جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی مقایسه‌ای مسأله دنیا از دیدگاه امام محمد غزّالی و جلال الدّین مولوی با تأکید بر مثنوی
نویسنده:
اعظم بساک
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بررسی تطبیقی جهتگیریها و دیدگاهه ای امام محم د غزّالی و جلال الد ین مولوی نسبت بهدنیا، در حیطهی ادبیات تطبیقی است. مسلماً بین این دو عارف مشترکات فراوانی وجود دارد. ابتدابه ماهی ت دنیا از دیدگاه اسلام و ادیان مختلف پرداخته می شود و پس از اشاره ای گذرا به زندگی ایندو عارف در ادامه به ابعاد منفی و گمراهکننده ی آن و علّت نکوهش آنان از دنیا و همچنین به ابعادمثبت دنی ا، دنیاگرایی و دنیاستایی پرداخته میشود. آن هنگام که دنیا ابزاری برای کمال رسیدن وتعالی روح انسان ، جایگاه کسب سعادت و توشه ی اخروی، محل کسب فضائل، معرفت، محبت عشق،اختیار و محل عبادات و همچنین نعمت و عطایی از سوی خداوند باشد، هردو به ستایش دنیامی پردازند. زمانی هم که دنیا منشأ همه ی خطاها، گناهان، عامل گمراهی، بدبختی انسان و غفلت اواز یاد خداوند می شود دنیا را نکوهش میکنند، زیرا در این صورت انسان از هواهای نفسانی وشیطانی متابعت کرده و زمینه های سقوط و هلاکت خود را فراهم میکند. همچنین برای فهم بهتر،از آیات و احادیث و تشبیه دنیا به سایه، زندان، چاه، مار، ده و جزیره استفاده نمودهاند. در پایان هموجوه افتراق و اشتراک آن ها بیان میگردد.
بررسی و مقایسه‌ی داستان هبوط حضرت آدم علیه‌السّلام در قرآن و عهد عتیق
نویسنده:
حمیده پیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مسأله‌ی هبوط حضرت آدم یکی از عمده‌‌ترین مسائل مورد بحث در ادیان ابراهیمی بوده است که با توجه به تفاسیر قرآنی و اسناد عهد عتیق ارتباط تنگاتنگی میان جایگاه انسان و هبوط حضرت آدم وجود دارد. موضوع هبوط با رویکردهایی عرفانی، کلامی، فلسفی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در قرآن کریم و در عهد عتیق اشاراتی به حیات حضرت آدم و مقدماتی که منجر به سقوط آدم و حوا گردید شده است که از جمله می‌توان به آفرینش حضرت آدم، محلّ آفرینش، محلّ سکونت، عامل اصلی فریب خوردن آدم و زوجه‌ی او حوا، ابزار فریب و وسوسه و در نهایت، نتیجه‌ی فریب خوردن اشاره کرد. در هر دو منبع با وجود تفاوت‌های واضح و آشکار، اصل هبوط پذیرفته شده است. هبوط به معنای فرود آمدن از بلندی است که در قرآن و عهد عتیق نتیجه نافرمانی امرالهی توصیف شده است؛ این پایان‌نامه مشتمل بر پنج فصل است که پس از بررسی معناشناسی واژه‌ی‌ هبوط، گناه و لغزش که از مباحث اصلی این پژوهش به شمار می‌روند، به بررسی تطبیقی دیدگاه هر دو کتاب پرداخته و بر موارد مشابه و متمایز تأکید و تصریح شده است. بر این اساس بر جامع‌تر بودن مطالب قرآن نسبت به عهد عتیق تأکید کرده‌ایم؛ چرا که در قرآن کریم خداوند، آدم را از خوردن میوه‌ی درختی منع می‌کند که نتیجه خوردن از درخت، آمدن بر روی زمین و زندگی همراه مشقّت است نه سقوط ذاتی.
