جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تبیین تجربه‌های نزدیک به مرگ بر مبنای نظریه عالم مثال سهروردی
نویسنده:
پدیدآور: لیلا فیروزی ؛ استاد راهنما: اسدالله آژیر ؛ استاد مشاور: فاطمه بختیاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تجارب نزدیک به مرگ به تجاربی گفته می‌شود که افراد طی مرگ بالینی یا وضعیتی نزدیک به آن، بنا بر ادعا لحظاتی معجزه‌گونه، رمزآمیز و متعالی را از حیات پس از مرگ تجربه کرده‌اند، اما از طریق فرایند احیا(ماساژقلبی، تنفس‌مصنوعی، شوک و غیره) مجدداً به حیات جسمانی خویش بازگشته‌اند و رویدادهایی را که در خلال تجربه از سر گذرانده‌اند برای دیگران بازگو کرده‌اند. بررسی‌ها حاکی از آن است که اظهارنظر درباره ویژگی‌های تجارب نزدیک به مرگ متنوع و توأم با اختلاف نظرهای فراوانی بوده است؛ به‌طوریکه برخی از پژوهشگران ویژگی‌های مشترک تجارب را نه عنصر و برخی تعداد آن را بیشتر و یا کمتر دانسته‌اند. اگرچه تجربه‌گران نمی‌توانند تمام جزئیات تجربه خود را به‌دقت شرح دهند و میان اظهارات آن‌ها مشابهت‌هایی دیده می‌شود، اما به‌طور کلی برخی از ویژگی‌های برجسته تجارب نزدیک به مرگ آن‌ها عبارت‌اند از: احساس وقوع مرگ و شگفتی ناشی از این احساس، احساس خروج از بدن، تجربه گذر از تونل، ورود به قلمرویی ماورایی، ادراک نوری درخشان یا وجودی نورانی، مواجهه با اقوام و آشنایان متوفی یا وجودهای ناشناخته، مرور وقایع زندگی و از سر گذراندن نوعی حس از خودداوری، مواجهه با نوعی مرز یا مانع، بازگشت به جسم اعم از داوطلبانه یا غیرداوطلبانه. پژوهشگران حوزه‌های مختلف علمی با تکیه بر مبانی متفاوت خود، تبیین‌های مختلفی از تجربه‌های نزدیک به مرگ ارائه کرده‌اند. برخی از این تبیین‌های عمده و قابل‌توجه عبارت‌اند از: الف) تبیین‌های فیزیولوژیکی؛ برخی از پزشکان و فیزیولوژیست‌ها در پی آن‌اند تا فارغ از باور به وجود بُعدی غیر مادی در انسان، تجارب نزدیک به مرگ را نتیجه فعل و انفعالات شیمیایی مغز و ناکارآمدی‌های زیستی-عصبی وابسته به جریان مغز قلمداد کنند. بنابراین تجارب نزدیک به مرگ را شاهدی دال بر وجود روح و حیات پس از مرگ نمی‌دانند، بلکه متعلق ادراک تجربه‌گران را امری غیرواقعی و توهمی قلمداد می‌کنند. ب) تبیین‌های روانشناختی؛ برخی از محققین معتقدند منشأ وقوع تجربیات نزدیک به مرگ را باید در ساحت روانی تجربه‌گران جست‌وجو کرد. بر این اساس، تجربیات نزدیک به مرگ را جلوه‌های دگرگونی در آگاهی و شعور و مکانیزم دفاعی تجربه‌گران در تنش ناشی از مواجهه با رویدادهای بحرانی قلمداد می‌کنند و مدعی‌اند که این تجربیات در خوشبینانه‌ترین حالت بازتاب عقده‌های ناخودآگاه، توهم، هذیان و ناشی از بیماری‌های روانی و در بدبینانه‌ترین حالت، دروغین و ساختگی‌اند. پ) تبیین‌های فراطبیعی؛ مدافعان این دیدگاه اگرچه بروز برخی تغییرات فیزیولوژیکی و عصب‌شناختی در حین تجربه را انکار نمی‌کنند، اما در نهایت تجربیات نزدیک به مرگ را امری واقعی و شاهدی دال بر وجود نیروهای ماوراِِءالطبیعی از قبیل ارواح و خدایان و آگاهی مستقل از کالبد مادی تلقی می‌کنند و معتقدند که متعلق تجربیات نردیک به مرگ امری فراتر از بدن مادی است. این دسته از تبیین‌ها خود طیفی از تبیین‌های