جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 7402
بررسی مقایسه‌ای آرای هایدگر و کربن در باب «فهم در ساحت حضور»
نویسنده:
مهدی فدایی مهربانی ، سعید جهانگیری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مارتین هایدگر فیلسوف پدیدارشناس آلمانی را باید یکی از مهم‌ترین منتقدان فلسفۀ سوبژکتیو غرب در نظر آورد که به جای تأکید بر انفکاک پذیرفته شدۀ فاعل شناسا و مورد شناسایی، که به طور خاص در نظریۀ تناظری صدق اصلی مسلّم انگاشته می شود، ساحت فهم را نه ساحت انطباق و ارتباط برقرار شدن میان سوژه و ابژه، بلکه ساحت حضور در ساحت فهم در نظر می آورد؛ از این جهت در نظر هایدگر میان نحوۀ بودن و نحوۀ فهم ارتباط هست. از سویی هانری کربن به مثابۀ یکی از مهمترین فلاسفۀ متأثر از هایدگر، معتقد است فلسفۀ ایرانی-اسلامی افق گسترده‌تری برای فهم را در مقابل فیلسوف قرار می دهد. پرسش اصلی این مقاله این است که کربن چه افق‌های هستی‌شناختی دیگری فراتر از هایدگر را در متن فلسفۀ شیعی جستجو میکرد؟ نویسندگان معتقدند به زعم کربن، فلسفۀ شیعی با اعتقاد به ساحتهای تشکیکی حضور، فهم عمیق تر و کامل تری را برای فیلسوف و سالک به ارمغان می آورد و بدین ترتیب فهم فراتر از تاریخ جهانی قرار می گیرد. چیستیِ براهین این دو فیلسوف مورد تأمل ما در این مقاله قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 313 تا 348
چگونگی انتساب مکر به خداوند (تطبیق دیدگاه مفسران اشاعره و شیعه)
نویسنده:
طاهره عبدالللهی ، رقیه یوسفی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
بخشی از آیات قرآن کریم به­عنوان پیام جاویدان خداوند برای انسان­ها به توصیف نام­ها و افعال خداوند اختصاص یافته است. از جمله این نام­ها، انتساب صفت مکر به خداوند است. در مورد چگونگی انتساب این صفت به خداوند دیدگاه­های متفاوتی مطرح شده است. گروهی معتقدند که مکر خداونـد جزای ماکر است. برخی مکر الهی را استدراج دانسته و گروهی مکر الهی را برگرداندن مکر مـاکر بـه خـودش یا ابطال مکر ماکر دانسته­اند. مقاله حاضر درصدد است با تبیین معنای مکر و بیان دیدگاه اشاعره و شیعه به شناخت مختصر از چگونگی انتساب این صفت بر خداوند دست یابد. باتوجه به معنای مکر که عبارت است از تدبیر محکم و چاره اندیشی، این اسناد حقیقی است؛ زیرا اگر مکر به قصد اضرار و سوء نیت ایجاد شود، مکر سیئ و مذموم است و اگر ایجاد آن به قصد اضرار و سوء سریرت نباشد بلکه در اصل و ریشه از رحمت و عنایت، نشأت­گرفته باشد چنان مکری، نیکو و محمود است.
