جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1437
فلسفه اخلاق ترجمه و نقد مقاله برنارد ویلیامز
نویسنده:
زهرا جلالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این نوشتار ، فلسفه اخلاق است . فلسفه اخلاق شاخه ای از فلسفه است که به تفکر فلسفی در باب اخلاق ، مسائل و احکام آن می پردازد. دو حوزه اصلی فلسفه اخلاق ، اخلاق هنجاری و فرااخلاق است . در قرن بیستم و در میان فیلسوفان تحلیلی ، میان این دو حوزه تمایزی مبنایی برقرار شد. فرااخلاق بررسی فلسفی ماهیت ، توجیه ، عقلانیت ، شرایط صدق و شان احکام و اصول اخلاقی است. احکام و اصولی که بدون مضمون خاصشان در نظر گرفته می شوند. بنابراین از آنجا که فرااخلاق ، اخلاق و اصول اخلاقی را موضوع بررسی خود قرار می دهد ، آن را نوعی مطالعه درجه دوم دانسته اند. در مقابل نظریه های اخلاق هنجاری ، خودگزاره هایی اخلاقی هستند و بنابراین اخلاق هنجاری ، مطالعه ای درجه اول است . فلاسفه تحلیلی که مشغله فلسفه اخلاق را منحصر در تحلیل زبان اخلاق می دانستند ، مطالعات هنجاری اخلاق را از حیطه فلسفه اخلاق خارج کردند. چنین تفکری ، چندان به طول نیانجامید و امروزه اخلاق هنجاری یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی فیلسوفان اخلاق است . فلاسفه معاصر اگر چه به موضوعات فرااخلاقی همچون مباحث روانشناسی ، معرفت شناختی ، وجود شناختی و معناشناختی اخلاق ، اهمیت شایانی می دهند، در آشکار نمودن مواضع هنجاری خود نیز احساس آزادی بیشتری می کنند. فلسفه اخلاق معاصر را می توان چالشی میان دو سنت واقع گرایی و غیرشناخت گرایی دانست. واقع گرایی اخلاقی ، مدعیات اخلاقی را گزاره هایی صدق و کذب پذیر و بیانگر باورهایی نسبت به واقعیت می داند. در مقابل غیرشناخت گرایی ، معتقد است که مدعیات اخلاقی بیانگر هیچگونه باوری نیستند و بنابراین نمی توانند واقعا صادق و یا کاذب باشند. برطبق دیدگاه غیرشناخت گرایی، مدعیات اخلاقی صرفا بیان احساسات ، نگرشها یا توصه هایی عملی هستند و بنابراین محتوای گزاره ای ندارند. برنارد ویلیامز که این نوشته به ترجمه و بررسی یکی از مقالات او در زمینه فلسفه اخغلاق اختصاص یافته است ، یکی از مدافعان سنت غیرشناخت گرایی است.