فراروانشناختی تا تبیین مبتنی بر اعتقاد به روح مجرد را در بر می‌گیرد. به نظر می‌رسد که در چارچوب تبیین‌های فراطبیعی بتوان از طریق نظریه عالم مثال سهروردی، تبیینی دیگر از تجربه‌های نزدیک به مرگ ارائه کرد. عالم مثال(عالم خیال منفصل یا عالم اشباح مجرده) به‌عنوان یکی از ابتکارات سهروردی، عالمی است که به‌لحاظ مرتبه وجودی در یک نشئه تجردی خیالی میان عالم عقل و عالم ماده، یعنی فروتر از انوارقاهره و مُثل افلاطونی(عالم عقول) و فراتر از عالم برزخ(عالم ماده) قرار دارد. موجودات مثالی اگرچه ماده ندارند، اما خصوصیات ماده از قبیل زنگ، شکل، اندازه و مقدار در آنان مشهود است، ولی این خصوصیات را با حواس ظاهری نمی‌توان درک کرد، بلکه متعلق ادراک خیالی و باطنی قرار می‌گیرند. سهروردی خود با استفاده از نظریه عالم مثال منفصل، به تبیین امور مختلفی در معتقدات دینی و فلسفی می‌پردازد، از جمله اینکه وی از عالم مثال برای توجیه قیامت و بعث اجساد و معاد جسمانی استفاده کرده است. تمثیلات عارفان بر اثر ریاضت، احوال خوش دریافت شده از افلاک توسط عارفان، صور مثالی ربانی همچون شهود جبرئیل به‌صورت دحیه کلبی، وجود اجنه و شیاطین را به عالم مثال مرتبط می‌داند. معجزات و کرامات انبیاء و اولیا از مغیبات را توسط عالم مثال تبیین می‌کند و نیز رؤیت صور خیالی، خواب و رؤیای صادقه را تنها در عالم مثال ممکن می‌داند. به نظر می‌رسد که تبیین تجربیات نزدیک به مرگ می‌تواند یکی دیگر از کارکردهای نظریه عالم مثال سهروردی باشد. ویژگی‌هایی را که تجربه‌کنندگان در تجارب نزدیک به مرگ بیان می‌کنند و برخی از محققان آن‌ها را دسته‌بندی کرده‌اند، عالم مثال سهروردی را به ذهن متبادر می‌سازد. در این پژوهش خواهیم کوشید علاوه بر بیان چیستی و ویژگی‌های عالم مثال سهروردی و تجارب نزدیک به مرگ، کارکرد عالم مذکور را در تبیین تجارب نزدیک به مرگ مورد بررسی قرار دهیم.
گفت ‌وگو با غلامحسين ابراهيمي ديناني در روز بزرگداشت شيخ اشراق: سهروردي ايراني خالص است
نویسنده:
محسن آزموده ؛پاسخ دهنده:غلامحسين ابراهيمي ديناني
نوع منبع :
مقاله , مقالات روزنامه‌ای , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
جوهره انتقادي انديشه سهروردي
نویسنده:
فرزاد نعمتي
نوع منبع :
مقاله , مقالات روزنامه‌ای
منابع دیجیتالی :
اشراقي سهرورد
نوع منبع :
مقاله , مقالات روزنامه‌ای
منابع دیجیتالی :
تجرد و عدم تجرد ازنظر فلاسفه اسلامی(ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا)
نویسنده:
پدیدآور: فرزانه رنجبرزاده ؛ استاد راهنما: عباس جوارشکیان ؛ استاد مشاور: سیدمرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله تجرد و مبحث مجرد و مادی و اینکه مجردات و مادیات چه نوع موجوداتی هستند و چه ارتباطی با یکدیگر دارند؛ ازجمله مسائل و مباحث مهم و محوری در فلسفه است؛ به‌نحوی‌که فیلسوفان را واداشته تا موضعی را در مقابل آن، اختیار نمایند. در این پژوهش تلاش بر آن است تا دیدگاه ابن‌سینا و سهروردی به خصوص ملاصدرا درباره چیستی و حقیقت تجرد موردبررسی دقیق قرارگرفته و با توجه به تعاریف آن‌ها از تجرد، نحوه ارتباط مجرد و مادی در تمام مراتب هستی تحلیل گردد. ازآنجاکه چیستی و گستره تجرد با توجه به معنای سلبی