جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 7402
بررسی تطبیقی جبر و اختیار در مدرسه حله و اصفهان (با تکیه به آرای خواجه، علامه، فیض و فیاض)
نویسنده:
پدیدآور: روح‌الله حاجی‌محمدی ؛ استاد راهنما: مهدی نصرتیان اهور ؛ استاد مشاور: محمد رنجبر حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
جبر در افعال و یا اختیار داشتن انسان در کارهایش از مسائل و دغدغه‌های بشر بوده است. متفکران شیعه با توجه گرایش های مختلف کلامی از این امر غافل نبوده و به تبیین آن پرداخته‌اند. بررسی تطبیقی جبر و اختیار از منظر اندیشمندان مدرسه حله (خواجه نصیرالدین و علامه حلی) و اصفهان ( فیض و فیاض) مسئله اصلی این پایان نامه است. با توصیف و تحلیل عبارت های این اندیشمندان و مقایسه آنها می توان به هدف مذکور دست یافت. در مدرسه حلّه خواجه با گرایشات کلامی و با پذیرش تنها برخی از اصول فلسفی از جمله اصل علیت، امر بین الامرین را به علت قریبه در افعال که از سوی انسان است و به علت بعیده که همان اسباب فعل و از سوی خداوند است، تفسیر نموده است، ولی علامه حلّی با روشی متفاوت و متأثر از معتزله تنها اختیار را در افعال انسان عقلاً ثابت نموده و اشاره ای به امر بین الامرین نکرده است. در مدرسه اصفهان که کلام شیعه با فلسفه ترکیب شده و فلسفه بر آن غلبه یافته است، شرایطی را فراهم نموده تا متکلمان این مدرسه نیز با اصول و مبانی فلسفی به تقریر امر بین الامرین بپردازند . فیاض با تبعیت از خواجه، امر بین الامرین را به علت قریبه و علت بعید در افعال تقریر نموده است ولی در نوع علت قریبه با خواجه تفاوت نظر دارد. ایشان علت قریبه را علت معده فعل قلمداد می‌کند که نتیجه آن فاعلیت معده برای انسان است. فیض با مشرب عرفانی همچون استادش ملاصدرا به تلفیق عرفان و فلسفه و کلام با روایات برآمده است و بنابر مبنای وحدت وجود، انسان را تجلی و ظهور خداوند می‌داند. در نتیجه فعل انسان را نیز تجلی فعل خداوند دانسته و فاعل حقیقی را خداوند می داند.
بررسی و تحلیل مولفه های عرفانی در دیوان فیض کاشانی و‌ تطبیق آن با فیاض لاهیجی
نویسنده:
پدیدآور: محمدرضا الهی‌نژاد ؛ استاد راهنما: امین رحیمی ؛ استاد مشاور: محسن ذوالفقاری ؛ استاد مشاور: سیده زهرا موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هرچند فیض کاشانی از لحاظ قدرت شعری و مفاهیم بلند در اشعار، در رده شاعران بزرگ قرار می گیرد اما در کتابها و تحقیقات مختلف تنها به تحلیل کتابها و آثار دیگر فیض و عقاید او در این کتابها پرداخته شده و به ندرت به بررسی دیوان او پراخته شده و کمتر از عرفان و آرای عرفانی او سخن به میان آمده است. در این رساله سعی شده آرا و آموزه‌های عرفانی او در اشعارش در حد بضاعت نگارنده مورد بررسی قرار گیرد و با دیوان فیاض لاهیجی اندک تطبیقی داده شود. فیض کاشانی و فیاض لاهیجی، این دو داماد ملاصدرا، در اشعار خود با گرایش عمیق به مبانی اعتقادی مذهب تشیع به صورت آگاهانه یا گاهی ناخودآگاه بسیاری از مسائل عرفانی را مطرح کرده اند. در این پژوهش که به شیوه‌ی قیاسی-استقرایی است نگارنده، اطلاعات خود را جمع آوری کرده و با بهره گیری از فنون تحلیل محتوا از نوع کیفی نتایج خود را ارائه داده است، پس