جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
اصول دین
عنوان :
نویسنده:
احمد بن محمد مقدس اردبیلی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم),
چکیده :
مؤلف در این کتاب به اثبات اصول مذهب شیعه پرداخته است. وى در هر فصل با دلایل عقلى، اصول دین را اثبات مى كند. سپس آیات و احادیثى را در تأیید آن ارائه مى نماید. در باب نخست در پى اثبات واجب الوجود، تفسیر مختصرى از حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» را ارائه نموده است. سپس ضرورت ثبوت و امامت را به اثبات رسانده است. اثبات امامت امام على علیه السلام، عدم لیاقت خلفا، اثبات امامت و معاد از دیگر مطالب مهم این كتاب مى باشد. اصول دین، یکی از آثار فارسی مقدس اردبیلی است که مؤلف در آن، به مبحث اثبات واجب‌الوجود و صفات ثبوتی و سلبی او، مبحث نبوت، امامت و معاد پرداخته است.
تكملة شوارق الالهام للمولى عبد الرزاق اللاهيجي
نویسنده:
محمد محمدی گیلانی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علميه قم,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«تكملة شوارق الالهام»، كتابى است به زبان عربى در الهيات بالمعنى الاخص نوشته آية الله محمد محمدى گيلانى. مؤلف، اين كتاب را با هدف تكميل شرح حكيم ملا عبد الرزاق لاهيجى، مؤلف شوارق الإلهام فى شرح تجريد الكلام، به نگارش درآورده است. شرح لاهيجى تا اين بخش از كلام خواجه طوسى در فصل دوم از مقصد سوم از كتاب تجريد كه مى‌ گويد: «و النفسانى غير معقول»، ادامه يافته و پس از آن، اجل فرصت به پايان رساندن آن را به وى نداده، لذا آقاى محمدى گيلانى به اتمام آن پرداخته است.
تمهيد الأصول في علم الكلام
نویسنده:
محمد بن حسن طوسي
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: رائد,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تمهيد الأصول في علم الكلام، اثر ابوجعفر محمد بن حسن طوسى، با تصحيح و مقدمه دكتر عبدالمحسن مشكوةالدينى، شرح بخش نظرى رساله «جمل العلم و العمل»، تأليف سيد مرتضى على بن حسين موسوى است كه به زبان عربى و در قرن پنجم قمرى، نوشته شده است. در ابتداى كتاب، مقدمه مفصلى از مصحح آمده كه به بيان خصوصيات كتاب و روش كار شيخ طوسى در آن، پرداخته شده است. شيخ طوسى نام اين كتاب را در فهرست كتب خويش، «شرح جمل العلم و العمل» ذكر كرده و در اول همين كتاب و در كتاب «الاقتصاد في ما يجب على العباد» كه گاهى به اين كتاب ارجاع داده، به همين اسم آن را نام برده است. اما در پشت نسخه قديمى اين كتاب كه به شماره 54 مخطوطات در كتابخانه آستان قدس رضوى نگهدارى مى‌شود، نامش «تمهيد الأصول» و يك جا، «تمهيد في الأصول» نوشته شده است و پاره‌اى از نويسندگان اخير نيز به همين اسم آن را عنوان كرده‌اند و معلوم نيست از چه هنگامى اين نام بر آن نهاده شده است. در اثر حاضر، قسمت عمده‌اى از معارف دقيق و اصول كلى علمى و فلسفى گنجانده شده است و معتقدات شيعه با فرق ديگر مسلمانان و غير مسلمانان مقايسه گرديده و آنچه بر مبناى اصول تشيع خالص درست به نظر آمده، با ذكر دليل و سند محكم، به اثبات رسيده است و به اعتراضات مخالفين، پاسخ گفته شده