جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1437
روش شناسی فلسفی ولفسون: روش فرضی ‐ استنتاجی
نویسنده:
گندمی نصرآبادی رضا
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در دوره جدید، به تبع علوم تجربی، بحث روش در فلسفه جایگاه ویژه ای دارد. برخی اندیشمندان، روش ریاضی، جمعی روش هندسی و برخی روش های متداول در علوم تجربی را در فلسفه به کار بسته اند. ولفسون، مورخ تاریخ فلسفه، روش فرضی ‐ استنتاجی را که در علوم تجربی کاربرد دارد، برای مطالعه متن های فلسفی و کلامی برگزیده است. او بر پایه این روش کوشیده است میان مکتب ها و نظرهای به ظاهر غیر مرتبط ارتباط برقرار و گونه ها یا دوره ها و نظام های جدید فلسفی را شناسایی کند. در این مقاله تلاش شده ضمن توضیح روش پیش گفته، از طریق مقایسه آن با دیگر روش ها، مشکلات و کاستی های آن بیان شود.
صفحات :
از صفحه 191 تا 209
بررسی فلسفه ارزشیابی آموزشی و اشارات آن برای مولفه‌های برنامه درسی
نویسنده:
جواد نظام‌دوست
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر ،با عنوان " بررسی فلسفه ارزشیابی آموزشی و اشارات آن بر مولفه های برنامه درسی" به دنبال آن است که به تبیین چیستی و چرایی فلسفه ارزشیابی آموزشی بر بنیان مبانی و مقولات فلسفی از جمله مبانی متافیزیکی،معرفت شناسی،ارزش شناسی ارزشیابی بپردازد و تاثیر آن را بر مولفه ها و عناصر برنامه درسی بررسی کند .روش به کار گرفته در این پژوهش ، تحلیل تاملی است. که بر اساس آن ، ابتدا اطلاعات به روش کتابخانه ای – اسنادی گرد آوری و سپس طبقه بندی،توصیف و بر مبنای سوال های پژوهش به تحلیل ، تامل و نتیجه گيری پرداخته شد. یافته های این پژوهشدر زمینه فلسفه ارزشیابی نشان داد که اگر فلسفه سئوال درباره ی ماهیت چیزهاست، فلسفه ارزشیابی سئوال در باره ماهیت ارزشیابی آموزشی است و برای این مساله با مبنا قرار دادن مقولات فلسفی به طرح این مساله پرداخته است که ارزشیابی آموزشی دارای مبانی متافیزیکی (با تاکید بر مفاهیم خدا،انسان،جهان) ،معرفت شناسی(با تاکید بر مفاهیم دانش و شناخت) و ارزش شناسی(با تاکید بر اخلاق و زیبایی) است . از سویی فلسفه ارزشیابی با تاثیری که بر عناصر و مولفه های برنامه درسی دارد ، نشان می دهد هر یک از این عناصر به صورت عمودی و افقی در ارتباط با یکدیگر می باشند که ارزشیابی با رویکردی فلسفی، به ارزیابی ماهیت هریک از این عناصر می پردازد.
فلسفه امر به معروف و نهی ازمنکر در امر تربیت
نویسنده:
تهمینه یونس‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درک درست از این موضوع و عملیاتی کردن آن در بین افراد جامعه، مستلزم آگاهی از فلسفه آن یعنی چیستی (ماهیت)، چرائی (ضرورت و اهداف) و چگونگی (اصول و روش) می باشد. بدین منظور این تحقیق تلاش داشته است با بهره گیری از روش تحلیل فلسفی فرارونده و روش استنتاجی در قالب قیاس عملی، فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار دهد. نتایح حاصل گردیده از تحقیق، در خصوص ماهیت و قلمرو امر به معروف و نهی از منکر دربرگیرنده، موضوع واجب و همگانی بودن، قوام شریعت دین، وظیفه پیامبران و صفت اولیاء و مومنین بوده است.موضوع چرائی یعنی اهداف شامل دستیابی فرد و جامعه به کمال، اصلاح جامعه، بصیرت و خودآگاهی، تعهد آفرینی، جهانی شدن نیکی ها،ضامن اجرای قوانین الهی و منشا و ظهور و بروز رحمت الهی و چگونگی دربردارنده اصول دارا بودن معرفت، اصلاح شرایط، مسئولیت پذیری، اجتماع، پاسداشت کرامت آدمی، تذکر و عمل گرایی، متناظر با آنها روش های اعطای بینش، زمینه سازی، تغییر موقعیت، مواجهه بانتایج عمل، تحریک ایمان، کلام نرم ولین، اندرز و موعظه و الگوسازی بوده است.
