جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 75
دلایل تجربی وجود روح در قرآن و مطالعات الهیاتی نوین
نویسنده:
فرزانه عباسپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصل مهم اعتقادی معاد منوط به اثبات حقیقتی غیر مادی در وجود انسان است. پژوهش حاضر در نظر دارد با استناد به دلایل تجربی وجود این بعد غیر مادی را مورد بررسی قرار دهد. به این منظور وجود این بعد را از نظر دین و علم مورد کنکاش قرار داده ایم. بدین ترتیب که ابتدا دلایل تجربی وجود روح را درقرآن و سپس مطالعات فرا روان شناسی مورد بررسی قرار داده ایم. با مراجعه به آیات قرآن ، دلایل تجربی را در قصه های قرآنی مشاهده خواهیم کرد و از طرف دیگر در مطالعات فرا روان شناسی به تجارب نزدیک به مرگ برخواهیم خورد. در پایان به این نتیجه می‌رسیم که بر خلاف قرآن علم برای اثبات امور غیر مادی مانند روح راه طولانی را در پیش دارد.
بررسی و نقد جایگاه زن در الاهیات اسلامی و نظریه اجتماعی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در سه حوزه ازدواج, طلاق و ارث
نویسنده:
زهرا حیدرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایاننامه، در ادامهی یک بررسی اجمالی از الاهیات فمینیستی مسیحی، دیدگاه علامه طباطبایی را در مورد زنان، هم در الهیات و هم در نظریهی اجتماعی او در سه حوزهی ازدواج، طلاق و ارث مورد بررسی و نقد قرار میدهد. دیدگاه علامه طباطبایی به عنوان یکی از مهمترین مفسران شیعهی معاصر از اهمیت بسسیار و تاثیری گسترده برخوردار است. این پایاننامه با استفاده از چارچوب نظری الیزابت شوسلر فیورنزا، که یکی از مهمترین متالهان فمینیست معاصر است به تفسیر علامه در این سه حوزه نظر میافکند. این پایاننامه با روش هرمنوتیک رهاییبخش نگاه علامه به زن در المیزان را مورد نقد قرار داده است. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری فیورنزا و همچنین روش هرمنوتیک رهاییبخش او نشان میدهد که همهی تفاسیر سوگیرانه هستند و تفسیر بیطرف وجود ندارد. با این پیشفرض باید در هر تفسیر متوجه سمت و سو و جانبداریهای مفسر بود. همچنین نشان داده میشود که نظریهی اجتماعی علامه در این سه حوزه که به طور منطقی باید ملهم از بینش الاهیاتی او باشد، از آن فاصله میگیرد و گاه حتی با آن اختلاف پیدا می کند.با حضور چنین فاصلهای، یک زن آسمانی و یک زن زمینی در تفسیر علامه قابل مشاهده است که نوع آسمانی آن در نگاه الاهیاتی وی و گونهی زمینی آن را در نظریهی اجتماعی علامه میتوان پیگیری کرد. علامه زنان و مردان را بر حسب وضعیت طبیعی و در شکلی عام مطرح میکند. در حالی که در عالم واقع زن و مرد خاص که تحت شرایط اجتماعی، تاریخی و فرهنگی خاص رشد یافته و تربیت شدهاند، وجود دارند. در نتیجه، نظریهی اجتماعی علامه به پرسشهای خاص زنان پاسخهایی عام میدهد.
به معتقدان ناسازگاری نظریه حدوث جسمانی نفس با آیات و روایات چه پاسخی می‌توان ارائه کرد؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
نظریه «جسمانیة الحدوث» از ابتکارات و نو آوری‌های صدرالمتألهین و در واقع یکی از زیر بنایی‌‌ترین مسائل انسان‌‌شناسی در حکمت متعالیه است. جسمانیة الحدوث بیان دوم و نتیجه حرکت جوهری نفس است؛ یعنی نفس از طریق حرکت جوهری، با حفظ وحدت و کمالات گذشته خود، به بیشتر ...