است. در تبيين روش شيخ در تنظيم كتاب حاضر، توجه به اين نكته ضرورى است كه علم كلام در آغاز توسط گروه معتزله به وجود آمد و مسائل اصلى آن در پنج اصل، تنظيم شدند و همه آنان متعهد بر اين شدند كه همگى متفق بر اين پنج اصل باشند و به ديگران هم آن را بقبولانند. اين پنج اصل عبارتند از: توحيد و بحث صفات؛ عدل؛ وعد و وعيد؛ منزلت بين‌المنزلتين و امر به معروف و نهى از منكر. هدف اصلى آنان از اين كار، جلوگيرى از برخوردهاى قولى و عملى و زدوخورد بين فرقه‌هاى مسلمانان بود. به همين ملاحظه در هر موضوعى حد متوسطى از عقايد گوناگون را گرفتند تا همه را بر آن متفق و متحد گردانند و به اين وسيله، آشتى و صلح برقرار نمايند. اما شيخ طوسى كه هدفى دقيق‌تر از اين داشت، به اين مسئله توجه نمود كه انسان موجودى متعهد و ملتزم به اداى تكليف است و بايد او را به آنچه پيش خود، تعهد ذاتى و فطرى دارد، متوجه گرداند تا همه مردم به رفتار كردن آنچه بر حسب فطرت بر آن متعهد و ملزم هستند، متفق و متحد باشند. به همين منظور در اثر حاضر، موضوع علم كلام را تكليف قرار داد و مسائل مربوط به آن را در اين علم، مورد بحث نهاد و مسائل مهمى كه علل يا معاليل و آثار و نتايج عمل كردن به تكليف يا سرپيچى از آن است، در چهار بخش آورد و پنج اصل معتزله را كه مسائل مهم علم كلام است، در اين چهار بخش كتاب، گنجانيد: بخش اول، در توحيد و اثبات صفات خداوند كه نتيجه آن، ثابت كردن صفت عدل الهى است؛ بخش دوم، در ماهيت كلام خداوند و تشريع است كه راهنمايى به تكليف است و از صفت عدل، حاصل مى‌شود؛ بخش سوم، وعد و وعيد است كه از دنباله برانگيختن پيامبران، حاصل مى‌شود و نتيجه عمل كردن به تكليف يا دست بازداشتن از آن است؛ بخش چهارم، در به‌پاداشتن حكومت دينى و عدل اسلامى براى اجراى شرع و نتايج حاصل از آن است كه در بحث امامت ذكر مى‌شود. بنابراین، تنظيم كتاب در اين چهار بخش، منطبق بر چهار ركن اساسى تكليف است كه عوارض ذاتيه و علل و معاليل آن مى‌باشند و بنا بر آنچه ذكر شد، موضوع علم كلام در نظر شيخ، تكليف است و اينكه موضوع علم كلام را وجود، بماهووجود، يا وجود واجب مى‌دانند، بر خلاف روش شيخ در اين كتاب است؛ زيرا شناختن وجود خداوند و صفات كماليه او بنا بر آنچه شيخ تصريح كرده است، همگى مقدمه براى شناختن تكليف و عمل كردن به آن است. شيخ در بيشتر جاهاى كتاب، ريشه و پايه استدلال‌ها را حسن و قبح عقلى و تعهد ذاتى و درونى انسان را به عمل كردن شايسته‌ها و دست بازداشتن از ناشايسته‌ها، قرار مى‌دهد. علاوه بر آن، شيخ گفتگو از تكليف ذاتى را چند جا مستقلا عنوان كرده است: يكى در اول كتاب كه كسب معارف را براى پى بردن به تكاليف ذاتى بيان مى‌كند و ديگرى در فصل معارف لازمه است و در جاى ديگر، مستقلا و به‌تفصيل، همين گفتگو را عنوان مى‌نمايد و باز در فصل نبوت و امامت، مطالبى را كه نام برده شد، با شرح زياد روشن مى‌گرداند و در چند جاى كتاب، ثابت مى‌كند كه اگر كسى در مناطق غير مسكون، پرورش يابد و از هيچ‌كس چيزى نياموزد و متدين به هيچ دينى و فرمان‌بر هيچ قانونى نباشد، خود را ترسان مى‌بيند كه مبادا كارى ناشايست از او سر بزند؛ پس خود را متعهد و پيش