از استخراج مولفه‌های عرفانی چون وحدت وجود، عشق و تقابل آن با عقل، فنا و بقا، ولایت، اخلاص و بررسی مقامات و احوال در دیوان ایشان و همچنین طبقه بندی آنها در دسته‌های مشخص نوع و شکل عرفان فیض و فیاض تبیین شده است. اهمیت موضوع این رساله در آن است که نشان می‌دهد فقیه و مفسری بزرگ همچون فیض کاشانی و همچنین دانشمندی چون فیاض لاهیجی به اندیشه‌های عرفانی اهتمام داشته اند و با ظرافت خاص مهم‌ترین مسائل عارفانه را با ریز بینی و احاطه بر جنبه‌های معنایی گوناگون آن مطرح کرده‌اند. البته این موضوع در اشعار فیاض نمود کمرنگ تری دارد. در این بررسی، فیاض را بیشتر شاعری تغزلی و عشق محور یافتیم که مفاهیم عمیق عرفانی در اشعار او به مراتب از اشعار فیض، ظهور و ژرفای بیان کمتری دارد. نخستین بابی که برای رسیدن به موضوع اصلی رساله گشوده شده، آشنایی مختصری است با نام و نسب و زندگی و آثار ایشان. فصل‌های بعد به بررسی مولفه‌های عرفانی پر کاربردی چون فنا و بقا، تقابل عقل و عشق، اخلاص، ولایت، و مقامات و احوال در دیوان این دو شاعر بزرگ پرداخته شده و از این مسیر افکار و شخصیت عرفانی ایشان تا حدی شناسانده شده است.
معاد جسمانی از دیدگاه فیاض لاهیجی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: هاجر جبله ؛ استاد راهنما: حسن صیانتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
بررسی نحوه ی ارتباط بین عالم حادث و عالم قدیم از دیدگاه میرداماد و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: المیرا رسول زاده ؛ استاد راهنما: ناصر فروهی ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الف)چکیده: مسئله‌ی حدوث و قدم عالم، از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین مسائلی است که ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. پیشینه‌ی این بحث را در ادیان الهی، اسفار و آیات مربوط به آفرینش و در ادیان غیر الهی در اسطوره‌ها و افسانه‌‌های مربوط به خلقت و در بین فلاسفه ما قبل سقراط، که غالباً پیش فرض ازلیت و دوام عالم را داشته‌اند و نیز در نزد دیگر فلاسفه می‌توان یافت. به عقیده‌ی میرداماد، همه‌ی موجودات ممکن که مخلوق باری تعالی هستند، در عالم دهر موجودند؛ اعم از اینکه مادی باشند یا مجرد. به تعبیر دیگر تنها موجودی که از عالم دهر خارج است، خداوند یکتاست که سرمدی است. وی برای نکته بارها پای می‌فشارد که موجودات مادی و زمانمندند، در عین حال که در زمان موجودند، در دهر نیز حاضرند. به عقیده‌ی ملاصدرا، عالم با همه‌ی آن چه در آن است، حادث ذاتی است؛ زیرا هر آن چه در آن یافت شود، وجودش مسبوق به عدم زمانی است.کلمات کلیدی: عالم حادث، عالم قدیم، حدوث دهری، حدوث ذاتی، میرداماد، ملاصدرا
تحلیل مقایسه‌ای آراء میرداماد، میرزا مهدی آشتیانی، فخررازی و میرزا مهدی اصفهانی درباره قاعده الواحد
نویسنده:
پدیدآور: علی اسدیان شمس ؛ استاد راهنما: حبیب‌اله دانش شهرکی ؛ استاد مشاور: عسکر دیرباز
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