ارائه‌شده از آن توسط فلاسفه با نظریه علم و شعور در نفس حیوانی و نباتی و حتی جمادات سازگاری ندارد، تمرکز و تلاش نگارنده بر آن است تا با یافتن معنای حقیقی و ایجابی از آن، بتواند مشکل مزبور و نحوه ارتباط مراتب وجود را حل نموده و از دیدگاه دوگانه انگار فلاسفه قبل از صدرالمتألهین به یگانه انگار برسد. اهداف دیگری را که رساله پیش‌رو دنبال می‌کند عبارت‌اند از: بیان ویژگی‌ها، اوصاف و احکام مجردات و مادیات؛ بیان مراتب و اقسام مجردات در قوس نزول و صعود؛ تعیین مرز مادی و مجرد و نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر به عنوان محور اصلی رساله؛ که تمام موارد مذکور با روش تحلیلی- استدلالی، انجام‌شده و در بستر یک بررسی تطبیقی؛ سامان‌یافته است. در پایان امید است این پژوهش فتح بابی باشد برای تلاش دانش پژوهان، در این زمینه.
سازوکار تأثیرگذاری رویکرد حکمای مشائی بر آراء شیخ اشراق در تکون معقول ثانی فلسفی
نویسنده:
سیدعماد مصطفوی ، مسعود اسماعیلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در باب مفاهیم، شیخ اشراق کاملاً متأثر از فضای حاکم بر تفکر مشائی است. این تأثیرپذیری چه در ناحیه اصل مفاهیم کلی و چه در ناحیه تقسیماتی که مفاهیم کلی به‌عنوان مقسم می‌پذیرند، کاملاً روشن است. سهروردی حتی در معیار و میزان تمایز مفاهیم از یکدیگر، به‌ویژه در گنجاندن معقولات فلسفی ذیل معقولات ثانیه که باید نخستین گام در تکون معقول ثانی فلسفی برشمرده شود، از بهمنیار تأثیرات گسترده و کاملاً مشهودی پذیرفته است. نوشتار در پیش رو با توجه به اهمیت کاوش هر چه عمیق‌تر این سازوکار که موفقیتی کم نظیر در شکوفایی و انضباط بخشی مباحث فلسفی، خصوصاً با توجه به بستری که حکمای پیشین در این مبحث از خود بجای گذاشته بودند، با روشی تحلیلی ـ فلسفی به بررسی آراء و دیدگاه‌های حکمای مشائی و اشراقی (از کندی، فارابی، ابن‌سینا و بهمنیار تا سهروردی) پرداخته و بر آن است تا چگونگی این اثرپذیری را تبیین نماید.
صفحات :
از صفحه 51 تا 72
تحلیل خوانش تصویری مولوی و سهروردی از مفهوم اسارت پرندۀ روح (داستان‌های پرندگان در مثنوی و رساله‌های تمثیلی)
نویسنده:
مریم حق شناس ، داود اسپرهم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در عرفان و فلسفه گزارۀ هبوط روح همواره در تصویر پرنده نمود یافته است. مولانا و سهروردی از این تمثیل، بارها برای بیان مقاصد خویش بهره بردند. این جستار با بررسی داستانِ پرندگان در مثنوی و رساله­های تمثیلی سهروردی ­چون عقل سرخ، صفیر سیمرغ، آواز پرجبرئیل، لغت موران و قصۀ غربت غربی نشان می‌دهد که دو عامل اسباب تمایز این تصاویر تمثیلی را رقم می­زند؛ ابتدا حالات و موقعیت­های گوناگون شناسا است؛ اینکه ادراک شناسا از یک پدیدار به واسطۀ شرایط خاصی که در آن قرار می‌گیرد، متفاوت خواهد بود؛ بنابراین، رمزهایی که در داستان­های رمزی ممثل می­شوند، به فراخور مراتب روحی فرد متنوع خواهند بود. دوم پدیده و تجلی آن در سطح آگاهی است؛ اینکه آگاهی سبب می‌شود پدیده در شکل خاصی نمود پیدا کند. به‌این‌ترتیب، یک گزارۀ واحد یا یک معنی ثابت و کهن همانند «اسارت روح» می‌تواند در ارتباط با سه عامل شناسا، پدیده و زبان در قالب تصاویر رمزی متنوع بروز یابد.
