جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
درسگفتار متافیزیک
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
درسگفتار فلسفه تاریخ
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
روش نقد اندیشه ها
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
سمپوزیوم " اکنون ما و شریعتی "
نوع منبع :
صوت , سخنرانی , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اعلامیهٔ برگزاریِ سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» بنام خداوند هستی و هم راستی «اکنون، ما و شریعتی»، عنوانی است که برای همایش علمی در تابستان در چهلمین یادمانِ شریعتی انتخاب شده است. مقوله «اکنون» به زمانه و زمینه اشاره دارد و منظور از «ما» همه کسانی‌اند که دغدغهٔ مسائل زمانه خود را دارند، و همچنین آنان که از طریق امتزاج افق خود با افق شریعتی سعی در مواجهه با معضلات و مسائل زمانه خود دارند. شریعتی متفکری چالش‌گر و نوآور بود. فکر و زندگی فکری و نیز زندگی شخصی او به پرسش کشیدن و چالش کشیدن «واقعیات» و «حقایقِ» زمانهٔ خود بود. وی اهتمام خستگی‌ناپذیری برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها و ساختن بدیل‌های توجه‌برانگیز و راه‌گشا برای جوانان و درمندانِ زمانه داشت. وی از یکسو، در پیوند با میراث فکری، و از سوی دیگر با چشم‌اندازها و راه و روشی بدیع و در خورِ زمانه و زمینهٔ خود می‌اندیشید. افقِ فکری وی در «کویریات، اجتماعیات، و اسلامیات» او متجلی است. ما نیز امروزه در اکنونِ تاریخی خود نیازمند اندیشیدن در هر سه سپهر هستیم، و میراثِ شریعتی بیش از دیگر «گفتمان‌ها»، «سرمشق‌ها»، و مکاتب، چه جهانی و چه بومی، ظرفیت به‌کارگرفته شدن برای پاسخ‌گوئی و راه‌گشائی در آنها را دارد. در عینِ‌حال، اندیشهٔ شریعتی نیاز به بازخوانی دارد تا نیاز اندیشگانیِ اکنون ما را پاسخ گوید. رنجِ شریعتی از دردهای زمانه، امیدِ وی به آینده‌ای متفاوت، و نیز باور او به وجود ظرفیت‌های فرهنگی و انسانی ایرانی-اسلامی مقوّمات افقِ فکری وی بودند. ما اکنون از افق خویش با افق شریعتی هم‌سخن می‌شویم و در مواجهه با مسائلِ زمانه سعی در پاسخ‌گوئی به چالش‌ها به شیوه‌ای مانند شریعتی داریم. اکنون زمانهٔ جهانی شدنِ سلطه‌گرانهٔ سرمایه‌داری و تلاشِ قدرت‌های بازدارندهٔ آدمیان از تعیینِ سرنوشت‌ خود است تا همچنان میدان عمل برای سلطه گران محفوظ ماند. در همین فضاست که پوچی، فقدانِ معنا، لذت‌جوئی و مصرف‌گرائیِ مفرط، ترویج و تهییج می‌شود و باعث به حاشیه و خفا راندنِ آزادی‌خواهی و عدالت‌جوئی شده است. «خیر، زیبایی، و حقیقت»، آرمان‌خواهی و دوستی، جایِ خود را به پروژه‌های ثروت‌اندوزی و حرص و هوس‌های خفیف و ویران‌گر داده است. ظهورِ نولیبرالیسم خشن و مفرط از سویی، و بنیادگرائیِ بی‌بنیادِ ترور و ستیزه، از دیگر سو، جهانِ اکنونِ ما را آکنده از غلبهٔ «زر و زور و تزویر» ساخته است، و لذا، دین‌گریزی از یکسو، و نیاز به معنویت و دوستی، از سوی دیگر، سیمای عالم ما را ترسیم می‌کند. شریعتی در ادامهٔ میراثِ فکری رهائی‌بخش با شاخصهٔ ایرانی و اسلامی، با به چالش کشیدن گفتمان‌های مسلط زمانه، از «بازگشت» و ساختن «خویشتنی» نو سخن می‌گفت تا ورطهٔ تاریکِ دین‌گریزی و دیگرستیزی را تبدیل به چشم‌اندازی برای دریافتِ «معنایِ بودن» و «یافتنِ خویشتن» نماید. وی در این‌راه با رنجبرانِ زمانه همراه شد و خود رنج بسیار برد. تخطئه و متهم‌شدن را شریعتی در زمانهٔ خویش بسیار تجربه و تحمل کرد، اما