جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تحلیل نمادپردازی از دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا
نویسنده:
زیبا هاشمی حاجی بهزاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابن‌عربی و ملاصدرا را باید از متفکران تأثیرگذار در جهان اسلام و تفکر اسلامی بشمار آورد که اولی واضع عرفان نظری و دومی طراح حکمت متعالیه می‌باشد. بررسی نماد و نماد‌پردازی در منظومه‌ی فکری این دو عارف فیلسوف می‌تواند در فهم تفکر آنان کمک شایانی بکند
سیر عرفان نظری در آثار سنائی، احمد غزالی و عین القضاه همدانی
نویسنده:
محمد آهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی و مقایسه‌ی تطبیقی بن‌مایه‌های فکری در اشعار محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) و رابرت لی فراست با تأکید بر الهیات، فلسفه، عشق، طبیعت و وطن
نویسنده:
لیلا سلیمانزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ادبیات تطبیقی باهم‌سنجی شاخه‌ای از نقد ادبی است که از روابط ادبی ملل و زبان‌های مختلف و از تعامل میان ملّت‌ها با یکدیگر سخن می‌گوید و به دیگر سخن ادبیات تطبیقی بازشناخت خود از زبان دیگری است. براساس این تعریف در این پژوهش سعی شده است تشابه و تفاوت طرز تفکر و اندیشه‌های دو شاعر معاصر ایرانی و آمریکایی یعنی محمدحسین بهجت تبریزی و رابرت لی فراست بررسی‌شده تا هم نوعی ارتباط فرهنگی میان ادبیات معاصر ایران و آمریکا برقرار کرده و هم تأثیر هریک بر دیگری را مورد بررسی قرار دهد. و به این ترتیب جایگاه شعری هریک از این شاعران بزرگ با تأکید بر الهیات و فلسفه، طبیعت، عشق و وطن مشخص گردد. چراکه در نگاه اول در کلام استاد شهریار به‌عنوان شاعر معاصر شرق و رابرت لی فراست به‌عنوان شاعر غرب ازلحاظ توجه به طبیعت، زندگی ساده‌ی روستایی ـ عشق و وطن و نیز افکار فلسفی و عرفانی تشابهاتی به چشم می‌خورد. و این عوامل باعث شده تا هم نوعی تخیلی شیرین به اشعار این دو شاعر حاکم شود و هم شعرشان ساده و نزدیک به فهم عامه مردم باشد و در دل و روح مردم تأثیر عمیق بگذارد و نام و آوازه‌ی شهریار و فراست را علاوه بر ایران و آمریکا به خارج از مرزهای این دو کشور نیز ببرد و این نشان می‌دهد باوجودی که این دو شاعر از دو فرهنگ و در سرزمین مختلف هستند گاه نزدیکی اندیشه‌هایشان مرزهای دو کشور را کم‌رنگ‌تر می‌کند. ولی گاه نیز تفاوت‌های معناداری در اشعار شهریار و فراست به چشم می‌خورد که نشان می‌دهد این دو شاعر ازنظر ایدئولوژی و جهان‌بینی و به‌طورکلی فلسفه‌ی نظام هستی باهم متفاوت‌اند و چنین می‌نماید که این تفاوت دیدگاه‌ها از نوع زندگی ـ محیط اجتماعی و مذهب آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. زیرا که استاد شهریار به الهیات و عرفان بیشتر اهمیت داده و بیشتر شعرهایش در هاله‌ای از عرفان قرار دارد ولی این درون‌مایه در اشعار فراست کم‌رنگ‌تر است و یا نوع نگرش دو شاعر به طبیعت و یا توجه آن‌ها به اوضاع اجتماعی و وطن‌ متفاوت می‌نماید. و پژوهشگر این اثر تمام اهتمام خویش را در نشان دادن این شباهت‌ها و تفاوت‌ها که تعیین‌کننده‌ی جایگاه دو شاعر است صرف کرده است.