قاعده ی «الواحد» یکی از قواعد مهم فلسفی و دارای فروع فراوانی است. میرداماد و میرزا مهدی آشتیانی در اصل این قاعده، اختلاف نظری با هم ندارند و آن را بدیهی و از امهات اصول عقلی می دانند، با این حال ادله عقلی فراوانی از باب تبیین این قاعده، اقامه می کنند و میرزا مهدی آشتیانی علاوه بر ادله عقلی، ادله نقلی فراوانی نیز بر این قاعده مطرح می کند؛ ولی این دو اندیشمند در صادر اول اختلاف نظر دارند. مرحوم میرداماد با نگرشی مشائی عقل اول را و میرزا مهدی آشتیانی با نگرشی عرفانی، نور محمدی را صادر اول می داند که در این رساله نظر مرحوم میرزا مهدی آشتیانی پذیرفته شد. این دو بزرگوار با اختلاف نظر در صادر اول در نحوه کثرت عرضی نیز اختلاف نظر پیدا می‌کنند و مرحوم میرداماد نحوه کثرت عرضی را ناشی از جهات متعدّد عقل اول و میرزا مهدی آشتیانی کثرت عرضی را تعیّنات فیض مقدس و نور محمدی می داند. این دو بزرگوار مسائل زیادی را متفرع بر قاعده «الواحد» دانسته و از طریق این قاعده، قاعده‌ی «امکان اشرف» را به اثبات می رسانند سپس ترتیب نظام هستی را بر پایه‌ی قاعده‌ی «الواحد» و «امکان اشرف» می چینند. در مقابل فخررازی و مرحوم میرزا مهدی اصفهانی قاعده «الواحد» را مردود دانسته و اشکالات متعددی بر آن قاعده وارد می‌سازند و آن را منافی با قدرت مطلق الهی می دانند که از تمام اشکالات آن دو پاسخ داده می‌شود. مرحوم میرزا مهدی اصفهانی با این که قاعده «الواحد» را مردود می داند ولی با استفاده از روایات، نور محمدی را به عنوان صادر اول معرفی می کند و با تمسک بر ظواهر مختلف روایات، در بیان اوصاف صادر اول و چگونگی کثرت عرضی گرفتار تناقض گویی می شود.
آثار و لوازم اصالت ماهیت ابن سینا، سهروردی و میرداماد در مقایسه با اصالت وجود ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: جلیل محمدی خانقاه ؛ استاد راهنما: عبدالله نصری ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن درزی ؛ استاد مشاور: حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله اصالت ماهیت و اصالت وجود نزد فیلسوفان پیش از ملاصدرا مطرح نبوده است و یا اگر مورد توجه بعضی از فیلسوفان همچون شیخ اشراق قرار گرفته است به عنوان یک مساله فرعی و در ضمن دیگر مباحث فلسفی همچون اعتباریات و معقول ثانی طرح شده است.اما اصالت وجود نزد صدرالمتألهین نه به عنوان یک مساله فرعی بلکه به عنوان یک اصل رصین در صدر مباحث فلسفی قرار می گیرد و دیگر مباحث فلسفی مبتنی بر آن پایه ریزی میگردد. بسیاری از شارحان حکمت متعالیه معتقدند توجه به اصالت وجود و نگرش اصالت وجودی داشتن به مباحث فلسفی چهره بسیاری از مسائل فلسفی را دگرگون می کند و تبیین دقیق تری از آنها ارائه می دهد.و اساسا ملاصدرا توفیقات خویش در حل معضلات فلسفی و تولید ابتکارات متعدد فلسفی را مرهون همین نگرش اصالت وجودی است و محرومیت دیگر فلاسفه به جهت نگرش اصالت ماهیتی است که خواسته یا ناخواسته بر فلسفه آن ها سایه افکنده است. قضاوت در میزان تاثیر گذاری اصالت ماهیت و اصالت وجود در دیگر مباحث فلسفی و سهم هریک در تبیین دقیق و حل سریع و آسان مسائل فلسفی و همچنین تولید مباحث نوین فلسفی مارا بر آن داشت که آثار و لوازم اصالت ماهیت در اندیشه سه فیلسوف بزرگ یعنی ابن سینا ، سهروردی و میرداماد را در مقایسه فلسفه اصالت وجودی ملاصدرا مورد بررسی قرار دهیم و توفیقات هریک در حوزه های گوناگون فلسفی را برشماریم.
