدود را با روشی کاملا نوین دسته‌بندی میکرد.موفقیتو بالندگی این نظریه تا حدی پیشرفتکه اصطلاحاتنوین آن ، گوی سبقترا از تعبیرهای منطق ارسطویی ربوده و در بحثقضایا جایگزین آنها شد.این زبان جدید بخاطر رهایی از قیود زبان طبیعی از دقتو شمول بیشتری نسبتبه سبکیونانی برخوردار شد.منطق‌دانان به دلیل عدم توجه به تمایز بین قضایای متضمن نسبت(Relation) و گزاره‌های متضمن مفاهیم (Concept)، در تبیین و تحلیل منطق ارسطویی دچار ناسازگاری بنیادین شده‌اند، لذا قواعد نسبتعملا بخشی از منطق ارسطویی نیست .مشکل عمده‌ای که در منطق ارسطویی در رابطه با عدم پرداختن به قیاسغیر متعارف- به عنوان قیاسمبتنی بر گزاره‌های متضمن نسبت- وجود دارد، طرح ارسطو در مورد فرم و شکل قضیه و منحصر کردن آن بصورتموضوع، محمول، رابط است .بدون تردید هیچ بحثمدونی به نام منطق نسبنزد منطق‌دانان پیرو ارسطو وجود ندارد تا بتوان با روی آوردی مستقیم به شکار آراء و نظریاتآنها در این باره پرداخت ، بلکه بایستی در جستجوی مباحثی بود که به نحوی مستقیم و غیر مستقیم به این بحثمربوط است ، اعم از مباحثی که به منزله بستر منطق نسبنزد قدما مطرح استو با مباحثی که از حیثمفهوم سازی با نسبتو مفاهیم کلیدی آن در ارتباط استو یا از قواعد استنتاجی استکه به حوزه منطق نسبتعلق دارد.
نقد برهان‌های تسلسل در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
وحید خادم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تسلسل موضوعی فلسفی در باب توالی علت ها و معلول ها در زنجیره بی نهایت است. هر چند در عرف عام فلسفه، مفهوم تسلسل به علل اختصاص ندارد بلکه مواردی را نیز شامل می شود که از دایره علیت و معلولیت خارج است. مسأله تسلسل قدمتی به اندازه تاریخ اندیشه دارد. در یونان باستان این مسئله در قالب مبحث نامتناهی ظهور یافت. تناهی و نامتناهی را باید موضوعی ریاضیاتی دانست که نتایج فلسفی مهمی را به بار می آورد به همین سبب همواره مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است. ارسطو با تمایز میان نامتناهی بالفعل و بالقوه گامی بزرگ در حل مسائل نامتناهی برداشت. در فلسفه اسلامی تسلسل به عنوان شاخه ای مستقل از بحث نامتناهی طرح گردید. فلاسفه اسلامیکوشیدند که تسلسل را به عنوان مصداقی از نامتناهی بالفعل انکار کنند و در این راه براهین زیادی را اقامه کردند. بنظر می رسد که آنان، تحقق فعلیت یک مجموع نامتناهی را منوط به شرایط سه گانه ی فعلیت، معیت و ترتب می دانند. ما نیز می‌کوشیم با نگاهی تازه این شرایط سه گانه را مورد بررسی قرار دهیماز سویی دیگر در این پایان نامه برآنیمکه با تکیه بر آثار ملاصدرا به نقد و بررسی برهان های ابطال تسلسل بپردازیم.هر چند که قصد آن را نداریم از دیدگاه خاص حکمت متعالیه به این موضوع نگاه کنیم. به همین جهتبا تکیه بر نظرات فلاسفه اسلامی به نقد از این برهان ها می پردازیمو نقد خویش بر بخشی از این برهان ها را بر پایه ی تفکیک دو معنا از "تساوی" بنا می کنیم. در این راه ناگزیر به مباحثی که در باب نامتناهی در ریاضیات مطرح شده اند، می پردازیم و دریچه ای جدید به مبحث تسلسل در فلسفه اسلامی می گشاییم. در ریاضیات، کانتور راه جدیدی پیش روی مسئله نامتناهی گشود و با طرح نظریه مجموعه ها به حل پارادوکس های مطرح شده در باب نامتناهی در ریاضیات نائل آمد. ما نیز می کوشیم با طرح این نظریه، دستاورد های آن را در مبحث تسلسل مورد ارزیابی قرار دهیم. بخشی دیگر از این برهان ها را نیز می توان برهان ها فلسفی صرف دانست که ما نیزفارغ از مباحث ریاضیاتی، آنها را مورد نقد قرار می دهیم
رابطه علم‌الهی و اختیار انسان در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
منصوره اشرف گنجوئی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائلی که فلاسفه در مورد آن اختلاف نظر داشته‌اند، علم خداوند به ذات خود و به ممکنات است. علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات از سوی برخی مستلزم جبر در افعال انسان و منافی با اختیار او دانسته شده است. ملاصدرا با تکیه بر اصالت و تشکیک وجود و نیز قاعده‌ی «بسیط الحقیقه» اثبات می‌کند که خداوند به عنوان وجود کامل، دربردارنده‌ی جمیع حقایق هستی بوده و فاقد هیچ کمالی نیست، از طرفی چون به ذات خود عالم است، تعقل کننده‌ی جمیع ماسوا نیز می‌باشد. برخی با تکیه بر «تابعیت علم از معلوم» چنین پنداشته‌اند که علم به ماسوا در مرتبه‌ی ذات ممکن نیست. اما ملاصدرا بر این عقیده است که به علم الهی از دو بعد می‌توان نگریست؛ از یک منظر، علم الهی تابع معلومات و در نگاه دیگر متبوع آن‌هاست. او علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات را از نوع دوم تلقی نموده و بدین ترتیب عدم سازگاری علم الهی و اختیار را رفع می‌کند. عده ای با بیان پرسش «تسلسل اراده های نامتناهی» اختیار را از انسان سلب کرده‌اند. ملاصدرا در پاسخ به آنان، ملاک فعل اختیاری را مسبوقیت به اراده ندانسته و صرف علم به فعل در نفس فاعل را برای اختیار کافی می‌داند. ملاصدرا برخلاف پندار برخی، ضرورت علّی و معلولی را ملازم با جبر در افعال انسان نمی‌داند. ویدر اثبات این مطلب برهانی متکی بر قاعده‌ی" الإضطرار بالإختیار لاینافی الإختیار" اقامه می‌کند. بنا بر این استدلال خداوند ایجاد کننده‌ی اختیار برای انسان است و در این صورت جبر لازم نمی‌آید.
  • تعداد رکورد ها : 1438