بررسی تطبیقی فلسفه تربیتی عطار نیشابوری و افلوطین
نویسنده:
فاطمه‌صغری باقری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف تحقیق حاضر بررسی تطبیقی فلسفه تربیتی عطار نیشابوری و افلوطين مي باشد.عطار، از بزرگان عرفان و تصوف اسلامی و افلوطین، از فیلسوفان عارف مسلک نو افلاطونی می باشد. برای این منظور به شیوهتوصیفی - تحلیلی دیدگاه های فلسفی عطار و افلوطین در زمینه جهان شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی مطرح و دلالت های تربیتی آن استنباط و استخراج گردید و سپس شباهت ها و تفاوت هاي دو ديدگاهدر زمينه هاي فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتايج به دست آمده حاكي از آن است كه در هر دو دیدگاه جهان ، فرع و خداوند اصل مي باشد و انسان بايد برايرسیدن به اين اصل تلاش كند.از نظر هر دو انديشمند كمالات و فضيلت روحي در انسان موجب برتري و امتياز او بر دیگر موجودات می باشد لذا تلاش عمده آدمی باید در جهت کسب فضایل روحی باشد. در زمینه ی معرفت شناسی عطار معرفت شهودی و علم حضوری را مقدم بر علوم دیگر می داند در حالي كه در دیدگاه افلوطین معرفت عقلانی و استدلالی جایگاه بالایی دارد اگرچه او نیز در نهایت برای وصول و یگانگی با احد به راه شهودی و حضور قلب متوسل می شود. هدف تربیت در دو دیدگاه ، رسیدن آدمی به قرب الهی و کمال نفس و متخلق شدن به اخلاق الهی مي باشد. مربی خودساخته و آراسته به فضائل اخلاقی بايد متربی را در طی مراحل تربیت جهت رسیدن به هدف غایی تربیت یاری رساند. اصل اعتدال به عنوان اصل مهم تربیتی مشترک و روش تزكيه ي نفس از روش های مشابه تربیتی در دو دیدگاه می باشد. تفاوت مهم دو ديدگاه در وابستگي و عدم وابستگي به دين و شريعت است از نظر عطار متربي بايد براي رسيدن به كمال نهايي با راهنمايي مربي و در جهت دين و شريعت مراحل سلوك را طي كند ولي در ديدگاه افلوطين اين سلوك بدون وابستگي به دين و با هدايت فيلسوف مي باشد.
بررسی تطبیقی انسان کامل از دیدگاه ابن‌عربی و عزیزالدین نسفی در دو کتاب فصوص الحکم و الانسان الکامل
نویسنده:
عباس نیکبخت
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مباحث عرفان اسلامی عمدتا بر ارکان اساسی و بنیادین استوار است؛ خدا ، انسان و طبیعت. بدین معنا که همه ی موجودات و از جمله انسان ، محل تجلی و ظهور آن حقیقت واحد، یعنی ذات باری تعالی هستند و در نتیجه به لحاظ واقیعت ، در هستی چیزی جز ذات واحد ایزد منان نیست. باید توجه داشت که این ذات واحد خود دارای مظاهر بی شماری است، به نحوی که همه ی عالم ، محل ظهور صفات و تجلی گاه او محسوب می شود. آفرینش عالم و ظهور آن حقیقت متعالی نیز در عرصه ی موجودات ، به علت شناخته شدن آن ذات واحد است ، چرا که رابطه معرفتی عالم با آن ذات گسسته است و هیچ راهی به آن وجود ندارد.انسان کامل در عرفان ، به مانند آیینه ای است که دارای دو چهره است؛ در یک چهره آن اسماء و صفات الهی تجلی می کند و حق سبحانه خود را در آن آیینه مشاهده می کند ، و در چهره دیگر آن، عالم هستی را با تمام اوصاف و کمالات وجودی نشان می دهد.