بررسی تطبیقی مضامین مدح علوی در اشعار فارسی و عربی قرن یازدهم هجری
نویسنده:
پدیدآور: فروزان خانی ؛ استاد راهنما: مریم رحمتی ؛ استاد مشاور: مجید محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
ادبیات هر ملتی، یکی از زمینه‌های مهم ثبت و ضبط مسائل فرهنگی و آداب و رسوم مختلف مردم است که تأثیر فراوانی برجامعه و تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی دارد، بنابراین، ادبیات ارزشمند و متعالی، ادبیاتی است که در راه حفظ ارزش‌های انسانی وسوق دادن افراد جامعه به سوی آرمان‌های والای انسانی و زندگی بهتر تلاش کند. ادبیات متعهد در کشورهای اسلامی، علاوه بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی، به ترویج آموزه‌های دینی ومدح و ستایش شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذار اسلامی نیز می‌پردازد. ادبیات دینی، از جمله زمینه‌های مشترک تأثیر و تأثر ادبی بین دو قوم فارس و عرب در طول تاریخ است که بررسی آن به دلیل هویت اسلامی دو ملّت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، مدح علوی، به عنوان یکی از شاخه‌های ادبیات دینی، از جمله مضامین مهم ادبیات شیعی است که پس از مدایح نبوی مورد توجه شاعران فارسی و عربی قرار گرفته و شاعران زیادی در این زمینه هنرنمایی کرده‌اند. گرایشات مذهبی دولت صفوی در جهت گیری و انگیزه‌ی شاعران برای سرودن اشعار دینی و مذهبی به زبان فارسی و عربی تأثیر بسیاری گذاشت. رسمی شدن مذهب تشیع و حمایت از شیعیان توسط پادشاهان صفوی باعث شد تا پیروان این مذهب، علاقه و ارادت خود به خاندان رسول الله را آشکارا در سروده‌هایشان بیان کنند. پژوهش حاضر پس از بررسی وضعیت تشیع و شعر شیعی در قرن یازدهم هجری، به بررسی تطبیقی مضامین مشترک مدح علوی در اشعار فارسی و عربی این قرن، از نظر مضمون، شکل و اسلوب شعری و بر اساس مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی خواهد پرداخت. از جمله شاعران عرب و فارس در این قرن که مدایح مختلفی در ستایش امام علی (ع) سروده‌اند می توان به شاعرانی مانند السید المعتوق الموسوی، ابن ابی شافین البحرانی، سید علی خان المشعشعی و سید خلف المشعشعی و محمود الطریحی، محمد علی الطریحی، فخر الدین الطریحی، عبد الوهاب الطریحی، الحرفوشی العاملی، القاضی شرف الدین، جمال الدین المکی، شیخ بهائی، محمد باقر استرابادی، فیض کاشانی، کلیم کاشانی، فیاض لاهیجی، رضی الدین آرتیمانی، صائب تبریزی و طالب آملی و عائشه درانی و... اشاره کرد.
وجود محمولی از دیدگاه ملاصدرا و آقا علی مدرس زنوزی
نویسنده:
پدیدآور: مرتضی رضایی‌وند ؛ استاد راهنما: مرتضی عرفانی ؛ استاد مشاور: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود محمولی و مسائل مرتبط با آن بخش گسترده‌ای از فلسفه اسلامی را در برگرفته است.یکی از مطالب مرتبط با وجود محمولی بحث اصالت وجود است.ملاصدرا و مدرس زنوزی گرچه در اینکه وجود محمول است اختلاف‌نظری ندارند اما در تفسیر اصالت وجود با یکدیگر هم‌عقیده نیستند.ازآنجاکه ملاصدرا در طی سیر تکاملی خویش درنهایت وارد وادی عرفان می‌گردد و فلسفه خویش را با عرفان مخلوط می‌کند در بحث اصالت وجود نیز وی برخلاف نظر ابتدایی خود،به این عقیده می‌رسد که فقط وجود در عالم واقع تحقق دارد و ماهیت از تحققی ولو به‌تبع وجود در خارج برخوردار نیست.اما مدرس زنوزی می‌گوید که ماهیت به‌تبع وجود دارای تحقق در عالم واقع است.این اختلاف‌نظر ناشی از بحث وحدت شخصی وجود است که بر اساس آن ملاصدرا برخی از اصول حکمت خویش را نیز تغییر می‌دهد،اما مدرس زنوزی به دلیل آنکه وحدت شخصی وجود را قبول ندارد به‌تبع آن معنایی که ملاصدرا از اصالت وجود ارائه می‌دهد را نیز نمی‌پذیرد.در بحث وجود رابط نیز ریشه اختلاف ملاصدرا و مدرس زنوزی بحث وحدت شخصی وجود است.