رؤیا از دیدگاه شیخ علاءالدوله سمنانی و کارلوس کاستاندا
نویسنده:
مریم کیکاوسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پایان‌نامه با عنوان رؤیا از دیدگاه شیخ علاءالدوله سمنانی و کارلوس کاستاندا، سعی شده است که اهمیت و جایگاه رؤیا در اندیشه این دو شخصیت و در سطح کلی‌تر در مکتب عرفانی هریک بیان شود و وجوه اشتراک و افتراق آنان در این مسئله مشخص شود.در این تحقیق روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و نوع تحقیق، تطبیقی است که با مراجعه به کتب شیخ علاءالدوله و کاستاندا نظر آنان در مورد رؤیا بیان شده و سپس به مقایسه دیدگاهشان در این مورد پرداخته شده است. در ضمن مباحث، نظرات روانشناسان نیز مطرح شده است. به عقیده این دو شخصیت رؤیا به شرط انجام ریاضت و رها شدن از محدودیت‌های دنیایی و جسمانی، راهی برای ورود به عوالم دیگر و اطلاع یافتن از امور غیبی است. هر دو عالم رؤیا را واقعی می‌دانند و سالکان باید آنچه را که می‌بینند به پیر و مرشد خود عرضه کنند تا بدانند که در کدام مرحله از سلوک قرار دارند. از نظر شیخ علاءالدوله رؤیاها چه در خواب یا بیداری به اختیار سالک نیست، اما رؤیا دیدن از نظر کاستاندا فنی است که در طی آن فرد باید یاد بگیرد تا اختیار خواب‌هایش را دست بگیرد و آگاهانه در آن‌ها عمل کند و فقط یک ناظر نباشد. به واسطه تمرین رؤیا دیدن، فرد می‌تواند به کالبد اختری‌اش دست یابد و با تغییر مکان پیوندگاه به دنیاهای دیگر راه یابد.
مقایسه سیمای پیر در حدیقه سنایی و مثنوی مولوی
نویسنده:
علیرضا روزبهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق که به شیوهی کتابخانه ای تهیه شده است ، شخصیت ، مقام ، اهمیت وویژگیهای پیر در حدیقه و مثنوی و چند اثر عرفانی دیگر مورد بررسی قرار گرفته است . در این مقایسه مشخص می شود سیمای پیری که مولانا به تشریح آن می پردازد ، از توصیف سنایی کامل تر است . اگرچه این سیما در ادب عرفانی و به خصوص در حدیقه و سایر آثار سنایی سابقه دارد . انتخاب پیر حقیقی و هشدار همیشگی مولانا از گرفتارشدن در دام پیر دروغین از مشخصات عمده ی کلام اوست . سنایی هرچند به پیر و مقام بالای او اشاره می کند ، اما به اندازه ی مولانا به تشریح جزئیات نمی پردازد . تفصیل سخنان مولانا در این زمینه و دقت او در توصیف شخصیت پیر ، ناشی از تحولات جامعه است که بر عرفان و تصوف تاثیر مستقیم نهاده و نیز تکامل ادب صوفیه که به روشن شدن گوشه های تاریک و نا گفته ی عرفان منجر شده است . تکاملی که حاصل آن وجود نابغه ای به نام مولانا نیز می باشد . همچنین حکایت هایی که در باره ی پیران و اولیای الهی در این دو کتاب آمده است ،گردآوری شده است تا گوشه هایی از جلوه های فردی و اجتماعی پیر نشان داده شود و شیوه ی زندگی و ویژگی های اخلاقی و عقایدش روشن گردد .