خود مسئول مى‌يابد كه بايد كارهايى را انجام بدهد و از انجام دادن كارهايى دست باز دارد؛ هرچند خود آن كارها، برایش مبهم و از يكديگر مشخص نيست و فطرتا در صدد جستجو است كه به شناسايى خوب و بد پى ببرد و خوب و بد همان شايسته و ناشايسته است. بنا به گفته شيخ در اول كتاب، نخستين وظيفه انسان، انديشيدن است براى شناختن كسى كه شايستگى آموزندگى و راهنمايى او را داشته باشد و براى شناختن او در آغاز بايد از دقت كردن در طبيعت و علوم طبيعى كمك گرفت. شيخ علاوه بر صفحات اول كتاب، در صفحات 438 تا 44 متذكر مى‌شود كه آنچه را انسان پيش خود متذكر مى‌شود، كه بايد آن‌ها را بداند تا آموزنده اصلى را بشناسد، سه بخش است كه در سه مرحله بايد آموخته شود و در هريك از دوره‌ها كوتاهى كند، براى رسيدن به مرحله سوم كه شناختن آموزنده است، فرصتى را از دست داده است. شيخ در صفحه 437 متذكر گرديده كه اگر كسى زمان‌هايى را كه بايد در آن دانستنى‌هاى مقدماتى همگانى و متوسط را كه رشد فكرى از آن حاصل مى‌شود و به دانش نهايى كه شناختن آموزنده اصلى است مى‌كشاند، بيهوده از دست داده باشد و اكنون كه بايد از عهده تكاليف عملى خود برآيد، آموزنده اصلى را نشناخته باشد، تا راه از عهده برآمدن تكاليف را از او بگيرد، در اين وقت كم، چه بايد بكند. در صفحه 684 مى‌گويد پيامبران كه تعاليم خدايى را از راه مهربانى كردن به مردن برایشان مى‌آورند و از سوى خداوند به آنان مى‌آموزند، همان چيزهايى را براى مردم توضيح مى‌دهند كه خود مردم از آن آگاه هستند و در صفحه 686 آمده است كه پيامبران آنچه را خود مردم مى‌دانسته‌اند كه بايد انجام بدهند، به آن‌ها يادآورى مى‌كنند. از جمله ويژگى‌هاى كتاب، روش شيخ در عنوان كردن مطالب و نيز خصايص استدلالى او در اين اثر است كه مى‌توان آن را در موارد زير، خلاصه نمود: الف)- شيخ در آغاز هر فصل، خلاصه مطالبى را كه در آن عنوان مى‌كند، فهرست‌مانند مى‌آورد و مشخص مى‌نمايد كه چه چيزهايى ذكر خواهد كرد. ب)- هنگام شروع به مطلب، نخست قضيه مورد بحث را عنوان مى‌كند و پس از تعريف موضوع و كليات مربوط به آن، دليل اثبات قضيه را مى‌آورد، پس از آن نظر ديگران و قضاياى فرعى و ابهاماتى كه شايد پيش بيايد يا پيش آمده باشد، به‌طورى‌كه در مصاحبه‌هاى حضورى مطرح مى‌شود، در قالب سؤال و جواب مى‌آورد و چنان مجسم مى‌كند كه گويى دو نفر روبه‌رو نشسته‌اند، يكى چيزى مى‌پرسد و ديگرى به او پاسخ مى‌دهد و اين روش تا آن زمان كمتر به كار مى‌رفت. ج)- شيخ براى تحقيق در اثبات مسائل، دو راه پيش گرفته است و در بيشتر جاها، از هر دو روش استفاده مى‌كند: يكى استخراج تعريف براى موضوع قضايا از تتبع موارد و از مشاهدات و تجربه‌هاى درونى و ديگرى، روش تحليل مفهوم موضوع، به اجزاى ذهنى و جستجو از لوازم عينى آن است؛ زيرا نخست بر حسب روش تجربى خود، به تتبع موارد استعمال نام موضوع پرداخته و مفهوم معينى را برایش قطعى مى‌كند و سپس، تعريف منطقى آن مفهوم را به دست مى‌آورد و اجزاى مفهومى و حدى، يا رسمى آن را، با شاهد گرفتن موارد عرفى و اصطلاحى، استخراج مى‌كند و پس از تعيين اجزا و لوازم عقلى و عرفى آن، به توضيح رابطه مابين موضوع با لوازم