صفحات :
از صفحه 23 تا 42
عشق الهی از دیدگاه شیخ اشراق و کی‌یرکه‌‌گارد
نویسنده:
پدیدآور: سمیه رضایی ؛ استاد راهنما: مجید ملایوسفی ؛ استاد مشاور: سیدفتاح مرتضوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از جمله مباحث مهم در باب عشق، نظریه «عشق الهی» می‌باشد که از گذشته تا به امروز در حوزه‌های مختلفی نظیر اخلاق، الهیات، انسان‌شناسی، معنای زندگی، فلسفه و عرفان مطرح بوده است. متفکران در طول تاریخ مساله عشق را از سه جنبه علمی، فلسفی و عرفانی- شهودی بررسی کرده‌اند. فیلسوفان عشق را به انواع مختلفی تقسیم‌بندی کرده‌اند که یکی از آن‌ها تقسیم عشق به عشق اروتیک، عشق فیلیایی و عشق آگاپه‌ای (عشق الهی) می‌باشد. در عشق اروتیک هدف دستیابی به لذت است. عشق فیلیایی یا اخلاقی تنها وظیفه است. عشق آگاپه‌ای که از آن به عشق دهنده تعبیر می‌شود، استمرار داردو همه‌گستر و فراگیر است. در باب «عشق الهی» دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. سورن کرکگارد فیلسوف دانمارکی مسیحی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی (شیخ اشراق) فیلسوف مسلمان نیز به بیان دیدگاه‌های خود در این باب پرداخته‌اند. کرکگارد نیز قائل به این سه نوع تقسیم‌بندی می‌باشد. او بر این باور است که عشق آگاپه‌ای را نباید تخصیص زد واین نوع عشق ارزش آفرین است. شیخ اشراق نیز عشق را به مجازی و حقیقی (عشق الهی) تقسیم می‌کند. عشق الهی دوستی نسبت به خدا و صفات وافعال اوست؛ از آن جهت که وابسته به اوست و برای رسیدن به آن باید از عشق مجازی عبور کرد. در بررسی نظریات کرکگارد و شیخ اشراق در باب عشق الهی به دیدگاه‌های مشترک فراوانی برمی‌خوریم از جمله این‌که هر دو فیلسوف، معتقد به ازلی و ابدی بودن عشق می-باشند و معرفت را پایه و اساس عشق می‌دانند که از جمله ویژگی‌های عاشق حزن و اندوه برخاسته از معرفت می‌باشد. همچنین لازم به ذکر است که در دیدگاه کرکگارد اخلاق عشق الهی، وظیفه‌گرایانه است زیرا عشق ورزیدن امری الهی استاما سهروردی معتقد است که شرط وجود عشق الهی، تهذیب نفس می‌باشد از این‌رو دیدگاه وی اخلاق فضیلت‌گرایانه است.
تحلیل انتقادی حدوث نفس در آراء شیخ اشراق
نویسنده:
فرح رامین ، سیده‌سکینه یزدان‌پناه
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
حدوث و قدم نفس ازجمله دغدغه‌های فیلسوفان مسلمان بوده است. شیخ اشراق، براساس مبانی فلسفی و دلایل ویژه خود، به حدوث نفس قائل است. او معتقد است نفس همزمان با حدوث بدن مادی، به صورت مجرد حادث می‌شود. شارحان سهروردی، اندیشه وی را با متون دینی ناسازگار دانسته و دلایل وی بر حدوث نفس را ناتمام دانسته‌اند. از طرفی شیخ اشراق در رسائل رمزی و تأویلی‌اش به حضور نفس در عوالم پیشین اشاره دارد و به نظر می‌رسد که نفس از بالا و عوالم مافوق، به این نشئه مادی آمده و عوالمی را پیش از این دنیا سیر کرده است. در این پژوهش برآنیم با رویکردی تحلیلی و نو اشراقی از مبانی فلسفی شیخ اشراق، ناسازگاری موجود در آراء سهروردی را توجیه کنییم و به این نتیجه رهنمون شده‌ایم که نفوس انسانی پیش از دنیا در ناحیه علت و رب‌النوع خویش به نحو کلی وجمعی وجود داشته‌اند و سپس در این عالم مادی به نحو جزئی و شخصی حادث شده‌اند.