بررسی تطبیقی «رابطه‌ی انسان و خدا» در مکتب عرفانی ابن عربی و شنکره
نویسنده:
فاطمه پورعلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ارتباط انسان و خدا مسأله‌ای است که در همه‌ی نظام‌های فلسفی و عرفانی دینی از اهمیت خاصی برخوردار است تا آنجا که می‌توان آن را از وجوه مشخص این گونه نظام‌ها‌ دانست. در این میان در عرفان اسلامی و بیش از همه در مکتب وحدت وجودی ابن‌عربی، عشق و تجلی مهم‌ترین مقوله‌هایی هستند که ارتباط حق با ماسوای خود از طریق آنها صورت می‌گیرد. چنانکه در مکتب ادویته ودانته شنکره نیز این ارتباط از طریق مایا و لیلا انجام می‌پذیرد. انسان در هر دو مکتب، نقطه محوری عالم محسوب می‌شود که در کنه وجودی خود با برهمن یا خدای متعال یکی است. ابن‌عربی انسان و به خصوص انسان کامل را به مثابه‌ی عالم صغیر و روح این عالم می‌داند و معتقد است که انسان به صورت الله آفریده شده است. در مکتب عرفانی شنکره نیز انسان، حقیقتی الهی دارد که همان آتمن است که چیزی جز برهمن نیست. در رساله پیش‌رو بعد از معرفی اجمالی مکتب عرفانی ابن‌عربی و شنکره؛ به بررسی مفهوم خدا و انسان و رابطه آن دو بر اساس کارکردهای مشابه و قرابت‌های قیاس‌پذیر پرداخته‌ایم.
مقایسه تحلیلی ـ تطبیقی دوزخ دانته با مبانی عرفان اسلامی با نگاهی به اشعار عراقی، مولانا، شاه نعمت‌الله ولی و حافظ
نویسنده:
سودابه فرهادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مقایسه تحلیلی _ تطبیقی آثار بزرگ ادبیات جهان که با عنوان ادبیات تطبیقی و تحقیقات بین متنی شناخته شده، موضوعی است درخور که سبب ایجاد آثاری در قالب طرح پژوهشی، پایان نامه، رساله و کتاب شده است. بر همین اساس پایان نامه پیش رو به مقایسه تحلیلی_ تطبیقی مبانی دوزخ در کمدی الهی دانته و عرفان اسلامی و کیفیت انعکاس این مبانی مشترک و احیاناً متفاوت در آیینه ادبیات عرفانی می پردازد. با این هدف که میزان افتراق و اتفاق مبانی اثر مذکور با آموزه های اسلامی و به تبعِ آن ادبیات عرفانی را با نگاهی به اشعار عراقی، مولوی، شاه نعمت الله ولی و حافظ مشخص کند. روش مورد استفاده در این پایان نامه کتابخانه ای است که بر پایه تحلیل محتوا و هرمونتیک انجام گرفته و با مقایسه میان سروده های دوزخ دانته و مبانی قرآنی، عرفانی، برهانی و ادبی، پرده از زبان تأویلی و راز آلود متون مذکور برداشته است و در پایان نتیجه می گیرد که میان مبانی معرفت شناسانه دوزخ دانته و عرفان اسلامی اشتراکات بسیاری به چشم می خورد. نمادهای تأویلی و هرمونتیکی دوزخ کمدی الهی با رمزها و سمبل های ادبیات عرفانی فارسی تشابهات قابل ذکری دارد. البته موارد افتراق مبانی عقیدتی و ایمانی کمدی الهی و آموزه های اسلامینیز چشمگیر و قابل توجه است.