ترجمه و تحقیق کتاب درآمدی کوتاه بر فلسفه، کلام و عرفان اسلامی نوشته ماجد فخری
نویسنده:
محمد بخشی فعله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله ترجمه و تحقیقی است از کتابی انگلیسی با عنوان فلسفه کلام و عرفان اسلامی درآمدی کوتاه که توسط پروفسور ماجد فخری به نگارش در آمده است. هدف کتاب این است که خواننده را با فلسفه کلام و عرفان آنگونه که در بافت اسلامی توسعه یافتند و بر هم تکامل و تعامل از آغاز تا انجام با اشاره به ریشه های یونانی و یونانی مابی فلسفه اسلامی بپردازد. ایشان به گونه ای موجز و در عین حال کافی و وافی جریانات اشخاص نوشته ها مفاهیم و مسایل اصلی فلسفی کلامی و عرفانی و مناسبات درونی میان آنها را برجسته کرده و به بررسی برخوردها و مشاجرات میان گروه های مخالف و مدافع فعالیت فلسفی پرداخته است. از امتیازات دیگر این کتاب پرداختن به این موضوع ها می باشد: توسعه فلسفه نظام مند در اسلام، کلام، عرفان و توسعه تصوف، تعامل اسلام با فلسفه و الهیات غربی، جریانهای معاصر فکری جهان اسلام. پروفسور ماجد فخری فیلسوف و متفکر لبنانی استاد ممتاز و بازنشسته دانشگاه جورج تاون واشینگتن می باشد که اینک ساکن ایالات متحده آمریکاست. عمده تخصص ایشان در زمینه تاریخ فلسفه اسلامی و همچنین فلسفه اخلاق است. کتاب معروف ایشان سیر فلسفه در جهان اسلام است که توسط جمعی از مترجمان به فارسی ترجمه شده است. در این تحقیق علاوه بر ترجمه کتاب که تلاش ما در آن ارائه ترجمه ای روان و در عین حال دقیق بوده است برخی توضیحات و تعلیقات را در جهت تکمیل نمودن مباحث کتاب به آن افزوده ایم. در مواردی نیز که کاستی و نقصی در مطالب کتاب مشاهده می شد و بررسی و نقد آنها پرداخته ایم. در پایان نیز واژه نامه انگلیسی-فارسی که در برگیرنده اصطلاحات فلسفی، کلامی و عرفانی به کار رفته در کتاب است تنظیم کردیم.
تحلیل نسبت  و استدلالهای مبتنی بر آن از دیدگاه ابن‌سینا و قطب‌الدین رازی
نویسنده:
علی اصغر جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سرآغاز نظریه نسبمولود توجهی بود که منطقدانان به مصادیق و افراد کلی ابزار داشته‌اند.و از اینجا میتوان فهمید که نخستین هدفآنها پایه‌ریزی منطق مجموعه‌ها بود، به همین دلیل آنان در پی یافتن یکزبان موضوعی بودند که هر قضیه‌ای در آن زبان، بیانگر نسبتی باشد.مفهوم ارسطویی حاصل تحلیل زبان طبیعی بود، ولی سبکابتکاری منطق‌دانان مسلمان - تحتعنوان نظریه نسب- نسبتهای بین حدود را با روشی کاملا نوین دسته‌بندی میکرد.موفقیتو بالندگی این نظریه تا حدی پیشرفتکه اصطلاحاتنوین آن ، گوی سبقترا از تعبیرهای منطق ارسطویی ربوده و در بحثقضایا جایگزین آنها شد.این زبان جدید بخاطر رهایی از قیود زبان طبیعی از دقتو شمول بیشتری نسبتبه سبکیونانی برخوردار شد.منطق‌دانان به دلیل عدم توجه به تمایز بین قضایای متضمن نسبت(Relation) و گزاره‌های متضمن مفاهیم (Concept)، در تبیین و تحلیل منطق ارسطویی دچار ناسازگاری بنیادین شده‌اند، لذا قواعد نسبتعملا بخشی از منطق ارسطویی نیست .مشکل عمده‌ای که در منطق ارسطویی در رابطه با عدم پرداختن به قیاسغیر متعارف- به عنوان قیاسمبتنی بر گزاره‌های متضمن نسبت- وجود دارد، طرح ارسطو در مورد فرم و شکل قضیه و منحصر کردن آن بصورتموضوع، محمول، رابط است .بدون تردید هیچ بحثمدونی به نام منطق نسبنزد منطق‌دانان پیرو ارسطو وجود ندارد تا بتوان با روی آوردی مستقیم به شکار آراء و نظریاتآنها در این باره پرداخت ، بلکه بایستی در جستجوی مباحثی بود که به نحوی مستقیم و غیر مستقیم به این بحثمربوط است ، اعم از مباحثی که به منزله بستر منطق نسبنزد قدما مطرح استو با مباحثی که از حیثمفهوم سازی با نسبتو مفاهیم کلیدی آن در ارتباط استو یا از قواعد استنتاجی استکه به حوزه منطق نسبتعلق دارد.