بررسی معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل
نویسنده:
مریم نعمتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معنای زندگی در تاریخ فلسفه همواره پرسشی اساسی بوده است. مفهوم «معنای زندگی» امری مبهم و نیازمند توضیح واضح است. این که زندگی چیست و آیا ارزش زیستن دارد یا نه، همواره بشر را به خود مشغول داشته است. درباره پرسش از معنای زندگی باید تلاش کرد که خود پرسش به درستی تحلیل شود. مواردی که ذیل این عنوان جای میگیرند، عبارت است از:1. هدف زندگی 2. ارزش و اهمیت زندگی 3. کاربرد مثبت زندگی. دیدگاه های که برای زندگی بشر معنای خاصی در نظر می گیرند، دو دسته اند: طبیعت گرا و فراطبیعت گرا. نظریه های فراطبیعت گرا بر این عقیده اند که وجود خداوند برای معناداری زندگی لازم است. اما طبیعت گرایان معتقدند که امکانات و قابلیتهای موجود در همین جهان مادی برای معنادار ساختن زندگی آدمی کافی است. ویکتور فرانکل در مکتب خویش تحت عنوان «معنادرمانی» کوشیده است به فرد بیاموزد که معنای زندگی خویش را دریابد و از رخوت و خلا وجودی بیرون آمده و آن سرچشمه های زلال زندگی را ادراک کند و زندگی را پوچ و باطل نداند به نظر او باید هدف و معنایی در زندگی وجود داشته باشد. این هدف یا معنا به گونه ای است که حتی بغرنج ترین لحظات زندگی را نیز معنادار می کند. مرگ، رنج و بلایای طبیعی و.... همه با وجود معنا در زندگی قابل تحمل می شوند. فرانکل از همه این مقوله ها صحبت کرده و رابطه معنادار آنها را تشریح نموده است. فرانکل یادآوری می کند که معنا در زندگی امری مکشوف و واقعی است، نه امری فرضی و جعلی. باور به خداوند، اساسی ترین امری است که زندگی را معنادار می کند و فرانکل به نقش خداباوری در دین تذکار داده است. خود فرانکل، معنای زندگی اش را، معنادار کردن زندگی افراد می داند. این پایان نامه در پی آن است که پس از طرح مسأله معنای زندگی و ذکر برخی از پاسخ های داده شده به آن، به طور خاص دورنمائی از آراء فرانکل در باب معنای زندگی، معنادرمانی، و رابطه معنادرای با مرگ، رنج و درد، عشق و مواردی چون عدم توجه کافی به مبدأ و مقصد و ناتوانی در ارائه تعریفی جامع از مفاهیمی چون خدا و جاودانگی، که از کاستی های نظریه فرانکل است،را بررسی کند.
ماهیت گزاره‌های حقوقی و ارتباط آن با واقعیت از دیدگاه مکتب حقوق طبیعی و اندیشه اسلامی
نویسنده:
علی صدری اتابک
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مکتب های حقوق طبیعی، اثباتی ( تحققی ) و واقع گرا، از جمله مکتب ها و نحله های حقوقی است که از سوی اندیشمندان در هر دوره ای برای یافتن پاسخی مناسب در خصوص چیستی و چرایی حقوق ظهور یافته و سپس راه را برای ورود دیگر نحله ها و مکتب ها باز گذاشته اند. مکتب های مبتنی بر حقوق طبیعی، عموماً بر این اصل استوار هستند که رابطه ای وثیق بین حقوق و اخلاق وجود دارد و پایه آن بر این فرض استوار است که قانون ناعادلانه، قانون واقعی نیست. در مقابل، مکتب های اثبات گرایی درصدد هستند تا حقوق به وسیله و براساس قواعد اجتماعی یا رویه های عملی تعریف شود؛ به گونه ای که برخی از هنجارها را به عنوان شناسایی کند. بنابراین اثبات گرایان سعی دارند بین « قانون » و « اخلاق » تفکیک قائل