بررسی عشق و محبت در آثار احمد غزالی در مقایسه با عین‌القضات
نویسنده:
داود بسطام
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
احمد غزالی عارفی است متفاوت از بسیاری از عرفای پیشین. وجه تمایز وی به سبب محوریت عشق در عرفان بوده است؛ عشق در عرفان به مانند بذری است که ابتدا توسط صوفیان خراسان از قبیل بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و... کاشته و بعدها در کتب احمد غزالی شکوفا شد. اگر بخواهیم تصوف احمد غزالی را به عنوان مهمترین شاخص آن بگوییم باید آن را مظهر عشق بخوانیم.به عقیده‌ی او، حقیقت عشق از جمله اموری است که فقط از طریق ذوق می‌توان به آن دست یافت. واژه‌ها از اینکه بتوانند معنای واقعی عشق یا حقیقت مربوط به آن را بیان کنند قاصرند و زبان از گفتن آن الکن است.وجه تمایز احمد غزالی در این است که او از عشق به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که چه عاشق خدا باشد، چه انسان، فرقی نمی‌کند و چه معشوق خدا باشد یا انسان باز تفاوتی ندارد، صرفا از مراتب عاشقی و معشوقی به طور مطلق بحث می‌شود. محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند. او کلمه‌ی مجاز هم در مورد عشق انسانی بیان نمی‌کند، آن را حق می‌داند و تفاوت را در راستای شدت و ضعف می‌بیند. وی عاشقی است اهل صحو؛ همچنان‌که عشق در تمام عرفان وی به عنوان یک ویژگی بارز درخشان است، افراد را به پیروی از شرع و برپایی امور شرعی فرا می‌خواند.شرایط اجتماعی غزالی به گونه‌ای است که زمینه را برای ایجاد عشق و محبت و ایجاد میل و رغبت به سوی آن ایجاد می‌کند.او می‌خواهد بگوید انسان در این جهان چه وضعی دارد و چه باید بکند. انسان را برای بندگی خلق کرده‌اند. این جهان به خودی خود غایت نیست. مرحله‌ای است که خود را برای رفتن به مراحل بالاتر باید آماده کرد یا به عبارتی مرحله‌ای است که باید در آن برای آخرت بذر پاشید. انسان باید از زندگی دنیا برای آخرت استفاده کند. در این جهان چند روز به او مهلت داده‌اند که حتی عمر نوح هم داشته باشد در برابر جهان باقی ناچیز است. از او خواسته‌اند به غیر از خدا به چیز دیگری نیندیشد، ولی دلبستگی او به امور دنیوی انسان را به جایی می‌رساند که از انجام گناه ابایی ندارد و باعث حجاب بین او و آن جهان می‌شود که برای آغاز سفر معنوی خود باید این حجاب را بردارد. او سعی می‌کند که امید انسان را به دنیا قطع کند. انسان در این دنیا وضع معلومی ندارد و تکلیفش هم معلوم نیست، آمدنش به اختیار نبوده، مدتی در آن می‌ماند و بعد با اکراه اینجا را ترک می‌کند.عین‌القضات همدانی (525-492 میانه ه.ق)، حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه که به زبان‌های فارسی، عربی و پهلوی میانه آشنایی داشت و در عین حال در عرفان و تصوف در بالاترین جایگاه قرار داشت نیز اینطور استنباط می‌کند که خدا به ذات خود عشق می‌ورزید و آن را دوست داشت که همان وحدت ذات است. خواست که این عشق و محبت به ظهور رسد؛ «یحبهم» (مخلوقات را خلق کرد و در میان آنها محبت را پدید آورد، در نتیجه آنها هم به خدا عشق ورزیدند)، «یحبونه» (محبت خدا در دل‌هایشان قرار گرفت که می‌توان آن را کثرت در عین وحدت نام نهاد چون از عالم مخلوق به سمت خالق حرکت می‌کند.) همدانی عارفی است که عشق مجازی را پرتوی از عشق واقعی می‌داند و در این زمینه سخنانی نیز بیان کرده است. وی معتقد است انسان می‌تواند همواره برای رسیدن به نهایت کمال از عشق به مخلوق شروع کند. این اعتقاد او زمینه‌ای برای گسترش و ترویج پیدا کردن این عقیده در دوره‌های بعدی شد. وی در حالی که انسان را به عشق ورزیدن به محبوب و معشوق واقعی تشویق می‌کند، از عشق مجازی هم نیز دم می‌زند. در این زمینه نیز پیروانی به دست می‌آورد که از نظر عقیده با عین‌القضات نظری یکسان دارند. او مسیر را هموار می‌کند تا اینکه بسیاری از افراد دیگر قدرت بیان این موضوع را در نگارش خود داشته باشند. اگر آنها هم چیزی در این مورد به زبان می‌آورند نشأت گرفته از وجود اوست که مسیر را برایشان آماده ساخته است. عین‌القضات همدانی رسیدن به معشوق را آسان نمی‌بیند، ولی عقیده دارد که می‌توان از عشق مجازی به راه‌حل این مشکل دست یافت. او حضرت محمد(ص) را به عنوان یکی از این عشق‌های مجازی معرفی می‌کند که نماینده خداست برای رسیدن به حقیقت. او پیامبر را نماینده‌ای از جانب خدا می‌داند که باید از این عشق شروع کرد و به ذات اقدس الهی رسید. باید از وسیله استفاده کرد. او خداوند را بسان خورشیدی می‌داند که بشر توان نگاه مستقیم به آن را ندارد، مگر از طریق مدد جستن از وسیله‌ای دیگر برای رسیدن به مقصود و بهره بردن از این منبع نور. او پیامبر را همان وسیله توصیف می‌کند که می‌توان با آن به معشوق نگاه کرد؛ به عبارت دیگر پیامبر بهترین دستاویز برای رسیدن به عشق لایتناهی پروردگار است.