كه محمولات بر آن موضوع باشند، مى‌پردازد تا آنهايى كه رابطه على و معلولى ميانشان موجود است و در حال وجود و عدم، همراه با يكديگرند، از محمولات ديگر مشخص كند و از اين راه، قضاياى مطلوب را اثبات يا نفى مى‌كند. گاهى نيز براى ثابت كردن رابطه على و معلولى، يا رابطه تضاد و نفى كردن آن، موضوع را از راه نفى و اثبات تقسيم مى‌كند تا شماره اقسام و اصناف را قطعى نمايد؛ وى پس از آن به بررسى يكايك آن اصناف مى‌پردازد تا ثابت كند كه در همه اصناف، آيا رابطه عليت يا تضاد ميان آن‌ها موجود هست يا نيست، تا نفى و يا اثبات قضيه مورد نظر را مسلم نمايد. د)- شيخ در هرجا از اين روش منطقى نتوانسته قضيه‌اى را ثابت كند، نظر عمومى اهل تحقيق را سند گرفته و هر قضيه‌اى را همه فرق اسلامى بدون شك و ترديد، پذيرفته باشند، زير عنوان اجماع، سند قرار داده است. ه)- شيخ چون در پى‌جويى از صفات روحى و معنوى كه محسوس نيستند، براى نوع انسان هيچ راهى جز اين نمى‌يابد كه آنچه را در خود مى‌بيند، مقياس و ملاك تعريف و شناخت آن صفت قرار دهد و تعاريف مربوط به اين‌گونه صفت‌ها را نخست از مشاهداتى كه در شخص خودش دارد، استخراج مى‌نمايد، سپس جنبه‌هاى اختلاف و مغايرت وجودى خود را كه موضوع آن صفات است، با موجود برتر از خود به دست مى‌آورد و آنچه را لوازم موجوديت جسمانى وحدت موضوع مى‌بيند، از آن صفت حذف مى‌كند، تا مفهوم كلى‌ترى كه عارى از آن خصوصيات جسمانى و حدوث باشد و منافاتى با اثبات هميشگى و بلاآغاز بودن وجود موضوع نداشته باشد، به دست آورد و پس از آن به ثابت كردن ملازمه مابين آن صفت تجريدى با موجود غير جسمانى مى‌پردازد و در مورد اثبات هريك از صفات ثبوتى و سلبى خداوند اين روش را چنين اعمال مى‌كند كه نخست، مفاهيم جزئى مربوط به افراد انسان را به دست مى‌آورد و سپس به تجريد و تعميم آن مفاهيم مى‌پردازد تا قسم برترى از آن را استخراج مى‌كند كه منافاتى با وجوب ذاتى خداوند، نداشته باشد. پس هر صفتى را برایش ثابت مى‌كند، به اين دليل است كه از تجزيه و تحليل مفهوم وجوب ذاتى و تماميت وجود، به دست مى‌آيد و هر چه از او سلب مى‌شود، براى اين است كه با وجوب ذاتى و تماميت وجود، تناقض دارد و اين همان راهى است كه ملا صدراشش‌صد سال پس از او پيش گرفته است. و)- بنا بر آنچه گفته شد، چون ادراكات انسان از محسوسات آغاز مى‌شود و از مشاهده امور مشابه و غير مشابه، موفق به تجريد مفاهيم كلى و جدا كردن عوارض صنفى و مشخصات فردى مى‌گردد، تا به خود ماهيات و عناوين ذاتى اشياء برسد. شيخ با رعايت همين سير تكاملى ذهنى و ادراكات انسانى، برخلاف ديگران، نخست به ثابت كردن وجود ذات الهى نمى‌پردازد، بلكه در آغاز، به اثبات نحوه‌هاى كمال ذاتى كه استقلال و غناى ذاتى، چيزى جز آن‌ها نيست، مى‌پردازد و پس از ثابت كردن برترين مصداق براى هريك از مفاهيم صفات، نتيجه آن مى‌شود كه برترين ذات يا موجودى هست كه مصداق موجود بالذات يا قديم بالذات يا واجب بالذات است؛ زيرا موجود غنى بالذات، كه از هيچ جهتى وابستگى به ديگرى ندارد، هيچ تصورى از او نمى‌توان كرد، جز آنكه، وجود ذاتش عين موجوديت برترين مصداق، براى اين صفات باشد و شيخ اين قسمت اخير