نقد برهان‌های تسلسل در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
وحید خادم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تسلسل موضوعی فلسفی در باب توالی علت ها و معلول ها در زنجیره بی نهایت است. هر چند در عرف عام فلسفه، مفهوم تسلسل به علل اختصاص ندارد بلکه مواردی را نیز شامل می شود که از دایره علیت و معلولیت خارج است. مسأله تسلسل قدمتی به اندازه تاریخ اندیشه دارد. در یونان باستان این مسئله در قالب مبحث نامتناهی ظهور یافت. تناهی و نامتناهی را باید موضوعی ریاضیاتی دانست که نتایج فلسفی مهمی را به بار می آورد به همین سبب همواره مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است. ارسطو با تمایز میان نامتناهی بالفعل و بالقوه گامی بزرگ در حل مسائل نامتناهی برداشت. در فلسفه اسلامی تسلسل به عنوان شاخه ای مستقل از بحث نامتناهی طرح گردید. فلاسفه اسلامیکوشیدند که تسلسل را به عنوان مصداقی از نامتناهی بالفعل انکار کنند و در این راه براهین زیادی را اقامه کردند. بنظر می رسد که آنان، تحقق فعلیت یک مجموع نامتناهی را منوط به شرایط سه گانه ی فعلیت، معیت و ترتب می دانند. ما نیز می‌کوشیم با نگاهی تازه این شرایط سه گانه را مورد بررسی قرار دهیماز سویی دیگر در این پایان نامه برآنیمکه با تکیه بر آثار ملاصدرا به نقد و بررسی برهان های ابطال تسلسل بپردازیم.هر چند که قصد آن را نداریم از دیدگاه خاص حکمت متعالیه به این موضوع نگاه کنیم. به همین جهتبا تکیه بر نظرات فلاسفه اسلامی به نقد از این برهان ها می پردازیمو نقد خویش بر بخشی از این برهان ها را بر پایه ی تفکیک دو معنا از "تساوی" بنا می کنیم. در این راه ناگزیر به مباحثی که در باب نامتناهی در ریاضیات مطرح شده اند، می پردازیم و دریچه ای جدید به مبحث تسلسل در فلسفه اسلامی می گشاییم. در ریاضیات، کانتور راه جدیدی پیش روی مسئله نامتناهی گشود و با طرح نظریه مجموعه ها به حل پارادوکس های مطرح شده در باب نامتناهی در ریاضیات نائل آمد. ما نیز می کوشیم با طرح این نظریه، دستاورد های آن را در مبحث تسلسل مورد ارزیابی قرار دهیم. بخشی دیگر از این برهان ها را نیز می توان برهان ها فلسفی صرف دانست که ما نیزفارغ از مباحث ریاضیاتی، آنها را مورد نقد قرار می دهیم
رابطه علم‌الهی و اختیار انسان در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
منصوره اشرف گنجوئی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائلی که فلاسفه در مورد آن اختلاف نظر داشته‌اند، علم خداوند به ذات خود و به ممکنات است. علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات از سوی برخی مستلزم جبر در افعال انسان و منافی با اختیار او دانسته شده است. ملاصدرا با تکیه بر اصالت و تشکیک وجود و نیز قاعده‌ی «بسیط الحقیقه» اثبات می‌کند که خداوند به عنوان وجود کامل، دربردارنده‌ی جمیع حقایق هستی بوده و فاقد هیچ کمالی نیست، از طرفی چون به ذات خود عالم است، تعقل کننده‌ی جمیع ماسوا نیز می‌باشد. برخی با تکیه بر «تابعیت علم از معلوم» چنین پنداشته‌اند که علم به ماسوا در مرتبه‌ی ذات ممکن نیست. اما ملاصدرا بر این عقیده است که به علم الهی از دو بعد می‌توان نگریست؛ از یک منظر، علم الهی تابع معلومات و در نگاه دیگر متبوع آن‌هاست. او علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات را از نوع دوم تلقی نموده و بدین ترتیب عدم سازگاری علم الهی و اختیار را رفع می‌کند. عده ای با بیان پرسش «تسلسل اراده های نامتناهی» اختیار را از انسان سلب کرده‌اند. ملاصدرا در پاسخ به آنان، ملاک فعل اختیاری را مسبوقیت به اراده ندانسته و صرف علم به فعل در نفس فاعل را برای اختیار کافی می‌داند. ملاصدرا برخلاف پندار برخی، ضرورت علّی و معلولی را ملازم با جبر در افعال انسان نمی‌داند. ویدر اثبات این مطلب برهانی متکی بر قاعده‌ی" الإضطرار بالإختیار لاینافی الإختیار" اقامه می‌کند. بنا بر این استدلال خداوند ایجاد کننده‌ی اختیار برای انسان است و در این صورت جبر لازم نمی‌آید.