رویکرد روانشناختی فروم درباره دین
نویسنده:
فاطمه نیکرو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده : در این پایان‌نامه رویکرد روان‌شناختی اریک فروم در باب دین مورد بررسی قرار می‌گیرد. فروم دین را از نگاه روان شناسي اجتماعي، یک کانون اجتماعی می‌داند که به افراد نگرش مشترک می‌دهد. به سخن دیگر او دین را یک مقوله اجتماعی برمی‌شمرد و از تأثیر اجتماعی دین دفاع می‌کند و از این منظر، به تبیین روان شناختی دین می‌پردازد. از این رو دین از نظر فروم عبارت استاز « هرگونه نظام فکری و عملی که گروهی در آن سهیم باشند و نوعی چهارچوب جهت گیری و منبع دلبستگی برای فرد فراهم کند ». در نظر فروم دین تسکین آلام و رنج های زندگی افراد است و از همین روست که دین یک نظام اجتماعی است که برای اعضایش اطمینان و آرامش می‌آورد. فروم معتقد است که خودآگاه معرف انسان اجتماعی است و ناخودآگاه، کل انسان است منهای آن بخشی از او که با جامعه سازگاری دارد. خدا تصور ذهنی است که بازگو کننده تجربه‌ای درونی و شکل گرفته در متن تاریخ است. او سمبول را زبان اسطوره و رؤیا می‌داند و شعایر را اعمال دینی تلقی می‌کند که بیان کننده افکار و احساسات انسانهای دیندار است و از نظر او اسطوره‌ها در صورتی با ارزش‌اند که در خدمت دین باشند. رؤیاها از فکر خود ما سرچشمه می‌گیرند که یا دینی‌اند یا منشأ روانی دارند. فروم معتقد است که دین باید در خدمت انسان باشد و نظامی و دینی قابل ستایش است که بتواند استعدادهای و انگیزه‌های انسان را شکوفا کند و او را در مسیر حقیقی راهنمایی کند. در واقع منش‌هایی که دارای خصوصیات خلاق، عشق و خرد باشند مایه رشد رهبران شایسته‌ای خواهند بود که در میان آنها رهبران ادیان جهان را می‌یابیم که توانستند اکثریت انسانها را هدایت کنند. اخلاق سازنده و ایمان یقینی از دستوراتی و احکامی سرچشمه می‌گیرد که انسان را به درستی شناخته و به کمالات و استعدادها او آگاه بوده است. فروم یک اومانیست است که برای انسان ارزش والایی قائل است. از دیدگاه او بشر درگذشته از احکام و دستوراتی پیروی می‌کرد که کمکی به رشد روح و روان او نمی‌کرد و امروزه نیز ماشین و تحولات زندگی ماشینی معیار ارزشی او واقع شده است. معیاری که انسانها را به جنون کشانده است و آنها را دچار آشفتگی و بیماریهای روحیو روانی کرده است. کلمات کلیدی: فروم، دین، روان، اجتماع، انسان، سمبول، ایمان، اخلاق
جایگاه شریعت در عرفان نجم‌الدّین کبری
نویسنده:
زهرا ابرسجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