صفحات :
از صفحه 41 تا 57
مقایسه روح و نفس از نظر ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی
نویسنده:
پدیدآور: سهیل سهیلی ؛ استاد راهنما: حوران اکبرزاده ؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی که در شمار فیلسوفان مکتب فلسفی اصفهان و از شاگردان مهم میرداماد محسبوب می‌شوند، هر یک بر مبنای اصول فلسفی خویش مباحثی را پیرامون نفس ارائه کرده‌اند. ملاشمسای گیلانی در روش فلسفی‌اش به طور عام و نفس شناسی‌اش به طور خاص، پیرو سبک استاد خویش میرداماد است. برخلاف ملاصدرا که پایه‌گذار فلسفه‌ای جدید بر مبنای اصالت وجود است و نفس‌شناسی‌اش بر این مبنا استوار است. دغدغه اصلی این دو حکیم تطابق و سازگاری آموزه‌های شرعی و نصوص دینی با رهیافت‌های عقلی و فلسفی‌شان است. به باور فیلسوفان مسلمان، نفس حادث به حدوث جسمانی یا روحانی است؛ از سوی دیگر نصوص دینی دلالت بر وجود نفس قبل از بدن دارند که بیشتر در این گونه موارد واژه روح به کار رفته است. ملاشمسای گیلانی آیات و روایات دال بر وجود روح قبل از ابدان را با نظریه ملاصدرا در مورد حدوث نفس یعنی «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» بودن نفس متعارض یافته و لذا در قالب پرسشی نظر وی را جویا می‌شود. پژوهش حاضر درصدد تبیین فلسفی تمایز یا عدم تمایز بین «روح» و «نفس» از منظر دو فیلسوف مذکور است. حاصل آن که واژه روح که در این گونه آیات و روایات به کار رفته است، به کینونت برتر و عقلی نفس و نیز کینونت مثالی جزئی آن در قوس نزول و در مرحله قبل از بدن اشاره دارد و حال آن که در نشئه طبیعت، نفس حادث به حدوث بدن عنصری و جسمانیه الحدوث است و بر این اساس مقام روح متفاوت از مقام نفس است.
بررسی نحوه ارتباط بین عالم حادث و عالم قدیم از دیدگاه میرداماد و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: المیرا رسول زاده ؛ استاد راهنما: ناصر فروهی ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حدوث و قدم در فلسفه و کلام بدین معنا است که چیزی نبوده؛ سپس به وجود آمده است. از دیر بار تاکنون در رابطه با حدوث و قدم فلاسفه و متکلمین نظریات گوناگونی را ارائه کرده‌اند. میرداماد و ملاصدرا جزو فیلسوفانی است که در حل این معضل کوشیده‌اند. میرداماد سعی در اثبات حدوث دهری عالم داشته است؛ از نظر او دهر به معنای وعائی بین عالم سرمد و زمان می‌باشد. میرداماد برای تبیین و توضیح حدوث دهری عالم مراتب هستی را ازباری تعالی تا ممکنات به سه مرتبه تقسیم می‌کند و معتقد است که عالم مسبوق به وعاءِ دهر بوده و حادث به حدوث دهری است.از مجموعه گفتارهای میرداماد چنین بر می‌آید که حدوث دهری مسبوقیت حادث است به عدم صریح دهری که تقدم دارد بر وجود آن در خود جهان واقع و متن اعیان خارج؛ و ذاتاً از سنخ اندازه و کمیّت بیرون است، نمی‌شود در آن آغاز و انجامی یافت، گذشته و اکنون و آینده ندارد، پس اگر موجودی باشد که عدم پیشین آن عدم صریح دهری باشد، این موجود از جمله حوادث دهریه است.ملاصدرا به تلقی جدیدی از حدوث عالم دست یافته است. او اجزای عالم را حادث زمانی و حادث ذاتی می‌داند و از این نظر بافلاسفه هم‌عقیده است. تلقی وی این است که حدوث عالم، تدریجی و نه دفعی صورت می‌گیرد؛ از نظر وی جهان در حال حدوث و زوال تدریجی است.صدرالمتألهین می‌گوید که مرجح حدوث عالم، ذاتی است، در این بیان بحث کل عالم مطرح نیست، بلکه بحث هر کدام از اجزاء عالم جدا جدا مطرح است. از نظر ایشان آنچه که حادث است همه عالم است و در عالم آنچه که وجود دارد اجزاء عالم است؛ کل، حکم مستقلی ندارد.