احکام مجردات در فلسفه أفلوطین و ملاصدرا
نویسنده:
طیبه کرمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مجرد به موجود غیر مادی و غیر جسمانی گفته می‌شود. مجرد بر نفس و عقل و نیز مبدأ وجود که در فلسفه أفلوطین أحد و در حکمت متعالیه ملاصدرا، موجود مستقل و غنی و واجب الوجود است، قابل اطلاق است. علاوه بر این مرتبه‌ای از وجود به نام مرتبه مثالی در فلسفه اسلامی مطرح است که برخی از ویژگی‌های امر مجرد و برخی از ویژگی‌های امر مادی را دارا است. نزد أفلوطین عالم به دو قلمرو محسوس و معقول تقسیم می‌شود و نفس واسطه میان عقل و عالم ماده است و در عین حال خود امری مجرد و کاملاً انفعال ناپذیر است. اما ملاصدرا نگاه دیگری به عوالم دارد. نفس در دیدگاه او در شمار عوالم است و بویژه نفس انسانی از جهت مادیت و تجرد دارای مقامات و مراتب متعددی است. وجود مادی، مثالی، عقلی و برتر از آن، مقامات قابل تصور نفس است. ملاصدرا با ابتکار این رأی، گامی در جهت رفع تقابل میان مجرد و مادی برداشته و ارتباط مجرد و مادی را تسهیل نموده است. در حالی که أفلوطین با انفعال ناپذیر دانستن نفس، در تبیین ارتباط آن با ماده دچار مشکل است. البته نظریه ملاصدرا در خصوص عالم مثال و نسبت آن با عالم عقل و نفس دارای ابهاماتی است. در خصوص علت و معلول عالم مثال تصریحی وجود ندارد و شارحان نیز سخنان مختلفی در این خصوص ابراز کرده‌اند. مجردات در دیدگاه أفلوطین و ملاصدرا ویژگی‌هایی متمایز از مادیات دارند. در مجردات احکامی مثل وجود، وحدت، علیت و علم غلبه دارد و عوارض مادی مانند ماده، حرکت، زمان و مکان از آنها سلب می‌شود. البته هر یک از این احکام مختصات ویژه‌ای در هر یک از مراتب تجردو در دو نظام أفلوطین و ملاصدرا دارند.
ازلیت خدا؛ نقد نظریه ویلیام کریگ بر اساس فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه ملاحسنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در میان فلاسفه غربی، متفکرین قرون وسطی عمدتاً ازلیت خدا را به معنای بی‌زمانی دانسته‌اند، اما اندیشمندان معاصر، غالباً بر آن شده‌اند که ازلیت خدا به معنای زمانمندی و جاودانگی در زمان است. اخیراً «ویلیام کریگ» نظریه‌ی جدیدی درباره‌ی ازلیت خدا مطرح نموده که بر اساس آن خدا در وضعیت بدون خلقت، به نحو بی‌زمان ازلی است؛ اما پس از خلقت، به دلیل برقراری نسبت واقعی با جهان زمانمند و لزوم علم به حوادث زمانی، به نحو زمانمند وجود دارد. از طرفی در فلسفه اسلامی می‌بینیم ملاصدرا معتقد است خدا مطلقاً بی‌زمان است و این معنای ازلیت او تحت هیچ شرایطی نقض نمی‌شود. در پایان نامه‌ی حاضر ابتدا نظریه‌ی کریگ با تفکیک مبانی آن، تبیین می‌شود. در ادامه نشان داده می‌شود که ملاصدرا بر اساس مبانی فلسفه‌ی خود نظریه‌ای درباره‌ معنای ازلیت خدا ارائه داده است که اشکالات مطرح شده به بی‌زمانی خدا را پاسخ می‌گوید. از این رو از نظر ملاصدرا، نظریه کریگ قابل قبول نیست. نخست از این جهت که برخی مبانی فکری او محل اشکالند. دوم، از آن‌جا که زمان، منتزع از نحوه‌ی وجود حوادث مادی است، زمانمندی به هیچ وجه قابل اطلاق به خدا نیست. در نهایت دیدگاه کریگ مبنی بر تغییر در نحوه‌ی ازلیت خدا پس از خلقت، مستلزم نوعی تغییر در خداست که پذیرفتنی نیست.