چنین انسانی در عالم عرفان، خود عالمی است(عالم صغیر) و مجموع جهان، انسان کبیر است و میان این دو ، هماهنگی و تقارن مثال زدنی وجود دارد.از دیدگاه ابن عربی و عزیز الدین نسفی، خلقت انسان کامل، علت غایی آفرینش است و همو سبب ایجاد و بقای عالم ، اسم جامع الهی ، واسطه میان حق و خلق، راهنمای خلایق در شریعت و طریقت و نیز دارای هویتی الهی است.محی الدین عربی که بنیانگذار عرفان نظری است و نیز مبدع و مبتکر بسیاری از مسایل عرفانی محسوب می شود ، در قرن هفتم هجری اصطلاح " انسان کامل " را در میان حلقه درس عرفا مطرح ساخت و این اصطلاح از آن روزگار تاکنون به عنوان یک اصل پذیرفته شده در محفل عرفا مورد پذیرش قرار گرفته و ایشان به تشریح و تحلیل و اظهار نظر در رابطه با انسان کامل پرداخته اند.عزیزالدین نسفی نیز یکی از عرفایی است که حدودا همزمان با ابن عربی، به دفاع از این نظریه پرداخت و برای نخستین بار مساله انسان کامل را تحت عنوان یک کتاب مستقل به رشته تحریر در آورد و در میان عرفا به نشر و گسترش آنپرداخت . هر چند اندیشه و نظرات نسفی در مورد انسان کامل در مقایسه با ابن عربی از استحکام و دقت نظر کمتری برخوردار است ، اما درعین حال می توان آراء و اندیشه های او را به عنوان مرجع و کمک کننده سالکان و صوفیان متاخر بکار برد.ما در این رساله درصددیم با استفاده از محوریت مباحث مطرح شده در باب انسان کامل، در اندیشه شیخ اکبر و نیز عارف نستوه عزیزالدین نسفی به تشریح و تبیین افکار و عقاید این دو عارف والا مقام و بزرگوار پرداخته و دورنمایی از تفکرات ایشان در خصوص انسان کامل ، وظایف او نسبت به خودش، تعهدات او در مورد هدایت سایر انسانها ، جایگاه او در نظام آفرینش ، ویژگی ها و ... پرداخته و این مسائل را با دقت و حوصله مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم.
مبانی انسان شناختی اخلاق عرفانی و بررسی تطبیقی آن با متون دینی
نویسنده:
شهناز قهرمانی ده نویی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اخلاق عرفانی به عنوان یکی از رویکردهای اخلاق اسلامی، از شاخههای تخصصی عرفان اسلامی میباشد. این اخلاق دارای مبانی خاص انسان شناختی است که ریشه در عرفان نظری و عرفان عملی دارد. مهمترین مبانی انسان شناختی این اخلاق عبارتند از 1- قلب گوهر اصلی وجود انسان است. 2- این گوهر دارای لایههای طولی و اطوار باطنی است که به لطائف و بطون سبعه تعبیر میشود. 3-سعادت و کمال لایق آدمی، وصول الی الله است. سایر مبانی انسان شناختی اخلاق عرفانی، از فروعات این سه مبنا بوده و ذیل آنها مورد بررسی قرار میگیرند.