زیرا ملاصدرا بر این اساس به معنای دیگری از وجود رابط دست می‌یابد که بنا بر آن تمامی ممکنات عین تعلق و فقر نسبت به واجب‌الوجود هستند و تنها شئون و اطوار خداوند هستند و بهره‌ای از وجود ندارند.اما مدرس زنوزی این معنای وجود رابط را قبول ندارد و تنها به وجود رابط در قضایا می‌پردازد.یکی از مسائل دیگری که با توجه به بحث وجود محمولی از اهمیت فراوانی برخوردار می‌گردد،بحث اختلاف نوعی وجود رابط و محمولی است.ملاصدرا عباراتی متفاوت طی چند سطر بیان می‌دارد که طبق یک عبارت وجود رابط و محمولی باهم اختلافی ندارند و بر اساس عبارت دیگر وی بین این دو وجود اختلاف وجود دارد.مدرس زنوزی در تفسیر این عبارات و با در نظر گرفتن تمامی احتمالات به اختلاف نوعی وجود رابط و محمولی معتقد می‌گردد.اما از دیدگاه نگارنده با توجه به دومرحله‌ای بودن فلسفه صدرالمتألهین می‌توان تفسیر بهتری ارائه داد.
مطالعه پیامدهای فلسفی آزمایش لیبت درباره اراده آزاد با تکیه بر آراء رابرت کین و آلفرد مل
نویسنده:
پدیدآور: نیلوفر باصفا ؛ استاد راهنما: امیراحسان کرباسی‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
مساله اراده آزاد از حدود 2000 سال پیش به عنوان یک عامل تعیین کننده برای داشتن نوعی کنترل بر اعمال خویش وجود داشته است. به نظر می رسد برای اینکه دریابیم که این نوع کنترل که اراده آزاد شامل آن است چیست می بایست درباره مسایلی همچون علیت، قوانین طبیعت، زمان، ماده و ماهیت انگیزه و نیز شخص انسان را به دقت بیندیشیم.(Stanford encyclopedia, free will, O'connor, 2018, 1) در باب این موضوع از دیرزمان فیلسوفان زیادی اندیشه نموده و نظریات ارزشمند خود را ارایه کرده اند. این موضوع در دوره مدرن در علومی همچون ژنتیک، روانشناسی، علوم زیست شناسی و اعصاب، و بسیاری از رشته های دیگر مورد تحقیق قرار گرفته است. یکی از این محققین، عصب شناس آمریکایی بنجامین لیبت می باشد که آزمایش معروف او موضوع بحث های بسیاری بوده است. آزمایش او نشان داد که در حدود 550 میلی ثانیه قبل از انجام عمل، تغییرات الکتریکی خاصی در مغز صورت گرفته و شخص 200 میلی ثانیه قبل از انجام عمل نسبت به آن آگاهی پیدا می کند. این آگاهی که 200 میلی ثانیه قبل از عمل صورت می گیرد می تواند در انجام شدن یا نشدن آن عمل توسط فاعل مداخله کرده و نتیجه را تغییر دهد. به این ترتیب طبق نتایج لیبت و همکاران )1983(، ذهن ما به صورت ناخودآگاه عمل را برنامه ریزی نموده و اما اجازه انجام یا عدم انجام عمل را هم واگذار می کند.(Libet, 1999:4) برخی محققان و اندیشمندان همچون رابرت کین از بعضی از دیدگاه های لیبت حمایت نموده و برخی همچون آلفرد مل اراده آزاد مورد جستجوی لیبت را ناصحیح و نتایج تحقیق او را نامربوط دانسته اند. درحقیقت کار لیبت ترتیب و اجرای آزمایشی عصب شناسی و ارائه نتایج آن بوده و البته نتایج ارزشمندی را در پی داشته است. در این تحقیق نویسنده سعی دارد پس از درک طرح آزمایش لیبت و تفاسیر او و چگونگی دست‌یابی او به نتایج مربوطه, به دقت به مطالعه ی تفاسیر و تعابیر فیلسوفانی که مخالف و موافق تعابیر او در رابطه با این آزمایش و اراده آزاد نظر داده اند بپردازد. در این میان عمدتا نظر بر این است که تحلیل دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته و مقایسه شوند. آلفرد مل با بیان نکات روانشناختی پایه ای و تعاریف دقیقی از عمل و قصد، تعبیر لیبت را رد نموده و آزمایش لیبت و نتایج حاصل از آن را برای اثبات عدم وجود اراده آزاد به هیچ عنوان کافی نمی داند. رابرت کین فیلسوف دیگری ست که موافق تعبیرات لیبت بوده و بیان می دارد ادعای سازگار گرایان مبنی بر اینکه اراده آزاد بتواند به وجود آورنده غایی اهداف ما باشد درواقع بی معنی خواهد بود، چراکه مسائل مبهمی را به وجود آورده و با تصویر مدرن از انسان در علوم طبیعی و اجتماعی سازواری ندارد. این دو فیلسوف از آن جهت انتخاب شده اند که هر دو مطالعه جدی تری نسبت به آزمایش لیبت داشته و نظرات دقیقی را ارائه داده اند.