را، در فصل جداگانه‌اى عنوان كرده است. بنابراین، روشى كه شيخ در مورد شناختن خداوند، انتخاب كرده است، بر طبق امكان پيشروى ذهن و سير تكاملى ادراكات انسان است كه هميشه از يك مفهوم ناقص، به‌سوى مفهوم كامل‌ترى پيش مى‌رود و كامل‌ترين مفهومى كه پس از پيش رفتن گام‌هاى بسيار، شايد براى افراد انگشت‌شمارى تصور كردنش ميسر شود، همان مفهوم غناى همه‌جانبه مطلق و استقلال همه‌جانبه است كه از آن به وجوب يا قدم ذاتى تعبير مى‌شود. شيخ مطالب خود را بر طبق اين سير تكاملى ذهن، در چندين فصل تنظيم نموده و خلاصه‌اش از اين قرار است كه مى‌گويد: در مرحله اول، نخستين چيزى كه ادراك مى‌شود، دگرگونى‌هاى محسوس است كه در جهان كلى بزرگ ديده مى‌شود و شيخ ثابت مى‌كند كه اين دگرگونى‌ها حقيقى است، نه آنكه تخيلى و موهوم باشد. مرحله دوم، به اثبات اين قضيه مى‌پردازد كه هيچ دگرگونى، خودبه‌خود در چيزى پديد نمى‌آيد و هيچ جسمى، تغيير حالت نمى‌دهد مگر آنكه نيرويى از خارج بر آن وارد شده باشد و كارى روى آن انجام گرديده باشد و اين، همان اصلى است كه ارسطو از آن، وجود محرك اولى را ثابت مى‌كند. نتيجه از آن دو مقدمه، اين است كه سرزدن كار و تأثير، به نيروى مؤثر نياز دارد كه صفت قدرت و قوت نام دارد و شيخ از اينجا ثابت مى‌كند كه نيروى انجام كار، يا قدرت، در عالم موجود است، هرچند وجود ذات و چيزى كه اين نيرو متعلق به آن باشد، هنوز مسلم نيست. ذهن انسان پس از رسيدن به اين مرحله، به جدا كردن وقايع متناسب و مرتبط با يكديگر و يا متضاد با يكديگر، مى‌پردازد و آن‌ها را از هم جدا مى‌بيند و ملاحظه مى‌كند كه با تغيير دادن شرايط، گاهى كارى با كار ديگر متناسب يا غير متناسب مى‌شود و اين را، دليل بر وجود نيروى تطبيق و مقايسه و ادراك و محاسبه مابين كارها مى‌بيند و آن نيرو از صفت دانايى حكايت مى‌كند، بدون توجه به اينكه ذاتى موجود باشد و اين صفت، به او وابستگى داشته باشد. سپس از اينكه مى‌بينيم صفت توانايى و دانايى، بدون صفت زندگى پيدا نمى‌شود، به وجود اين صفت پى مى‌بريم، بدون توجه به وجود ذاتى كه داراى اين صفت‌ها باشد. پس از آن پى مى‌بريم كه چون با صفت دانايى، كارها را با يكديگر متضاد يا متناسب درك كرديم، پس انجام شدن يكى از آن كارها در هر موردى، نياز به نيروى انتخاب و برگزيدنش دارد؛ پس كارهاى جبرى و طبيعى را از ارادى، جدا مى‌كنيم و به وجود صفت اختيار، از آن پى مى‌بريم. پس از پيمودن اين مرحله، چون كسانى به وجود ارباب انواع، اعتقاد داشتند و براى هريك از صفات، وجود جداگانه‌اى مستقل و غير متعلق به هيچ ذاتى مى‌پنداشتند، شيخ براى از بين بردن اين عقيده، از راه تضايف، پيش رفته و مى‌گويد: ميان هر قضيه دانسته‌شده و توانسته‌شده و برگزيده‌شده، با ذاتى كه دانا و توانا و برگزيننده باشد، تضايف حاصل است و اين دو، در تصور و در وجود، از يكديگر جداشدنى نمى‌باشند. در پايان مى‌توان گفت چنين روشى كه شيخ انتخاب كرده، اختصاص به خود او دارد و چون منطبق با سير تكاملى ذهن انسان است، بسيار منطقى و محكم به نظر مى‌رسد. برخلاف روش امكان و وجوب كه نخست فلاسفه از آن به اثبات ذات واجب مى‌پردازند و صفات را از آن استخراج مى‌كنند.