نگذاشت آنچه دیگران برای خاموشی وی می‌کردند مانع تفکر و طی طریقِ رهائی‌بخش وی شود. این خود وجهِ بارزی از نوع خاصِ «گفتار» شریعتی است. امروزه، هنوز برخی بدون خواندن شریعتی و صرفا با شنیده‌های خود در دالان‌های تاریک قصد و خواستِ مغرضانه و سوداگرانه و تریبون‌های پرطمطراق و کین‌توزانهٔ خود، حکم برخطابودن و بلاموضوع بودنِ اندیشهٔ او می‌دهند، و جز عباراتی از زرادخانه‌های تبلیغاتیِ صاحبانِ ثروت و قدرت ره‌آورد دیگری برای مخاطبان ندارند! اکنون در همین فضا، کسانی از اهلِ اندیشه و دغدغه گردهم ‌آمده‌اند تا، به ‌تعبیرِ حکیمِ فردوسی که «تواند کسی این سخن بازداشت، چنان کاو گذارد بباید گذاشت»، افق‌های جدیدی را از طریقِ هم‌سخنیِ مضاعف با یکدیگر و با شریعتی بگشایند؛ و شاید که این همایش فرصتی باشد برای هم‌سخنی اصیل و آگاهی‌بخش. سمپوزیومِ «اکنون، ما و شریعتی»، در چهلمین سالگرد هجرت دکترعلی شریعتی، در تهران برگزار می‌گردد. نحوهٔ همکاری با هیئت علمی نیز متعاقبا در صفخهٔ ویژهٔ سایتِ بنیاد شریعتی اعلام خواهد شد. به این منظور، محورهای زیر توسطِ کمیتهٔ علمیِ همایش پیش‌نهاده شده است: ۱) تفکر «نوشریعتی»؛ شرایطِ امکانِ یک سرمشق/پارادایم؛ ۲) شریعتی، بازیابی جامعه و هویت؛ ۳) شریعتی، الهیاتِ رهایی‌بخش و مسئلهٔ زمانه؛ ۴) شریعتی و تحولِ دوران؛ ۵) شریعتی و امرِ اجتماعی؛ ۶) فلسفهٔ سیاسیِ شریعتی؛ ۷) شریعتی، جهانِ اسلام و نقد بنیادگرایی؛ ۸) ممیزاتِ پروژهٔ شریعتی در نسبت با سایر پروژه¬های «نواندیشی دینی». تهران، ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، دبیرخانهٔ علمی سمپوزیوم
فلسفه اگزیستانسیالیسم
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
سخنرانی اصل توحید؛ شاکله تمامی مناسبات
نوع منبع :
صوت , سخنرانی , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکتر مهدی سپهری اصل «توحید» را دغدغه محوری و هسته سخت نظریات مرحوم علامه طباطبایی (ره) می‌داند. از نگاه ایشان همه چیز به توحید برمی‌گردد. تمام احکام اجتماعی و فردی در نسبت با نگاه توحیدی است و آنها را می‌توان از این منظر نقد کرد. پاسخ پرسش‌های مهمی همچون: قوام اجتماع به چیست؟ فلسفه احکام الهی چیست؟ و … همگی در ارتباط تنگاتنگ با فهم و دریافت ما از اصل توحید دارد.
سخنرانی وجود ذهنی و چالش های معرفت شناسی
نوع منبع :
صوت , سخنرانی , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفاهیم ذهن انسان چه نسبت معرفت‌شناختی با خارج دارد؟ وجود ذهنی، نقطه اصلی معرفت‌شناسی فیلسوفان است. ابن‌سینا اولین کسی است که به شبهات بحث وجود ذهنی پاسخ می‌دهد. در این خصوص فیلسوفان حکمت متعالیه با دو اصل موافقند اول این‌که وجود ذهنی یک وجود واسطه بین خود انسان و معلوم است و دوم این‌که حقیقتی است که با هویت شیء برابری می‌کند و در ذهن ما حاضر است. اگر نتوان این دو اصل را ثابت کرد نظریه معرفت‌شناسی حکمت متعالیه با چالش مواجه است. در نشست «وجود ذهنی و چالش‌های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی» لوازم وجود ذهنی، ادله اثبات آن و نقدهایی که بر آن وارد شده است، ناقدانه و موشکافانه بررسی می‌شود. اساتید آقایان فیاضی، سبحانی و عبودیت درباره لوازم وجود ذهنی و چالش‌های فراروی دستگاه معرفت‌شناسی فلسفی ما نکاتی ارزشمند را ارئه می‌کنند. اساتید متفق‌القولند که مسئله وجود ذهنی چیزی نیست که بتوان از آن عقب کشید و تا تطابق تصوری این مفاهیم تمام و کمال نشود، نوبت به مطابقت با تصدیق نمی‌رسد.