اهل معرفت حقیقت انسان را قلب دانسته و عقل، حس و دیگر قوای باطنی و ظاهری را از شئون آن میشمارند. قلب دارای کارکردهای متنوعی است که مهمترین آنها، ادراک شهودی حقایق و معارف است و انواع احساسات و احوالات و اعمالی چون نیت، توبه و اخلاص از جمله کارکردهای عملی قلباند. با ظهور اسماء و صفات الهی در قلب، آدمی از صفات بشری فانی گشته و تمام رفتارها و ملکات او صبغهی الهی میگیرند و تخلق به اخلاق الهی حاصل میشود. توجه به ساختار وجودی قلب که دارای لایههای طولی و اطوار وجودی میباشد، مبنای مهم دیگری است که معرفت دقیقتر و عمیقتری از نفس را موجب میشود. از این منظر قلب بالقوه، دارای مراتب باطنی و طولیای است که حرکت درونی و صیرورت وجودی، تأمین کننده فعلیت آنها میباشد. اشتداد وجودی قلب در گرو خرق حجابهای ظلمانی و نورانی و شکوفایی لایههای قلب یعنی طبع، نفس، قلب، روح، سرّ، خفی و اخفی میباشد و با شکوفایی اطوار وجودی قلب، مقاماتی مانند اسلام، ایمان و احسان به منصه ظهور میرسند. براساس این مبنا همهی فضایل اخلاقی به شکل طولی قابلیت ارتقا دارند و عمق و ظرافت ملکات اخلاقی گستردهتر میشود. اما مبنای سوم یاد شده این است که سعادت انسان در وصول الی الله است که با سیر و سلوک معنوی و توفیق جذبههای الهی حاصل میشود. بر اساس این مبنا اخلاق عرفانی، در جانب فضایل حکم میکند بر ضرورت دو امر: حسن فعلی و فاعلی با رعایت اخلاص و در جانب رذایل حکمش وجوب تقبیح و ترک موجبات دوری از کمال و هجران از جمال، است. بررسی و تحقیق متون دینی و مصادر قرآنی روایی آن مفید این حقیقت است که مبانی انسان شناختی اخلاقی عرفانی، با متون دینی هم افق بوده و موافقت و مطابقت دارد. از منظر شریعت نیز قلب، اصل انسان معرفی شده که با اطوار و کارکردهای گوناگون معرفتی، احساسی و عملی مانند ایمان، اطمینان، شرک و نفاق سعادت و شقاوت آدمی را رقم میزند. متون دینی نیز انسان را موجودی میداند که دارای مراتب طولی و باطنی مانند روح، قلب و نفس، میباشد. در باب مبنای سوم باید گفت متون دینی بر آن است که کمال آدمی به بندگی تام و دارا بودن قلب سلیم است و سعادت را رسیدن به مقام محو و کمال انقطاع میداند.
تبیین آموزه فدیه در مسیحیت و شفاعت در تشیع
نویسنده:
احمد رضا مفتاح، محسن ربانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان,
چکیده :
آموزه فدیه از اصول اساسی الهیات مسیحی در مورد نجات است. مسیحیان بر این باورند که به خاطر گناه آدم نسل بشر نیز گناهکار شد و خدا برای رهانیدن بشر از گناه، عیسی (ع) را فرستاد تا بر صلیب رود و کفاره گناه آدم شود. هر کسی که به مرگ و رستاخیز عیسی (ع) ایمان ‌آورد، نجات به او اعطا خواهد شد؛ اما از نظر شیعه سرشت انسان پاک است و انسان با ایمان و عمل صالح می‌تواند خودش نجات را به دست آورد. البته، رحمت خدا و شفاعت ائمه اطهار (ع) نیز برای رسیدن به رستگاری به انسان کمک خواهد کرد. گرچه آموزه فدیه مسیحیان با شفاعت مورد نظر شیعیان وجوه اشتراکی دارد، اما جایگاه اعتقادی و نیز کارکرد آنها با هم تفاوت ماهوی دارند. آموزه کفاره از ارکان اساسی الهیات مسیحی؛ به ویژه مسأله نجات محسوب می‌شود و در صورتی که این آموزه دچار خدشه شود، تمام ساختار الاهیات مسیحی فرو می‌ریزد؛ در حالی‌ که مسأله شفاعت در آموزه‌های شیعی نقش مکمل را ایفا می‌کند و نقش انسان نادیده گرفته نمی‌شود.