تحلیل و بررسی تطبیقی اقسام و مراتب نور از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
مهدیه السادات مستقیمی ، مریم السادات رضوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نور از مفاهیم پایه و اساسی است که دردستگاه تفکر فلسفی و اندیشه کلامی جایگاه بسیار ویژه ای دارد و مسئله تعریف نور و اقسام و مراتب آن نیز از مهم ترین مسائل این حوزه است. غزالی و ملاصدرا در آثار خویش به ویژه در رساله های مستقلی که هر یک از آن ها تحت عنوان رساله نور تدوین نموده اند، این مسئله را مورد توجه قرار داده اند. نور از دیدگاه غزالی و ملاصدرا از اسماء حسنای الهی است و حقیقت نور خداوند است و استعمال واژه نور فقط برای ذات خداوند حقیقی و برای غیر او مجازی و استعاری است. این دو اندیشمند به گونه ای همسویه به بیان اقسام و مراتب نور پرداخته‌ و ملاکات این تقسیمات را بیان کرده اند ولی در عین حال تفاوت نظر هایی نیز با هم دارند. غزالی انوار را به انوار حسی و عقلی و در جای دیگر انوار را به انوار ظاهری و باطنی تقسیم کرده است و انوار عقلی را به جواهر فرشتگان، ارواح حیوانی، انسانی و عالم أعلی تقسیم می کند و درجات فرشتگان را نیز بی نهایت می داند. ملاصدرا نیز ضمن بیان احاطه نوری نورالانوار به عنوان تنها مصداق کامل نور بر سایر مراتب أنوار، أنوار را به مراتب عقلی تقسیم می نماید. غزالی ترتیب در نظام انوار را ناشی از نظام علّی نمی داند ولی ملاصدرا در تقسیم انوار تأکید بیشتری بر درجات تشکیکی نور داشته و آن ها را در نظام علّی تبیین می نماید. از بعضی از عبارات مشکاة الانوار می توان برداشت کرد که غزالی ظلمت را مفهومی وسیع تر از نور و نور را مفهومی وسیع تر از وجود می داند ولی تأمل در سایر آثار پژوهشی او نشان می دهد که او نیز مانند ملاصدرا نور را عین وجود می داند البته ملاصدرا در موارد متعددی به عینیت وجود و نور تصریح کرده است. ولی هر دو اندیشمند بین اقسام و مراتب نور و مراتب وجود، رابطه ای را مشاهده نموده اند و غزالی با تاکید بر تقسیم وجود به وجود حقیقی و مجازی و استعاری و ملاصدرا با تقسیم وجود به وجود فی نفسه و لغیره و اصل تساوق وجود و نور، به تحلیل این رابطه می‌پردازد.از نوآوری‌های این مقاله این است که توانسته ضمن بررسی تطبیقی این دو دیدگاه به نقاط عطف و امتیاز هر یک از این تقریرات در تحلیلی مقایسه‌ای دست یابد.
صفحات :
از صفحه 25 تا 46
  • تعداد رکورد ها : 7402