بررسی تطبیقی عام و خاص، مطلق و مقید از دیدگاه قرآن ‌پژوهان و اصولیان (با تأکید بر آراء اصولیان امامیه)
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه قلی‌پور ؛ استاد راهنما: سهیلا پیروزفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
پایان‌نامه‌ی حاضر، به بررسی دیدگاه‌های مفسران، اصولیان و قرآن پژوهان در باب عام و خاص و مطلق و مقید و نیز میزان تأثیرگذاری آن ها در اختلاف‌های تفاسیر به خصوص تفاسیر فقهی و پیامدهای آن پرداخته است. با بررسی تطبیقی دیدگاه اصولیان، مفسران و قرآن پژوهان، اختلاف‌نظر چندانی در تعریف عام و خاص، مطلق و مقید مشاهده نشد، بیشترین اختلاف در انواع مخصص‌ها (قیاس، اجماع، عرف) می‌باشد. از زمان شیخ بهائی به بعد انواع عموم به صورت صریح و فزاینده وارد مباحث فقهی و اصولی شده است و اختلاف در تعریف‌ها، مصادیق و احکام، تقسیم عموم به سه قسم استغراقی، مجموعی، بدلی و مسائلی از این قبیل آمده است.اصولیان شیعه معتقدند؛ قرآن و سنت بر بطلان قیاس، عرف و اجماع بدون تأیید امام معصوم (علیه‌السلام) دلالت دارد. گرچه شیعه تنقیح مناط را معتبر دانسته‌اند؛ لکن اختلاف در مصادیق عام و خاص و مطلق و مقید تا حد زیادی منشأ اختلاف در تفاسیر فقهی شده است؛ از سوی دیگر گاهی مراد واقعی عمومات و مطلقات، از ابتدا روشن نبوده شرایط زمانی و مکانی سبب روشن شدن تقیید مطلق و تخصیص عام شده است؛ رعایت و به‌کارگیری اصول و قواعد عام و خاص و مطلق و مقید تأثیر بسزایی در فهم قرآن ورفع اختلاف ها دارد.
تحلیل و بررسی نحوه صدور کثرت از وحدت از دیدگاه ابن سینا، ملا صدرا و قونوی
نویسنده:
پدیدآور: جلال حیدری ؛ استاد راهنما: علی عباسی ؛ استاد مشاور: سیداحمد غفاری قره‌باغ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تبیین نحوه پیدایش و کثرت عالم از مبدأ هستی و رابطه کثرت و وحدت، از دغدغه‌های فیلسوفان و عارفان و از جمله چالشی‌ترین مباحث میان سه مکتب حکمت مشّاء، حکمت متعالیه و عرفان بوده و تفسیرها و تبیین‌های متفاوتی از آن ارائه نموده اند. هر سه مکتب در پذیرش و باور اصل واقعیت و وجود با یکدیگر، هم‌داستان‌اند همچنان که در واقعیت داشتن وحدت و کثرت تردیدی روا نمی‌دارند، اما مسأله نحوه صدور و واقعیت داشتن کثرت، از منظر ابن‌سینا، ملاصدرا و قونوی مورد اختلاف است. (مسأله) این پژوهش که با روش توصیفی _تحلیلی، سامان یافته (روش) بر این فرض استوار است که کثرت و وحدت در اندیشه ابن‌سینا، ملاصدرا و قونوی، به سه بیان متفاوت ارائه شده است، و سه تبیین متفاوت از نظام صدور در اندیشه این سه شخصیّت، برخاسته از مبانی نظام فلسفی مشّاء، حکمت متعالیه، و نظام عرفان اسلامی، وجود دارد. این اندیشمندان ارتباط حقایق عینی و وجودی و حضرت حق تعالی را با کلیدواژه‌های متفاوتی همچون علیت، تشأن و تجلّی، تبیین نموده‌اند. (فرضیه) هدف اساسی این تحقیق، تبیین صحیح نظام صدور و ترسیم تلاش‌های سه مکتب اندیشه‌ ورز مشّاء، حکمت متعالیه