شوند. معتقدان به مکتب حقوق طبیعی می گویند: منظور از « طبیعت » همان « طبیعت انسانی » و جایگاه انسان در طبیعت است، از نظر آنان، از « هست ها »، باید ها و الزام ها را می توان اقتباس کرد. البته منطقاً تمایز بین حالت « هست » - مربوط به طبیعت بشر یا هر چیز دیگری در نظم طبیعی – و حالت « باید » مهم است. زیرا گزاره های حقوقی همچون مالکیت و زوجیت تصورات اعتباری هستند. و تصور اعتباری مبتنی بر تصدیق اعتباری است و اما تصدیق حقیقی متشکل از تصورات حقیقی است، یعنی تصور حقیقی و اعتباری از لحاظ منشاء درست عکس یکدیگرند؛ بنابراین دربارۀ این مسئله که گزاره های حقوقی از جنس توصیف « هست » می باشند یا از جنس تکلیف « باید » و یا حداقل در این که گزاره های حقوقی ناظر بر مقام واقعیت خارجی هستند و از آن ناشی می شوند یا که اعتبار محض هستند در بین مکاتب فلسفۀ حقوق اختلاف نظر است. مکتب حقوق طبیعی بر نظر نخست است و سایر مکاتب به ویژه مکاتب اثبات گرایی به معنای اعم طرفدار نظر دوم هستند. در بین علمای اسلامی نیز نظریه های متفاوتی در مورد رابطۀ قضایای حقیقی و اعتباری وجود دارد که از آن میان علامۀ طباطبایی و شاگردش شهید مطهری معتقد است که بین اعتباریات و حقایق رابطۀ تولیدی و استنتاج منطقی وجود ندارد. اما بیشتر اصولیان و عده ای از حکمای قدیم و تعداد قابل توجهی از متفکران حال حاضر معتقدند که بین اندیشه های حقیقی و اعتباری رابطۀ منطقی و تولیدی برقرار است.در اندیشه های اسلامی نیز اصول حقوق طبیعی ( فطری )، به عنوان « مستقلات عقلی » مورد گفتگو است. و به کاربردن این اصطلاح رابطۀ حقوق طبیعی را با مباحث فقهی و فلسفی نشان می دهد. علاوه بر این مباحث مطرح در علم اصول فقه همانند مواردی چون، برخی از مباحث الفاظ، حجیت، مستقلات و استلزامات عقلی نیز بعضاً از جنس مباحث فلسفۀ حقوق هستند. بنابراین در این رساله حاضر ماهیت گزاره های حقوقی و رابطه آنها با واقعیت و چگونگی طرح آنها در مکتب حقوق طبیعی با توجه به مبانی مطرح در فلسفۀ اسلامی و علم اصول فقه از حیث احکام و آثار مترتب بر آنها مدنظر است.
بررسی تطبیقی رابطه «باید» و «هست» از نظر دیوید هیوم و علامه طباطبایی
نویسنده:
معصومه کوه‌گرد نصرآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ديويد هيوم(1776-1711) فيلسوف اسکاتلندي که آراءاخلاقي او تأثير زيادي در فلسفه اخلاق معاصر داشته در «رساله ي طبيعت بشري» خود در فصل اول از کتاب سوم آن به بحث از رابطه ي «بايدها» و «هست ها» پرداخته است؛ هيوم در کتاب مزبور اين بحث را فرع بر اين موضوع قرار داده که تمايزات اخلاقي از عقل ناشي نمي شوند و منشأ آن ها احساسات دروني مي باشند و عقل تنها روابط تصورات و استنتاج امور واقع را بررسي مي کند. هيوم در عين حال، منکر رابطه ي منطقي بين «بايدها» و «هست ها» بوده او در اخلاق بيشتر به نتايج علمي مي انديشد.علامه طباطبايي فيلسوف مشرق زمين، نيز با طرح نظريه ي اعتباريات خود و تفکيک اعتباريات از حقايق به چنين بحثي مي‌پردازد و قائل به عدم رابطه ي منطقي ميان «بايدها» و «هست ها» مي‌باشد ولي در عين حال، ادراکات اعتباري را انشاي محض نمي‌داند بلکه آن ها را انشاي مبتني بر واقع تلقي مي‌کند، و به لحاظ همان واقعيت ها قابل بررسي مي‌شمارد.