تبیین رویکرد کلامی و عرفانی غزالی به عقل و عشق انسانی و مقایسه آن دو با یکدیگر
نویسنده:
سها بعنونی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نگارنده در این رساله به بررسی عقل وعشق انسانی در اندیشه‌ی غزالی می‌پردازد و رابطه‌ی آن دو با یکدیگر و تأثیر آن‌ها را در معرفت بخشی به انسان کندوکاو می‌کند. نظام معرفتی او کاملا مبتنی بر تفسیری عقلانی از شریعت اسلام است. فلسفه‌ی عرفانی او تلفیقی از عرفان و عقل و عشق. وی عقل را مقدمه‌ای برای ورود به حیطه‌ی عشق می داند و انسان در سایه‌ی عقل می‌تواند عشق حقیقی را ادراک نماید، به نظر این اندیشمند عشق همچون عقل نیز دارای مراتب گوناگونی است و راز ماندگاری انسان و تکامل او، در عشق است. ابوحامد همه‌ی کسانی که در جستجوی حقیقت‌اند را در چهار گروه جای می دهد: متکلمان، فیلسوفان، اهل تعلیم و صوفیان، در این میان تنها صوفیان و عارفان هستند که از معرفت حقیقی و مقصود نهایی بهره می‌جویند. غزالی با نگاه عارفانه به هستی، تنها راه وصول به رستگاری را آموزه‌های عرفانی و تهذیب نفس و دوری از چاه ظلمانی تعلقات دنیوی می‌داند. او بر این اندیشه‌ نظام معرفتی خود را بنا می‌نهد. ابوحامد در عین اینکه حوزه‌ی عقل رادر قبال عشق محدود می‌داند وحکم به ناتوانی عقل د رعروج به کمالات می‌کند، لکن بین عقل و عشق نه تنها معاندت نمی‌بیند، بلکه عشق بدون معاضدت عقل را قاصر از سوق دادن به جانب معشوق حقیقی معرفی می‌کند.او پیوند ناگسستنی میان عقل و عشق را این‌گونه بیان می‌کند: هر چه انسان از عقل بیش‌تر برخوردار گردد و اندیشمندانه در عجایب صنع خداوند و جلال ذات او مداقّه کند، چنان‌چه آن را با تزکیه‌ی نفس و مجاهدت همراه نماید، قلبش بیش از پیش، تجلّی‌گاه جمال جانان می‌گردد. این تجلی نیز معرفتی والاتر را در پی دارد و این سیر همچنان ادامه دارد تا هنگامی که عشق و عقل او فقط و تنها معطوف به ذات حق‌تعالی شود.
بررسی آرای فلسفی و کلامی ابوالبرکات بغدادی
نویسنده:
حسن غفوری فرد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابوالبرکات بغدادی از فیلسوفان قرن ششم هـ-ق است وی در کتاب خود المعتبر انتقادات زیادی را به ارسطو و فیلسوفان مشائی خصوصا ابن سینا وارد می‌کند. از این رو وی بعنوان فیلسوف منتقد محسوب می شود.زمان نزد ابوالبرکات برخلاف مشائیان مقدار وجود است نه مقدار حرکت.وی همچنین زمان را قدیم و نامتناهی می داند. بغدادی نفس را قوه ی حالّ در بدن می داند که بوسیله آن، افعال خود را باشعور و معرفت انجام می دهد. از نظر او وجود نفس، بدیهی است. وی نفس را جوهری غیر جسمانی و حادث می داند. در بحث صفات خداوند، محوریت اصلی به صفت واجب الوجود بودن خداوند بر می گردد وی نورالانوار را شایسته خداوند می داند.ابوالبرکات خداوند را عالم به جزئیات و علم را از مقوله اضافه می داند.او همچنین خداوند را دارای اراده های متجدد و متعدد می داند. ابوالبرکات ثابت می‌کند که عدم زمانی هیچ تاثیری در خلق و ایجاد ندارد. و عالم مخلوق قدیم الهی است. وی قاعده الواحد را هر چند رد نمی کند ولی نظریه مشائیان را نمی پذیرد و خود در این باره نظری? جدیدی ارائه می دهد.در نظر ابوالبرکات قضا آن امر کلی است که در علم ازلی یا حرکت افلاک می باشد.و قدر تقدیر و تعین آن قضا برموجودات است.