و عرفان اسلامی است که تبیین این مهم و ترسیم میزان توفیق هرکدام از این سه مکتب، کمک شایانی در ارائه صحیح جهان‌بینی برآمده از آن می‌کند. (اهداف) تمایز آشکار میان بزرگان سه اندیشه مهم اسلامی مشّاء، متعالیه و عرفان در تبیین معنا شناختی کثرت عالم و تبیین نحوه پیدایش آن از مبدا هستی از جمله نتایج و یافته‌های این پژوهش محسوب می‌گردد. ابن سینا با قائل بودن به اصل علیت و تباین وجودات، صادر اول را عقل اول ومجرای کثرات می‌داند، ملاصدرا در دیگاه اول و تشکیک وجودی خود، عقل اول را صادر اولی می‌داند که مجرای بقیه صوادر وکثرات است. این کثرات یک سلسله وجودات از شدید به ضعیف را تشکیل می‌دهند. ملاصدرا در دیگاه نهائی خود همگام با وحدت شخصی عرفا و قونوی همه ماسوی الله را نمود ومظهر حق تعالی می‌داند که از او در یک مرتبه متجلی گردیده وآن وجود منبسط و نفس رحمانی است وهمه ماسوی را در بر می‌گیرد. با این تفاوت که این مظهریت در نزد ملاصدرا قوی تر و نزد قونوی وعرفا ضعیف تر و ظلی تر است.(یافته ها)
مفهوم خدا و انسجام خداباوری سنتی از منظر ملاصدرا و سوین برن
نویسنده:
پدیدآور: طیبه شاددل ؛ استاد راهنما: منصور ایمانپور ؛ استاد مشاور: حسین اترک
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله در زمینه‌ی فلسفه‌ی دین به بررسی مفهوم خدا و انسجام خداباوری کلاسیک از نظر حکیم متأله، ملاصدرای شیرازی و فیلسوف انگلیسی معاصر دین، ریچارد سوین‌برن می‌پردازد. ملاصدرا در نظام وحدت تشکیکی خود خدایی ضروری، یگانه، متشخص غیر انسان‌وار، بسیط، فعلیت مطلق، سرمدی فرازمانی، واجد مطلق‌های سه‌گانه، متعال و در عین حال حاضر در هستی ، مفیض و خالق و ... به تصویر می‌کشد؛ از این‌رو می‌توان الهیات ملاصدرا را الهیات کلاسیک تعدیل-یافته نام نهاد. سوین‌برن نیز خدایی یگانه، منشأ تکالیف اخلاقی، خالق، سرمدی زمانمند، عالم مطلق و قادر مطلق در معنایی تعدیل یافته، خیر مطلق و شخص‌انگار ترسیم ‌می‌کند؛ که می‌توان الهیات وی را الهیات ‌شخص‌انگار و با توجه به تبیین اوصاف خداوند، مسئله‌ی شر الهیات کلاسیک تعدیل-یافته نامید. در باب انسجام خداباوری کلاسیک در باب مسئله‌ی شخص مجرد، مسئله‌ی تشخص، مسئله‌ی تعالی و مسئله‌ی انسجام سه وصف علم مطلق و قدرت مطلق و سرمدیت فرازمانی می‌توان گفت با توجه به مبانی ملاصدرا بتوان پاسخی در خور به برخی از این اشکالات ارائه داد؛ لکن برخی از اشکالات لاینحل باقی می‌ماند. سوین‌برن در باب پاره‌ای از این مسائل نظیر انسجام شخص مجرد از خداباوری کلاسیک دفاع نموده است؛ لکن در باب برخی دیگر از مسائل مانند مسئله ناسازگاری علم مطلق، سرمدیت فرازمانی و تغییرناپذیری حداکثری قائل به این نظر است که باید خداباوری کلاسیک تعدیل و تصحیح گردد. به طور ایجاز می‌توان گفت اگر این‌دو فیلسوف در یک عصر می-زیستند هر دو قائل به این بودند که الهیات کلاسیک نیازمند اصلاح و تجدید نظر است؛ اگرچه جهت اصلاحاتی که انجام می‌دادند بسیار متفاوت است.