Ibn Rushd's Metaphysics: A Translation With Introduction of Ibn Rushd's Commentary on Aristotle's Metaphysics )
نویسنده:
Ibn Rushd (Author), Hans Daiber (Editor), Charles Genequand (Translator)
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
مجموعة رسائل فلسفية لصدر الدين محمد الشيرازي
نویسنده:
صدر الدین محمد بن ابراهیم شيرازی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار احياء التراث العربي,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مجموعة رسائل فلسفية لصدر الدين محمد الشيرازي مجموعه 18 رساله است كه چهارده رساله از اين مجموعه به‌طور قطع از آثار حكيم بزرگ صدرالمتألهين شيرازى (979- 1050ق) مى‌باشد كه در مورد موضوعات كلامى و فلسفى است، ولى دو تفسير -از سوره توحيد- منسوب به اوست اما ثابت نشده است و در مورد دو رساله آخرى نيز به يقين مى‌توان گفت كه از آثار ملاصدرا نيست. رساله اتحاد عاقل و معقول: اين رساله از نگارش‌هاى مسلم صدرالمتألهين است كه اكثر ارباب تراجم و كتاب‌شناسان صدرا بدان اشاره نموده‌اند. مطالب اين وجيزه به‌طور مبسوطترى در «اسفار» ج 3، ص 278 به بعد موجود است و در مواضعى چند، بحث‌هايى افزون دارد كه مى‌توان از فصل اول مقاله دوم نام برد كه به نحو استطرادى قاعده «بسيط الحقيقة كلّ الأشياء» را طرح نموده و رابطه آن را با مسأله اتحاد عاقل و معقول بيان داشته است و در فصل سوم از همين مقاله براى تأييد مرام خود به عبارات بيشترى از شيخ يونانى استشهاد كرده است. نظر به اينكه اين رساله پس از «اسفار» نگارش يافته و خالى از جدل‌ها و اطناب‌هاى اسفار است در خور دقّت و استفاده وافر است. اجوبه مسائل ملا شمساى گيلانى: اين رساله پاسخ به پنج پرسش حكيم متألّه قرن يازدهم ملا شمساى گيلانى است. ظاهر پرسش‌هاى مؤدّبانه و از طرفى وجود ترديد در ساختار پرسش‌ها، نشان‌گر اين است كه ملا شمسا آثارى چند از ملاصدرا را مطالعه نموده و اشكالاتى در مبانى فكرى حكمت متعاليه صدرا ديده، لهذا آنها را شايان توجه و ذكر پنداشته است؛ و شايد به همين جهت نيز صدرا پاسخى مختصر به هر سؤال داده است. اين رساله از آثار ارزنده صدر المتألهين است و به جهت اين‌كه سائل، تشكيكات ارزنده‌اى در مبانى صدرايى وارد كرده و پاسخى شافى و وافى شنيده داراى اهميّت به‌سزايى است. در صحّت انتساب اين رساله به حكيم صدرا هيچ‌گونه ترديدى وجود ندارد. اجوبه مسائل ملا مظفر حسين كاشانى: اين رساله پاسخى است به پرسشهاى پنجگانه ملا مظفر حسين كاشانى پيرامون مسائل نفس. سائل اين رساله يكى از فلاسفه قرن يازدهم هجرى و از شاگردان مير ابوالقاسم فندرسكى(ره) مى‌باشد و داراى طبع شعر بوده و اشعارى چند از وى در دست است و در همان روزگار... به دليل دارا بودن ذوق تصوّف مورد تكفير قرار گرفته است. حكيم صدرا در اين رساله به‌طور مستوفى پاسخهايى به سؤالات وى داده است. اجوبه مسائل نصيريه: نويسنده در مورد اين رساله نوشته است كه حكيم بزرگ خواجه نصيرالدين طوسى براى معاصرش جناب شمس‌الدين خسروشاهى سه پرسش فلسفى را طرح كرده ولى او جواب نداده است. ملاصدرا افزوده است كه حال من به فضل الهى به آن پاسخ مى‌دهم. اين رساله از آثار مسلّم حكيم صدرا مى‌باشد و اكثر تراجم صدرا بدان اشاره كرده‌اند، و مضامين رساله