لوازم و نتایج وحدت تشکیکی وجود ملاصدرا در حوزه‌ی علم النفس فلسفی
نویسنده:
زهرا شکری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فیلسوفان پیش از ملاصدرا مانند حکمای مشاء غالباً به وحدت تشکیکی وجود اعتقادی نداشتند؛ لذا در حل بسیاری از مسائل فلسفی از جمله حوزه علم النفس ناتوان بودند، اما ملاصدرا با ارائه‌ی اصول و قواعدی مانند وحدت تشکیکی وجود، به بسیاری از مسائل و معضلات فلسفی از جمله در نفس شناسی پاسخ داده است. از دیدگاه ملاصدرا نفس محصول حرکت جوهری بدن است که در تحولات جوهری خود به تدریج با اشتداد وجودی مداوم به مقام عقل مستفاد نایل می‌آید و با عقل فعال متحد می‌گردد. در این سیر، نفس حقیقت واحد و ذو مراتب است، و مابه‌الاشتراک عین مابه‌الامتیاز می‌باشد. او هر گونه دو گانگی میان نفس و بدن را نفی می‌کند و معتقد است که این دو با هم ترکیب اتحادی دارند و موجود به وجود واحدند، که بدن مرتبه نازل این وجود واحد و نفس مرتبه عالی و کامل آن است؛ لذا تفاوت این دو در مرتبه وجودی می‌باشد. وی دربار‌ه‌ی نسبت نفس با قوایش قائل است که نفس در عین بساطت، کل قواست. درباره‌ی وحدت یا کثرت نوعی نفوس معتقد است که نفس در عالم طبیعت خالی از هر نوع کمالی است و صرفاً استعداد تصور کمالات را دارد اما با حرکت جوهری در نشأت مثالی و عقلی و فعلیت یافتن استعدادها، انسان‌ها به حسب کسب کمالات یا سیئات متخالف‌الحقیقه می‌گردند. درباره‌ی فروعات حوزه نفس مانند اتحاد عاقل و معقول می‌گوید علم و ادراک دارای مراتب حسی، خیالی، عقلی است و چون نفس نیز کل‌القواست دارای سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی می‌باشد؛ لذا هنگام علم وادراک متناظر با هر مرتبه از مراتب نفس، مرتبه خاصی از علم و ادراک متحد می‌شود. در استناد فعل واحد به خداوند و انسان نیز معتقد است که براساس وحدت تشکیکی وجود هر فعل اختیاری دارای مراتب است که حقیقه و اشرف آن از خداوند، و رقیقه و نازل آن از انسان صادر می‌شود. در اثبات ضرورت معاد می‌گوید کل عالم طبیعت با حرکت جوهری روی به سوی غایتی دارد که در آن به ثبات برسد و این غایت، قیامت کبراست. در تبیین معاد جسمانی نیز به اثبات می‌رساند که بدن اخروی، عین بدن دنیوی است که این بدن، آفریده خود نفس در اوج تجرد با نیروی خیال می‌باشد. وی همچنین با وحدت تشکیکی وجود، به ابطال و پاسخ‌گویی به برخی معارف و شبهات حوزه‌ی معادمانند اصل تناسخ، شبهه تناسخ، شبهه بهشت وجهنم می‌پردازد.