ماهیت زمان در اندیشه ملاصدرا و آگوستین
نویسنده:
پدیدآور: محمد امیرخنافره ؛ استاد راهنما: عبدالله نیک‌سیرت ؛ استاد مشاور: محمد حسین گنجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به منظور تحقیق و بررسی در مورد حقیقت و ماهیت زمان این پایان نامه بر آن است که ماهیت زمان در آرای مالصدرا و آگوستین را مورد مداقه قرار دهد و به نقاط اشتراک و افتراق میان آنها بپردازد. روش تحقیق نگاشته شده، به صورت توصیفی و بر اساس تطبیق و مقارنه آراء دو فیلسوف الهی در مساله زمان است؛ نتایج بدست آمد از این تحقیق این است که هم مالصدرا و هم آگوستین در مبحث زمان، افقی تازه گشوده و راهی نو آغازیده اند. آگوستین مساله "زمان" را جنبه ی از جوانب "نفس انسانی" تلقی می کرد و بر این باور بود که با تفحص در سه جز زمان می توان به تحلیل عقلی از زمان رسید؛ که با تمرکز به جز حال از اجزا سه گانه زمان، به وجود زمان پی می برد. مالصدرا هم با الهام گرفتن از نظرات فیلسوفان قبل از خود به تبیین حقیقت زمان پرداخته است؛ وی در نظام فلسفی خود که بر بنیاد وجود استوار شده است، تعریفی از زمان ارائه می دهد؛ او زمان را امتداد و کشش یا بعد چهارم از وجود مادی و جسمانی دانسته است.
بررسی تطبیقی اختیار از دیدگاه غزالی و سبزواری
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه صدری ؛ استاد راهنما: عین‌الله خادمی ؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
اختیارآدمی از مسائل ضروری فلسفی است که از مناظر گوناکونی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است . این پژوهش بر آن است با روش تطبیقی و مقایسه ای دیدگاه غزالی بعنوان یکی از متفکران بزرگ اشعری و حکیم سبزواری فیلسوف ، شارح و مفسر حکمت ملاصدرا درباره اختیار و اراده انسان را توضیح دهد.پرسش اساسی این است غزالی و سبزواری اختیار انسان را چگونه تبیین کردند و در دیدگاه آنان انسان موجودی مجبور است یا مختار؟ این پژوهش، در سه فصل اصلی، بعد از بیان مقدمات لازم در زمینه اراده و اختیارانسان از لحاظ هستی شناسی و معناشناسی به بررسی اندیشه‌ی‌ کلامی غزالی و حکیم سبزواری در این باب پرداخته و نشان می دهد که علی‌رغم وجود تمایز میان دیدگاه‌های این دو شخصیت در این باب می‌توان‌ وجوه اشتراک متعددی میان آنان یافت دستاورد این پژوهش این است :که هر دو برای اراده انسان اهمیت ویژه ای قائلند و آن را تربیت پذیر وعامل امتیاز انسان از حیوان دانسته اند و بر نقش اختیار به عنوان عامل سازنده‌ی «افعال اختیاری» تأکید نموده اند. و به هیچ یک از دو نظریه جبرمطلق وتفویض معتقد نیستند، اما اختلاف اساسی آن ها در این است که غزالی «نظریه‌کسب» را از اشاعره اتخاذ نموده و بر این باور است خداوند فاعل در همه افعال است و انسان تنها محل آن است .درمقابل سبزواری نظریه بین الامرین را مطرح و معتقد است هر فعلی از انسان سر زند، این حکم را دارد که آن فعل از واجب تعالی و به حسب شانی از شئون او سرزده است.