صفحات :
از صفحه 143 تا 160
تحلیل و تبیین مبانی انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی استاد مطهری براساس مولفه‌های هوش هیجانی
نویسنده:
نجیبه ناصری هرسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در دهه‌ی اخیر، به هوش‌معنوی به‌عنوان نهایی‌ترین هوش انسان و نقطه‌ی عطفی در زمینه‌ی ابعاد معنوی انسان توجه فراوانی شده است و مطالعات گوناگونی پیرامون این نوع از هوش انجام گردیده است. هوش‌معنوی به‌عنوان یکی از ابعاد وجودی انسان، که وی را در هدفمندی و معنایابی زندگی و حل مسائل پیش رو یاری می‌نماید، از اهمیت بسزایی برخوردار است. از سوی دیگر؛ مباحث مربوط به تربیت انسانی و شناخت ابعاد گوناگون انسان و چگونگی کسب معرفت توسط وی نیز، از موضوعات مهم در طول تاریخ بشری بوده است و همواره مطالعاتی پیرامون نوع انسان و نیز تلاش‌هایی جهت پی بردن به ابعاد و زوایای ناشناخته‌ی وی انجام گردیده و البته هر اندیشمند و هر مکتبی بنا به جهان‌بینی و ایدئولوژی حاکم بر آن، تعریف خاص و شناخت ویژه‌ای از انسان ارائه نموده است.در پژوهش حاضر؛ نگارنده در پی تبیین مبانی انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی حاکم بر اندیشه‌های استاد مطهری به عنوان متفکری اسلام پژوه می‌باشد؛ تا پس از تبیین و استخراج این مبانی از اندیشه‌های این متفکر بزرگ،با روشی توصیفی-تحلیلی، به تحلیلی در خصوص ارتباط بین این مبانی و مولفه‌های هوش‌معنوی دست یابد.کلید واژه‌ها: مطهری، انسان‌شناسی، معرفت‌‌شناسی، هوش معنوی، توصیفی-تحلیلی ?
دیدگاه غزالی درباره « اراده» و نقش آن در تبیین فلسفه اخلاق
نویسنده:
ام‌البنی نیازاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نوشتار حاضر مفهوم ارادةانسان و ارادةخداوند و رابطه بین آنها را در آثار غزالی جستجو میکند و عهده دار بررسی اندیشه های این اندیشه ور بزرگ در زمینۀ نقش اراده در فلسفه اخلاق می باشد. این جستار کوتاه پس از گذر ازمقدمات لازم در زمینۀ ارادۀ انسان و ارادۀ خداوند از لحاظ وجودشناسی و معناشناسی در مکاتب مختلف فکری (معتزله ، اشاعره ، امامیه ) به تحلیل اندیشه های غزالی در این باب پرداخته است. غزالی صفت «اراده» را هم برای انسان و هم برای خداوند اثبات می نماید . وی برای ارادۀ انسان اهمیت ویژه‌ای قائل است و آنرا عامل امتیاز انسان از حیوان دانسته و بر نقش آن بعنوان یکی از عوامل سازندۀ «افعال اختیاری» تأکید نموده است. همچنین وی ، همچون سایر اشاعره ، خداوند را «مرید» دانسته است ومعتقد است که اراده صفتی است که یکی از دو طرف فعلی که امکان وقوعش است را تخصیص می دهد . وی دربارۀ چگونگی رابطۀ ارادۀ انسان و خداوند همچون سایر اشاعره به طرح نظریۀ «کسب» پرداخته است و معتقد است ، فاعل حقیقی در همۀ افعال ، خداوند است و اوست که علم، اراده و قدرت را مقارن فعل ، در انسان می آفریند و قدرت عبد تنها مقارن فعل است نه مؤثر در آن ، و انسان تنها محل و گذرگاه اراده و اختیاری است که خداوند در او می آفریند . علیرغم تبیین رابطة ارادة انسان با ارادة خداوند و بیان مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی غزالی در این مورد، ساحت های وجودی انسان ( ساحت معرفتی ، ساحت ارادی ، ساحت عاطفی ) از منظر وی بررسی گردیده و بر نقش مؤثر آنها در افعال انسان تأکید شده است .
  • تعداد رکورد ها : 75