منشأ تنوع و ساختار آموزه ی صفات خداوند در علم کلام
نویسنده:
خدیجه حسن زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
ادراک بسیط و ادراک مرکب و جایگاه آنها در سعادت انسان از دیدگاه حکمت متعالیه
نویسنده:
رضا محمدعلیزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قول به ادراک بسیط به عنوان ادراکی بدون آگاهی از این ادراک و ادراک مرکب به عنوان ادراکی که با علم و توجه همراه است در حکمت متعالیه به چالشی معرفت شناسانه منجر می‌شود. رابطۀ این دو نوع ادراک با اقسام دیگری که برای ادراک بیان شده است مانند ادراک حصولی و حضوری، تصوری و تصدیقی، بدیهی و نظری از مباحث این پایان‌نامه است. با پذیرش تقسیم ادراک به بسیط و مرکب به تبع بایستی به تبیین نقش آن دو در سعادت انسان پرداخته شود، چرا که از دیدگاه ملاصدرا سعادت انسان به طور عمده به ادراکات او وابسته می‌باشد. ادراک بسیط از نگاه ملاصدرا براساس مساوقت علم و وجود در همۀ موجودات فراگیر است و بنابر این نمی‌تواند میان سعادتمندان و شقاوتمندان جدایی بیفکند چراکه همگی از این ادراک که ادراک نسبت به وجود خودشان و در نتیجه ادراک نسبت به علل مفیض وجودشان است برخوردارند. آنچه می تواند در سعادت نقش ایفا کند ادراک مرکب است که متعلَّق آن ادراک بسیط است. بررسی این مطلب که آیا ادراک مرکب ویژۀ انسان است یا موجودات دیگری هم هستند که از ادراک مرکب برخوردارند و ارتباط این دو نوع ادراک با فعل مُدرِک نیز در این پایان‌نامه مدنظر قرار گرفته است
بررسی کلامی - تفسیری رویت باریتعالی
نویسنده:
منی علی نژادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله جواز و عدم جواز رویت خداوند در زمره مسائلی است که در قرون اولیه اسلام بعنوان مسائل اصلی و یا اصول اعتقادی در جامعه اسلامی مطرح گردید و طیف عظیمی از مسلمانان آنروز بنام اهل سنت و جماعت و اصحاب حدیث از آن دفاع می‌کردند و انکار آنرا نوعی خروج از دین بحساب می‌آوردند. باتوجه به اینکه موضوع رویت باریتعالی در ارتباط با مبادی و اصول اسلامی در بادی امر غیرقابل قبول و به اصطلاح ممتنع می‌نماید و از اینجهت اثبات آن برای کسانی که به هر دلیل بدان معتقدند. مستلزم طرح مطالبی است که به عنوان دلیل و برهان قبول و دفاع از آن همراه با تحمل تکلف و تصنع فراوان و چه بسا خود در نهایت اعتراف به عدم امکان دفاع و بهرحال اعتقاد به چنین مسئله‌ای در عالم اسلام مطرح و تا آنجا که به عقیده برخی از محققین طرح مسئله رویت خداوند در قرون اولیه حاکمیت اسلام به وسیله متظاهرین به اسلام از اهل کتاب طرح‌ریزی و به وسیله جاعلان حدیث امثال ابوهریره لباس عمل به خود پوشید و بهرصورت سیر تاریخی مسئله رویت بطور اشاره و به نحو اختصار به قرار ذیل است : 1 - اهل سنت و جماعت و اصحاب حدیث که بطورکلی در تمام مسائل اسلامی - چه اعتقادی و چه فرعی - معتقد به اعتبار نصوص و احادیث میباشند و به هیچ وجه ارزش و اعتباری برای عقل قائل نیستند، از حامیان اصلی امکان و جواز رویت و حتی وقوع آن می‌باشند. 