تاثیر فلسفه در آفرینش و سلسله مراتب عالم از منظر علامه حلی و فیاض لاهیجی
نویسنده:
پدیدآور: شعله نمازی ؛ استاد راهنما: غلامحسین احمدی آهنگر ؛ استاد مشاور: معروفعلی احمدوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علم کلام دانشی است که به استنباط،تنظیم و تبیین معارف و مفاهیم دینی پرداخته و براساس شیوه های مختلف استدلال اعم از برهان،جدل،خطابه و...گزاره های اعتقادی را اثبات و توجیه می کند و به اعتراض و شبهات مخافان دین پاسخ می دهد. (خسرو پناه،16،1383)برای این منظور در قرون اولیه بیشتر از دلایل نقلی و عقلی مبتنی بر مشهورات استفاده می شد اما از اواخر قرن دوم با ورود فلسفه به جهان اسلام،کلام به عنوان علمی که هم متکفل استباط معارف و هم موظف به دفاع این معارف شناخته شد که منظور از این معارف معرف اعتقادی و دینی است.(برنجکار،1394،21)ما در این پایان نامه در صدد بر آمدیم تا تاثیر فلسفه را در تفکر دو متکلم؛ آن هم در حیطه نظریه پردازی در آفرینش و سلسله مراتب عالم مورد بررسی قرار دهیم. علامه حلی در تبیین و تحلیل و جایگاه فلسفه در آفرینش و سلسله مراتب عالم بسیاری از اصول و مسائل فلسفی را می پذیرد، اما در عین حال با اصول مهمی چون قاعده الواحد و نظریه فیض مخالفت می کند و به علم حضوری نمی پردازد و معتقد است، که علم خدا به اشیاء، حصولی است.(علامه حلی،250،1390) و نتیجه چنین نگرشی در مسایل مربوط به شناخت باری تعالی و اوصاف و افعال او آشکار می شود؛ به این معنا که فاعلیت خدا، فاعلیت بالقصد و بالاختیار، آنهم به معنای صحت فعل و ترک می شود و ظهور فعل خدا با همین مبنا تبیین می شود؛(علامه حلی،82،1365)و چون قاعده بنیادی الواحد را که مبین چگونگی ظهور فعل تکوینی نزد فیلسوفان است، مردود می داند در نتیجه سلسله مراتب علی و معلولی عالم عقول و نفوس و طبیعت را نمی پذیرد(علامه حلی،177و1365،176) و قائل می شود که بین خدا و عالم طبیعت هیچ واسطه ای نیست و در اثبات صانع عالم،عالم را فقط منحصر در عالم طبیعت می داند(علامه حلی،9،1386). از منظر علامه حلی بکارگیری اصول و مبانی فلسفه در افعال تکوینی خدا مستلزم موجب بودن خدا می شود و این با عقاید دینی اسلام ناسازگار است و لذا برای آنکه کثرات در عرض هم را به خدا نسبت دهد،تقسیم فاعل به بالقصد و موجب را مطرح کرده و از فاعلیت مبتنی بر قصد و اراده دفاع می کند؛ آن هم به دلیل آنکه این نوع ایجاد را مسبوق به عدم می داند.(علامه حلی،115،1365). علامه حلی با قائل شدن به اصول فوق خدا را قادر مختار می داند؛ نه فاعل موجب در نتیجه کثرات را با کثرتشان به خدا نسبت می دهد) علامه حلی،281،1365). فیاض لاهیجی از همان مقدمه گوهر مراد اندیشه نوافلاطونی در آراء او به وضوح آشکار است،به طور مرتب از فیض و فیاض بودن خداوند سخن می گوید و عالم را در مراتب عقل کلی،نفس کلی و طبیعت می بیند (لاهیجی،18،1383)و در ادامه، فیض وجود از جانب خداوند را فعل ابداعی دانسته که این فیض نسبت به همه یکسان است نه آنکه برای بعضی بیشتر و برای بعضی کمتر باشد.(همان 18)و از نظریه فیض و قاعده الواحد دفاع کرده و قاعده الواحد را اینگونه تبیین می کند که هر گاه فاعل واحد بوده باشد، من جمیع الجهات و الحیثیات از وی صادر نشود، در مرتبه واحد مگر معلول واحد و سایر معلولات از وی با واسطه صادر شوند.(همان،22)در نتیجه بین عالم طبیعت با خداوند، برخلاف علامه، قایل به واسطه می شود و فاعلیت را در مرتبه نخست، متوجه به عقل نخست می کند و سلسه مراتب آن را یاد می کند؛به علاوه علم را به حضوری و حصولی تقسیم می کند که سبب علم حضوری را دو چیز می داند؛ یکی قائم بودن عین معلوم به عین عالم و دیگر، حاضر بودن ذات معلوم نزد عالم به سببی از اسباب.(همان،148)علم خدارا علم حضوری دانسته و با توجه به این مسایل فاعلیت خدا را بالعنایه می داند.
  • تعداد رکورد ها : 7402