إشارة السبق و تليها قاعدة ضمان اليد
نویسنده:
علي بن حسن حلبي، فضل الله نوري؛ محقق: ابراهیم بهادری؛ مقدمه نویس: جعفر سبحانی
نوع منبع :
کتاب , آثار منسوب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مؤسسة النشر الاسلامی,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اشارَةُ السّبق کتابی کلامی و فقهی به زبان عربی نوشته ابوالمجد حلبی. وی در مباحث اعتقادی به چهار رکن توحید، عدل، نبوت و امامت پرداخته و در بخش فقه به پنج رکن تکلیفی صلات، صوم، زکات، حج و جهاد می‌پردازد. در انتساب کتاب به مؤلف اختلاف است؛ هر چند برخی معتقدند که کتاب، منتسب به ابوالمجد حلبی بوده و به غیر از او صحیح نیست. از کتاب، با نام «اشارة السبق الی معرفة الحق» نیز یاد شده است. این کتاب از معدود کتاب‌هایی است که در آن هم مباحث عقائد و هم احکام فقهی مطرح گردیده است. کتاب از دو بخش کلام و فقه تشکیل شده است. مؤلف از علم کلام، تعبیر به ارکان تکلیف عقلی و از فقه با عنوان ارکان تکلیف شرعی یاد می‌کند. بخش اول: در علم کلام و شامل چهار اصل اعتقادی (توحید، عدل، نبوت و امامت) بخش دوم: در فقه و شامل پنج رکن فقهی (صلاة، صوم، زکات، حج و جهاد). چاپ این کتاب، در انتشارات جامعه مدرسین به سال ۱۴۱۴ق در قم بوده است. تحقیق این اثر با ابراهیم بهادری بوده و همراه این کتاب «رسالةٌ فی قاعدة ضِمانِ الیَد» شیخ فضل‌الله نوری چاپ شده است.
غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام المجلد 6
نویسنده:
هاشم بن سلیمان بحرانی؛ محقق: علی عاشور
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بيروت: مؤسسة التاریخ العربی,
چکیده :
«غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام»، کتابی است کلامی به زبان عربی، نوشته هاشم بن سلیمان بحرانی، عالم شیعه قرن یازدهم. این کتاب مجموعه‌ ای از احادیث شیعه و سنی در فضایل امام علی (ع) و ائمه شیعه (ع) است. این کتاب در زمان ناصرالدین شاه قاجار به دست شیخ محمد تقی دزفولی با عنوان کفایة الخصام به فارسی ترجمه شد. این کتاب، یکی از بهترین کتاب های کلامی علامه بحرانی است که تبحر علمی و تحقیقی یاشان را نشان می دهد.
غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام المجلد 5
نویسنده:
هاشم بن سلیمان بحرانی؛ محقق: سیدعلی عاشور
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بيروت: مؤسسة التاریخ العربی,
چکیده :
«غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام»، کتابی است کلامی به زبان عربی، نوشته هاشم بن سلیمان بحرانی، عالم شیعه قرن یازدهم. این کتاب مجموعه‌ ای از احادیث شیعه و سنی در فضایل امام علی (ع) و ائمه شیعه (ع) است. این کتاب در زمان ناصرالدین شاه قاجار به دست شیخ محمد تقی دزفولی با عنوان کفایة الخصام به فارسی ترجمه شد. این کتاب، یکی از بهترین کتاب های کلامی علامه بحرانی است که تبحر علمی و تحقیقی یاشان را نشان می دهد.
غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام المجلد 3
نویسنده:
هاشم بن سلیمان بحرانی؛ محقق: علی عاشور
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بيروت: مؤسسة التاریخ العربی,
چکیده :
«غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام»، کتابی است کلامی به زبان عربی، نوشته هاشم بن سلیمان بحرانی، عالم شیعه قرن یازدهم. این کتاب مجموعه‌ ای از احادیث شیعه و سنی در فضایل امام علی (ع) و ائمه شیعه (ع) است. این کتاب در زمان ناصرالدین شاه قاجار به دست شیخ محمد تقی دزفولی با عنوان کفایة الخصام به فارسی ترجمه شد. این کتاب، یکی از بهترین کتاب های کلامی علامه بحرانی است که تبحر علمی و تحقیقی یاشان را نشان می دهد.