تشکیک و کارکردهای آن از دیدگاه سهروردی و علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: فرح افشار ؛ استاد راهنما: عین‌الله خادمی ؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تشکیک در لغت به معنی شک و تردید و در اصطلاح به این معنی است که یک لفظ دارای مفهوم واحدی باشد ولی اموری که آن مفهوم شامل آنها می شود به تقدم و تاُخر متفاوت می باشند.کتابهای منطق در بحث از کلی و جزئی و تقسیمات آن به مشکک و متواطی به بحث درباره تشکیک نیز پرداخته اند و کتابهای فلسفی در مباحث امور عامه و وجود شناسی و عرفانی ضمن بحث از "وحدت وجود"به مطالعه "تشکیک"نیز پرداخته اند.هر چند اصطلاح تشکیک ،بیشترین نقش خود را در نظریه وحدت تشکیکی وجود صدرایی می نمایاند ،اما این اصطلاحنیز مانند بسیاری از اصطلاحات تخصصی فلسفی در عرصه تحول و تطور،سرگذشت تاریخی قابل توجهی داشته است و معنای آن در نزد اندیشمندان مسلمان یکسان نبوده است.تشکیک نظریه مهمی است که درباره وجود بعنوان موضوع اصلی فلسفه اطلاق شده است .این که این اطلاق درباره مفهوم وجود است یا حقیقت وجود،مهم ترین تفکیکی است که معمولا به آن توجه نمی شود. ابن سینا نخستین حکیمی بوده است که به مساُله تشکیک در وجود (نه صرفا تشکیک)پرداخته است .وی در الهیات شفا می گوید:((وجود بما هو وجود با شدت و ضعف مختلف نمی شود و کمتر و ناقص تر را نمی پذیردو تنها تفاوت در سه حکم می پذیردکه عبارتند از:تقدَم و تاًخر، بی نیازی و نیاز و وجوب و امکان.حکمای مشاء تشکیک را مربوط به نحوه صدق مفهوم وجود بر مصادیقش می دانند که بعدها بعنوان تشکیک عامی نامیده شد و بعد آن عناوین دیگری چون تشکیک خاصی نیز به کار گرفته شد.پرداختن به نظریه ای که در حکمت متعالیه به منظور توجیه کثرت موجودات مطرح شده در حل بسیاری از مسائل فلسفی تاثیر بسزایی داشته است.نظریه تشکیک می تواند نقش مبنایی و بنیادی در تبیین و تفسیر مباحث اعتقادی و توحیدی مهمی چون معاد جسمانی،حقیقت نفس ناطقه،مباحث هستی شناسی مانندرابطه علت و معلول و قبول وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت و ...داشته باشد.سهروردی فیلسوف نامدار قبل از ملاصدرا،مساله تشکیک را عنوان نموده و آن را از مسائل مهم و اساسی فلسفه به شمار آورده است و تشکیک را از باورهای حکمای ایران باستان می داند.علامه طباطبایی بعنوان یکی از حکمای نوصدرایی در برخی مسائل با ملاصدرا هم عقیده است ولی این تحقیق بر آن است که دیدگاه ایشان را در باره تشکیک و اقسام و کارکردهای آن تبیین کند.سوال این است که تشکیک در فلسفه سهروردی چه اقسامی دارد؟ملاک تشخیص تشکیک چه می باشد؟آیا تشکیک می تواند در حیطه هستی شناسی و معرفت شناسی،انسان شناسی،روانشناسیو حیطه توحیدی کارکرد داشته باشد؟آیا تشکیک یک اختلاف طولی است یا عرضی؟و فیلسوفان در چه مسائلی توانسته اند از تشکیک بهره ببرند؟اینها سوالاتی است که نگارنده در این تحقیق در پی پاسگویی به آنها از دیدگاه سهروردی و علامه طباطبایی می باشد.