شاهدى گويا بر انتساب آن به مرحوم آخوند مى‌باشد. در اهميت اين سه سؤال همين بس كه مى‌توان به جزم و يقين حكم كرد كه اگر اين سه سؤال توسّط محقق طوسى طرح نشده بود، صدرا به بعضى از مبانى اساسى فلسفى خود دست نمى‌يازيد، و در هر حال اگر اين سه سؤال علت تامّه‌اى براى نياز به طرح مسائل نوين و ابتكارى فلسفه صدرا نباشد، به عنوان يك انگيزه كارساز مسلّما قابل طرح است، و لذا دقّت در اين رساله حائز اهميت بسزايى است، زيرا رهنمايى به‌سوى مسأله جسمانية الحدوث و روحانیة البقاء بودن نفس و از طرفى كليدى براى رهيابى به سوى حركت جوهريه و مبانى خاصه آن است. رساله اصالت جعل وجود: اين رساله از آثار مسلّم صدرالمتألهين است كه هيچ يك از ارباب تراجم و شرح‌حال‌نويسان صدرا از آن نامى به ميان نياورده‌اند. در صحّت انتساب اين رساله به صدرا علاوه بر انتساب كاتب، ديباچه كتاب دليلى محكم است، زيرا صدرا در ديباچه نام خود را ذكر مى‌نمايد: «فيقول الفقير المستهين محمّد، الشهير بصدرالدين». علاوه بر اين، مندرجات رساله پس از مقايسه با كتاب «مشاعر» صدرا شاهدى گويا بر صحّت انتساب است. اين مسأله از اصول زيربنايى فلسفه صدراست و صدرا در اين رساله سيزده دليل و در «مشاعر» هشت دليل بر اثبات اصالت جعل وجود اقامه كرده است. رساله تنقيح در منطق: اين رساله نيز يكى از آثار مسلّم صدرالمتألهين است، زيرا نه تنها ناسخين اين رساله آن را از صدرا دانسته‌اند بلكه اكثر ارباب تراجم نيز به وجود رساله‌اى در منطق از وى اتفاق نظر دارند، و از سوى ديگر مطالب مندرج در اين نوشتار با آثار ديگر صدرا به ويژه «تعليقة حكمة الإشراق» كمال موافقت و همگونى را دارد. رساله حشريه: اين رساله از نگارش‌هاى مسلّم صدرالمتألهين است كه تاكنون مورد تحقيق و بررسى قرار نگرفته است و هيچ‌يك از ارباب تراجم بدان اشاره ننموده‌اند. لكن در صحّت انتساب آن به صدرا جاى هيچ‌گونه ترديدى نيست. رساله خلسه: اين رساله مختصر يكى از آثار مسلّم صدرا است كه در هيچ‌يك از تراجم بدان اشاره نشده است، ولكن بنا بر اظهار كاتب كه ظاهراً از نوادگان آخوند است و نيز مفاد رساله، در صحت انتساب آن به صدرا جاى هيچ شبهه‌اى نمى‌ماند. رساله «خلق اعمال» يا «جبر و تفويض» يا «القدر في الأفعال»: اين رساله با سه نام فوق از تأليفات مسلّم آخوند است، و تمام ارباب تراجم معتبر و نگارندگان احوال صدرا از آن نام برده‌اند. لازم به ذكر است كه بنا بر تحقيق دانشمند معظم، سيّد محمّد على روضاتى، بخش آغازين اين رساله اقتباس از رساله مير سيّد شريف جرجانى است كه در رساله «قضا و قدر» بسطامى آمده است. ديباجه عرش التقديس: اين ديباچه مقدّمه‌اى است از صدرالمتألهين بر رساله استاد خود. در صحت انتساب اين مقدمه به صدرا جاى هيچ ترديدى نيست. اصل اين رساله نيز در رد شبهه مشهور ابن كمونه در مسأله توحيد واجب‌الوجود است. رساله شواهد الربوبية: اين رساله يكى از آثار مسلّم صدرالمتألهين است و از ارباب تحقيق براى نخستين بار استاد دانش‌پژوه در كتابنامه صدرا از آن نام برده‌اند. گرچه استاد آشتيانى در صحّت انتساب آن تشكيك نموده‌اند، لكن حتى با مطالعه ديباجه رساله در صحّت انتساب آن به صدرا، دگر ترديدى باقى نمى‌ماند، و افزون بر اين تمام مضامين رساله مؤيّد اين انتساب مى‌باشد. اين رساله در بين