
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>چه ضرورتی دارد که امام معصوم باشد و چگونه مشخص می شود که امام معصوم است؟ </dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>معصومیت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>امامت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>امام معصوم</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>علم کلام</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>پی نوشتها:,[1] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژۀ امام.,[2] &quot;الامامة رئاسة عامة دینیة مشتملة علی ترغیب عموم الناس فی حفظ مصالحهم الدینیة و الدنیا ویه و زجرهم عمایضرهم بحسبها&quot;، خواجه نصیر طوسی، قواعد العقائد، ص 108.,[3] &quot;الامامة رئاسة عامة فی امور الدین و الدنیا خلافة عن النبی&quot;،قوشجی، علاءالدین، شرح تجرید، ص 472.,[4] &quot;ان العصمة ملکة تقتضی عدم مخالفة التکالیف اللزومیه عمداً و خطاءً مع القدرة علی الخلاف&quot;، مظفر، محمد رضا، دلائل الصدق، ج 2، ص 4.,[5] پیامبر اسلام (ص) به علی (ع) خطاب فرمود: &quot;انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی، تو نسبت به من منزلت هارون نسبت به موسی را داری، جز این که پیامبری بعد از من وجود ندارد&quot;، سیرۀ ابن هشام، ج 2، ص 52.,[6] مظفر، محمد رضا، دلائل الصدق، ج 2، ص 8-10.,[7] همان.,[8] مختاری مازندرانی، محمد حسین، امامت و رهبری، ص 59.,[9] &quot;و اذا بتلی ابراهیم ربه... قال لاینال عهدی الظالمین&quot;، بقره، 124.,[10] &quot;... تلک حدود الله فلاتعتدوها و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون&quot;، بقره، 229.,[11] پس هیچ ارتباطی با انتخاب و گزینش مردم ندارد، بلکه از جانب خدای متعال به کسانی که استحقاق و شایستگی این مقام را داشته باشند، اعطا می گردد. البته فعلیت مقام امامت، با نتخاب و بیعت مردم است.,[12] معنای عصمت انبیا و امامان این نیست که مثلاً جبرئیل دست آنان را بگیرد (البته جبرئیل اگر دست شمر را هم بگیرد، هرگز مرتکب گناه نمی شود)، بلکه عصمت &quot;زاییده ایمان&quot; است. اگر انسان به حق تعالی ایمان داشته باشد و با چشم قلب خداوند متعال را مانند خورشید ببیند، امکان ندارد، مرتکب گناه و معصیت گردد. معصومین (ع) بعد از خلقت از طینت پاک، بر اثر ریاضت و کسب نورانیت و ملکات فاضله، همواره خود را در محضر خداوند متعالی – که همه چیز را می داند به همۀ امور احاطه دارد – مشاهده می کنند. (امام خمینی، نبوت از دیدگاه امام خمینی، (تبیان)، ص 124).,[13] &quot;... انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا&quot;، احزاب، 33.,[14] احزاب، 33؛ مائده، 6، ذیل آیۀ وضو که می فرماید: ۀ... و لکن یرید لیطهرکم ...&quot;؛ خداوند نمی خواهد مشکل برای شما ایجاد کند، بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید.,[15] سبحانی،جعفر، منشور عقاید امامیه، ص 168- 169. شایان ذکر است که ارادۀ تکوینی حق بر عصمت اهل بیت، مایۀ سلب اختیار آنان نیست، همان گونه که وجود عصمت در پیامبران نیز موجب سلب اختیار آنان نیست.,[16] &quot;یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...&quot;،نساء، 59.,[17] مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، ص 203.,[18] &quot;من کنت مولاه، فهذا علی مولاه&quot;، علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 207؛ ابن میثم بحرانی، النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة، ص 81.,[19] &quot;سلموا علیه بإمرة المؤمنین&quot;، همان.,[20] &quot;هذا خلیفتی من بعدی فاسمعوا له و اطیعوا&quot;، همان.,[21] &quot;ابنی هذا امام ابن امام اخوا امام ابوائمه تسعة، تاسعهم قائمهم، حجة ابن حجة اخو حجة ابو حجج تسع&quot;، ابن میثم بحرانی، النجاة فی القیامه، فی تحقیق امر الامامة، ص 167.,</dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