2 - اشاعره نیز در این مسئله به اصحاب حدیث پیوستند و گرچه در مقام تلفیق روش افراطی اصحاب حدیث و اعتبار و ارزش عقل و حاکمیت آن بودند، ولی در توجیه و تقریر جواز رویت و اقامه دلیل برای اثبات آن مواجه با مشکلاتی بودند و با تکلف و تصنع فراوان توجیهاتی را بعنوان دلایل عقلی و نقلی بر جواز رویت خداوند مطرح نمودند که در مورد دلایل نقلی از جمله آیات قرآنی ناچار متوسل به تاویل و خروج از نص و ظاهر قرآن شدند و در مقام دلایل عقلی نیز متوسل به توجیهاتی شدند که در نهایت به غیر موجه بودن آن اعتراف ، و از آن قطع امید و بدلایل نقلی روی آوردند که نص صریح بر عدم جواز رویت ذات باریتعالی میباشد از جمله آیات شریفه : ((لاتدرکه ابصار و هو یدرک الابصار... و قال ربی ارنی انظر الیک قال لن ترانی ... 3 - در مقابل آنان، معتزله که به اصالت عقل و اعتبار آن در تمامی مسائل اعتقاد داشتند، به عدم جواز رویت که مخالف تمام مبانی عقلی و نصوص شرعی و بخصوص آیات محکمات قرآنی است رای دادند. 4 - امامیه نیز با حفظ اصالت و استقلال مواضع فکری و اعتقادی خود، در این مسئله با معتزله توافق نظر و رای دارند. 5 - نظر نگارنده رساله با توجه به جهات فوق‌الذکر نیز عدم امکان و جواز رویت ذات باریتعالی می‌باشد.
بررسی و نقد الاهیات اگزیستانسیالیستی نیکلای بردیایف
نویسنده:
حمید بخشنده آبکنار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اگزيستانسياليسم نهضتى فلسفى و ادبى در قرن بیستم است كه مبتنى بر آموزۀ تقدم وجود بر ماهيت است. برطبق دیدگاه اگزیستانسیالیسم، انسان كاملا آزاد و كاملا مسئول اعمال خود است و اين مسئوليت خاستگاه دلهره‌اى است كه زندگی او را احاطه مى‌كند. در فلسفۀ اگزيستانسياليسم، درخت‌ها و كوه‌ها، كارخانه‌ها و شاهراه‌ها همگی واقعيت‌های نفس‌الامرى هستند که «هستى» دارند اما برحسب مصطلحات این فلسفه، «وجود» ندارند. در اين فلسفه، کاربرد كلمۀ «وجود» محدود به نوعى از هستى متمثل در انسان است. از لحاظ تاریخی، در گذر زمان، انواع گوناگون و متباينى از اگزيستانسياليسم ظهور کرده است. در شاخۀ اگزیستانسیالیسم دینی، اندیشمند پروتستان سورن کیئرکگور در دانمارك و متفکر کاتولیک گابریل مارسل در فرانسه، دو روايت از اگزيستانسياليسم مسیحی را ارائه كرده‌اند. نيكلاى برديايف، فيلسوف و الاهیدان ارتدوکس روسی نیز روايتى دیگر از اگزيستانسياليسم مسیحی را مطرح كرده است. رسالۀ حاضر که به بررسی نقادانۀ الاهیات اگزیستانسیالیستی نیکلای بردیایف می‌پردازد، مشتمل بر یک پیش‌گفتار و چهار فصل اصلی و یک پیوست است. در پیش‌گفتار رساله، دو روایت سابق‌الذکر از اگزیستانسیالیسم مسیحی بیان و ذهن خواننده برای فصل‌های اصلی آماده می‌شود. آنگاه در فصل اول، زندگى و تعامل فکری بردیایف با آثار اندیشمندان مختلف جهان تشریح می‌شود. در فصل دوم، نگرش فلسفى نيكلاى برديايف ترسیم مى‌‌شود؛ و در فصل سوم، نگارنده به‌طور تفصیلی آرای الاهياتى وى را بیان می‌کند. بالاخره، در فصل چهارم از پایان‌نامه، نگرش الاهیاتی وی مورد ارزیابی قرار مى‌گيرد. خاطر‌نشان می‌شود که در پیوست رساله، نکات متنوع سودمندی برای خوانندگان بیان شده است.
  • تعداد رکورد ها : 1437