رسائل آخوند از اهميت ويژه‌اى برخوردار است، زيرا صدرا خود در اين رساله تمام آراء حكمى خويش را به طور مجمل فهرست نموده است. نظر به عدم پيوستگى مباحث مطروحه، ظاهراً صدرا آن را در دراز مدت تأليف نموده است. تاكنون بعضى از محقّقين اقدام به نگارش آراء صدرا نموده‌اند كه حداكثر تا ده نظر را از ابتكارات وى دانسته‌اند. در اين رساله مؤلّف 186 نظر را به خود اختصاص داده است كه البته قسمتى از آنها تأسيس اصول و مبانى حكمت متعاليه اوست و قسمتى مطالب فرعى است. فوائد مشتمل بر پنج رساله: 1. ردّ شبهات ابليسيّه: اين رساله از آثار منسوب به صدر المتالهين است؛ 2. شرح حديث كنت كنزاً: اين رساله از رسايل و فوايد منسوب به صدرالمتألهين است؛ 3. در بيان كيفيت تركيب ماده و صورت: اين فايده يكى از فوايد مسلّم صدرالمتألهين است كه نام و نشانى از آن در تراجم موجود نيست؛ 4 و 5. ذيل آيه امانت و مواد ثلاث. رسالة اللمّية في اختصاص الفلك بموضع معيّن: اين رساله از آثار مسلّم صدر المتألهين مى‌باشد كه در بعضى از فهارس و نسخ خطى تحت عنوان رساله «قطبية» نيز ناميده شده است. رساله «اللمّية» همان رساله مشهور «حلّ الإشكالات الفلكية» است. رساله مزاج: اين رساله از آثار مسلّم صدرالمتألهين است. اكثر مطالب اين كتاب نگارشى ديگر از «اسفار» است و هيچ مطلبى افزون بر «اسفار» ندارد، لكن در پاره‌اى از موارد عبارات آن فصيح‌تر و مفصّل‌تر از «اسفار» است، كه البته اسفار نيز در پاره‌اى از موارد همين مزيّت را بر اين رساله دارد، و در واقع مى‌توان گفت عبارات اين رساله مكمّل «اسفار» جهت تفهيم معانى است. تفسير سوره توحيد: اين دو رساله از آثار منسوب به صدرالمتألهين است و غير از اظهار كاتب و وجود آراء موجود در آن، دليلى بر انتساب آن به صدرا وجود ندارد. در فهارس نسخ خطى دو تفسير سوره توحيد به صدرا منتسب شده است؛ يكى در كتابخانه مدرسه سپهسالار كه تفسيرى مختصر و ناقص است، و ديگرى در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى كه تفسيرى نسبةً مبسوطتر و كامل است. رساله وجود: اين رساله از رسايلى است كه بعضى از فهرست‌نگاران از صدرا دانسته‌اند، لكن به اطمينان مى‌توان اذعان داشت كه اين رساله از صدرا نيست. رساله حل شبهه جذر الأصم: اين رساله از رسايلى است كه به غلط به صدرا منتسب گرديده و پاره‌اى از تراجم آن را از صدرا دانسته‌اند. در حالى كه نوشته سيد صدرالدين دشتكى است نه صدرالدين محمد شيرازى مشتهر به ملا صدرا يكى از مسائل مطرح در دوران زندگى و فعاليت علمى ملاصدرا، عبارت از شبهه جذر اصمّ يا پارادوكس دروغگو بوده است و در حالى كه بسيارى از انديشمندان آن روزگار مانند استادش ميرداماد به اين مطلب توجه كرده و درباره آن پژوهش كرده‌اند ولى صدرالمتألهين شيرازى عنايتى به اين موضوع نكرده است. استاد دكتر احد فرامرز قراملكى توضيح داده است كه همين نكته مى‌تواند نظريه «ميان رشته‌اى بودن» روش ملاصدرا را تأييد كند. به نظر مى‌رسد كه شايسته بود مصحح محترم به آوردن رساله‌هاى چهارده‌گانه نخستين كه قطعاً از آثار ملاصدرا ست؛ اكتفا مى‌كرد و دو رساله منسوب بعدى و بويژه دو رساله آخرى كه يقيناً نوشته ديگران است را در اينجا نمى‌آورد. اگر نظر ايشان به حفظ اين رساله‌هاى چهارگانه است مى‌شود در كتابى ديگر منتشر كرد.