موقف ابن خلدون من علم الكلام والفلسفة
نویسنده:
غسّان إسماعيل عبد الخالق الفطافطة
نوع منبع :
نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
نقدی بر معادشناسی سهروردی
نویسنده:
غلامحسین احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
مقایسه ی  آرای آیت الله جوادی آملی باآموزه های  تفسیر نمونه درخصوص جایگاه زن در اسلام
نویسنده:
رقیه عیسی زاده اطاقسرا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوعاتو مباحث مربوط به زنان همواره از مباحث مهم و فراگیر در طول تاریخ اندیشه ها بوده و در دوران معاصر، به دلایل مختلف، از رشد و بسامدی بیشتری در ایران و جهان برخوردار شده است. بارشد روز افزون آگاهی های بشر وپیشرفت سریع علوم انسانی واجتماعی ،این پرسش مطرح شده است که جایگاه واقعی زنان در جامعه وخانواده کدام است؟رویکرد معقول به مباحث این عرصه و دفاع منطقی از اندیشه های اسلامی درباره ی زنان، مستلزم آشنایی هر چه بیشتر با دیدگاه هایی است که درحوزه ی تفکر اسلامی در این زمینه مطرح شده اند.در این تحقیق مقایسه ی نقطه نظرات دو عالم بزرگ شیعه را که هر دو از مفسّران قرآن کریم هستند- در خصوص جایگاه زن ومباحث مرتبط با آن جویا شده ایم. از نظر هر دوی آنان ،زن ومرد دراصل آفرینش یکی بوده ودارای جایگاه معنوی یکسان می باشندوتنها ملاک برتری انسانها در تقوا الهی است البته در بعضی جهات مثل کار در بیرون از منزل یا قضاو.... دارای تفاوت می باشند. هدف این پژوهش مقایسه ی دیدگاه این دو بزرگوار در زمینه های پیش گفته، تحلیل، بیان ودر نهایت مقایسه ی آن دو دیدگاه است که با روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته است. واژگان کلیدی: آیت الله جوادی آملی، تفسیر نمونه، جایگاه زنان، آزادی و حقوق زنان، حجاب، کرامت وجودی زن.
رنج و عشق از دیدگاه کرکه گور
نویسنده:
فائزه معینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کرکه‌گور نخستین فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیسم و یک الاهی‌دان قرن نوزدهم به‎شمار می‎آید. در اندیشه او دو مفهوم رنج و عشق جایگاه محوری دارند. رنج از نظر کرکه‌گور احساسی سوبژکتیو نسبت به وضعیت نامطلوب انسان در حیات مادی است. او بر اساس تعریفی از سه سپهر وجودی زندگی بشری یعنی سپهر زیبایی شناختی، سپهر اخلاقی و سپهر دینی، رنج‌های بشری را تعریف می‌کند. او بزرگ‌ترین رنج بشر را دوری از حقیقت مطلق می‌داند؛ اورنج را وجه گریزناپذیر زندگی بشر تلقی می‌کند و احساس تعلق شدید انسان به پدیده‌ای است که نسبت به آن در خود احساس شیفتگی و تسلیم می‌کند. او از میان ساحت‎های وجودی، بیش از همه به حضور رنج در سپهر دینی اشاره می‎کند. کرکه‌گور جویای عشق متعالی در سپهر دینی بود و مسیحی راستین را با رنج هم‌نشین می‌داند. از نظر او هرچه رنج شدیدتر باشد وصل مومن به سعادت محتمل‌تر خواهد بود. او که یک مسیحی پروتستان بود، رسالت دینی خود را چیزی جز این نمی‎دانست که «مسیحیت راستین» را به مسیحیان بشناساند و در این راه تلاش بسیار کرد. کرکه‌گور با توجه به سه سپهر وجودی زندگی بشری سه نوع عشق را از یکدیگر تفکیک می‌کند که آنها را به ترتیب اروس(Eros)، فیلیا (Philia) و آگاپه(Agape) می‌نامد، ولی در عین حال توجه عمده او به اروس و آگاپه است و باارزش‌ترین عشق را آگاپه معرفی می‌کند که مورد توجه مسیحیت نیز بوده است. او در پایان والاترین گونه عشق را عشق الاهی معرفی می‌کند.