گذار از وحدت تشکیلی وجود به وحدت شخصی در حکمت متعالیه
نویسنده:
مهدی گودرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله، برگی از دفتر اندیشه صدرالدین محمد شیرازی (صدرالمتالهین) را پیش روی می نهیم و ضمن نگاهی گذرا به زندگانی این ستاره درخشنده آسمان حکمت و فلسفه در جهان اسلام، سیر مرحله به مرحله و تدریجی اندیشه اش را در خصوص وحدت و کثرت هستی بررسی می نماییم.در واقع، هدف ما پس از جستجوی حقیقت وحدت و یا کثرت حاکم بر هستی، کشف رای و نظر نهایی صدرالمتالهین در خصوص نوع وحدت حقیقت عینیه وجود است.مساله وحدت و کثرت وجود از جمله بحثهای فلسفی و ابتکاری مسلمین می باشد. بطوری که جایگاهی پس از مساله اصالت وجود را به خود اختصاص داده و با ظهور ملاصدرا و شاگردان مکتب وی ظهور و گسترش یافته است . از این رو صدرالمتالهین (ملاصدرا) را در این زمینه مقام و منزلتی ویژه بخشیده است.ملاصدرا به عنوان بنیانگذار حکمت متعالیه ضمن اثرپذیری از جریانهای فکری قبل از خود، نظام فلسفی مدونی را پی ریزی نمود و بر اساس این نظام در صدد پاسخگویی به سوالهای فلسفی برآمد. یکی از این سوالها که پس از پذیرش وحدت حقیقت عینیه وجود از سوی ملاصدرا مطرح خواهد شد، پرسش از نوع این وحدت است؛ چرا که دو شکل تشکیکی و شخصی برای آن قابل تصور می باشد.در این رساله ضمن جستجوی این پاسخ، سعی بر آن بوده است تا از نگاه حکمائی چون ابن سینا و شیخ اشراق به مساله وحدت و کثرت غفلت نشود و از آنجا که نظر معمول و منتسب به ملاصدرا وحدت تشکیکی وجود است، پیشینه تشکیک و وجوه تشابه و تمایز ملاصدرا از حکمای قبل از او در این خصوص مورد دقت نظر قرار گرفته است.چنانکه خواهد آمد ملاصدرا وحدت تشکیکی وجود را تامین کننده خواسته های فلسفی خود نمی داند؛ بلکه ان را تنها به عنوان پلی جهت روی آوردن به وحدت شخصی وجود می نگرد. توجه به ذات اقدس خداوندی و عدم تناهی ذات و بساطت او اگرچه می تواند مسیر مستقلی در جهت رسیدن به وحدت شخصی وجود باشد، لیکن این اوصاف در نظام فلسفی ملاصدرا بیشتر نقش تایید کننده و تصدیق کننده وحدت شخصی وجود را دارند تا نقش اثبات کننده آن را اما پایان بخش این تحقیق آغازین اختصاص به مقایسه میان وحدت شخصی وجود ملاصدرا و وحدت وجود ابن عربی دارد که همراهی با آن ما را تا یگانه دانستن اندیشه این دو فرزانه در زمینه یاد شده دلالت خواهد نمود.
  • تعداد رکورد ها : 1437