شریعت از کلیدی‌ترین واژه‌ها و اصطلاحات متداول در عرصه دین‌پژوهی است و عینی‌ترین و ملموس‌ترین بخش دین و ساحت عملی و نمود خارجی آن است. در طریقت‌های گوناگون تصوّف رویکردهای متفاوتی نسبت به شریعت وجود داشته است و هر گروه بسته به تفسیر و معنایی که از این اصطلاح داشتند، رویکردی خاص اتخاذ می‌کردند. این پژوهش به شیوه کتابخانه‌ای و روش توصیفی تحلیل محتوا برای بررسی رویکرد یکی از موثرترین شخصیّت‌های تاریخ تصوّف، نجم کبری، از بزرگ‌ترین عرفا و دانشمندان ایرانی قرن ششم و نیمه اوّل قرن هفتم هجری، نسبت به شریعت، نسبت شریعت و طریقت و تأثیر عمل بر مبنای شریعت تدوین گردیده است. نجم کبری از عارفانی است که پایبند به شریعت و احکام آن است و شریعت، طریقت و حقیقت را از مراحل عمده سیر و سلوک می‌داند و بر جدایی‌ناپذیری این سه از یکدیگر تأکید دارد. و شریعت را در تمام مراحل سلوک، و وصول دارای حضوری برجسته می‌داند به طوری‌که بدون شریعت نمی‌توان مراحل سلوک را پیمود و به حقیقت نهایی و غایی رسید.
بررسی تطور اصطلاحات فنای فی الله و بقای بالله در عرفان اسلامی تا پایان قرن هفتم
نویسنده:
مریم سادات فیروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف کلّی رساله تبیین دو واژه «فنا» و «بقاء» می‌باشد که در نخستین آثار عرفانی برجای مانده در جهان اسلام، کمتر می‌توان مفهوم اصطلاحیاز این دو واژه یافت؛ بلکه بیشتر مضامین ابتدایی است و با مفهومی مرتبط و نزدیک به فنا و بقاء مواجهیم، و نزد عارفان آغازین بر مخالفت هواها و زدودن خصلت های بشریو مانند آن تمرکز دارد. این مفاهیم سیر تکاملی خود را تا قرن هفتم ادامه می‌دهند و هرچه به پایان قرن هفتم نزدیک می‌شویم، بکارگیری این واژه‌ها بیشتر می‌شود، و عرفا و متصوفه مطالب بیشتری راجع به آن بیان می‌کنند و با ظهور ابن عربی جهش می‌یابند. در این قرون، واژه ها هویتی هستی شناسانه و فلسفی به خود می‌گیرند که همان رفع تعیّن و ازبین رفتن کثرت است.در سیر تطور عرفان و تصوف اسلامی ، قرون سوم و هفتم از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا مبانی نظری و عملی عرفانی در این دوره ها، سمت و سوی حرکت عرفان اسلامی را در دوره های بعد تبیین می‌کند. تا قبل از قرن هفتم اختلاف نظرها در میان جماعت صوفیه، به شکل‌گیری سلسله ها و مکتب های عرفانی انجامید؛ اما این اختلاف دیدگاه‌ها و پراکندگی آرا فقط در حیط? فروع و آداب و رسوم تصوف مطرح می شد و از نیم? قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجری ، در عرفان اسلامی تحولاتی پدید آمد که از فروع و آداب تصوف فراتر رفت و مبانی و اصول عرفان اسلامی را دربرگرفت.این نوشتار برآن است تا به شیوه توصیفی ـ تحلیلی، نظریات فنا و بقا را درتاریخ تصوف و عرفان اسلامی بررسی و روند تکاملی تبدّلاتی را که این مفاهیم به خود دیده اند، بیان نماید.