فروغ ولایت
عنوان :
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
موسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق (ع),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب فروغ ولایت دارای شش بخش می باشد که به ترتیب عبارتند از: زندگی امام علی علیه السَّلام قبل از بعثت پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم؛ زندگی امام علی (علیه السلام) پس از بعثت پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم وقبل از هجرت؛ زندگی امام علی (علیه السلام) پس از هجرت وپیش از رحلت پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم؛ زندگی امام علی (علیه السلام) پس از درگذشت پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم وقبل از خلافت؛ رویدادهای دوران خلافت امام علی (علیه السلام)؛ وقایع پس از نهروان وشهادت امام علیه السَّلام" می باشد.
جایگاه امامت دراندیشه سیاسی امام رضا علیه السلام
نویسنده:
امیر بی باک
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام در مکتب و اعتقادات شیعه هشتمین جانشین پیامبر (ص) می باشد. مکتب شیعه معتقد است که امام دارای ویژگی های ممتاز و خاصی است که مردم با علم محدود خود نمی توانند او را شناسایی و انتخاب کنند. از جمله این ویژگی ها مصونیت کامل از هر نوع خطا و اشتباه در درک حقایق، گفتار و عمل به احکام الهی می باشد. به همین دلیل چون مردم دارای بینش کافی برای انتخاب امام نیستند و بدلیل برهان لطف الهی که ضرورت وجود پیامبر را برای راهنمایی و سعادت انسان لازم می داند، در ادامه انتصاب پیامبر، انتخاب امام نیز از سوی خداوند ضروری می باشد. در مکتب تشیع هدایت سیاسی جامعه زیر مجموعه و جزئی از ماموریت اصلی امام یعنی هدایت بشریت به سوی رستگاری، کمال و تقوی می باشد. به این دلیل در این نگارش پژوهش نشان داده شده استکه کلیه برخوردها و منازعات سیاسی خلفای هم عصر امام رضا (ع) و قیامها و جنبش هایی که علیه حکومت سیاسی صورت گرفته است و مواضع امام در مقابل آنها با میزان ارتباط میان آنها و توجه به اصل اعتقاد به امامت، ارزیابی و ارزشگذاری شده است. در این پژوهش تلاش می گرددکه به این پرسش پاسخ داده شود که امامت در اندیشه سیاسی امام رضا(ع) از چه جایگاهی برخوردار است. بهبیان دیگر ایشان در رابطه با تبیین امامت به عنوان دال مرکزی گفتمان اندیشه سیاسی خود چه اقداماتی نموده است. پژوهش حاضر بر این فرض استوار است که امام(ع) با بیان حدیث سلسله الذهب در آن زمان برای مردمان آن دوره و آیندگان خط واضح و روشنی را ترسیم کرد و اندیشه سیاسی ناب شیعه را برای مسلمانان تبیین نمود.
منهاج النجاة في بيان العلم الواجب على كل مسلم و مسلمة
نویسنده:
ملامحسن فيض كاشاني؛ محقق: غالب حسن
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: الدار الاسلامیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب منهاج النجاة تالیف حکیم بزرگوار و محدث کبیر، ملا محسن فیض کاشانی است که در باره اعتقادات ، عبادات و اخلاقیات به نگارش در آمده است. این اثر در بیان آنچه که دانستنش بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است، تالیف شده است. منهاج النجاة با اسلوبی مشابه احیاء العلوم غزالی و محجة البیضاء ، فصل بندی شده است. این کتاب با حجم کمی، همه معارف و آداب و اخلاق را در بر دارد و شامل دو مقصد است: مقصد اول در اعتقادات پنج گانه است. مقصد دوم در تقواست که دارای پنج باب می‌باشد. این بابها در مورد طاعات و معاصی اعضا و جوارح و قلب انسان می‌باشند و نیز بابی در باره آداب صحبت و معاشرت وجود دارد. در پایان مطلبی را در مورد طلب علم به عنوان خاتمه بیان می‌کند. ملا محسن فیض کاشانی در مقدمه «منهاج النجاة» می‌نویسد: «این کتاب منهاج النجاة است که من آن علمی را که نجات در آخرت بدان متوقف است و طلب آن بر هر مرد و زن مسلمان واجب می‌باشد، چنانچه در سنت طاهر وارد شده در این کتاب بیان نمودم و به بعضی از آن اموری که موجب دست یابی به درجات عالیه است، اشاره نمودم و آن را به درخواست بعضی از برادران به رشته ی تحریر درآوردم، امید که به لطف خدای متعال، آن برادر و سایر مومنین از این کتاب بهره مند گردند.»